به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در بسیاری از رسانه ها و محافل سیاسی ترکیه، درباره این موضوع صحبت می شود که سیاست خارجی اردوغان یک بار دیگر دستخوش تغییر و تحول شده و او به مدار غرب بازگشته است.
آنها برگزاری نشست سران ناتو در آنکارا و ارتقای نقش ترکیه در این ائتلاف غربی را مهم می پندارند. با این حال، تحلیلگران قدیمی بر این باورند که چرخش های ناگهانی اردوغان در سیاست خارجی قابل پیشبینی نبوده و همواره ظرفیت آن را دارد که کشورها را متعجب کند.
همه اینها در حالی است که از دید تحلیلگران داخلی، چرخش های ناگهانی آنکارا در سیاست خارجی غیرقابل پیشبینی است، اما دولت در داخل، قابل پیشبینی است.

از دید اندیشکده ها و تحلیلگران خارجی، ترکیه در سالیان اخیر، بارها در استراتژی کلان سیاست خارجی خود به سمت چرخش ناگهانی رفته و در نتیجه، شرکای غربی اعتماد چندانی به سیاست های اردوغان – فیدان ندارند.
موسسه واشنگتن در گزارشی به این اشاره کرده که سیاست خارجی اردوغان را باید به عنوان ترکیبی از میراث عثمانی، جاهطلبی قدرت منطقهای و سبک رهبری شخصی تحلیل کرد که به خاطر نوع نگرش اردوغان، کاملاً شخصیسازی شده و پیشبینی آن از بیرون دشوار است.
کارشناسان خارجی به طور ویژه از این موضوع صحبت می کنند که اردوغان به شکل ناگهانی خود را به چین و روسیه نزدیک کرد و بارها به صراحت اعلام کرد که ما نیازی به اتحادیه اروپا نداریم و می خواهیم عضو شانگهای و بریکس باشیم. این در حالی است که در ماه های اخیر، اردوغان باز هم به طور مکرر به اهمیت راهبردی عضویت در اتحادیه اروپا اشاره کرده و از این گذشته اعلام کرده که ترکیه می خواهد در ناتو نقش بیشتری داشته باشد و در معماری سازمان دفاعی جدید اروپا نیز به عنوان یک عضو فعال و قدرتمند حضور داشته باشد.
اندیشکده های خارجی می گویند: در حالی که اهداف ترکیه اغلب قابل درک است، اما ابزارها و سرعت تغییر جهت سیاست، غیرقابل پیشبینی است.
به عنوان مثال، با آن که ترکیه عضو ناتو است، اما به سوی خرید اس-400 از روسیه رفت و در زمینه انرژی نیز با روسیه شریک شد. از دیگر سو، فروش پهپاد به اوکراین و مداخله در قره باغ را در صدر سیاست های خود قرار داد، از سویی از حماس و فلسطین حمایت کرد و از دیگر سو به دنبال عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی رفت و با وجود ابراز علاقه به بریکس، تمایل به توسعه اتحادیه گمرکی با اروپا را پیش کشیده است.
ترکیه می خواهد در حد یک قدرت متوسط مهم ظاهر شود و روشهای مورد استفاده برای دستیابی به این هدف، گاهی شامل چرخشهای ناگهانی، تغییرات شدید در لفاظیها و دیپلماسی شخصیسازیشده است.
این تغییرات مکرر، توجه اندیشکدههای اروپایی و آمریکایی و به عنوان مثال، مرکز تحقیقات روابط بین الملل مستقر در بارسلونای اسپانیا (CIDOB) را به خود جلب کرده که نوشته است: «با وجود چرخش های مکرر، سیاست خارجی ترکیه آنطور که تصور میشود تصادفی نیست. چرا که آنکارا، تمایل مداومی برای تبدیل بحرانها به فرصتها دارد. به عبارت دیگر، ظاهر تغییر میکند، اما هدف استراتژیک تغییر نمیکند».
در همین حال در گزارش مفصل صندوق مارشال آلمان به این اشاره شده که «پیشبینی سیاست خارجی غیرقابل پیشبینی ترکیه دشوار است. سیاست ترکیه در بیست سال گذشته بسیار قاطعتر شده و این را میتوان با رصد روندهای خاصی تحلیل کرد که غالباً به صورت زیگزاگ به نظر می رسد».
برخی دیگر از اندیشکده های خارجی، افتادن در دام شخص محوری در سیاست خارجی ترکیه را مهم می دانند؛ بطوریکه موسسه خاورمیانه (MEI) معتقد است که سیاست خارجی اردوغان به طور فزایندهای به دنبال «شخصیسازی، بده بستان و عملگرایی است و تمایل و ترجیحات رهبری، به مراتب از وزن نهادها تعیینکنندهتر شده است».
نکته جالب آنجاست که برخی اندیشکده ها و موسسات اروپایی، چرخش در سیاست خارجی را با سیاست داخلی مرتبط دانسته اند.
بنیاد کارنگی اروپا در گزارش خود به این اشاره کرده که «سیاست خارجی در دوران اردوغان همراه با پروژه اقتدارگرایی در سیاست داخلی شکل گرفته است. اما در صورت یک تغییر احتمالی قدرت، سیاست خارجی ترکیه احتمالاً نهادیتر، قانونمحورتر و قابل پیشبینیتر خواهد شد».
این اظهارنظرها در حالی بیان شده که قبلاً و در نظام پارلمانی، علاوه بر وزارت امور خارجه، پارلمان نیز می توانست در اعمال تغییرات گسترده در سیاست خارجی ترکیه نقش مهمی ایفا کند. اما پس از تاسیس نظام ریاستی و دستیابی اردوغان به اختیارات گسترده، او در تصمیمات حساس خارجی، می تواند صرفاً بر اساس صلاحدید خودش اقدام کند.

