به گزارش عصر سهشنبه ایرنا، نشریه نیویورکر نوشت: تا جایی که به دونالد ترامپ مربوط میشود، روزهای خوش و خرم تابستانی تمام شده است. او با برگزاری مسابقات شبانه یوافسی/UFC در کاخ سفید به مناسبت هشتاد سالگیاش، سنتگرایان را خشمگین کرد؛ در مراسم دویستوپنجاهمین سالروز استقلال آمریکا، به دموکراتها برچسب «کمونیست» زد؛ و سپس برای شرکت در نشست ناتو به ترکیه پرواز کرد و روی فرش فیروزهای که رجب طیب اردوغان، همتایش، برای وی پهن کرده بود، مورد استقبال قرار گرفت.
حالا اما نوبت مسائل سخت فرا رسیده؛ جنگ ادامهدار در خاورمیانه، اقتصاد آمریکا و انتخابات میاندورهای کنگره که کمتر از چهار ماه تا برگزاری آن باقی مانده است.
این سه موضوع بهشدت به یکدیگر گره خوردهاند؛ و این پیوند، برای ترامپ بههیچ عنوان خوشایند نیست. در آغاز سال جاری، کاخ سفید و سران جمهوریخواه امیدوار بودند که با فرارسیدن تابستان و آغاز رقابتهای انتخاباتی، بتوانند از عملکرد مثبت اقتصاد بهعنوان نقطه قوت خود یاد و به آن تکیه کنند.
ترامپ در ماه ژانویه در «باشگاه اقتصادی دیترویت» گفته بود که «رشد اقتصادی انفجاری است. بهرهوری بهشدت افزایش یافته، سرمایهگذاری رونق گرفته، درآمدها در حال رشد و تورم شکست خورده است.» البته که ترامپ به یاوهگویی اعتیاد دارد، اما در دولت او اقتصاددانانی هم هستند که دستکم تا حدی با واقعیتهای اقتصادی سروکار دارند و آنها نیز در آن مقطع نسبت به آینده خوشبین بودند.
گرچه اقتصاد آمریکا مطابق ادعای ترامپ، با قدرتی انفجاری رشد نمیکرد، اما خلاف نگرانیها، تعرفههای فراگیر او اقتصاد را وارد رکود نکرد. در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی آمریکا ۲.۱ درصد رشد کرد؛ هرچند این رقم از نرخ رشد دوران ریاست جمهوری جو بایدن پایینتر بود، اما همچنان قابل قبول به نظر میرسید. افزون بر این، وضعیت تورم نیز بحرانی بود. در ژانویه، نرخ تورم سالانه ۲.۴ درصد بود؛ رقمی که فاصله چندانی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو نداشت. همین موضوع سبب شد تا مشاوران ترامپ امیدوار شوند که بانک مرکزی آمریکا بهزودی روند کاهش نرخ بهره را از سر بگیرد.
در این بین، موج سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، بازار سهام را به طور مداوم به رکوردهای پیاپی رسانده بود و غولهای فناوری میلیاردها دلار صرف توسعه تراشهها، سرورها و نرمافزارها میکردند. این سرمایهگذاریها تنها در سه ماه نخست سال، حدود ۱.۳ واحد درصد به رشد سالانه تولید ناخالص داخلی آمریکا اضافه کرد.
جوزف لاوورنیا، اقتصاددان مجرب والاستریت و مشاور وقت وزارت خزانهداری آمریکا، در ماه فوریه به شبکه سیانبیسی گفته بود که «اقتصاد آمریکا شاهد رشد قدرتمند همراه با کاهش فشارهای تورمی است.»
با این حال، شوربختانه برای سیاستمداران جمهوریخواهی که پاییز امسال در انتخابات شرکت میکنند، این خوشبینیها تا حد زیادی به خیالبافی و آرزو شباهت داشتند. شکی نیست که تب سرمایهگذاری در هوش مصنوعی همچنان فروکش نکرده است، اما در مجموع، اقتصاد آمریکا تقریبا با همان سرعت کُند سال گذشته به حرکت خود ادامه میدهد. نرخ تورم در ماه مه با ثبت رقم ۴.۲ درصد، به بالاترین سطح در بیش از سه سال گذشته رسید. همچنین رشد اشتغال در ماه گذشته بهشدت کُند شد.
