بازدارندگی نامتقارن و قدرت ایران بعد از جنگ منطقه‌ به روایت رسانه عربی

خبرگزاری تسنیم دوشنبه 22 تیر 1405 - 13:01
العربی الجدید به بررسی قدرت ایران بعد از جنگ منطقه‌ای و معادله بازدارندگی نامتقارن تهران پرداخت.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب تحلیل‌های رسانه‌ای در مورد مرحله جدید منطقه بعد از معادلات ایجاد شده به دنبال جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که هیچ یک از اهداف این تجاوز را محقق نکرد، وب سایت قطری العربی الجدید در مقاله‌ای تحت عنوان «توانمندی‌های ایران بعد از حملات آمریکا و اسرائیل»، به بررسی معادله بازدارندگی جدید تهران پرداخته و نوشت: در سال‌های اخیر، منطقه غرب آسیا شاهد تغییر تدریجی در ماهیت درگیری بین اسرائیل و ایران بوده است. این رویارویی از یک جنگ نیابتی به الگویی پیچیده‌تر تبدیل شده است که با حملات مستقیم محدود و چندوجهی علیه دارایی‌های هوایی، موشکی، سایبری و اطلاعاتی مشخص می‌شود.

در این زمینه، حملات اسرائیل که بخش‌هایی از سیستم‌های دفاعی، زیرساخت‌های موشکی و مراکز فرماندهی و کنترل ایران را هدف قرار داد، نشان‌دهنده یک تحول کیفی است که دو سوال اساسی را مطرح می‌کند: میزان قابلیت‌های باقی‌مانده ایران چقدر است؟ و آنها تا چه حد هنوز عنصری تأثیرگذار در معادله بازدارندگی منطقه‌ای هستند؟

این مطالعه بر این فرض استوار است که کاهش قابلیت‌های نظامی لزوماً به معنای فروپاشی آنها نیست. بلکه اغلب منجر به تغییر شکل ابزارها و روش‌های بازدارندگی در چارچوبی انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر می‌شود. بنابراین، تحلیل قدرت ایران نباید محدود به خسارات مادی مستقیم باشد، بلکه باید ظرفیت سیستم نظامی ایران برای بازتولید، استقرار مجدد و ایجاد عدم قطعیت استراتژیک در میان دشمنانش را نیز در بر بگیرد.

ین مطالعه در پی تحلیل قابلیت‌های باقی‌مانده ایران پس از حملات، ارزیابی پیامدهای آنها برای محیط امنیتی منطقه‌ای با توجه به تشدید جنگ هیبریدی و گسترش مناطق درگیری است.

مفهوم سنتی بازدارندگی و بازدارندگی نامتقارن و موثر ایران

مفهوم بازدارندگی سنگ بنای روابط بین‌الملل و نظریه‌های استراتژی نظامی است. این مفهوم به عنوان توانایی یک دولت برای تأثیرگذاری بر محاسبات دشمن با وادار کردن آنها به خودداری از رفتار خصمانه به دلیل درک این موضوع که هزینه‌های آن از هرگونه دستاورد بالقوه بیشتر است، تعریف می‌شود.

بازدارندگی بر دو عنصر اصلی استوار است: توانایی و اعتبار. این بدان معناست که در بازدارندگی توان نظامی به تنهایی کافی نیست بلکه باید جدیت و اعتبار هر طرف در مورد اینکه آیا حاضر به استفاده از قدرت نظامی خود و ورود به نبرد هستند یا نه سنجیده شود.

در این چارچوب، ادبیات استراتژیک بین دو نوع اصلی بازدارندگی تمایز قائل می‌شود: بازدارندگی تنبیهی، که بر تهدید دشمن با خسارات قابل توجه متکی است، و بازدارندگی از طریق انکار، که هدف آن جلوگیری از دستیابی دشمن به اهدافش با تضعیف قابلیت‌های عملیاتی آن است.

در این میان ارزیابی قدرت ایران محدود به اندازه‌گیری میزان خسارات نیست، بلکه به تحلیل توانایی آن در ایجاد «اثر بازدارندگی پایدار» نیز گسترش می‌یابد.

در مورد ایران، بازدارندگی در یک مدل بازدارندگی نامتقارن تجسم می‌یابد که علاوه بر ابزارهای جنگ سایبری و شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای، بر ترکیبی از موشک‌های بالستیک، پهپادها و قابلیت‌های دریایی غیرمتعارف متکی است.