اوضاع در داخل چگونه است؟
در مورد این که دولت اردوغان در داخل ترکیه تا چه اندازه قابل پیشبینی است، اجماع گستردهای وجود دارد و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که با افزایش بی سابقه اختیارات رئیس جمهور، میتوان تمام رفتارهای او در قبال مخالفین و موضوعات سیاسی کشور را به آسانی پیشبینی کرد.
مصطفی کاراعلی اوغلو از تحلیلگران مشهور ترکیه درباره این موضوع، یادداشت جالبی نوشته که در ادامه میتوانیم بخشی از آن را با هم مرور کنیم:
نه... ترکیه قابل پیشبینی است
همواره از غیرقابل پیشبینی بودن ترکیه و آسیبپذیری آن در برابر غافلگیریها و رگبار مداوم رویدادهای غیرمنتظره، نگرانیها و گلایههایی وجود داشت. اما این وضعیت تغییر یافته و حالا دولت ترکیه، دست کم در حوزه مواجهه با اپوزیسیون، به طور دقیق و کامل، پیشبینیپذیر است!
حالا به خوبی میتوانیم بفهمیم کدام شهردار، فردا دستگیر، پس فردا زندانی و عزل میشود! حالا میتوانیم به راحتی پیشبینی کنیم که کدام سیاستمدار مخالف اردوغان در آستانه دستگیری قرار دارد. حالا میتوانیم به راحتی بفهمیم که به زودی کدام دسته از فعالان سیاسی یا حتی اقتصادی، قرار است با چه اتهاماتی دستگیر و زندانی شوند! همه چیز کاملاً قابل پیشبینی است.

باور کنید همه تحلیلگران سیاسی و بسیاری از شهروندان نیز، به راحتی پیشبینی کرده بودند که قرار است شهردار استانبول یعنی اکرم اماماوغلو، زندانی شود. همه میدانستند که شهرداران دیگر نیز دستگیر خواهند شد و این اتفاق نیز افتاد.
دائماً شایعه میشد که حزب جمهوری خلق (CHP) با یک حمله بزرگ روبرو خواهد شد و دقیقاً این اتفاق افتاد. یک هفته قبل از زندانی شدن شهرداران بورسا و چانکایا همه میدانستیم که هر دوی آنها به زودی زندانی خواهند شد.
علاوه بر روزنامه نگاران، شهروندان عادی هم میتوانند پیشبینی کنند که اگر قرار باشد حرفی علیه اردوغان و آکپارتی بزنند، حتماً زندانی خواهند شد.
تمرکز صرف دولت بر مهندسی سیاسی، در حالی که همه حوزههای دیگر را به حال خود رها کرده، یک شاهکار باورنکردنی را نشان میدهد. بدون اغراق، ما در حال تجربه یک دوره تاریخی از مبارزه بیوقفه، شدید، خشن و سازشناپذیر علیه مخالفان هستیم.
خود دولت هم، مهارت بالایی در پیشبینی تحولات سیاسی کشور دارد و خیلی خوب میداند اگر با مخالفین برخورد نکند، به خاطر بحران اقتصادی و ناکارآمدی فعلی، حتماً متحمل شکست خواهد شد.
بنابراین سراغ مخالفین و رقبای بالقوه میرود و آنها را یکی یکی زندانی یا بیاثر میکند.
هم اکنون، ترکیه کشوری است که هیچ یک از پیشبینیهایش در اقتصاد، قانون، صنعت، فناوری، هوش مصنوعی، آموزش یا آمادگی در برابر زلزله به حقیقت نمیپیوندد، اما در مهندسی سیاسی بسیار قابل پیشبینی است.
انتهای پیام/