حجتالاسلام جعفر شانظری، در دومین نشست از سلسله نشستهای «دوشنبههای قرآنی؛ درنگی کوتاه در کلام وحی» که دوشنبه ۲۲ تیر در محل جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، با اشاره به ابیاتی منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) اظهار کرد: در یکی از این اشعار آمده است: «الناس من جهة التمثال أکفاء، أبوهم آدم والأم حواء و ». همه انسانها از حیث آفرینش و ساختار وجودی همسنخ و همتراز هستند. پدر همه انسانها حضرت آدم(ع) و مادر آنان حضرت حوا(س) است و همه در اصل خلقت با یکدیگر مشترکاند. «وَإِنَّما أُمَّهاتُ الناسِ أَوعِیَةٌ، مُستَودِعاتٌ وَلِلأَحسابِ آباءُ» بیان میکند؛ مادران سرچشمه جوشان بشریت انساناند. «فَإِن یَکُن لَهُمُ مِن أَصلِهِم شَرَفٌ یُفاخِرونَ بِهِ فَالطینُ وَالماءُ»؛ اگر کسی بخواهد به اصل مادی آفرینش خود افتخار کند، باید بداند که منشأ وجود انسان چیزی جز خاک و آب نیست. بنابراین، افتخار حقیقی انسان به اصل مادی او نیست.
وی افزود: حضرت علی(ع) میفرمایند: «ما الفضل إلا لأهل العلم إنهم علی الهدی لمن استهدی أدلاء». فضیلت حقیقی انسان در علم است؛ زیرا این علم است که انسان را از دیگر موجودات ممتاز میکند، راه هدایت را به او نشان میدهد و او را به چراغ راه دیگران تبدیل میکند. اهل علم تنها خود از نور دانش بهرهمند نیستند، بلکه راهنمای دیگران نیز هستند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به ادامه ابیات، بیان کرد: ارزش واقعی هر انسان به دانشی است که در وجود او شکل گرفته و او را نیکو میسازد، نه به جسم و ظاهر او. اگر ارزش انسان تنها بر پایه جسم او سنجیده شود، تفاوتی با سایر موجودات نخواهد داشت؛ اما آنچه به انسان ارزش میبخشد، علم، معرفت و فضیلت است.
شانظری ادامه داد: با توجه به «والجاهلون لأهل العلم أعداء»، دشمنان اهل علم، جاهلان هستند؛ زیرا در ادبیات دینی، جهل در برابر علم و خرد قرار دارد.
وی با اشاره به بیت «فقم بعلم ولا تطلب به بدلاً فالناس موتی وأهل العلم أحیاء» از این مجموعه اشعار گفت: توصیه امیرالمؤمنین(ع) آن است که انسان برای کسب علم قیام کند و هیچ جایگزینی برای آن نجوید؛ زیرا بدن انسان پس از مرگ به اصل مادی خود بازمیگردد، اما آنچه ماندگار است، حقیقت انسانی و آثار علمی اوست. امروز با وجود گذشت قرنها از زندگی دانشمندانی همچون ابنسینا، نام و اندیشه آنان همچنان در میان بشریت زنده است و این ماندگاری، حاصل علم و دانش آنان است.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان در ادامه با اشاره به رسالت جهاد دانشگاهی خاطرنشانکرد: مجموعه جهاد دانشگاهی باید قدر جایگاه خود را بداند؛ زیرا رسالت اصلی این نهاد، گسترش، تولید و ترویج علم است. عنوان «جهاد دانشگاهی» نیز بهخوبی بیانگر همین حقیقت است؛ جهادی که محور آن دانش، پژوهش و آگاهی است. امیدواریم همه فعالان این مجموعه در انجام این رسالت مهم، موفق و مؤید باشند.
شانظری در ادامه سخنان خود، به مباحث جلسه گذشته درباره آیات مربوط به «اولوالالباب» اشاره کرد و افزود: «لب» در قرآن بهمعنای مغز، حقیقت و جان هر چیز است. حقیقت وجود انسان نیز در خردورزی، تعقل و اندیشه او جلوه مییابد و قرآن از چنین انسانهایی با عنوان «اولوالالباب» یاد میکند.