هدف از این مدل بازدارندگی ایران در چارچوب بازدارندگی نامتقارن، جبران شکاف ناشی از برتری نظامی دشمن است و باید به توانمندی این کشور برای ایجاد تاثیر بازدارندگی پایدار که حالتی از عدم قطعیت استراتژیک را برای دشمنانش ایجاد می‌کند توجه داشته باشیم.

توانمندی‌های ایران بعد از حملات آمریکا و اسرائیل

برآوردهای منابع آزاد که خیلی موثق نیست، نشان می‌دهد که ایران مورد حملاتی قرار گرفته است که چندین سایت نظامی، از جمله سیستم‌های پدافند هوایی، زیرساخت‌های موشکی و مراکز فرماندهی را هدف قرار داده‌اند. با این حال، فقدان داده‌های مستقل، تخمین میزان نهایی خسارات را قابل بحث می‌کند و مستلزم یک رویکرد تحلیلی مبتنی بر روندهای استراتژیک به جای ارقام مطلق است.

-برنامه هسته‌ای ایران: حتی اگر تأسیسات برنامه هسته‌ای تا حدی آسیب دیده باشند، عنصر حیاتی، دانش انباشته شده و زیرساخت‌های انسانی است. این امر، بازسازی این برنامه را به موضوعی تبدیل می‌کند که به اراده و منابع سیاسی مرتبط است، نه فقط قابلیت‌های فنی.

-موشک‌های بالستیک: قدرت موشکی، سنگ بنای دکترین نظامی ایران است. تهران به آن به عنوان مهمترین عامل بازدارنده متعارف در برابر برتری هوایی دشمنان خود متکی است. این قابلیت‌ها با توجه به عدم تعادل قدرت هوایی با اسرائیل، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

در طول دهه‌های گذشته، ایران برای توسعه یک سیستم موشکی متنوع، از جمله موشک‌های کوتاه و میان‌برد، با پشتیبانی یک پایگاه صنعتی داخلی گسترده و تأسیسات تولید و ذخیره‌سازی پراکنده جغرافیایی تلاش کرده است.

این سیستم بر چندین نقطه قوت استوار است، که مهمترین آنها استقرار گسترده سکوهای پرتاب سیار، وجود پایگاه‌ها و تأسیسات زیرزمینی مستحکم و تعدد سایت‌های ذخیره‌سازی و تولید است که هدف قرار دادن کامل آن را بسیار دشوار می‌کند. در اینجا باید ه وجود چندین شهر موشکی زیرزمینی در استان‌های مختلف ایران اشاره کنیم.

صنعت موشکی ایران به شبکه‌ای متشکل از بیش از 300 شرکت که مستقیماً در برنامه‌های موشکی دخیل هستند، در یک سیستم صنعتی گسترده‌تر شامل هزاران شرکت فعال در زمینه الکترونیک، مهندسی و مواد پیشرفته متکی است. این شبکه توانایی ایران را برای بازیابی تدریجی توان موشکی خود بعد از هر ضربه‌ای افزایش می‌دهد.

اندازه زرادخانه موشکی ایران همچنان یک موضوع قابل بحث وده و تخمین‌های متفاوتی در مورد آن وجود دارد. به طور کلی تخمین‌ها نشان می‌دهد که با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر ایران همچنان دارای تعداد قابل توجهی از موشک‌های بالستیک بوده و بین 100 تا 200 سکوی پرتاب قابل استفاده در اختیار دارد.

علیرغم خسارات وارده به تأسیسات تولیدی و زنجیره‌های تأمین، برخورداری ایران از یک پایگاه صنعتی دفاعی داخلی، آن را قادر می‌سازد تا برخی از خسارات خود را، البته با سرعت کمتری به دلیل فشار نظامی مداوم و تحریم‌های اقتصادی، بازتولید کند.

داده‌ها نشان می‌دهد که حملات اسرائیل برخی از اجزای قدرت نظامی ایران را بدون ایجاد فرسایش استراتژیک جامع در قابلیت‌های بازدارندگی آن، تضعیف کرده است. اما با این وجود ایران همچنان ظرفیت عملیاتی قابل توجهی برای انجام حملات دوربرد دارد.

- قدرت پهپادی: پهپادها با توجه به هزینه کم و سهولت تولید، یکی از پیشرفته‌ترین و انعطاف‌پذیرترین ابزارهای ایران هستند. برخی تخمین‌ها حاکی از ظرفیت تولید بالایی است که بسته به مدل و خطوط تولید، به طور بالقوه به صدها یا هزاران پهپاد در سال یا ماه می‌رسد. با این حال، این تخمین‌ها همچنان محل بحث هستند.

