به گزارش ایرنا، سیستان و بلوچستان را سالها با فاصله از مرکز، کمبرخوردار و حاشیه تعریف کردهایم؛ در حالی که واقعیت این سرزمین بسیار فراتر از این روایتهای تکراری بوده و این استان، نه «حاشیه ایران»، بلکه یکی از ارکان امنیت، اقتصاد، فرهنگ، تمدن و آینده کشور است؛ استانی که در روزهای آرام، ظرفیتهایش کمتر دیده میشود و در روزهای سخت، نقش تعیینکنندهاش برای ایران آشکار میشود.
در جغرافیای سیاسی و تمدنی ایران، برخی سرزمینها تنها یک واحد اداری نیستند؛ آنان بخشی از هویت، امنیت و آینده یک ملت به شمار میروند؛ سیستان و بلوچستان بیتردید یکی از این سرزمینهاست؛ استانی که از هامون تا مکران، از تفتان تا مرزهای شرقی، تاریخ، فرهنگ، مقاومت، تجارت و فرصت را در خود جای داده است.
با این حال، روایت غالب از این استان در دهههای گذشته، اغلب روایتی ناقص بوده، گاه سیستان و بلوچستان تنها با خشکسالی شناخته شده، گاه با فاصله از مرکز، گاه با اخبار ناامنی و گاه با محرومیت و این در حالی است که هیچ سرزمینی را نمیتوان تنها با چالشهایش تعریف کرد؛ همانگونه که هیچ ملتی را تنها با دشواریهایش نمیشناسند.
واقعیت آن است که سیستان و بلوچستان، بیش از آنکه محروم باشد، مظلوم در روایت بوده، زیرا ظرفیتهای کمنظیر این استان در حوزههای ژئوپلیتیک، اقتصاد، تجارت، معادن، کشاورزی، شیلات، گردشگری، فرهنگ و سرمایه انسانی، کمتر از آنچه شایسته بوده، در معرض دید افکار عمومی و حتی بخشی از نظام تصمیمسازی کشور قرار گرفته است.
رخدادهای سالهای اخیر و بهویژه جنگ تحمیلی ۴۰ روزه نیز بار دیگر این حقیقت را آشکار کرد که هرگاه کشور با شرایط ویژه روبهرو میشود، نقش استانهای راهبردی بیش از گذشته نمایان میشود. استمرار فعالیت مسیرهای شرقی، ظرفیتهای بندری، مرزی، ترانزیتی و اقتصادی این استان، نشان داد که سیستان و بلوچستان تنها یک استان مرزی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت تابآوری ملی ایران است.
سالها نگاه توسعه در ایران، بیشتر از مرکز به پیرامون شکل گرفته؛ گویی هرچه از مرکز دورتر شویم، اهمیت نیز کمتر میشود، اما تحولات منطقهای و جهانی نشان میدهد که این نگاه نیازمند بازنگری است.
در قرن بیستویکم، مناطق مرزی در بسیاری از کشورها به موتورهای رشد اقتصادی تبدیل شدهاند، مرز، دیگر پایان جغرافیا نیست؛ آغاز ارتباط با جهان است و از این منظر، سیستان و بلوچستان نه انتهای نقشه ایران، بلکه دروازه شرقی کشور به آسیای جنوبی، آسیای میانه، اقیانوس هند و بازارهای منطقهای است.
جایگاه این استان را باید بر پایه مزیتهای راهبردی آن سنجید، نه صرفاً فاصلهاش از پایتخت؛ هممرزی با پاکستان و افغانستان، دسترسی به دریای عمان، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بینالمللی، ظرفیتهای بندری، معادن غنی، منابع انرژی، تنوع اقلیمی و توان تولید در بخشهای مختلف، مجموعهای از فرصتهایی را پدید آورده که کمتر استانی در کشور از آن برخوردار است.