وی با استناد به آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» و تفسیر المیزان علامه طباطبایی اظهار کرد: خداوند در این آیه بندگان شایسته را به خود نسبت میدهد و استفاده از «یاء متکلم» نشاندهنده کرامت و شرافت ویژهای است که خداوند برای انسان قائل شد. همانگونه که در آیه «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» این نسبت برای بیان جایگاه والای انسان به کار رفته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به ماجرای آفرینش انسان در قرآن کریم بیان کرد: هنگامی که خداوند اراده خود را برای آفرینش خلیفهای در زمین بیان کرد، فرشتگان با مشاهده ویژگیهای عالم ماده و طبیعت پرسیدند: «آیا موجودی را در زمین قرار میدهی که فساد کند و خون بریزد؟». به گفته علامه طباطبایی، این پرسش ناشی از مشاهده ویژگیهای جهان مادی بود؛ جهانی که از عناصر گوناگون و متضاد تشکیل شده و زمینه تزاحم و تعارض در آن وجود دارد.
شانظری گفت: پاسخ خداوند به این پرسش، جمله «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» بود؛ یعنی در وجود انسان حقیقتی نهفته است که فرشتگان از آن آگاه نبودند و نسبت به آن شهود نداشتند.
حقیقتجویی، خصلت فطری انسان است
وی با بازگشت به تفسیر آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» افزود: علامه طباطبایی معتقد است انسان به اقتضای فطرت خود همواره طالب حق است و به همین دلیل، در جستوجوی بهترین و برترین است. همانگونه که انسان زیبایی را دوست دارد، اگر زیبایی برتری را مشاهده کند، آن را بر زیبایی پیشین ترجیح میدهد. این گرایش به انتخاب «احسن»، ریشه در سرشت الهی انسان دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: از نگاه علامه، مقصود از «احسن القول» سخنی است که بیش از هر چیز انسان را به حقیقت و واقعیت نزدیک کند. انسان خردمند سخنی را برمیگزیند که او را به حق رهنمون سازد و از داوریهای عجولانه و مبتنی بر پیشداوری پرهیز میکند.
شانظری با تأکید بر اینکه شتاب در قضاوت، برخاسته از هوای نفس یا پیشفرضهای ذهنی است، تصریح کرد: انسان صاحب خرد، پیش از داوری، سخن را میشنود، درباره آن میاندیشد و سپس بر اساس واقعیت تصمیم میگیرد. در منطق قرآن، حق همان چیزی است که با واقعیت مطابقت داشته باشد.
وی با اشاره به مفهوم «اولوالالباب» در تفسیر المیزان گفت: علامه طباطبایی صاحبان خرد را کسانی میداند که بهاقتضای عقل و فطرت خویش دست به انتخاب میزنند، انتخاب برتر را دنبال میکنند. ایمان به خدا، بازگشت دائمی بهسوی پروردگار، پیروی از بهترین سخن و یاد همیشگی خداوند از دیگر ویژگیهای اولوالالباب است. چنین افرادی همواره در مسیر حقیقت حرکت میکنند و انتخابهای خود را بر پایه عقل و فطرت سامان میدهند.
این استاد حوزه دانشگاه در ادامه به مفهوم «ذکر» پرداخت و بیان کرد: ذکر مراتبی دارد. گاهی تنها بر زبان جاری میشود، اما با معرفت و توجه قلبی همراه نیست. چنین ذکری ممکن است وسیلهای برای بهرهبرداریهای دنیوی و ابزاری در دست صاحبان قدرت و ستمگران باشد. گروهی نیز خدا را با انگیزه پاداش یا ترس از عذاب یاد میکنند که این مرتبهای بالاتر از ذکر زبانی است و به تعبیر آیتالله انصاری، ذکر کاسبگرایانه نامیده میشود ، اما کاملترین مرتبه ذکر، یاد خدا از سر معرفت، محبت و حضور دائمی قلب است؛ مرتبهای که عارفان از آن سخن گفتهاند و سراسر وجود انسان را متوجه خداوند میکند.
