گروه اقتصادی - نقض تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا که بلافاصله پس از امضای تفاهم در ۲۸ خرداد (۲۰ ژوئن) آغاز و بهتدریج سایر بندهای تفاهم را نیز در بر گرفت، همچنان تنگه هرمز را به عنوان شاهراه انرژی جهان در بطن حوادث و تحولات سیاسی و ژئوپولتیک قرار داده است.
بر اساس بند ۵ یادداشت تفاهم اسلام آباد که به امضای روسای جمهور آمریکا و ایران رسیده است، مسئولیت تنظیم ترتیبات اداره آتی تنگه هرمز بر عهده جمهوری اسلامی ایران و با مشورت عمان و تبادل نظر با سایر کشورهای منطقه پیشبینی شده است اما آمریکا با عهدشکنی بویژه در هفته های اخیر تلاش کرده تا با ایجاد مسیر جنوبی در تنگه هرمز به عهدشکنی خود ادامه دهد؛ این سوءاستفاده مستمر آمریکا برای تشدید نقض تفاهم اسلام آباد که با هدف تهدید امنیت ملی ایران صورت می گیرد، سبب آغاز دور جدیدی از تجاوزات نظامی علیه ایران و پاسخ های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به مبادی تهدیدات شده است و به همین سبب نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس ۲۱ تیرماه اعلام کرد که به دلیل تحرکات غیرقانونی آمریکا در منطقه، تردد از تنگه هرمز در حال حاضر امکان پذیر نیست.
توقف تردد نفتکش ها از تنگه هرمز بار دیگر زمینه ساز بروز تلاطم در بازارهای جهانی شده است؛ بازارهایی که پس از اعلام توافق، از قیمت های بالای ۹۰ دلار در هر بشکه دست کشیده و به کانال ۷۵ دلاری رسیده بودند، اکنون دوباره افزایشی شده اند و در محدوده ۸۵ دلار قرار دارند هرچند ناظران سیاسی و بین المللی وضعیت ذخایر انرژی در جهان را عامل اصلی و تعیین کننده در قیمت گذاری نفت می دانند و بر این باورند که زنگ خطر اقتصاد جهانی با کاهش شدید این ذخایر گروه خورده است.
از تحولات در شرایطی است که شوکهای انرژی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس و کنترل تردد شناورها در تنگه هرمز، کشورهای بزرگ مصرفکننده جهان به رهبری ایالات متحده و آژانس بینالمللی انرژی (IEA) را ناگزیر به برداشت بیسابقه از ذخایر استراتژیک نفت (SPR) کرده و آن را به پایین ترین سطح در حدود نیم قرن اخیر رسانده است.
در این پیوند، احسان جنابی تحلیلگر بازار انرژی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا در تحلیل آخرین وضعیت بازار جهانی نفت پس از تجاوز نظامی اخیر آمریکا علیه خاک جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: از نظر کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، ذخایر استراتژیک نفتی (SPR) خط مقدم دفاعی کشورها در برابر شوکهای انرژی به شمار می روند و نقش حیاتی در ثبات اقتصاد جهانی ایفا میکنند.
وی با یادآوری اینکه این ذخایر که اغلب پس از بحران نفتی سال ۱۹۷۳ میلادی ایجاد شدند، به نوعی ضربه گیر امنیتی برای کنترل هرگونه اختلالات شدید بازار و یا جبران کمبودهای ناگهانی نفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی و بلایای طبیعی محسوب میشوند، افزود: در حال حاضر از ذخایر استراتژیک برای جبران کاهش عرضه ناشی از کنترل ایران بر تنگه هرمز استفاده میشود که تبعاتی برای کشورهای مصرفکننده و همچنین بازارهای جهانی به همراه دارد.
جنابی افزود: کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی موظف هستند ذخایری معادل حداقل ۹۰ روز واردات خالص نفت خود نگهداری کنند که این ذخایر میتوانند به صورت دولتی یا تحت تکلیف قانونی در اختیار بخش خصوصی باشند. به طور معمول در شرایط بحرانی، بخصوص در مقاطعی که قیمت بسیار بالا میرود، این آژانس اقدام به آزادسازی ذخایر میکند و در زمان کاهش قیمت اقدام به جایگزینی نفت برداشتشده مینماید اما در مقطع فعلی، هدف از آزادسازی ذخایر کمک به مدیریت کمبود نفت در بازار است.
وی یادآور شد: آزادسازی رکورد ۴۰۰ میلیون بشکه نفت در ماه مارس ۲۰۲۶ در پاسخ به اختلالات ناشی از بسته شدن تنگه هرمز نمونه بارز این اقدامات است که بیش از دو برابر رکورد قبلی این آژانس در سال ۲۰۲۲ میلادی بود.
