به گزارش روز چهارشنبه ایرنا به نقل از پایگاه خبری آفریکا لایو، تنشهای فعلی میان دو کشور اتیوپی و اریتره در شاخ آفریقا،پتانسیل بالایی برای بیثبات کردن کل منطقه دارد. چرخش سیاستهای آبی احمد، نخست وزیر اتیوپی که لحنی تقابلی در پیش گرفته، نگرانکننده است.
آبی احمد که در سال ۲۰۱۹ به دلیل تمایلش برای آشتی با اریتره، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد، اکنون در حال ایجاد سناریوی تقابلی است و ادعا میکند که اریتره از زمان امپراتور هایله سلاسی(از ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۴) همیشه مشکل اصلی دولتهای متوالی اتیوپی بوده است.
این در حالی است که اریتره همیشه از ادعای تسلط دولت اتیوپی و سرکوب آن رنج برده است. هنگامی که مستعمرات سابق ایتالیا مانند سومالی و لیبی پس از جنگ جهانی دوم استقلال یافتند، یک فرصت تاریخی از دست رفت: به اریتره استقلال داده نشد، بلکه به اتیوپی ضمیمه شد. این اشتباه منجر به یک جنگ ۳۰ ساله شد که خسارات بیشمار آن عملاً بر همه خانوادههای اریتره و اتیوپی تأثیر گذاشت. این جنگ جان بسیاری از جوانان را گرفت؛ جنگی که تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه یک «تراژدی جمعی» بود که پیامدهای آن هنوز در ساختار اجتماعی هر دو کشور احساس میشود.
اریتره در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را به دست آورد. در سال ۱۹۹۸، تلاش نظامی دیگری برای پایان دادن به استقلال اریتره صورت گرفت و باعث شد ۷۰ هزار شهروند آن مخفیانه از اتیوپی اخراج شدند.
امید برای صلح در سال ۲۰۱۹ پدیدار شد. با این حال، پیشنهادهای صلح ارائه شده در آن زمان توسط آبی احمد، نخست وزیر جدید و نماد امید، ظاهراً چیزی بیش از وعدههای توخالی نبود.
اکنون بیرهانو جولا، رئیس ستاد ارتش اتیوپی، اریتره را به همکاری با مصر علیه اتیوپی متهم کرده در حالی که در واقع، آدیس آبابا از نفوذ مخرب امارات متحده عربی در شاخ آفریقا حمایت میکند و پشتیبانی لجستیکی برای تحویل سلاحهای این کشور به نیروهای پشتیبانی سریع در سودان، که دهها هزار غیرنظامی را به قتل رساندهاند، فراهم میکند.
سالها پیش، گبرو اسرات، فرماندار سابق منطقه تیگرای در شمال اتیوپی اظهار داشت که دعوا بر سر بندری برای اتیوپی محصور در خشکی نیست، بلکه بر سر پایان دادن به استقلال اریتره و جلوگیری از توسعه آن به سنگاپور دوم است. این در حالی است که رونق اقتصادی در اریتره میتوانست اثرات بسیار مثبتی برای تیگرای و اتیوپی نیز داشته باشد.
در سراسر جهان، کشورهای محصور در خشکی متعددی وجود دارند که در حال پیشرفت هستند و با ایجاد یک محیط مطلوب و ادغام با سایر کشورها، پتانسیل اقتصادی خود را به طور مثبت توسعه دادهاند. کشورهای مرفهی مانند سوئیس و اتریش و همچنین نمونههای آفریقایی مانند بوتسوانا بدون دسترسی مستقیم به دریا، رشد موفقی را تجربه کردهاند.
اتیوپی باید بر توسعه پتانسیلهای خود تمرکز و از کمکهای فراوان بینالمللی به طور مؤثرتری استفاده کند.
به گفته کارشناسان، اگر در گذشته، مشکل بر سر «ادعای مالکیت بر خاک و هویت» بود، امروز بحث به «ادعای مالکیت بر دسترسی استراتژیک» تغییر کرده است. با این تفاوت که ابی احمد (به جای رویکرد امپراتوریهای سنتی) از زبان «حقوق اقتصادی و ضرورتهای توسعهای» صحبت میکند، اما در واقع همان منطقِ «هضم کردن همسایه برای بقای خود» را دنبال میکند که ریشهاش به دوران هایله سلاسیه برمیگردد
در واقع، اریتره همواره در موضع «دفاع از موجودیت» قرار داشته، در حالی که اتیوپی در موضع «توسعه از طریق بلعیدن یا کنترل کردن» قرار دارد. این تقابل «بقای ملی» در برابر «جاهطلبی توسعهای»، همان چیزی است که امروز از یک تنش دیپلماتیک به یک تهدید جنگی تبدیل شده است.