حقیقتجویی، خصلت فطری انسان است
وی با بازگشت به تفسیر آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» افزود: علامه طباطبایی معتقد است انسان به اقتضای فطرت خود همواره طالب حق است و به همین دلیل، در جستوجوی بهترین و برترین است. همانگونه که انسان زیبایی را دوست دارد، اگر زیبایی برتری را مشاهده کند، آن را بر زیبایی پیشین ترجیح میدهد. این گرایش به انتخاب «احسن»، ریشه در سرشت الهی انسان دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: از نگاه علامه، مقصود از «احسن القول» سخنی است که بیش از هر چیز انسان را به حقیقت و واقعیت نزدیک کند. انسان خردمند سخنی را برمیگزیند که او را به حق رهنمون سازد و از داوریهای عجولانه و مبتنی بر پیشداوری پرهیز میکند.
شانظری با تأکید بر اینکه شتاب در قضاوت، برخاسته از هوای نفس یا پیشفرضهای ذهنی است، تصریح کرد: انسان صاحب خرد، پیش از داوری، سخن را میشنود، درباره آن میاندیشد و سپس بر اساس واقعیت تصمیم میگیرد. در منطق قرآن، حق همان چیزی است که با واقعیت مطابقت داشته باشد.
وی با اشاره به مفهوم «اولوالالباب» در تفسیر المیزان گفت: علامه طباطبایی صاحبان خرد را کسانی میداند که بهاقتضای عقل و فطرت خویش دست به انتخاب میزنند، انتخاب برتر را دنبال میکنند. ایمان به خدا، بازگشت دائمی بهسوی پروردگار، پیروی از بهترین سخن و یاد همیشگی خداوند از دیگر ویژگیهای اولوالالباب است. چنین افرادی همواره در مسیر حقیقت حرکت میکنند و انتخابهای خود را بر پایه عقل و فطرت سامان میدهند.
این استاد حوزه دانشگاه در ادامه به مفهوم «ذکر» پرداخت و بیان کرد: ذکر مراتبی دارد. گاهی تنها بر زبان جاری میشود، اما با معرفت و توجه قلبی همراه نیست. چنین ذکری ممکن است وسیلهای برای بهرهبرداریهای دنیوی و ابزاری در دست صاحبان قدرت و ستمگران باشد. گروهی نیز خدا را با انگیزه پاداش یا ترس از عذاب یاد میکنند که این مرتبهای بالاتر از ذکر زبانی است و به تعبیر آیتالله انصاری، ذکر کاسبگرایانه نامیده میشود ، اما کاملترین مرتبه ذکر، یاد خدا از سر معرفت، محبت و حضور دائمی قلب است؛ مرتبهای که عارفان از آن سخن گفتهاند و سراسر وجود انسان را متوجه خداوند میکند.
صاحبان خرد همواره در پی انتخاب بهترین راه هستند
شانظری گفت: انسان خردمند در مواجهه با مسائل مختلف، به نخستین برداشت یا شنیده خود اکتفا نمیکند، بلکه با بررسی، مقایسه و سنجش، بهترین گزینه را برمیگزیند.
وی با اشاره به آیه «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّین» اظهار کرد: قرآن علت این اصل را نیز بیان کرده و میفرماید: «قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ». دین راه هدایت و گمراهی را روشن میکند و پس از آن، انتخاب بر عهده خود انسان است. از این رو، ایمان حقیقی با اجبار سازگار نیست، بلکه بر پایه شناخت، عقل و اختیار شکل میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان افزود: تمام آموزههای اصیل دین با فطرت و عقل انسان هماهنگ است. انسان ذاتاً حقیقت، عدالت، صداقت و نیکی را دوست دارد و دین نیز همین ارزشها را تقویت و هدایت میکند. بنابراین، اگر کسی از حقیقت فاصله بگیرد، یا گرفتار جهل شده است یا از هوای نفس پیروی میکند، نه اینکه فطرت انسانی او چنین اقتضایی داشته باشد.