قابلیت‌های دریایی: اگرچه ادعاها حاکی از نابودی تقریباً 161 قایق و کشتی کوچک است، ایران همچنان قابلیت‌های دریایی نامتقارن، از جمله قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، موشک‌های ساحلی و زیردریایی‌های کوچک را حفظ کرده است. این قابلیت‌ها سنگ بنای استراتژی جنگ دریایی نامتقارن این کشور را تشکیل می‌دهند و آن را قادر می‌سازند تا ناوبری در تنگه هرمز را تهدید کند.

این قابلیت‌ها به ویژه در سناریوهای تشدید محدود تنش اهمیت دارند، زیرا به ایران این امکان را می‌دهند که کشتیرانی بین‌المللی را تهدید کند و ممکن است در چنین سناریوهایی به دنبال افزایش هزینه عملیات دریایی برای دشمنان باشد.

شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای: قدرت ایران محدود به قابلیت‌های نظامی ملی آن نیست، بلکه شامل شبکه گسترده‌ای از متحدان و شرکای منطقه‌ای نیز می‌شود. این شبکه‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی غیرمستقیم را تشکیل می‌دهند، زیرا به تهران اجازه می‌دهند بدون درگیری مستقیم در یک رویارویی تمام‌عیار، بر دشمنان خود فشار وارد کند.

اگرچه برخی از این شبکه‌ها اخیراً تحت فشار نظامی و سیاسی قرار گرفته‌اند، اما همچنان اهرم قابل توجهی برای نفوذ منطقه‌ای و مدیریت غیرمستقیم درگیری در اختیار ایران قرار می‌دهند. با وجود کاهش قابلیت‌های برخی از متحدان در نتیجه تحولات نظامی اخیر، به ویژه در لبنان و سوریه، ایران هنوز ابزارهای مؤثری برای نفوذ، به ویژه از طریق برخی از جناح‌های مسلح در عراق و انصارالله در یمن، در اختیار دارد که آن را قادر می‌سازد تا استراتژی بازدارندگی غیرمستقیم خود را ادامه دهد.

قابلیت‌های الکترونیکی و سایبری: طی چند سال گذشته، ایران قابلیت‌های قابل توجهی در زمینه‌های جنگ الکترونیکی و جنگ سایبری ایجاد کرده است. در حوزه الکترونیکی، این قابلیت‌ها شامل ایجاد اختلال در GPS، ایجاد اختلال در ارتباطات، جنگ الکترومغناطیسی و فریب الکترونیکی است.

در حوزه سایبری، این شامل حمله به زیرساخت‌های دیجیتال، جمع‌آوری اطلاعات و انجام عملیات نفوذ رسانه‌ای و روانی است. با افزایش فشار بر قابلیت‌های نظامی متعارف ایران، احتمالاً اتکا به این ابزارها افزایش خواهد یافت.

انتظار می‌رود ایران با گسترش استفاده از ابزارهای سایبری و الکترونیکی کم‌هزینه و تأثیرگذار، بخشی از کاهش قابلیت‌های متعارف خود را به طور فزاینده‌ای جبران کند. این امر، با توجه به هزینه پایین و دشواری مقابله با آنها با ابزارهای نظامی متعارف، قابلیت‌های سایبری را به یکی از مؤثرترین عوامل بازدارنده ایران در سال‌های آینده تبدیل خواهد کرد.

پایگاه صنعتی نظامی: ایران دارای پایگاه وسیع و تجربه انباشته در تولید داخلی است که به آن ظرفیت بالایی برای بازسازی بخشی از قابلیت‌های نظامی خود در طول زمان می‌دهد، اگرچه سرعت این فرآیند تحت تأثیر میزان خسارت و ادامه تحریم‌ها و فشار نظامی قرار خواهد گرفت.

علاوه بر این، دکترین نظامی ایران بر اصل عدم تمرکز نسبی در برخی از اجزای فرماندهی و کنترل و توزیع قابلیت‌ها در مکان‌های مختلف متکی است. این امر توانایی آن را در جذب ضربات و بازیابی بخشی از کارایی عملیاتی خود در دوره‌های مختلف افزایش می‌دهد.

زمان مورد نیاز برای بازسازی قابلیت‌های نظامی ایران

زمان مورد نیاز برای بازسازی قابلیت‌های نظامی ایران به چهار عامل اصلی بستگی دارد: میزان خسارت واقعی، ادامه فشار نظامی، ظرفیت صنایع دفاعی داخلی برای جبران خسارات و در دسترس بودن قطعات و فناوری‌ها از خارج از کشور. با توجه به فقدان داده‌های مستقل و دقیق در مورد میزان خسارت، هرگونه تخمین زمانی تقریبی بوده و قطعی نیست.

