تحرکات جدید آمریکا در خزر؛ تلاش واشنگتن برای انزوای ایران و روسیه

خبرگزاری تسنیم چهارشنبه 24 تیر 1405 - 10:49
تور منطقه‌ای سناتور آمریکایی با هدف توسعه کریدور میانی و حذف ایران و روسیه از معادلات ترانزیتی انجام شد.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، سفر 7 تا 9 ژوئیه سناتور استیو داینز به جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، سه رابطه دوجانبه مجزا را در یک برنامه فشرده و متمرکز بر منطقه خزر در هم آمیخت.

وی در باکو با «الهام علی‌اف» رئیس‌جمهور و مقامات ارشد اقتصادی و سیاست خارجی، در آستانه با «قاسم جومارت توکایف» رئیس‌جمهور و نمایندگان دولت و تجارت و در عشق‌آباد با «سردار بردی‌محمداف» رئیس‌جمهور، «رشید مردوف» وزیر امور خارجه و «قربانقلی بردی‌محمداف» رهبر ملی این کشور دیدار کرد.

اگرچه گزارش‌های رسمی هر توقف را به‌طور جداگانه بررسی کردند، اما توالی این سفرها نشان‌دهنده یک الگوی منطقه‌ای است که اهمیت آن فراتر از هرگونه بیانیه منفرد است.

راهبرد کریدورمحور واشنگتن؛ دور زدن ایران و روسیه

داینز پیش از این در سخنرانی 11 ژوئن خود در «مجمع ترانس خزر» اندیشکده سیاست خزر، روشن‌ترین تبیین علنی از این منطق حاکم را ارائه داده بود.

او در آنجا موضوع اتصال آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی به غرب، سرمایه‌گذاری و تنوع‌بخشی به زنجیره تامین را به بحث گذاشت.

داینز حوزه‌های مواد معدنی حیاتی، انرژی، مخابرات و زیرساخت‌های فیزیکی و دیجیتال را به عنوان زمینه‌هایی برای سرمایه‌گذاری عمومی و خصوصی مشخص کرد و همزمان خواستار اجرای طرح «تریپ» (TRIPP)، احداث خط لوله رابط گازی خزر و ایجاد یک مسیر پیوسته از آسیای مرکزی به بازارهای غربی شد که ایران و روسیه را به طور کامل دور می‌زند.

این بخش‌ها در کنار یکدیگر، به مسیر پیشنهادی محتوایی تجاری و استراتژیک می‌بخشند؛ هرچند که هنوز در قالب یک برنامه واحد نامگذاری نشده‌اند. با بازخوانی سخنرانی ماه ژوئن، مشخص می‌شود که برنامه سفر داینز نشانگر یک تلاش نوظهور کریدورمحور است که با تعاملات گسترده‌تر دولت ترامپ در منطقه خزر همسویی دارد؛ حتی اگر بیانیه رسمی در خصوص اهداف آن صادر نشده باشد.

باکو؛ لنگرگاه غربی واشنگتن در راهگذر میانی

باکو قوی‌ترین پایه نهادی و دوجانبه را برای منطق این کریدور فراهم می‌کند. علی‌اف و داینز درباره نقش ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان، صلح منطقه‌ای و اهمیت طرح تریپ (TRIPP) برای اتصال شبکه‌های حمل‌ونقل گفتگو کردند. دیدارهای جداگانه با «جیحون بایراموف» وزیر امور خارجه و «میکائیل جباروف» وزیر اقتصاد، این دستور کار را به حوزه همکاری‌های اقتصادی بسط داد.

جباروف و داینز به همراه «روشن نجف» رئیس شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان (سوکار)، موضوعاتی چون کریدور میانی، انرژی، حمل‌ونقل، توسعه دیجیتال و استخراج و فرآوری مواد معدنی حیاتی را بررسی کردند. در تمامی این دیدارها، پرونده‌های سیاسی، تجاری و فنی حول محور جایگاه جمهوری آذربایجان در خروجی غربی خزر برای این کریدور متمرکز بود.

منشور مشارکت استراتژیک آمریکا و جمهوری آذربایجان که در ماه فوریه امضا شد، کریدور میانی را در کنار انرژی، تجارت، ترانزیت، اتصال دیجیتال و انتقال مواد معدنی حیاتی قرار می‌دهد. این منشور، جمهوری آذربایجان را به عنوان قطب انرژی، حمل‌ونقل، تجارت و لجستیک منطقه خزر معرفی می‌کند. کارگروه‌های تخصصی نیز همکاری‌ها را در این حوزه‌ها نظام‌مند کرده و خواستار ارائه لیست پروژه‌ها و نقشه‌های راه اجرایی و برگزاری نشست‌های سالانه شده‌اند.

در ماه ژوئن، نخستین گفتگوی اقتصادی آذربایجان و آمریکا آغاز شد تا این رویکرد را به یک دستور کار عملیاتی تبدیل کند. زیرساخت‌های فیزیکی موجود نیز پشتوانه نقش باکو است. کریدور تثبیت‌شده میانی از قزاقستان و دریای خزر عبور کرده و پیش از رسیدن به ترکیه یا اروپا از طریق دریای سیاه، از جمهوری آذربایجان و گرجستان می‌گذرد.

بندر آلات در 70 کیلومتری جنوب باکو، در سال 2024 بالغ بر 7.6 میلیون تن بار جابه‌جا کرده است و برنامه‌های توسعه‌ای برای افزایش این ظرفیت به 25 میلیون تن در جریان است. چالش فوری سیاست‌گذاران، گسترش مسیرهای عملیاتی و تکمیل اتصالات ناتمام در شبکه‌ای است که هم‌اکنون نیز در حال خدمات‌رسانی است.