این تحلیلگر بینالمللی انرژی درباره شرایط حاکم بر این ذخایر راهبردی توضیح داد: اکنون این ذخایر تحت تاثیر تسلط ایران بر تنگه هرمز، کنترل تردد شناورها توسط ایران و البته تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران و پاسخ نیروهای مسلح ایران به این تجاوزات قرار دارد.
تنگه هرمز به خط مقدم یک درگیری ژئوپلتیک تبدیل شده است
جنابی گفت: تنگه هرمز از یک گلوگاه انرژی به خط مقدم یک درگیری ژئوپلیتیکی تبدیل شده که نه تنها قیمت نفت، بلکه چشمانداز رشد اقتصادی جهان را برای ماههای آینده تحت تاثیر قرار داده است. به همین دلیل برداشت از ذخایر استراتژیک نفت با هدف جبران مقطعی کمبود نفت در کشورهای مصرفکننده در حال انجام است.
وی در عین حال به محدودیت منابع ذخیره سازی شده انرژی نیز اشاره کرد و گفت: باید به خاطر داشت که این ذخایر نامحدود نیستند و در صورت تداوم بحرانهای طولانی، نمیتوانند جایگزین کامل تولید یا واردات روزانه نفت شوند و در همین راستا گفته میشود دلیل امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران برای توقف مقطعی جنگ، کاهش حداکثری ذخایر استراتژیک بوده است.
این کارشناس انرژی با بیان اینکه آمریکا از این فرصت برای پرکردن مجدد ذخایر استراتژیک خود و دیگر مصرفکنندگان استفاده کرده است، اظهار داشت: برداشت مقادیر بالا از ذخایر استراتژیک شاید نقش درمان موقت را در مقطع فعلی، یعنی بسته شدن تنگه هرمز ایفا کند، ولی باید توجه داشت که هرگونه برداشت از ذخایر استراتژیک که موجب کاهش ذخایر میشود، بایستی در اسرع وقت جبران شود.
وی در عین حال افزود: البته عدم عرضه نفت کافی برای جایگزینی نفت برداشتشده از ذخایر استراتژیک، به نوعی زنگ خطر برای کشورهای مصرفکننده به شمار می رود.
ارزیابی وضعیت ذخایر استراتژیک جهان
این کارشناس ارشد انرژی با استناد به آخرین برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تصریح کرد: مجموع ذخایر استراتژیک نفت خام جهان در پایان سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۲.۵ میلیارد بشکه بوده است و شواهد و قراین حاکی از آن است که یکی از مهمترین اهداف اصلی این ذخایر، مدیریت قیمتها در بلندمدت نیست، بلکه مقابله با بحرانهای موقت و تأمین امنیت انرژی مصرفکنندگان است.
وی چین، آمریکا و ژاپن را سه کشور دارنده بزرگترین ذخایر استراتژیک نفت جهان دانست و گفت: چین با حدود ۱.۴ میلیارد بشکه در رتبه نخست قرار دارد که این حجم عظیم نشاندهنده وابستگی شدید این کشور به مسیرهای تأمین خارجی است. ایالات متحده با ۴۱۳ میلیون بشکه در ذخیره که در غارهای نمکی زیرزمینی در سواحل خلیج مکزیک نگهداری میشود، پس از چین قرار دارد.
جنابی ادامه داد: ژاپن نیز با حدود ۲۶۳ میلیون بشکه ذخیره دولتی، در جایگاه سوم است و به دلیل واردات، کل نفت خام مورد نیاز خود، حفظ این ذخایر را یک اولویت ملی میداند. به همین دلیل همواره ژاپن به دنبال تقویت امنیت انرژی جهان بوده و با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله حمایت از ایجاد بانک اطلاعاتی انرژی موسوم به JODI ذیل مجمع بینالمللی انرژی، به دنبال شفافیت دادهها و تقویت امنیت انرژی جهان در کنار اقدامات آژانس بین المللی انرژی بوده است.
به گفته وی، بر اساس آخرین دادههای موجود تا اواخر ژوئن ۲۰۲۶، ذخایر استراتژیک نفت جهان به دلیل برداشتهای گسترده برای جبران بحران ناشی از درگیری در تنگه هرمز، به پایینترین سطح چند دهه اخیر سقوط کرده است.
