به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه گاردین در گزارشی از تداوم حملات آمریکا به ایران برای سومین روز متوالی و پاسخ متقابل ایران خبر داد. بر اساس این گزارش، حملات بامداد سهشنبه آمریکا شهرهای بندری بوشهر و بندرعباس را هدف قرار داد و سنتکام مدعی شد که هدف آن «کاهش توانایی ایران برای حمله به کشتیرانی تجاری» بوده است. در واکنش، ایران بحرین، محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، اردن، میزبان نیروی هوایی آمریکا، و دو نفتکش مرتبط با امارات متحده عربی را هدف حملات تلافیجویانه قرار داد. بحرین مدعی رهگیری چندین حمله شد، اما انفجارهایی در منامه شنیده شد و اردن نیز از سرنگونی چهار موشک ایرانی خبر داد.
در حوزه دیپلماتیک، ترامپ با نقض آشکار حقوق بینالملل اعلام کرد که آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته و از کشتیها «تا سقف ۲۰ درصد عوارض» دریافت میکند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنشی طعنهآمیز تأکید کرد که «۲۰ درصد البته زیاد است. ما منصفانه رفتار خواهیم کرد» و تصریح نمود که ایران «برای همیشه» نگهبان تنگه هرمز باقی خواهد ماند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأیید حمله به نفتکشها اعلام کرد که این شناورها «اخطارهای مکرر را نادیده گرفته بودند.» گاردین میافزاید که این تحولات عملاً یادداشت تفاهم را بیاثر ساخته و قیمت نفت به بشکهای ۸۶ دلار جهش کرده است.
شبکه فاکس نیوز در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ برای تعریف پیروزی در برابر ایران با سه گزینه دشوار روبروست که هیچیک آسان نیستند. این رسانه آمریکایی با اشاره به فرهنگ مقاومت و شهادت در ایران تصریح میکند که تهران دارای حکومتی است که «میتواند مجازات را به شیوههایی تحمل کند که درک آن برای آمریکاییها دشوار است» و نمیتوان فرض کرد که پس از دور دیگری از حملات تسلیم خواهد شد.
این تحلیل سه مسیر پیش روی ترامپ را چنین ترسیم میکند: نخست، «حملات تلافیجویانه متقابل» که بحران را مدیریت میکند اما مسئله هستهای را حل نمیکند. دوم، «تشدید تنش به سوی یک کارزار قاطع» علیه زیرساختهای نظامی و هستهای ایران که تهدید را از ریشه پایان میدهد، اما خطر یک جنگ منطقهای و شوک نفتی را به همراه دارد. سوم، «مهار قهری سخت» که شامل حفظ تنگه هرمز از طریق قدرت دریایی ائتلافی، تحریمها و تأیید هستهایِ سرزده است. این گزینه، که «مسیر جنگ بیپایان» خوانده میشود، پیروزی قاطعی ارائه نمیدهد، اما فشار پایداری را برای محروم کردن ایران از سلاح هستهای و حفاظت از تجارت جهانی بدون جنگ زمینی فراهم میکند.
فاکس نیوز هشدار میدهد که بدترین انتخاب، «سرگردانی میان این گزینهها» است، زیرا «آمریکاییها از زور وقتی هدف روشنی داشته باشد حمایت میکنند» اما صبرشان در برابر سردرگمی راهبردی لبریز میشود. این تحلیل در پایان نتیجه میگیرد که هدف نهایی باید به طور علنی بیان شود: «نه سلاح هستهای ایران، نه کنترل ایران بر هرمز، نه مصونیت برای حملات به کشتیرانی تجاری، و نه کاهش تحریمها بدون راستیآزمایی.»
پایگاه تحلیلی کانورسیشن در گزارشی نوشت که آمریکا و ایران بار دیگر وارد جنگ شدهاند و با وجود یک مانع اصلی یعنی کنترل تنگه هرمز، پایانی برای این مناقشه متصور نیست. این تحلیل به قلم یک کارشناس برجسته روابط بینالملل تصریح میکند که «طعنهآمیز است که پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، تنگه هرمز اساساً موضوعی مناقشهبرانگیز نبود و برای کشتیرانی آزاد باز بود.»