سیستان و بلوچستان فقط یک جغرافیا نیست؛ روایتی از تمدن ایران است، از شهر سوخته، که یکی از کهنترین مراکز تمدنی جهان به شمار میرود، تا هامون که در حافظه تاریخی ایرانیان جایگاهی ویژه دارد؛ از مکران که قرنها دروازه ارتباط ایران با دریا بوده تا تفتان که نماد استواری شرق کشور است، همه نشان میدهد که این استان ریشهای عمیق در تاریخ و هویت ملی دارد.
تنوع فرهنگی، همزیستی دیرینه اقوام و مذاهب، موسیقی، هنر، صنایعدستی، آیینها و سنتهای بومی نیز بخشی از سرمایه نرم این استان است؛ سرمایهای که میتواند در کنار توسعه اقتصادی، به تقویت انسجام ملی و دیپلماسی فرهنگی ایران کمک کند.
هیچکس منکر وجود مشکلات نیست، خشکسالی، کمآبی، برخی عقبماندگیهای زیرساختی، بیکاری و توسعه نامتوازن، واقعیتهایی هستند که باید با برنامهریزی و سرمایهگذاری برطرف شوند. اما همانقدر که پنهان کردن مشکلات خطاست، نادیده گرفتن ظرفیتها نیز خطایی دیگر است، بنابراین رسانهها، دانشگاهها، نخبگان و مدیران، وظیفه دارند تصویری کاملتر از این استان ارائه دهند؛ تصویری که در آن، چالشها دیده شوند، اما فرصتها نیز به همان اندازه برجسته باشند.
توسعه، از دل شناخت درست آغاز میشود و شناخت درست، بدون روایت منصفانه ممکن نیست؛ بنابراین سیستان و بلوچستان، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر زاویه نگاه است؛ تغییری از «استانی که باید به آن کمک کرد» به «استانی که میتواند به توسعه ایران کمک کند» این تغییر نگاه، نقطه آغاز همه تحولات آینده خواهد بود.
اگر جغرافیا، کالبد یک سرزمین باشد، تاریخ و فرهنگ، روح آن است؛ سیستان و بلوچستان از معدود استانهای ایران است که در هر دو حوزه، از غنای کمنظیری برخوردار بوده و این سرزمین، پیش از آنکه در تقسیمات سیاسی امروز تعریف شود، در حافظه تاریخی ایران و جهان جایگاهی شناختهشده داشته است.
تمدن کهن سیستان، شهر سوخته، کوه خواجه، دلتای هیرمند، مکران، تفتان و دهها اثر تاریخی و طبیعی، تنها بخشی از گنجینهای هستند که نشان میدهد این خطه، قرنها یکی از مراکز مهم شکلگیری تمدن، تجارت و تعاملات فرهنگی بوده است.
این پیشینه تاریخی، تنها افتخاری برای گذشته نیست؛ سرمایهای برای آینده بوده و کشورهایی که امروز اقتصاد گردشگری خود را بر پایه تاریخ و هویت بنا کردهاند، نشان دادهاند که میراث فرهنگی، اگر بهدرستی معرفی و مدیریت شود، میتواند به موتور توسعه اقتصادی تبدیل شود.
وحدت اقوام و مذاهب؛ سرمایه ماندگار
اما آنچه سیستان و بلوچستان را از بسیاری مناطق دیگر متمایز میکند، تنها قدمت تاریخی آن نیست؛ بلکه تنوع فرهنگی و همزیستی اجتماعی آن است. اقوام، طوایف و پیروان مذاهب مختلف، سالیان طولانی در کنار یکدیگر زیستهاند و با وجود تفاوتهای فرهنگی، در حفظ وحدت ملی و امنیت کشور نقشآفرین بودهاند و این همزیستی، سرمایهای اجتماعی است که در جهان پرتنش امروز، ارزشی فراتر از بسیاری منابع طبیعی دارد.
