همشهری آنلاین: در نزدیکی اسلامآباد، پایتخت پاکستان، رودخانه کوچکی به نام «سوان» جریان دارد. در کنارههای این رود، مجموعهای از ابزارهای سنگی کشف شده که قدمت آنها بیش از ۵۰۰ هزار سال برآورد میشود. این ابزارها که قدیمیترین نشانههای حیات انسانی در پاکستان به شمار میروند، چنین قدمتی دارند. شواهد گردآوریشده توسط باستانشناسان نشان میدهد که تمدنهای کشاورزی در بلوچستان و بخش پایینی سند در هزاره چهارم پیش از میلاد شکل گرفتهاند.
«مِهرگَره» (Mehrgarh)، که پیشدرآمدی بر تمدن دره سند به شمار میرود، یکی از مهمترین محوطههای عصر سنگ (۷۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد) است که در بلوچستان امروزی کشف شده است. شواهدی از کشاورزی و دامداری، همچنین ساخت زیورآلاتی از جنس سنگ، فیروزه، لاجورد و سنگ ماسهای در این محل به دست آمده است. اشیای کشفشده در این مکان نشان میدهد که مردم مهرگره هنر اهلی کردن حیوانات را میشناختند. همچنین گفته میشود که آنان فنون ساخت جواهرات و سفالگری را آموخته بودند و احتمالاً استفاده از آتش و بعدها فلز را نیز از طریق تجارت با مناطق همسایه، که امروزه استانهای سند و پنجاب را تشکیل میدهند، فرا گرفته بودند.
یافتههای باستانشناسی در «کوت دیجی» در استان سند نشان میدهد که تنها چند صد سال پس از پیدایش مهرگره، تمدن دره سند شروع به توسعه و تبدیل شدن به شهرها کرد. اندکی بعد، بزرگترین تمدن عصر برنز پدید آمد که با نام تمدن دره سند (حدود 3300 تا 1300 پیش از میلاد) شناخته میشود. دو شهر اصلی این تمدن، «موهنجودارو» در سند و «هاراپا» در پنجاب بودند. تمدن دره سند در اوج شکوفایی خود از شمال تا جنوب بیش از ۹۵۰ مایل گسترش داشت. این تمدن صنعت آجرسازی و نظام پیشرفتهای از کانالهای زهکشی، فاضلاب و چاههای جذبی ایجاد کرده بود که نشاندهنده وجود بنّایان و مهندسان کارآمد است.
علاوه بر صنعتگران و هنرمندانی که با سنگهای قیمتی، نقره، صدف، فیروزه، لاجورد و یشم کار میکردند، یکی از محبوبترین هنرها، ساخت مُهر بود که در تمدن دره سند کاربرد گستردهای داشت. این مهرها امروزه بهعنوان یکی از نشانههای شناسایی و حتی نماد تمدن دره سند شناخته میشوند. حکاکیهای ظریف روی این مهرها نشاندهنده مهارت بالای صنعتگران و استفاده از ابزارهای پیشرفته است. هنر پیکرتراشی (مجسمه سازی) نیز بهخوبی توسعه یافته بود و آثار باقیمانده از آن گواه دانش مردم آن دوران از آناتومی بدن انسان و همچنین مهارت چشمگیر آنان در هنرهای دستی است.
زمینه دیگری که صنعتگران «موهنجودارو» در آن اثری ماندگار بر جای گذاشتند، ساخت تندیسهای کوچک سفالی بود که احتمالاً بهعنوان اسباببازی ساخته میشدند، هرچند به نظر میرسد برخی از آنها برای اهداف دیگری نیز به کار میرفتهاند. پنبهای که در دره سند کشت میشد، نخستین نمونه شناختهشده در جهان به شمار میرود. کشف پارچههای نخی ظریف در موهنجودارو و نمونهای مشابه در عراق نشان میدهد که ریسندگی و بافندگی از جمله صنایع محبوب آن زمان بودهاند.
در قرن ششم پیش از میلاد، فرهنگ «گندهارا» در شمال پاکستان پدیدار شد. شهرهای اصلی آن «چارسده» و «تکسیلا» بودند. در میان دیگر ویژگیها، مردم محلی گندهارا حامیان پرشور هنر بودند و در این دوره آثار هنری و صنایعدستی ارزشمند بسیاری تولید شد. آثار باقیمانده از سنگتراشی و فلزکاری نشان میدهد که شرایط آن دوره به اندازهای باثبات بود که صنعتگران و هنرمندانی از ایران، بخارا و آسیای مرکزی را جذب کرد. آثار آنان انگیزه و الهام زیادی به هنرمندان محلی، از جمله نقاشان، مجسمهسازان، سفالگران، جواهرسازان و معماران بخشید.
بین قرن هشتم تا دوازدهم میلادی، پاکستان تحت تأثیر اسلام قرار گرفت. استان سند در سال ۷۱۲ میلادی به خلافت عرب ضمیمه شد. در سدههای بعد، اقوام ترک بهطور مداوم به مرزهای شمالی پاکستان یورش آوردند. در نتیجه این لشکرکشیها، شمال و مرکز پاکستان بخشی از سلطنتهای ترک شد که آرزو داشتند نفوذ خود را تا قلب جنوب آسیا گسترش دهند.
ظهور قدرت مسلمانان در جنوب آسیا تغییرات چشمگیری در الگوهای زندگی و ارزشهای مردم ایجاد کرد. طی شش قرن بعد، با وجود اینکه کل منطقه تحت حکومت یک قدرت واحد نبود، بسیاری از هنرها و صنایعدستی از جمله خوشنویسی، نقاشی مینیاتور، صحافی، کاشیسازی، فرشبافی و ساخت بناهای زیبا به پیشرفت و شکوفایی چشمگیری دست یافتند.
ترکیب سنتهای کهن و فرهنگ مسلمانان در دوره مغول به اوج شکوه خود رسید. در دوران مغول، برخی از بهترین نمونههای هنر و مهارت در فرشبافی، پارچهبافی، مسگری و معماری در سراسر کشور گسترش یافت. شهرهای پیشاور، لاهور، ملتان و تهته از مراکز اصلی هنر و صنایعدستی بودند. آثاری که در این دوره تولید شد، هنوز هم در میان گنجینههای برتر هنر جهان جای دارد.
در دوران استعمار، ماهیت نظام استعماری به رشد بسیاری از هنرها و صنایعدستی بومی آسیب رساند. با این حال، پس از استقلال پاکستان، هنرها و صنایعدستی کشور شاهد احیایی بیسابقه بودهاند. برای مثال، نقاشی مینیاتور، منبتکاری چوب و هنرهای نساجی دوباره رونق گرفتهاند.
این سنتهای ارزشمند اکنون توسط وارثان پرافتخار این فرهنگ باشکوه ادامه داده میشود.













