دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟

خبرگزاری مهر دوشنبه 22 تیر 1405 - 14:14
اصفهان-کشف پایه‌های کاخ جهان‌نما، نخستین حوض چهارباغ و بخشی از باروی تاریخی اصفهان تنها بخشی از دستاوردهای کاوشی بود که به گفته سرپرست آن، می‌توانست پرده ازبخش‌های ناشناخته دولتخانه صفوی باش

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوروش دیباج: چهارباغ عباسی، میدان امام حسین(ع) و محدوده دروازه دولت، برای میلیون‌ها شهروند و گردشگر، تنها بخشی از پررفت‌وآمدترین فضای شهری اصفهان است؛ اما در زیر همین لایه‌های آسفالت، پیاده‌راه و تأسیسات شهری، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های باستان‌شناختی ایران آرمیده است؛ محدوده‌ای که روزگاری قلب دولتخانه صفوی و مرکز تصمیم‌گیری یکی از قدرتمندترین حکومت‌های جهان در سده‌های شانزدهم و هفدهم میلادی بود. کاوش‌های باستان‌شناسی کاخ جهان‌نما نشان داد که این بخش از اصفهان هنوز ظرفیت آشکار کردن فصل‌های ناشناخته‌ای از تاریخ معماری، شهرسازی و ساختار حکومتی پایتخت صفوی را دارد؛ ظرفیتی که اهمیت آن، بسیار فراتر از کشف بقایای یک بنای تاریخی است.

امروز، بیش از یک دهه پس از آغاز آن کاوش‌ها، این پرسش همچنان مطرح است که اگر مطالعات باستان‌شناسی در این محدوده به‌صورت برنامه‌ای مستمر و بلندمدت ادامه می‌یافت، چه بخش‌هایی از تاریخ مدفون اصفهان می‌توانست از زیر خاک بیرون آید و چه تصویری تازه از دولتخانه صفوی پیش روی پژوهشگران قرار گیرد؟ برای واکاوی اهمیت علمی کاوش‌های کاخ جهان‌نما، دستاوردهای این پروژه، دلایل ادامه نیافتن آن و ظرفیت‌هایی که هنوز در زیر قلب تاریخی اصفهان نهفته است، با علی شجاعی اصفهانی، سرپرست کاوش باستان‌شناسی کاخ جهان‌نما، به گفتگو نشسته‌ایم.

دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟
علی شجاعی اصفهانی، سرپرست کاوش باستان‌شناسی کاخ جهان‌نما

برای شروع بفرمایید چه شد که اساساً موضوع کاوش در کاخ جهان‌نما مطرح شد؟

موضوع از پروژه مترو اصفهان آغاز شد. در آن سال‌ها نگرانی‌های جدی درباره تأثیر عملیات عمرانی مترو بر لایه‌های تاریخی شهر وجود داشت. بخشی از این نگرانی‌ها به محدوده دولتخانه صفوی و ابتدای چهارباغ مربوط می‌شد؛ جایی که بر اساس منابع تاریخی می‌دانستیم بناهای مهمی از دوره صفوی قرار داشته‌اند.

پژوهشگاه میراث فرهنگی پس از یک سری رخدادهای تلخ تصمیم گرفت به صورت جدی‌تر وارد موضوع شود. از آنجا که موقعیت تقریبی کاخ جهان‌نما از طریق اسناد تاریخی، سفرنامه‌ها و مطالعات پیشین مشخص بود، این محوطه به عنوان یکی از نقاط اولویت‌دار برای کاوش انتخاب شد. با پیگیری‌هایی که انجام شد، در اواخر سال ۱۳۹۳ و اوایل سال ۱۳۹۴ عملیات کاوش آغاز شد و حدود چهار ماه ادامه یافت.

دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟

این کشف از نظر علمی چه اهمیتی داشت؟

اهمیت آن بسیار زیاد بود. ما در واقع توانستیم یکی از حلقه‌های مفقوده دولتخانه صفوی و بخشی از ساختار کالبدی پایتخت صفوی را به صورت عینی شناسایی کنیم.

کشف پایه‌های کاخ به ما امکان داد موقعیت دقیق آن را نسبت به چهارباغ، دولتخانه و سایر عناصر شهری بازسازی کنیم. به عبارت دیگر، ما فقط یک ساختمان پیدا نکردیم؛ بخشی از نقشه واقعی اصفهان صفوی را بازیابی کردیم.

آیا یافته‌های کاوش محدود به خود کاخ بود؟

خیر، اتفاقاً یکی از جذاب‌ترین بخش‌های پروژه همین موضوع بود. ما به بهانه کاخ جهان‌نما وارد محوطه شدیم، اما یافته‌ها بسیار فراتر از انتظار اولیه بود.