در سالهای اخیر، هر زمان که دشمنان ایران تلاش کردهاند با برجستهسازی اختلافات قومی یا مذهبی، انسجام ملی را هدف قرار دهند، مردم سیستان و بلوچستان با رفتار، مواضع و حضور خود نشان دادهاند که امنیت، آرامش و وحدت را سرمایهای مشترک میدانند. این واقعیت، باید بیش از گذشته در روایتهای ملی بازتاب یابد.
بزرگترین ثروت سیستان و بلوچستان، نه معادن آن است و نه موقعیت جغرافیایی آن؛ بلکه مردم آن هستند. مردمانی سختکوش، صبور، مهماننواز، نجیب و پرتلاش که با وجود دشواریهای طبیعی، از خشکسالیهای پیدرپی گرفته تا فاصلههای طولانی و محدودیتهای زیرساختی، زندگی، تولید و امید را رها نکردهاند.
کشاورزان سیستان، نخلداران بلوچستان، صیادان سواحل مکران، دامداران، معدنکاران، صنعتگران، معلمان، پزشکان، دانشگاهیان، کارآفرینان، هنرمندان، ورزشکاران و مرزنشینان، هر یک بخشی از سرمایه انسانی این استان هستند؛ سرمایهای که اگر فرصت شکوفایی بیشتری بیابد، میتواند نقش مهمتری در اقتصاد و توسعه ملی ایفا کند.
در سالهای گذشته، جوانان این استان در عرصههای علمی، قرآنی، ورزشی، هنری و کارآفرینی بارها خوش درخشیدهاند و این موفقیتها نشان میدهد که مسئله اصلی، کمبود استعداد نیست؛ بلکه ضرورت گسترش فرصتهای برابر، آموزش باکیفیت، مهارتآموزی، سرمایهگذاری و اشتغال پایدار است.
فرهنگ سیستان و بلوچستان، آمیزهای از اصالت و پویایی است. موسیقی محلی، سوزندوزی بلوچ، سفال، حصیربافی، قالیبافی، ادبیات شفاهی، آیینهای بومی و هنرهای سنتی، تنها بخشی از میراث فرهنگی این استان است. این آثار، نه فقط ارزش فرهنگی، بلکه ظرفیت اقتصادی و صادراتی نیز دارند.
امروز در بسیاری از کشورها، صنایع خلاق و اقتصاد فرهنگی به یکی از منابع اصلی درآمد تبدیل شده و سیستان و بلوچستان نیز میتواند با حمایت از هنرمندان، ثبت و معرفی میراث ناملموس، توسعه بازارهای داخلی و خارجی و پیوند دادن فرهنگ با گردشگری، سهم بیشتری از این اقتصاد نوظهور به دست آورد.
نقش زنان و جوانان در توسعه استان، بیش از گذشته اهمیت یافته و حضور بانوان در آموزش، کارآفرینی، صنایعدستی، فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، و همچنین حضور جوانان در دانشگاهها، شرکتهای نوآور و عرصههای علمی، تصویری متفاوت از آینده استان ترسیم میکند.
سرمایهگذاری بر آموزش، فناوری، مهارت و اشتغال این نسل، نه یک هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای آینده ایران است؛ زیرا آینده سیستان و بلوچستان، به میزان بهرهگیری از ظرفیت نسل جوان آن وابسته است.
ایران، سرزمینی با تنوع فرهنگی است و سیستان و بلوچستان یکی از زیباترین جلوههای این تنوع به شمار میرود و حفظ این تنوع در چارچوب وحدت ملی، نهتنها تهدید نیست، بلکه فرصتی بزرگ برای تقویت سرمایه اجتماعی کشور است.
هرگاه نگاه ملی به این استان، بر پایه احترام، عدالت، مشارکت و توسعه متوازن شکل گرفته، نتیجه آن افزایش اعتماد عمومی، رونق اقتصادی و تقویت همبستگی ملی بوده و این تجربه نشان میدهد که توسعه پایدار، تنها با ساخت جاده و کارخانه محقق نمیشود؛ بلکه به همان اندازه به سرمایه اجتماعی، گفتوگو، اعتماد و مشارکت مردم نیاز دارد.