شانظری تصریح کرد: از این منظر، تعبیر «دینگریزی انسان»، تعبیری خودمتناقض است و با حقیقت فطرت انسانی سازگار نیست؛ زیرا انسان سالمفطرت همواره در جستوجوی حق، عدالت، صداقت و کمال است و این همان مسیری است که دین ترسیم میکند. هیچ انسان سلیمی از دین گریزان نیست.
وی در ادامه با استناد به آیات سوره آلعمران بیان کرد: خداوند انسان را به اندیشیدن در آفرینش دعوت میکند. به گفته علامه طباطبایی، مقصود از «خلق» تنها اصل آفرینش نیست، بلکه تأمل در نظام دقیق، هماهنگی و شگفتیهای موجود در ساختار عالم و وجود انسان نیز مورد توجه قرآن است.
این استاد دانشگاه خاطرنشانکرد: هر اندازه انسان در نظام خلقت دقیقتر بنگرد، عظمت آفرینش را بهتر درک میکند. برای نمونه، ساختار چشم انسان، شبکه پیچیده اعصاب، انتقال تصویر به مغز و هماهنگی دقیق میان اجزای مختلف بدن، جلوههایی از نظم شگفتانگیز خلقت هستند که انسان را به تفکر وامیدارند.
تربیت الهی همان تربیت عقلانی است
استاد فلسفه گفت: سعادت حقیقی انسان با رشد عقل و قدرت تحلیل او پیوندی ناگسستنی دارد. شخصیت انسان در پرتو اندیشه، فهم، سنجش و قدرت تشخیص شکل میگیرد و قرآن نیز بر همین حقیقت تأکید دارد. تربیت عقلانی بهمعنای پرورش قدرت فهم، تحلیل، مقایسه و ارزیابی است. اگر از دوران کودکی روحیه پرسشگری، چرایی و استدلال در انسان تقویت شود، زمینه شکلگیری تفکر صحیح و انتخاب آگاهانه فراهم خواهد شد.
شانظری ادامه داد: انسان باید جایگاه خود را در جهان هستی و نسبت خود را با دیگران بشناسد. عقل مهمترین ابزار انسان برای جذب منافع، دفع آسیبها و تنظیم روابط اجتماعی است و همین ویژگی او را از سایر موجودات متمایز میکند. این ابزار در گفتوگو ظهور پیدا میکند.
وی تأکید کرد: در روابط انسانی، ابزار اصلی تعامل، گفتوگو است؛ گفتوگویی که بر پایه عقل، استدلال و احترام متقابل شکل میگیرد. هرگاه این مبنا کنار گذاشته شود، روابط انسانی جای خود را به سلطهجویی، قدرتطلبی و رفتارهای غیرانسانی خواهد داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به مفهوم «حیات طیبه» در قرآن، افزود: قرآن کریم دو گونه زیست را پیش روی انسان قرار میدهد؛ یکی حیات طیبه که بر پایه عقل، اخلاق، ایمان و کرامت انسانی استوار بوده و دیگری، زندگی مبتنیبر سلطه، غریزه و رفتارهای حیوانی است.
شانظری تصریح کرد: پرورش عقلانی، پرورش و هدایت انسان به باورهای صادق و موجه است. حیات طیبه همان زندگی آرام، انسانی و اخلاقمداری است که قرآن ترسیم میکند و انسان را به سوی آن فرا میخواند. در چنین حیاتی، روابط اجتماعی بر پایه اخلاق، حقوق متقابل، محبت و احترام شکل میگیرد و چنین جامعهای به سعادت و کمال انسانی نزدیکتر خواهد بود. خداوند رابطه انسان با پروردگارش را بر پایه محبت قرار داده است و امید داریم این حیات در جامعه مهدوی تبلور پیدا کند.
انتهای پیام