بیشتر تخمین‌ها نشان می‌دهد که ایران به دلیل هزینه پایین تولید و خطوط تولید گسترده خود، قادر خواهد بود خسارات پهپادی خود را ظرف چند ماه تا یک سال جایگزین کند. بازسازی بخشی از ذخایر موشک‌های بالستیک آسیب‌دیده و سکوهای پرتاب، با فرض حفظ ظرفیت تولید فعلی و عدم آسیب مجدد به تأسیسات تولیدی، می‌تواند دو تا سه سال طول بکشد.

در مقابل، سیستم‌های پدافند هوایی به دلیل پیچیدگی سیستم‌های راداری، فرماندهی و کنترل و این واقعیت که برخی از آنها به اجزایی متکی هستند که جایگزینی سریع آنها دشوار است، احتمالاً به دوره طولانی‌تری، نیاز دارند. انتظار می‌رود قابلیت‌های نامتقارن دریایی، مانند شناورهای تهاجمی سریع، پهپادهای دریایی و مین‌ها، نسبتاً سریع‌تر از سکوهای دریایی بزرگتر جایگزین شوند.

در مورد برنامه هسته‌ای، همانطور که گفته شد سرعت بازسازی آن نه تنها به بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده، بلکه به اراده سیاسی، منابع مالی و سطح فشار بین‌المللی نیز بستگی دارد. بنابراین، توانایی ایران برای بازیابی کامل قابلیت‌های بازدارنده خود در همه زمینه‌ها یکسان نخواهد بود، بلکه به تدریج و با توجه به اولویت‌های نظامی و استراتژیک آن پیش خواهد رفت.

ایران همچنان بزرگترین تهدید برای اسرائیل

اگرچه حملات اخیر اسرائیل خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های نظامی ایران وارد کرده است، اما منابع قدرت ایران را از بین نبرده یا به توانایی آن در تأثیرگذاری بر محیط امنیتی منطقه‌ای پایان نداده است. در عوض، آنها به تغییر شکل ماهیت و ابزارهای تهدید کمک کرده‌اند.

تهران هنوز دارای قابلیت‌های موشکی و پهپادی است که قادر به انجام حملات دوربرد هستند، البته با فرکانس و شدت کمتر از قبل از جنگ. همچنین ایران قابلیت‌های دریایی نامتقارن خود را حفظ کرده است که به آن اجازه می‌دهد ناوبری در خلیج فارس و تنگه هرمز را تهدید کند و هزینه هرگونه رویارویی دریایی را برای دشمنانش افزایش دهد.

در عین حال، شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای، قابلیت‌های سایبری و جنگ الکترونیک آن همچنان بازدارنده‌های غیرمستقیمی را فراهم می‌کنند و ایران را قادر می‌سازند بدون درگیر شدن در یک رویارویی متعارف در مقیاس بزرگ، فشار امنیتی و نظامی به دشمن اعمال کند.

علاوه بر این، پایگاه صنعتی دفاعی و تخصص فناوری انباشته شده ایران به آن اجازه می‌دهد تا به تدریج برخی از قابلیت‌های نظامی خود را بازسازی کند. این امر تأثیر حملات را در کوتاه مدت قابل توجه می‌کند، اما لزوماً عناصر قدرت ایران را در میان مدت از بین نمی‌برد.

بر این اساس، روند وقایع نشان‌دهنده کاهش اساسی در سطح تهدید ایران علیه اسرائیل نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر شکل ماهیت و ابزارهای آن، با تغییر تدریجی به سمت یک مدل جنگی ترکیبی و چند دامنه‌ای‌تر است.

در نهایت، نتایج جنگ اخیر نشان می‌دهد که مقابله با تهدیدهای ایران دیگر صرفاً به داشتن سیستم‌های پیشرفته دفاع هوایی وابسته نیست، بلکه نیازمند ایجاد یک سیستم دفاعی چند لایه و یکپارچه است که شامل هشدار اولیه، شبکه راداری، دفاع موشکی، جنگ الکترونیک، دفاع سایبری، اطلاعات و فرماندهی و کنترل مشترک باشد و تشخیص سریع تهدیدها و پاسخ هماهنگ را تضمین کند.

درس‌هایی که از جنگ اخیر منطقه‌ای گرفته می‌شود

برجسته‌ترین درس‌های نظامی که از جنگ اخیر منطقه‌ای می‌توان گرفت شامل اهمیت برتری اطلاعاتی، ادغام عملیات‌های چند دامنه‌ای، کاهش اثربخشی پدافند هوایی سنتی در برابر حملات چندوجهی، اهمیت قابلیت‌های دوربرد و حملات دقیق و اهمیت تاب‌آوری عملیاتی - توانایی نیروهای مسلح برای ادامه جنگ علیرغم حملات به مراکز فرماندهی و زیرساخت‌ها - است.