در جنوب کاخ موفق شدیم نخستین حوض تاریخی محور چهارباغ را شناسایی کنیم؛ حوضی که حدود چهارصد سال قدمت داشت و درک ما از ساختار اولیه چهارباغ را افزایش می‌داد. همچنین در بخش شمالی محوطه بقایای یک قهوه‌خانه دوره قاجار به دست آمد که با اسناد تاریخی آن دوره نیز تطابق داشت.

اما شاید مهم‌تر از همه، شناسایی بخشی از باروی تاریخی اصفهان بود. در زیر لایه‌های متأخر، دیواری مورب آشکار شد که شواهد نشان می‌داد محل بخشی از ساختار دفاعی شهر در دوره‌های پیش از صفوی بوده است. این یافته دریچه‌ای تازه به شناخت اصفهان پیشاصفوی باز کرد.

دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟

یعنی کاوش جهان‌نما تنها درباره دوره صفوی نبود؟

دقیقاً همین‌طور است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این محوطه آن بود که لایه‌های مختلف تاریخی را در خود حفظ کرده بود. ما شواهدی از دوره‌های پیش از صفوی، از جمله دوره تیموری، ایلخانی، ساسانی و حتی نمونه‌هایی از هزاره اول پیش از میلاد در قالب یافته‌های منقول به دست آوردیم.

این موضوع نشان می‌دهد که محدوده دروازه دولت و ابتدای چهارباغ فقط بخشی از تاریخ صفوی اصفهان نیست، بلکه بخشی از تاریخ بلندمدت استقرار انسانی در این منطقه را نیز در خود جای داده است.

تا چه اندازه یافته‌های معماری به‌دست‌آمده با توصیف‌هایی که جهانگردان عصر صفوی ارائه کرده‌اند مطابقت داشت؟

در کلیت موضوع، همخوانی قابل توجهی میان داده‌های تاریخی و یافته‌های باستان‌شناسی مشاهده شد. یکی از مزیت‌های کار در اصفهان این است که درباره پایتخت صفوی با حجم قابل توجهی از منابع مکتوب، سفرنامه‌ها و گزارش‌های تاریخی مواجه هستیم. به همین دلیل، داده‌های باستان‌شناسی در بسیاری موارد امکان راستی‌آزمایی این اطلاعات را فراهم می‌کنند.

برای نمونه، در برخی منابع به تزئینات خاص کاخ جهان‌نما اشاره شده بود. مرحوم جابری انصاری در توصیف این بنا از کاشی‌هایی با نقش‌های انسانی یاد می‌کند و با لحنی آمیخته به حسرت از تخریب آن سخن می‌گوید. در جریان کاوش، ما قطعاتی از همین کاشی‌ها را به دست آوردیم. هرچند عمده قطعات دارای نقوش گیاهی بودند، اما نمونه‌هایی نیز وجود داشت که با توصیف‌های تاریخی همخوانی داشتند.

از سوی دیگر، مطالعات پژوهشگران دیگری مانند دکتر فرشید امامی نیز نشان داد بخشی از این تزئینات پیش از تخریب کامل بنا از محل جدا شده و بعدها سر از مجموعه‌های خارج از کشور درآورده است. هنگامی که داده‌های تاریخی، سفرنامه‌ها، مطالعات تاریخ هنر و یافته‌های میدانی در کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر بسیار روشن‌تری از کاخ جهان‌نما و جایگاه آن در دولتخانه صفوی به دست می‌آید.

دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟

به نظر می‌رسد کاوش جهان‌نما فقط یک پروژه محدود باستان‌شناسی نبود و به موضوع بزرگ‌تر دولتخانه صفوی گره می‌خورد؟

دقیقاً همین‌طور است. اگر بخواهیم اهمیت واقعی این کاوش را درک کنیم، باید آن را در چارچوب دولتخانه صفوی ببینیم. مسئله اصلی فقط یک کاخ نیست. موضوع، شناخت ساختار حکومتی و کالبدی پایتخت صفوی است.

امروز بسیاری از بناهای دولتخانه صفوی از میان رفته‌اند. بخشی در جریان حوادث پس از سقوط صفویان آسیب دید، بخشی در دوره قاجار تخریب شد و بخش دیگری نیز در روند توسعه‌های شهری اخیر از دست رفت. به همین دلیل هر نقطه‌ای که بتواند بخشی از این پازل را کامل کند، ارزش فوق‌العاده‌ای دارد.

اگر اراده‌ای جدی برای بازشناسی دولتخانه صفوی وجود داشته باشد، راه آن از کاوش‌های باستان‌شناسی می‌گذرد. هیچ روش دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود. هرچقدر هم منابع تاریخی ارزشمند باشند، در نهایت این داده‌های باستان‌شناسی هستند که می‌توانند ابعاد واقعی بناها، مسیرها، فضاها و ارتباطات کالبدی را آشکار کنند.