سقوط ذخایر آمریکا به پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ میلادی
این تحلیلگر بینالمللی بازار نفت تاکید کرد: ذخیره استراتژیک نفت آمریکا (SPR) که بزرگترین ذخیره اضطراری جهان محسوب میشود، در بحبوحه بحران اخیر تنگه هرمز با افت شدیدی مواجه شده است. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در هفته منتهی به سوم ژوئیه، حجم این ذخایر به ۳۱۹.۵ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم پایینترین سطح ثبتشده از آوریل ۱۹۸۳ میلادی بوده و نشانگر این است که این ذخایر اکنون بیش از ۴۰۵ میلیون بشکه با حداکثر ظرفیت خود ۷۱۳.۵ میلیون بشکه فاصله دارند.
به عقیده وی، کاهش هفتگی ۲.۶ میلیون بشکهای از ذخایر استراتژیک در این هفته، بخشی از یک برنامه گسترده برای آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت با هدف جبران اختلالات عرضه ناشی از درگیریهای ایران بوده است. این برداشتها که مشابه وام با تعهد بازپرداخت انجام شدهاند، منجر به این شده است که علاوه بر ذخایر دولتی، کل ذخایر نفتی آمریکا شامل بخش تجاری نیز به پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ میلادی برسد.
چشمانداز جهانی و چالش پرکردن مجدد ذخایر
جنابی در خصوص وضعیت سایر نقاط جهان توضیح داد: در حالی که آمریکا با کاهش شدید ذخایر خود مواجه است، کشورهای دیگری مانند چین و هند به واسطه داشتن روابط سیاسی و تجاری مطلوب با ایران، تا قبل از شروع مجدد تنشها در منطقه خلیج فارس، بهطور فعال در حال افزایش ظرفیتهای استراتژیک خود بودند. از سوی دیگر، کشورهایی که بهعنوان بخشی از آزادسازی هماهنگ آژانس بینالمللی انرژی (IEA) از ذخایر خود برداشت کردهاند، در زمان آرامش در بازار و برداشته شدن محدودیتها موظف به بازسازی آن برای رسیدن به پوشش ۹۰ روز واردات هستند.
وی اعلام کرد: کاهش ۴۰۵ میلیون بشکهای ذخایر استراتژیک آمریکا از حداکثر ظرفیت و برداشتهای گسترده دیگر کشورها، تا قبل از شروع مجدد درگیریها در منطقه خلیج فارس زمینهساز یک دوره طولانی بازسازی ذخایر بود. تحلیلگران تخمین میزنند که در صورت بازگشت آرامش مقطعی به تنگه هرمز، این بازسازی میتواند تا سال ۲۰۲۸ ادامه یابد و تقاضایی معادل ۶۶۴ هزار بشکه در روز تا سهماهه سوم ۲۰۲۷ ایجاد کند. البته با از سرگیری درگیریها و نبود ثبات در منطقه خلیج فارس، شاید بتوان گفت که فعلاً این شرایط دور از ذهن میباشند.
این تحلیلگر گفت: در صورت کاهش تنش بین ایران و آمریکا که در روزهای اخیر شدت گرفته است، این تقاضای جدید از سوی دولتها در کنار تلاش کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی برای پرکردن مجدد ذخایر استراتژیک، که بهعنوان یک کف قیمتی جدید در بازار عمل خواهد کرد، میتواند تعادل عرضه و تقاضا را در سالهای آینده تحت تاثیر قرار دهد و از کاهش بیشتر قیمتها جلوگیری کند، که این موضوع در ارتباط مستقیم با وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه است.
آسیبدیدگان بحران انرژی
جنابی بر اساس تحلیل دادههای اقتصادی و انرژی اظهار داشت: کشورهایی که بیشترین آسیب را از درگیریها در تنگه هرمز متحمل میشوند، بیشتر در آسیا هستند و پس از آن کشورهای حوزه خلیج فارس و به صورت غیرمستقیم، کشورهای واردکننده مواد غذایی در سراسر جهان قرار دارند.
وی در تشریح آسیب کشورهای آسیایی اذعان داشت: بیش از ۸۰ درصد از نفت و الانجی که به طور معمول از این تنگه عبور میکند، به مقصد بازارهای آسیایی میرود و این کشورها در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند.
این کارشناس انرژی ادامه داد: روزانه ۴.۵ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز به مقصد چین عبور میکند که آن را به بزرگترین واردکننده این مسیر تبدیل کرده است ضمن آنکه این کشور همچنین بیش از ۸۰ درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری میکند.
جنابی یادآور شد: با ۱.۲ میلیون بشکه در روز، هند دومین واردکننده بزرگ است و با ذخایر استراتژیک محدودتر، در برابر اختلالات طولانیمدت بسیار آسیبپذیر است. کره جنوبی و ژاپن به ترتیب با ۱.۸ و ۱.۷ میلیون بشکه در روز، وابستگی شدیدی به انرژی خاورمیانه دارند. ژاپن حدود ۹۰ درصد از نفت خام خود را از این منطقه تأمین میکند. علاوه بر اختلال در تأمین انرژی، این کشورها با افزایش چشمگیر هزینههای حملونقل و بیمه نیز مواجه شدهاند؛ به طوری که هزینه بیمه برای عبور از تنگه تا ۸ درصد ارزش محموله افزایش یافته است.