از همین رو، اگر قرار است سیستان و بلوچستان به جایگاه شایسته خود برسد، باید مردم آن در مرکز برنامهریزیها قرار گیرند؛ زیرا هیچ توسعهای بدون مشارکت مردم، پایدار نخواهد بود.
اگر از یک اقتصاددان، یک جغرافیدان، یک سرمایهگذار و یک برنامهریز توسعه بخواهیم بدون توجه به نام استان، ویژگیهای یک منطقه ایدهآل برای سرمایهگذاری را فهرست کنند، احتمالا از دسترسی به آبهای آزاد، همجواری با بازارهای خارجی، منابع غنی معدنی، اراضی مستعد کشاورزی، انرژی ارزان و تجدیدپذیر، نیروی انسانی جوان و موقعیت ممتاز ترانزیتی نام خواهند برد و شگفت آنکه همه این ویژگیها در سیستان و بلوچستان یکجا جمع شده است.
این استان، تنها یک واحد اداری در جنوب شرق ایران نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین ذخایر فرصتهای اقتصادی کشور است؛ ظرفیتی که اگر با برنامهریزی علمی، سرمایهگذاری هدفمند و مدیریت آیندهنگر همراه شود، میتواند سهمی تعیینکننده در رشد اقتصادی ایران ایفا کند.
معدن، کشاورزی و دریا؛ سه ضلع مزیت اقتصادی
نام چابهار سالهاست در ادبیات اقتصادی و راهبردی ایران و منطقه تکرار میشود؛ اما هنوز همه ظرفیتهای آن بالفعل نشده، بنابراین چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران نیست؛ بلکه حلقه اتصال ایران به آبهای آزاد، شبهقاره هند، آسیای میانه، قفقاز و حتی بازارهای شرق آفریقاست و توسعه این بندر، صرفاً توسعه یک شهر یا یک استان نیست؛ بلکه افزایش قدرت رقابت اقتصادی ایران در سطح منطقه است.
هر کانتینری که از مسیر چابهار جابهجا میشود، هر کشتی که در این بندر پهلو میگیرد و هر واحد صنعتی که در پیرامون آن شکل میگیرد، میتواند به ایجاد اشتغال، رونق تجارت، افزایش صادرات و کاهش هزینههای حملونقل کشور کمک کند.
چابهار زمانی به جایگاه واقعی خود خواهد رسید که توسعه بندر، راهآهن، جاده، صنایع پاییندستی، لجستیک، انبارداری و مناطق صنعتی، همزمان و هماهنگ پیش بروند.
اگر در گذشته، توسعه کشورها بر محور رودخانهها شکل میگرفت، امروز بسیاری از قدرتهای اقتصادی جهان، توسعه خود را بر پایه اقتصاد دریا بنا کردهاند و سواحل مکران، یکی از ارزشمندترین سرمایههای راهبردی ایران است. این سواحل میتوانند میزبان صنایع دریایی، کشتیسازی، پتروشیمی، شیلات، گردشگری، انرژی، حملونقل دریایی و تجارت بینالمللی باشند زیرا اقتصاد دریامحور، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای آینده ایران است و سیستان و بلوچستان، قلب این راهبرد به شمار میرود.
سیستان و بلوچستان از غنیترین استانهای معدنی کشور بوده و ذخایر طلا، مس، کرومیت، آنتیموان، تیتانیوم، سنگهای تزئینی و دیگر مواد معدنی، ظرفیت بزرگی برای توسعه صنعتی ایجاد کردهاند. اما تجربه جهانی نشان میدهد که استخراج ماده خام، بهتنهایی توسعهآفرین نیست، آنچه ارزش میآفریند، ایجاد زنجیره کامل تولید از اکتشاف و استخراج تا فرآوری، صنایع پاییندستی، تولید محصول نهایی، صادرات و تربیت نیروی انسانی متخصص است.