سناریوهای آینده برای محیط امنیتی منطقه‌ای را می‌توان در سه مسیر خلاصه کرد: اول، سناریوی مهار، که با بازدارندگی متقابل مداوم بدون رویارویی در مقیاس بزرگ مشخص می‌شود، که محتمل‌ترین است؛ دوم، سناریوی تشدید، با وقوع یک رویارویی منطقه‌ای چند جبهه‌ای، که احتمال متوسطی دارد؛ و سوم، سناریوی ایجاد توازن مجدد از طریق تفاهمات امنیتی جدید که احتمال درگیری مستقیم را کاهش می‌دهد، که به روند سیاسی بستگی دارد.

تحقق هر یک از این سناریوها همچنان منوط به سطح تشدید نظامی، روند تلاش‌های دیپلماتیک و میزان مشارکت قدرت‌های بین‌المللی در مدیریت بحران است.

در اینجا می‌توان به طور خلاصه نتایج زیر را استخراج کرد:

-اول، حملات اسرائیل نشان داد که نابودی بخشی از زیرساخت‌های نظامی ایران لزوماً به معنای فروپاشی توانایی بازدارندگی آن نیست.

-ایران دارای یک پایگاه صنعتی دفاعی و تخصص فنی انباشته است که به آن توانایی نسبی برای بازسازی برخی از قابلیت‌های نظامی خود، البته با سرعت کمتر، می‌دهد.

-دوم، موشک‌های بالستیک، پهپادها، قابلیت‌های دریایی نامتقارن، قابلیت‌های سایبری و شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای همچنان ستون‌های اصلی قدرت نظامی ایران هستند.

-سوم، ایران دارای یک پایگاه صنعتی دفاعی و تخصص فنی انباشته است که به آن توانایی نسبی برای بازسازی برخی از قابلیت‌های نظامی خود، البته با سرعت کمتر به دلیل هدف قرار دادن تأسیسات تولیدی و ادامه فشار و تحریم‌ها، می‌دهد.

-چهارم، توانایی مقاومت و بازسازی قابلیت‌های نظامی، در کنار داشتن قدرت نظامی، به یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی در محیط امنیتی منطقه‌ای تبدیل شده است.

-پنجم، تهدید ایران به طور فزاینده‌ای به سمت جنگ هیبریدی در حال تکامل است و قابلیت‌های متعارف را با عملیات سایبری، جنگ الکترونیکی و ابزارهای غیرمستقیم ترکیب می‌کند.

-ششم، این جنگ نشان داده است که ماهیت درگیری در غرب آسیا به طور فزاینده‌ای به سمت جنگ چند دامنه‌ای در حال تغییر است و عملیات هوایی، موشکی، سایبری، الکترونیکی و اطلاعاتی را در یک چارچوب عملیاتی واحد ادغام می‌کند.

-هفتم، توازن قدرت منطقه‌ای به طور فزاینده‌ای به سمت رقابت در هشدار اولیه، شناسایی و نظارت، هوش مصنوعی، جنگ الکترونیکی و دفاع سایبری در حال تغییر است، نه تکیه بر برتری عددی در سلاح‌های متعارف.

-هشتم، کشورهای منطقه باید سیستم‌های دفاعی یکپارچه و چند لایه‌ای را بر اساس ادغام پدافند هوایی، هشدار اولیه، اطلاعات، جنگ الکترونیکی و دفاع سایبری ایجاد کنند.

این جنگ نشان داده است که داشتن یک پایگاه صنعتی دفاعی ملی به عنصری حیاتی در تاب‌آوری نظامی تبدیل شده است و توانایی یک کشور را برای جبران خسارات و حفظ بازدارندگی در طول درگیری‌های طولانی تعیین می‌کند.

نتیجه‌گیری: داده‌های فعلی نشان می‌دهد که منطقه در حال ورود به مرحله جدیدی از تغییر شکل موازنه‌های امنیتی و استراتژیک است. در حالی که اسرائیل به دنبال کاهش قابلیت‌های نظامی ایران و تضعیف قابلیت‌های بازدارندگی تهران است، ایران همچنان عناصر قدرت قابل توجهی را حفظ کرده است که آن را قادر می‌سازد بر محیط امنیتی منطقه‌ای تأثیر بگذارد.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.