قزاقستان؛ نقطه اتکای کریدور در شرق خزر

آستانه نشان داده که چگونه چارچوب منطقه‌ای ترسیم‌شده در باکو، با بزرگترین اقتصاد آسیای مرکزی، منبع اصلی تامین بار کریدور میانی و پایگاه در حال گسترش مواد معدنی حیاتی متصل می‌شود. توکایف و داینز درباره گسترش تجارت و سرمایه‌گذاری، اجرای توافقنامه‌های دوجانبه قبلی، تعمیق مشارکت استراتژیک و لغو محدودیت‌های قانون «جکسون-وانیک» گفتگو کردند.

سفارت آمریکا همچنین به حضور نمایندگان شرکت‌های غول‌پیکری چون اکسون، کاترپیلار و اپل در نشست‌های مرتبط با زنجیره تامین، تجارت و نوآوری انرژی اشاره کرده است.

قزاقستان صرفاً یک حلقه در این مسیر نیست، بلکه شکل‌دهنده اصلی هرگونه استراتژی تجاری پایدار در ترانس خزر است. مقامات قزاقستان جابه‌جایی 4.5 میلیون تن بار در کریدور میانی طی سال 2024 را گزارش داده‌اند و برنامه‌های دولتی در پی آن است تا ظرفیت جابه‌جایی کانتینر را تا سال 2029 به طور چشمگیری افزایش داده و زمان مسیر را از 18 روز به 10 روز کاهش دهد.

یک بسته جداگانه از توافقات آمریکا و قزاقستان شامل سرمایه‌گذاری 1.1 میلیارد دلاری در پروژه تنگستن با اولویت دسترسی آمریکا به محصولات آن بود که به کفه شرقی کریدور میانی، وزنه تجاری سنگینی می‌بخشد.

ترکمنستان و تلاش آمریکا برای تغییر مسیر انرژی

در عشق‌آباد نیز همین مضامین در قالب یک رابطه دوجانبه که ساختار نهادی آن کمتر رسمی شده است، نمایان شد. داینز با مقامات عالی‌رتبه این کشور از جمله رئیس‌جمهور، وزیر خارجه و رهبر ملی دیدار کرد.

گزارش‌های رسمی به موضوعات تجارت، انرژی، فناوری پیشرفته و شورای تجاری ترکمنستان-آمریکا با حضور شرکت‌هایی نظیر بوئینگ و جان‌دیر اشاره داشتند. تنها خط لوله‌ای که در گزارش‌های عمومی نام برده شد، پروژه تاپی (TAPI) بود؛ با این حال، ذخایر گازی ترکمنستان مسیر صادراتی دیگری را در سراسر خزر باز نگه می‌دارد.

اداره اطلاعات انرژی آمریکا ذخایر اثبات‌شده ترکمنستان را بیش از 11 تریلیون متر مکعب تخمین می‌زند و چین را مقصد اصلی صادرات خط لوله آن معرفی می‌کند. داینز اتصال به خطوط لوله متصل به اروپا را در برنامه منطقه‌ای خود گنجانده و رهبران ترکمنستان نیز از تنوع‌بخشی به صادرات از طریق ترانس خزر حمایت کرده‌اند. با این وجود، هنوز هیچ پروژه بین‌دولتی یا ساختار مالی مشخصی برای خط لوله رابط خزر به تصویب نرسیده است.

شکل‌گیری استراتژی جدید خزر؛ چالش‌های پیش‌رو

این سه کشور نقاط قوت مکمل یکدیگر را ارائه می‌دهند: قزاقستان مقیاس اقتصادی و پتانسیل مواد معدنی را فراهم می‌کند؛ ترکمنستان گزینه‌های جذاب انرژی را می‌افزاید؛ و جمهوری آذربایجان نیز قطب غربی خزر و توسعه‌یافته‌ترین چارچوب نهادی با آمریکا را تامین می‌کند. وظایف متمایز اما هم‌پوشان این کشورها، به این سه رابطه دوجانبه وزن منطقه‌ای می‌بخشد.

این رویکرد نوظهور، بیشتر به عنوان تنوع‌بخشیدن به گزینه‌های ژئواکونومیک این سه کشور درک می‌شود تا تلاشی فوری برای قطع ارتباط کامل آن‌ها با روسیه یا چین. مسیرها و شرکای جدید می‌توانند فضای مانور حاکمیتی آن‌ها را گسترش داده و تولیدات منطقه‌ای را به سرمایه‌گذاران و بازارهای بیشتری متصل کنند. ارزش استراتژیک کریدور میانی نه در تغییر فوری صف‌بندی‌های منطقه‌ای، بلکه در گسترش تدریجی خودمختاری تجاری و استراتژیک این کشورها در برابر رقبا نهفته است.

تور آسیایی داینز شتاب قابل‌توجهی به استراتژی نوظهور آمریکا برای اتصال آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بخشید. با این حال، هنوز هیچ چارچوب سه‌جانبه واحدی وجود ندارد و روابط صرفاً از طریق منشورهای دوجانبه، توافقات تجاری و سفرهای دیپلماتیک پیش می‌رود.

در حال حاضر، جهت‌گیری مشترک واشنگتن بیش از آنکه در یک نهاد متحدکننده متبلور شود، در همگرایی طرح‌های آمریکایی علیه ایران و روسیه دیده می‌شود.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.