اگر کارخانههای فرآوری، صنایع معدنی، مراکز تحقیقاتی و آموزشهای تخصصی در کنار معادن شکل بگیرند، استان نهتنها از درآمد بیشتری بهرهمند خواهد شد، بلکه اشتغال پایدار و توسعه متوازن نیز محقق میشود.
در این میان، ایفای مسئولیت اجتماعی شرکتهای معدنی نیز اهمیت ویژهای دارد و توسعه اقتصادی زمانی پایدار است که در کنار استخراج ثروت، به آموزش، سلامت، محیطزیست، آب، زیرساخت و توانمندسازی جوامع محلی نیز توجه شود.
بسیاری، سیستان و بلوچستان را تنها با خشکسالی میشناسند؛ در حالی که این استان، یکی از متنوعترین اقلیمهای کشاورزی ایران را دارد؛ تولید خرما، انار، محصولات گرمسیری، گیاهان دارویی، سبزی و صیفی، محصولات گلخانهای و دامپروری، نشان میدهد که با مدیریت صحیح منابع آب، توسعه سامانههای نوین آبیاری، اصلاح الگوی کشت و حمایت از زنجیره تولید، این بخش میتواند سهم بیشتری در امنیت غذایی کشور داشته باشد.
در کنار کشاورزی، دامداری سنتی و صنعتی نیز از ظرفیتهای مهم استان است. توسعه صنایع تبدیلی، بستهبندی، سردخانهها و شبکههای صادراتی میتواند ارزش افزوده این بخش را چند برابر کند.
دسترسی به دریای عمان، فرصت بزرگی برای توسعه شیلات، آبزیپروری و صنایع وابسته فراهم کرده و توسعه پرورش ماهی و میگو، فرآوری محصولات دریایی، صادرات و ایجاد صنایع وابسته، علاوه بر افزایش درآمد استان، میتواند جایگاه ایران را در بازارهای منطقهای تقویت کند، بنابراین اقتصاد دریا، زمانی موفق خواهد بود که زنجیره تولید تا صادرات بهصورت کامل دیده شود.
سیستان و بلوچستان از نظر میزان تابش خورشید و ظرفیت باد، در شمار مستعدترین مناطق ایران قرار دارد، در جهانی که به سمت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی حرکت میکند، توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی میتواند این استان را به یکی از قطبهای انرژی پاک کشور تبدیل کند. این ظرفیت، علاوه بر تأمین برق، زمینهساز جذب سرمایهگذاری، ایجاد اشتغال و توسعه صنایع جدید خواهد بود.
کمتر استانی در ایران وجود دارد که همزمان از جاذبههای تاریخی، طبیعی، فرهنگی، مذهبی و زمینشناسی برخوردار باشد؛ از شهر سوخته و کوه خواجه تا تفتان، از سواحل مکران تا گلفشانها، از نخلستانها تا روستاهای هدف گردشگری، همه میتوانند بخشی از زنجیره گردشگری استان باشند. گردشگری، تنها ساخت هتل نیست؛ بلکه ایجاد زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، معرفی حرفهای، امنیت، خدمات مناسب و مشارکت جوامع محلی است.
در بسیاری از کشورهای جهان، مرزها به کانون رونق اقتصادی تبدیل شدهاند، بنابراین سیستان و بلوچستان نیز با همجواری با پاکستان و افغانستان، ظرفیت کمنظیری برای توسعه تجارت قانونی، صادرات، واردات، بازارچههای مرزی و همکاریهای اقتصادی دارد.
مرزنشینان، زمانی بهترین حافظان امنیت خواهند بود که از ثمرات توسعه اقتصادی و تجارت قانونی نیز بهرهمند شوند و تقویت بازارچههای مرزی، تسهیل تجارت، توسعه زیرساختهای گمرکی و حمایت از فعالان اقتصادی، میتواند هم به رشد اقتصاد استان و هم به تقویت امنیت پایدار کمک کند.