به نوشته این تحلیلگر، جمهوری اسلامی ایران با ایجاد «اداره تنگه خلیج فارس» و اتخاذ «راهبرد دفاع موزاییکی» که به فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سراسر کشور اجازه اقدام مستقل میدهد، کنترل این آبراه را به اهرمی حیاتی برای بازدارندگی تبدیل کرده است. در مقابل، ترامپ با اعلام پایان آتشبس، بازگرداندن محاصره بنادر ایران، و پیشنهاد «کاملاً غیرعملی» وضع عوارض ۲۰ درصدی بر نفتکشهای عبوری، صرفاً بحران را تشدید کرده است.
کانورسیشن با اشاره به شکاف میان جناحهای سیاسی در ایران و فقدان برنامه مشخص در واشنگتن، هشدار میدهد که ترامپ هنوز توضیح نداده که چگونه میخواهد این عوارض را جمعآوری کند، یا سپاه را از هدف قرار دادن کشتیها بازدارد. این تحلیل با یادآوری تجربه تاریخی جنگ تحمیلی هشتساله و تابآوری ایران، نتیجه میگیرد که حکومت جمهوری اسلامی ایران به جنگهای فرسایشی عادت دارد و طرح جدید ترامپ میتواند مناقشه را «بسیار طولانیتر و بدتر از گذشته» کند و در نهایت به نفع ایالات متحده یا جهان تمام نخواهد شد.
شبکه سیانان در تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی ایران با قواعد خود ترامپ بازی میکند تا او را در مخمصه جنگ عمیقتر گرفتار سازد. به نوشته این رسانه، ترامپ از ایران به دلیل زیر پا گذاشتن توافق شکایت دارد، غافل از اینکه خود او سابقه طولانی در خروج از معاهدات بینالمللی از جمله برجام دارد. رئیسجمهور آمریکا تهدید کرد که عوارض خود را بر تنگه هرمز وضع میکند، اما عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با لحنی طعنهآمیز پاسخ داد: «۲۰ درصد البته زیاد است. ما منصفانه برخورد خواهیم کرد.» این پاسخ هوشمندانه، عملاً موضع تهران برای دریافت عوارض را مشروعیت بخشید.
سیانان مدعی است که یادداشت تفاهم به دلیل دفاع ایران از دستاورد اصلی جنگ یعنی کنترل مؤثر بر تنگه هرمز فرو پاشید. تیم ترامپ با نگارش زبانی مبهم در توافق، ناخواسته این تفسیر را برای تهران ایجاد کرد که کنترل این آبراه را در اختیار دارد. این در حالی است که معادله اصلی جنگ همچنان پابرجاست: ایران با استفاده از جغرافیا و درک هوشمندانه از قدرت محدود خود، یک ابرقدرت را به مانور واداشته است.
این تحلیل میافزاید که ترامپ برخلاف برخی رؤسای جمهور پیشین آمریکا، از تشدید تنش به سمت جنگ تمامعیار علیه غیرنظامیان یا حمله به جزیره خارک خودداری کرده، اما همچنان در بنبستی گرفتار است که پرسش اساسی را بیپاسخ میگذارد: چگونه میخواهد از این جنگ خارج شود؟ سیانان نتیجه میگیرد که علیرغم حملات متقابل، هنوز «فضایی برای دیپلماسی» وجود دارد، اما خطر خارج شدن اوضاع از کنترل نیز جدی است.
رسانه های چین روسیه
وبسایت «راشا تودی» روسیه در تحلیلی با عنوان «حمله بعدی آمریکا به ایران از کجا خواهد آمد؟» به قلم فرهاد ابراهیماف، استاد دانشگاه رودن مسکو و کارشناس مسائل خاورمیانه، مدعی است که آمریکا و اسرائیل در حال طراحی راهبردی جدید برای افزایش فشار بر ایران هستند که در آن، عراق بهجای تبدیل شدن به میدان جنگ مستقیم، نقش یک سکوی سیاسی، اطلاعاتی، لجستیکی و امنیتی را ایفا خواهد کرد.
نویسنده با اشاره به تحولات اخیر بغداد، از جمله تشدید اقدامات امنیتی، بازداشت برخی شخصیتهای سیاسی و تغییر موازنه قدرت پس از روی کار آمدن نخستوزیر جدید، این رخدادها را صرفاً بخشی از مبارزه با فساد نمیداند، بلکه آن را تلاشی برای بازآرایی ساختار قدرت عراق، کاهش نفوذ گروههای نزدیک به ایران و افزایش قابلیت مدیریت بغداد از سوی آمریکا ارزیابی میکند.