دولتخانه صفوی زیر خاک ماند؛ چرا کاوش‌های جهان‌نما ادامه نیافت؟

یکی از پرسش‌هایی که همواره مطرح می‌شود این است که چرا این کاوش ادامه پیدا نکرد؟

بخشی از موضوع به محدودیت‌های مالی بازمی‌گشت. در آن زمان تأمین اعتبارات لازم با دشواری‌هایی مواجه شد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که آغاز این پروژه نیز در پی نگرانی‌های مرتبط با مترو صورت گرفته بود. در واقع مسئله اصلی برای بسیاری از مدیران شهری، تکمیل پروژه مترو و بهره‌برداری از ایستگاه بود.

وقتی پروژه مترو به مرحله بهره‌برداری رسید، به‌نوعی فوریت اولیه نیز از نگاه برخی مدیران از میان رفت. در نتیجه اراده لازم برای تداوم کاوش در همان سطح شکل نگرفت. البته این به معنای توقف کامل پژوهش نیست. ما همچنان روی داده‌های به‌دست‌آمده کار می‌کنیم، مقالات علمی منتشر می‌شود، پایان‌نامه‌ها در حال نگارش است و مطالعات آزمایشگاهی ادامه دارد؛ اما واقعیت این است که کار میدانی، آن‌گونه که می‌توانست ادامه پیدا کند، ادامه نیافت.

اگر کاوش‌ها ادامه پیدا می‌کرد، امروز به چه پرسش‌هایی پاسخ داده شده بود؟

یکی از مهم‌ترین موضوعات، شناسایی کامل محدوده کاخ جهان‌نما بود. ما اکنون طول شمالی ـ جنوبی بنا را می‌شناسیم، اما هنوز ابعاد کامل آن در محور شرقی ـ غربی روشن نشده است.

همچنین می‌توانستیم ساختمان‌های پیرامونی کاخ را شناسایی کنیم. در تصاویر تاریخی و برخی اسناد، به فضاهای دیگری در اطراف جهان‌نما اشاره شده است. ادامه کاوش این امکان را فراهم می‌کرد که شبکه فضایی اطراف کاخ، ورودی‌ها، مسیرهای دسترسی و بناهای وابسته نیز آشکار شوند.

موضوع دیگر، شناخت بهتر ساختار چهارباغ است. کشف نخستین حوض چهارباغ نشان داد که امکان شناسایی سایر عناصر این محور تاریخی نیز وجود دارد. اگر کاوش‌ها ادامه پیدا می‌کرد، شاید امروز تصویر بسیار دقیق‌تری از نظام آبرسانی و سازمان فضایی چهارباغ در اختیار داشتیم.

بزرگ‌ترین کشفی که احتمال می‌دهید در ادامه کاوش‌ها حاصل می‌شد چیست؟

در بخش شرقی محدوده کاوش، با ساختاری مواجه شدیم که همواره برای ما پرسش‌برانگیز بود. در عمقی چند متری، دیواری عظیم و غیرمتعارف مشاهده شد که ماهیت و کارکرد دقیق آن هنوز روشن نشده است.

برای پاسخ به این پرسش، لازم بود کاوش در محدوده‌های مجاور ادامه پیدا کند. این احتمال وجود دارد که با یکی از عناصر مهم معماری یا زیرساختی مرتبط با دولتخانه یا حتی دوره‌های پیش از صفوی روبه‌رو باشیم.

از سوی دیگر، موضوع نظام آبرسانی چهارباغ نیز همچنان از جذاب‌ترین پرسش‌های پژوهشی است. اینکه آب چگونه در محور چهارباغ جریان داشته، چگونه میان باغ‌ها توزیع می‌شده و مسیرهای اصلی انتقال آن چه بوده است، هنوز نیازمند بررسی‌های بیشتر است.

توقف چنین پروژه‌ای از منظر علمی چه پیامدی برای شناخت پایتخت صفوی داشته است؟

هر توقفی در پروژه‌های باستان‌شناسی به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت شناخت است. البته خوشبختانه ما توانستیم اصل محوطه را شناسایی و در فهرست میراث ملی ثبت کنیم و این دستاورد کوچکی نیست.

یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های آن دوره این بود که محوطه در فهرست آثار ملی ثبت شد. اگر این اتفاق رخ نمی‌داد، شاید امروز بخش‌های بیشتری از آن در معرض آسیب قرار گرفته بود. اما واقعیت این است که هنوز پرسش‌های فراوانی درباره این محدوده بی‌پاسخ مانده است.

هر فصل کاوش می‌توانست داده‌های جدیدی درباره دولتخانه صفوی، ساختار چهارباغ، باروی تاریخی اصفهان و حتی استقرارهای پیشاصفوی در اختیار ما قرار دهد. این‌ها موضوعاتی نیستند که فقط برای باستان‌شناسان اهمیت داشته باشند؛ بلکه بخشی از هویت تاریخی شهر اصفهان را شکل می‌دهند.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.