آینده سیستان و بلوچستان تنها در گرو منابع طبیعی نیست، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها باید به بازیگران اصلی توسعه استان تبدیل شوند. پیوند میان دانشگاه، صنعت، معدن، کشاورزی و فناوری، همان حلقهای است که میتواند ظرفیتهای خام را به ثروت پایدار تبدیل کند. اگر قرار است سیستان و بلوچستان به جایگاه شایسته خود برسد، توسعه آن باید بر پایه «دانش، نوآوری، سرمایهگذاری و مشارکت مردم» استوار باشد، نه صرفاً افزایش بودجههای عمرانی.
اگر اقتصاد، موتور حرکت یک کشور باشد، امنیت، بستر حرکت آن است، هیچ سرمایهگذاری، هیچ برنامه توسعهای و هیچ چشمانداز بلندمدتی بدون امنیت پایدار معنا پیدا نمیکند؛ از این منظر، سیستان و بلوچستان تنها یک استان مرزی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین اضلاع هندسه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.
در ادبیات راهبردی جهان، استانهای مرزی صرفاً خطوط پایان یک کشور نیستند؛ بلکه نخستین خطوط تعامل با جهان، دفاع از منافع ملی و شکلدهی به قدرت منطقهای هستند؛ سیستان و بلوچستان نیز با قرار گرفتن در مجاورت پاکستان، افغانستان و دریای عمان، در یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی آسیا واقع شده؛ منطقهای که تحولات آن میتواند بر امنیت، اقتصاد، انرژی و تجارت بخش بزرگی از قاره آسیا اثر بگذارد.
سالها مرز را بیشتر از منظر تهدید تحلیل کردهایم؛ در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان میدهد مرز، اگر با زیرساخت، تجارت قانونی، سرمایهگذاری و توسعه همراه شود، به موتور رشد اقتصادی تبدیل خواهد شد.
سیستان و بلوچستان هزاران کیلومتر مرز آبی و زمینی دارد؛ این مرزها اگرچه مسئولیتهای سنگینی را بر دوش نیروهای نظامی، انتظامی، مرزبانان و مردم منطقه گذاشتهاند، اما در عین حال فرصتی بزرگ برای صادرات، واردات، ترانزیت، همکاریهای اقتصادی و دیپلماسی منطقهای نیز هستند.
سیستان و بلوچستان در متن راهبردهای ملی
امنیت پایدار، تنها با تجهیزات نظامی به دست نمیآید؛ امنیت زمانی ماندگار میشود که مردم، خود را شریک توسعه بدانند، اشتغال پایدار شکل بگیرد، تجارت قانونی رونق یابد و زیرساختهای اقتصادی گسترش پیدا کند.
هر تحلیل منصفانهای از امنیت سیستان و بلوچستان، باید از مردم آغاز شود. مردمانی که دههها در سختترین شرایط اقلیمی و اقتصادی، در مرزهای شرقی کشور زندگی کردهاند و با وجود همه دشواریها، خانه و کاشانه خود را ترک نکردهاند.
مرزنشینان این استان، تنها ساکنان یک نوار مرزی نیستند؛ آنان مرزبانان اجتماعی ایران هستند، حضور آنان در روستاها و شهرهای مرزی، خود بخشی از اقتدار ملی است و هر برنامه توسعهای که کیفیت زندگی، اشتغال، آموزش، بهداشت و زیرساختهای این مناطق را ارتقا دهد، در حقیقت سرمایهگذاری برای امنیت ملی کشور است.
یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، آشکار شدن اهمیت استانهای راهبردی در حفظ تابآوری کشور بود، در آن مقطع، پایداری زنجیرههای تأمین، استمرار تجارت، فعالیت بنادر، مرزها، مسیرهای حملونقل و شبکه توزیع کالا، اهمیتی دوچندان یافت.