در ادامه، تحلیل به اهمیت مناطق مرزی ایران و عراق، بهویژه پیرانشهر و گذرگاه تمرچین، میپردازد و این مناطق را به دلیل موقعیت جغرافیایی، حضور جمعیت کُرد و فعالیت گروههای مسلح، یکی از کانونهای بالقوه اعمال فشار بر ایران معرفی میکند. نویسنده معتقد است همزمانی تحولات سیاسی بغداد با افزایش تحرکات امنیتی در مرزهای غربی ایران، نشاندهنده شکلگیری شبکهای از فشارهای چندلایه علیه تهران است.
این تحلیل در عین حال تأکید میکند که حمله زمینی گسترده آمریکا به ایران در شرایط کنونی بعید و بسیار پرهزینه است؛ زیرا توان نظامی، وسعت جغرافیایی، ظرفیت موشکی و شبکه متحدان منطقهای ایران، هزینه چنین اقدامی را بهشدت افزایش میدهد. همچنین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز به دلیل نگرانی از واکنش ایران، از مشارکت مستقیم در یک جنگ فراگیر پرهیز خواهند کرد.
در جمعبندی، نویسنده نتیجه میگیرد که راهبرد محتمل واشنگتن، نه آغاز جنگی تمامعیار، بلکه فرسایش تدریجی نفوذ ایران از طریق استفاده از ظرفیتهای عراق، اقلیم کردستان، فشارهای اطلاعاتی و امنیتی و ایجاد کانونهای تنش پیرامونی است.
روزنامه گلوبال تایمز چین در سرمقاله خود با عنوان «هزینه اشتباهات راهبردی قدرتهای بزرگ همیشه سرسامآور است» به تشدید دوباره تنش میان آمریکا و ایران پرداخته و هشدار میدهد که ازسرگیری درگیریها نهتنها به زیان دو طرف، بلکه تهدیدی جدی برای اقتصاد و امنیت جهانی است.
این روزنامه با اشاره به حملات مجدد آمریکا به ایران و پاسخ موشکی تهران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، مینویسد که تنها چند هفته پس از امضای تفاهمنامه میان دو کشور، امیدها برای کاهش تنش از بین رفته است.
به اعتقاد نویسنده، اختلاف دو طرف بر سر تفسیر مفاد این تفاهمنامه و اظهارات مقامهای آمریکایی مبنی بر اینکه این توافق صرفاً یک «آزمون» بوده، زمینهساز دور جدید درگیریها شده است.
سرمقاله تأکید میکند که تجربه جنگهای افغانستان و عراق نشان داده هیچ قدرتی نمیتواند با توسل به نیروی نظامی به پیروزی سریع دست یابد و تداوم خشونت تنها به گسترش بیثباتی منجر میشود.
از نگاه گلوبال تایمز، تشدید بحران، اقتصاد جهانی را نیز با مخاطرات جدی روبهرو کرده است؛ زیرا تنگه هرمز که حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند، نقشی حیاتی در امنیت انرژی جهان دارد.
این روزنامه همچنین به کاهش پیشبینی رشد اقتصاد جهانی از سوی صندوق بینالمللی پول و افزایش قیمت نفت در پی تشدید تنشها اشاره میکند.
گلوبال تایمز همچنین بر پیامدهای انسانی جنگ تأکید کرده و با استناد به آمار منتشرشده از ایران و لبنان، از افزایش تلفات غیرنظامیان ابراز نگرانی میکند. این روزنامه، توقف گفتوگوهای مستقیم میان تهران و واشنگتن را نگرانکنندهترین تحول دانسته و معتقد است شرایط کنونی در نقطهای حساس میان جنگ و صلح قرار گرفته است.
در پایان سرمقاله از آمریکا میخواهد رویکرد «هژمونیک» خود را کنار گذاشته، حملات نظامی را متوقف کند و نگرانیهای امنیتی ایران را به رسمیت بشناسد. همزمان از ایران نیز میخواهد با خویشتنداری، زمینه ازسرگیری مذاکرات را حفظ کند.
این رسانه با برجسته کردن ابتکارات دیپلماتیک چین و نقش میانجیگرانه کشورهایی مانند پاکستان و قطر، تأکید میکند که تنها راهحل پایدار، گفتوگو، احترام به حاکمیت کشورها و حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بر اساس منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل است.