بنابراین، تعجبی هم ندارد که بسیاری از آمریکاییها همچنان از هزینههای بالای زندگی ناراضی باشند و ادعاهای دور از ذهن ترامپ که البته همچنان در هر فرصتی آنها را تکرار میکند، بیش از هر زمان دیگری توخالی به نظر برسد. در تازهترین نظرسنجی موسسه مطالعاتی هریس، تنها ۱۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند که اقتصاد در حال بهبود است، در حالی که ۵۷ درصد بر این باورند که اوضاع اقتصادی بدتر شده است. (حتی در میان جمهوریخواهان نیز تقریبا از هر چهار نفر، تنها یک نفر گفته که شرایط رو به بهبود است.)
با توجه به چنین دیدگاهی، عجیب نیست که میزان رضایت از عملکرد اقتصادی ترامپ به پایینترین سطح رسیده باشد. در واقع، طبق نظرسنجی مشترک اکونومیست/یوگاو/Economist/YouGov، که هفته گذشته منتشر شد، تنها ۳۲ درصد از آمریکاییها عملکرد او در حوزه اقتصاد را تایید میکنند. در همان نظرسنجی، میزان رضایت از عملکرد او در مهار تورم حتی کمتر و تنها ۲۷ درصد بود.
واقعیت این است که سناریوی اقتصادی ترامپ از همان ابتدا بیش از حد خوشبینانه بود. به عنوان مثال، هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، در ماه ژانویه پیشبینی کرده بود که رشد اقتصادی در سهماهه نخست سال از پنج درصد فراتر خواهد رفت. البته ناگفته نماند که رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی واقعی است؛ اما اینکه این روند تا چه زمانی ادامه پیدا کند، موضوع دیگری است.
تصور بر این بود که سال ۲۰۲۶ برای آمریکا سالی با رشد اقتصادی مناسب، کاهش نرخ بهره، تورم ملایم و افزایش دستمزدهای واقعی باشد. اما چرخش داستانی اتفاق افتاد و ترامپ، در هماهنگی با (رژیم)اسرائیل، تصمیم گرفت ایران را بمباران کند.
همزمان با گسترش جنگ، قیمت هر بشکه نفت خام از حدود ۷۰ دلار به بیش از ۱۱۰ دلار افزایش یافت. متوسط قیمت هر گالن بنزین در آمریکا که پیش از آن، کمتر از سه دلار بود، در سراسر این کشور به ۴.۵۰ دلار رسید. همچنین بهای سایر فرآوردههای نفتی که نقش مهمی در اقتصاد دارند، از جمله در تولید کودهای شیمیایی و مواد پلاستیکی، به شدت جهش یافت.
لاوورنیا که در ماه مارس دولت ترامپ را ترک کرد، ماه گذشته به سیانبیسی گفت که «این تحولات در واقع معادل شوک عرضهای بود که دولت خودش به اقتصاد آمریکا تحمیل کرد. مشکل اصلی همین جنگ است. از منظر پیشبینی اقتصادی، این جنگ همهچیز را به شکلی آشکار تغییر داد.»
افزایش تورم از چشم فدرال رزرو دور نماند؛ نهادی که طبق قانون اساسی آمریکا موظف به حصول اطمینان از ثبات قیمتهاست. در نشست سیاستگذاری ماه گذشته، ۹ نفر از ۱۸ عضو کمیته سیاستگذاری فدرال رزرو اعلام کردند که انتظار دارند تا پایان سال دستکم یک بار دیگر نرخ بهره افزایش یابد. حتی کوین وارش، سرمایهگذار جمهوریخواهی که ترامپ بهشخصه او را برای ریاست فدرال رزرو برگزیده است، نیز از ضرورت مهار تورم سخن به میان آورد.
