محمد خسرویراد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تبیین جایگاه ساختاری «روایت پیشرفت» در ادبیات اظهار کرد: پیش از هر چیز باید درک خود را از مفهوم «سبک» مشخص کنیم. حقیقت آن است که در تولید آثار قابلقبول در حوزه ادبیات پیشرفت تردیدی نیست، اما ضرورت جدی وجود ندارد که حتماً آن را یک «سبک ادبی» بنامیم. پیشرفت، بیش از آنکه یک سبک باشد، یک «موضوع» است.
وی افزود: همانطور که مفاهیمی چون عشق یا جنگ موضوعات هنری هستند و میتوان آنها را در قالب سبکهای گوناگون از رئالیسم گرفته تا فانتزی و فراتر از آن روایت کرد، موضوع پیشرفت نیز میتواند بستر تجربه انواع سبکهای ادبی باشد.
این منتقد ادبی با اشاره به میزان توجه به این حوزه خاطرنشان کرد: امروزه شاهدیم که پیشرفت در حوزههایی نظیر فناوری نانو، صنایع نظامی و علوم هستهای، بسیار جلوتر از بازتاب هنری و ادبی آن در جامعه است. دلایل متعددی برای این شکاف وجود دارد؛ ازجمله اینکه در گامهای نخستینِ بسیاری از پروژههای علمی و راهبردی، به دلیل ملاحظات حفاظتی و رقابتهای فنی، امکان رسانهای شدن یا ثبت جزئیات فراهم نبوده است. اما پس از عبور از مراحل تحقیق و رسیدن به تولید انبوه، زمان آن فرا میرسد که ادبیات وارد میدان شده و با استفاده از مستندات، به تبیین وجوه مختلف، چگونگی و چرایی این دستاوردها بپردازد.
خسرویراد ادامه داد: تفاوت بنیادین «ادبیات پیشرفت» با «گزارش رسانهای» در ماندگاری و عمق آن نهفته است. رسانهها در سطوح خبر، گزارشهای تحلیلی و گفتگوهای توصیفی به پدیدههایی میپردازند که اغلب تاریخ مصرف مشخصی دارند. اما ادبیات، پیشرفت را برای تمامی اعصار و نسلهای آینده ثبت میکند. در این ساحت، هدف تنها اطلاعرسانی نیست، بلکه تبیین مسیر، بازنمایی رنجها و مجاهدتهای عاملان پیشرفت و انتقال تجربه است. ادبیات پیشرفت، چراغ راه آیندگانی است که میخواهند در این مسیر قدم بگذارند و رسالتی عمیقتر از کار رسانهای بر عهده دارد.
وی در تبیین ویژگیهای متمایزکننده این آثار گفت: یکی از شاخصههای اصلی ادبیات پیشرفت، پیوند آن با مفهوم «اصالت بشر» است. انسان ربات نیست که تنها به چرخه روتین زندگی مثل تحصیل، اشتغال، ازدواج و مرگ بسنده کند. جوهر انسانیت در «گام نهادن به جلو» تعریف میشود؛ خواه این حرکت در حوزه علوم انسانی باشد، خواه در مهندسی، تعمیرکاری یا روزنامهنگاری. ادبیات پیشرفت با روایتگری خود، در واقع معنای زندگی و برتری انسان بر ربات را تبیین میکند و نشان میدهد که هر فرد چگونه میتواند چیزی به هستی بیفزاید.
این نویسنده درباره عملکرد انتشارات تراز اول کشور در حوزه مدیریت تخصصی روایت پیشرفت، اظهار کرد: با وجود اهمیت این موضوع، وضعیت نشر در ایران هنوز به بلوغ کافی نرسیده است. بسیاری از مراکز نشر تراز اول، همچنان نگاهی «روابط عمومیمحور» به روایت پیشرفت دارند و هدفشان صرفاً اطلاعرسانی است.
خسرویراد اضافه کرد: در حالی که نگاه عمیقتر ایجاب میکند که این آثار بهگونهای تدوین شوند که مخاطب (بهویژه کودک و نوجوان) با شخصیتهای داستان همزادپنداری کرده و به کنشگری تشویق شود. متأسفانه در حال حاضر، به جز چند مرکز معدود، ساختارهای تخصصی برای ویراستاری و تولید حرفهای این آثار به شکلی که فراتر از یک خبر ساده باشد، کمتر دیده میشود.
وی با اشاره به اقبال عمومی و تشنگی مخاطب برای روایتهای ملی تصریح کرد: در خصوص اقبال عمومی، اگرچه آمار دقیق و متمرکزی در دست نیست، اما شواهد نشان میدهد که مخاطبان تشنه چنین آثاری هستند. مواجهه با روایتهای پیشرفت، نوعی احساس غرور ملی و آگاهیبخشی را در پی دارد.
این منتقد ادبی با اشاره به الگوهای جهانی افزود: نگاهی به تاریخ جهان نیز نشان میدهد که بشر همواره مشتاق دانستن از نخستین گامها بوده است؛ از چگونگی پرواز برادران رایت تا اختراع ابزارهای نوین. بنابراین، اگر مستندنگاریها و درامسازیهای این حوزه با کیفیت بالا تولید شوند، قطعاً با استقبال گستردهای مواجه خواهند شد.
خسرویراد درباره چالشهای فنی و دراماتیک برای نویسندگان در این ژانر ادبی خاطرنشان کرد: ما از مرحله شک و تردید عبور کردهایم و اکثر نویسندگان به دستاوردهای کشورشان افتخار میکنند. چالش اصلی در اینجا «دشواریِ کار و فنی بودن» آن است. نوشتن از موضوعات اجتماعی پردرام مثل قتل یا طلاق به دلیل ذاتِ ماجراجویانهاش برای نویسنده سادهتر است، اما تبدیلِ فرآیند تولید یک قطعه صنعتی یا یک دستاورد فنی به یک داستان پرکشش و جذاب، تخصص بالایی میطلبد.
وی ادامه داد: نویسنده باید به حوزه فنی مورد نظر مسلط شود تا از مسیر علمی خارج نشود و در عین حال بتواند آن فضای خشک مهندسی را با تعلیق و گرهافکنی همراه کند. همچنین، متولیان تولید باید اهمیت ماجرا را درک کرده و هزینههای گزاف تحقیق، پژوهش و وقتی که نویسنده برای این حوزه صرف میکند را متکفل شوند؛ چراکه تا این زیرساختها فراهم نشود، ادبیات نمیتواند پابهپای خودِ پیشرفت حرکت کند.
این نویسنده با ردّ وجود یک بازه زمانی محدود برای آغاز یا پایان جریان روایت پیشرفت، تأکید کرد: بشر از ابتدای خلقت تا به امروز همواره در حال پیشرفت بوده است. ممکن است در جغرافیاهای مختلف، فراز و فرودهایی وجود داشته باشد، اما نیاز به پیشرفت هرگز پایان نمییابد. مادامی که بشر وجود دارد، پیشرفت و به تبع آن، نیاز به ادبیات، سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی برای تبیین این حرکت رو به جلو وجود خواهد داشت.
انتهای پیام