در چنین شرایطی، ظرفیتهای سیستان و بلوچستان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. این تجربه نشان داد که امنیت اقتصادی ایران، تنها به مراکز صنعتی و کلانشهرها وابسته نیست؛ بلکه استانهای مرزی و دارای مزیتهای ترانزیتی نیز نقشی تعیینکننده در پایداری اقتصاد ملی دارند.
بحرانها، ارزش زیرساختها را آشکار میکنند، آنچه شاید در روزهای عادی کمتر دیده شود، در شرایط ویژه به ستون اصلی تابآوری کشور تبدیل میشود. این تجربه باید در سیاستگذاریهای آینده نیز مورد توجه قرار گیرد.
نگاه امروز جهان به امنیت، با گذشته تفاوت دارد. امنیت تنها به معنای حفاظت از مرزها نیست؛ بلکه شامل امنیت غذایی، امنیت انرژی، امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت سایبری و امنیت محیطزیستی نیز میشود.
سیستان و بلوچستان میتواند در همه این حوزهها نقشآفرین باشد؛ از تولید محصولات کشاورزی و شیلات تا توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، از ترانزیت کالا تا اقتصاد دریامحور، از معادن راهبردی تا همکاریهای منطقهای. به همین دلیل، هر میزان سرمایهگذاری در این استان، صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه تقویت امنیت هوشمند و افزایش قدرت ملی ایران است.
همجواری با دو کشور پاکستان و افغانستان، تنها یک واقعیت جغرافیایی نیست؛ فرصتی برای گسترش همکاریهای اقتصادی، فرهنگی و تجاری است، امروز بسیاری از تنشهای مرزی در جهان، از مسیر تعاملات اقتصادی کاهش یافتهاند، هرچه حجم تجارت قانونی، سرمایهگذاری مشترک، تبادل خدمات، بازارچههای مرزی و ارتباطات مردمی افزایش یابد، زمینه برای ثبات و امنیت پایدار نیز بیشتر خواهد شد.
سیستان و بلوچستان میتواند به سکوی اصلی دیپلماسی اقتصادی ایران در شرق کشور تبدیل شود؛ نقشی که نیازمند تکمیل زیرساختها، تسهیل تجارت، ارتقای گمرکات، توسعه حملونقل و هماهنگی بیشتر میان دستگاههای اجریایی است.
یکی از تجربههای موفق جهان این است که توسعه و امنیت، رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل هم هستند، هر جا اشتغال، آموزش، سرمایهگذاری و امید اجتماعی افزایش یافته، امنیت نیز پایدارتر شده است.
در سیستان و بلوچستان نیز باید از نگاه صرفاً امنیتی فاصله گرفت و به امنیت از دریچه توسعه نگریست، هر مدرسه، هر کارخانه، هر مزرعه، هر واحد صنعتی، هر کیلومتر راهآهن و هر فرصت شغلی، علاوه بر آثار اقتصادی، سرمایهای برای امنیت پایدار کشور نیز محسوب میشود.
جهان در حال تغییر است، مسیرهای تجارت، کریدورهای بینالمللی، اقتصاد دریا، رقابتهای ژئوپلیتیکی و مناسبات منطقهای، همه نشان میدهد که اهمیت شرق ایران در دهههای آینده افزایش خواهد یافت.
اگر امروز برای توسعه سیستان و بلوچستان تصمیمهای بزرگ گرفته شود، فردا ایران از ثمرات آن بهرهمند خواهد شد؛ اما اگر این فرصت تاریخی از دست برود، تنها یک استان متضرر نخواهد شد؛ بلکه بخشی از مزیت راهبردی کشور نیز از میان خواهد رفت. از همین رو، سیستان و بلوچستان باید نه در حاشیه برنامههای توسعه، بلکه در متن راهبردهای ملی ایران قرار گیرد؛ زیرا آینده این استان، با آینده ایران پیوندی ناگسستنی دارد.
محمدامین میربلوچزهی