در چنین شرایطی، دولت ترامپ با تهران به یک توافق مشروط برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز دست یافت؛ توافقی که در قالب یک یادداشت تفاهم رسمی شد. بهدنبال اعلام این توافق، قیمت نفت خام که پیشتر به امید دستیابی به توافق کاهش یافته بود، باز هم ریزش کرد و تا ابتدای هفته گذشته(میلادی) تقریبا به سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۷۰ دلار در هر بشکه، بازگشت.
با این حال، با ازسرگیری درگیریها و (نقض یادداشتتفاهم از سوی واشنگتن) و ادعای ترامپ مبنی بر اینکه آتشبس «به پایان رسیده است»، عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز بار دیگر تقریبا متوقف شد. قیمت نفت برنت برای مدتی دوباره از ۸۰ دلار عبور کرد و در پایان معاملات جمعه هفته گذشته در حدود ۷۵ دلار تثبیت شد. قیمت بنزین در آمریکا نیز که در ماه ژوئن دوباره به کمتر از چهار دلار رسیده بود، بار دیگر روندی صعودی به خود گرفته است.
حتی پیش از این افزایش دوباره قیمتها، ترامپ از اینکه قیمت بنزین به اندازه افت قیمت نفت، پایین نیامده بود، گلایه و شرکتهای بزرگ نفتی را به گرانفروشی متهم میکرد. البته شکی نیست که این شرکتها هر جا بتوانند سود خود را افزایش میدهند. اما این تصمیم بیملاحظه ترامپ برای آغاز جنگ با ایران بود که صنعت انرژی را دچار آشفتگی کرد و زنجیرههای تامین جهانی را بر هم زد. کارشناسان انرژی از همان ابتدا هشدار داده بودند که حتی در صورت دستیابی به یک توافق صلح پایدار، جبران این خسارتها زمانبر خواهد بود.
پدیدار شدن ناگهانی بیش از ۲۰ جایگاه سوخت تحت عنوان «فریدم فیوئل/ Freedom Fuel» در حوالی فیلادلفیا که بنزین را با تخفیف عرضه میکنند، نه این واقعیت را تغییر میدهد و نه از مقصر بودن ترامپ میکاهد. هنوز مشخص نیست چه کسانی پشت این طرح قرار دارند. سخنگوی کاخ سفید نیز در گفتوگو با سیانان مدعی شده است که دولت ترامپ هیچ نقشی در این طرح ندارد.)
اداره آمار کار آمریکا امروز گزارش شاخص قیمت مصرفکننده در ماه ژوئن را منتشر خواهد کرد. به دلیل کاهش قیمت بنزین در ماه گذشته، احتمالا این گزارش نشان خواهد داد که نرخ تورم سالانه به کمتر از چهار درصد رسیده است. این آمار شاید برای یک یا دو روز دستاویز تبلیغاتی در اختیار ترامپ قرار دهد، اما بعید است بتواند نگاه مردم عادی را تغییر دهد؛ مردمی که انتظار دارند قیمت مواد غذایی و سایر کالاهای ضروری کاهش یابد، نه اینکه فقط با سرعت کمتری افزایش پیدا کند.
نگارنده در پایان مینویسد: به جرئت میتوان گفت که بحران قدرت خرید، مهمترین مولفه پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ بود. اما او پس از بازگشت به کاخ سفید، از طریق اعمال تعرفههای سنگین بر طیف گستردهای از کالاهای وارداتی و آغاز جنگی عبث، تنها و تنها آن را تشدید کرد. به نظر میرسد که بازگشت به تاکتیکهای دوران «وحشت سرخ» در قرن گذشته قادر نیست که جمهوریخواهان را از پیامدهای سیاسی این اشتباه مهلک نجات دهد.
«وحشت سرخ/ Red Scare»: به موج تبلیغات و فضای ضدکمونیستی قرن گذشته در آمریکا اشاره دارد. نگارنده معتقد است که ترامپ نیز با متهم کردن دموکراتها به «کمونیست» بودن، از همان شیوههای قدیمی جنگ روانی و تبلیغات سیاسی استفاده میکند تا توجه افکار عمومی را از مشکلاتی مانند تورم، گرانی و پیامدهای جنگ با ایران منحرف کند.