این تحلیلگر بازار انرژی در مورد زیاندهندگان صادرکننده در منطقه توضیح داد: در حالی که کشورهای واردکننده از سمت قیمت متضرر میشوند، کشورهای صادرکننده حوزه خلیج فارس به دلیل کاهش شدید صادرات خود با کاهش درآمدهای ارزی مواجه هستند و همچنین به دلیل نبود امکان صادرات، مجبور به کاهش تولید هستند که میتواند از بعد فنی برای مخازن مشکلساز باشد.
وی اظهار کرد: عراق، کویت و قطر به شدت آسیب دیدهاند، زیرا فاقد خطوط لوله جایگزین برای دور زدن تنگه هستند و کل صنعت صادرات الانجی قطر بویژه راسلافان، در عمل به تنگه هرمز وابسته است. اگرچه عربستان و امارات با سرمایهگذاری قبلی روی خطوط لوله جایگزین، بخشی از صادرات خود را نجات دادهاند، اما صادرات دریایی آنها نیز به شدت کاهش یافته که موجب اختلال در بودجه آنها شده است.
بحران های پنهان از کودشیمیایی تا بازسازی مخازن
جنابی با اشاره به قربانیان غیرنفتی و پنهان بحران انرژی اظهار داشت: یکی از پیامدهای کمتر شناخته شده اما بسیار جدی، بحران کود شیمیایی است. حدود ۳۰ درصد از تجارت دریایی کودهای شیمیایی از طریق تنگه هرمز انجام میشود. اختلال در این مسیر، قیمت کود اوره را به شدت افزایش داده است. این امر برای کشورهای واردکننده مواد غذایی و کشاورزان در سراسر جهان، به ویژه در آفریقا و آسیا که از قبل با ناامنی غذایی دست و پنجه نرم میکردند، به معنای کاهش عملکرد محصول در فصل برداشت آینده و افزایش قیمت مواد غذایی است.
این تحلیلگر به محورهای اصلی و پیامدهای نهایی این بحران اشاره و اعلام کرد: وضعیت اضطراری ذخایر آمریکا یکی از این موارد است زیرا ذخیره استراتژیک نفت آمریکا (SPR) در اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ به ۳۱۹.۵ میلیون بشکه رسیده که پایینترین سطح از آوریل ۱۹۸۳ میلادی است. این کاهش ناشی از برداشتهای بیسابقه برای جبران کمبود حاصل از بحران تنگه هرمز بوده و این ذخایر اکنون بیش از ۴۰۵ میلیون بشکه با حداکثر ظرفیت خود فاصله دارند.
وی آزادسازی هماهنگ جهانی ذخایر را از دیگر موارد دانست و افزود: کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی از ابتدای تنش ها در تنگه هرمز تاکنون بیش از ۴۰۰ میلیون بشکه نفت را آزاد کردند که بزرگترین اقدام هماهنگ و رکورد آزادسازی ذخایر در تاریخ این آژانس محسوب میشود.
جنابی با بیان اینکه چالش بازسازی مخازن از دیگر پیامدهای این بحران به شمار میآید، خاطرنشان کرد: پس از امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد توسط ایران و آمریکا و کاهش تنشها، حرکت برای پر کردن مجدد مخازن خالی آغاز شده بود که با از سرگیری درگیریها بین ایران و آمریکا دچار اختلال جدی خواهد شد.
افزایش تنش در خلیج فارس، بازسازی مخازن نفت را دچار اختلال کرده است
وی با بیان اینکه وضعیت انرژی در جهان به شدت به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس وابسته است، اظهار داشت: برآوردها نشان میدهد چنانچه تنشها کاهش یافته و پرکردن مجدد ذخایر تا سال ۲۰۲۸ ادامه یابد، تقاضایی معادل ۶۶۴ هزار بشکه در روز ایجاد میکند که میتواند به عنوان یک کف قیمتی جدید در بازار عمل کند.
این تحلیلگر تفاوت در رفتار کشورها را از دیگر موارد برشمرد و گفت: در حالی که آمریکا با کاهش شدید مواجه بود، با کاهش تنشها و ثبات نسبی در تنگه هرمز، کشورهایی مانند چین و هند بهطور فعال در تلاش برای افزایش ظرفیت ذخایر خود بودند و آلمان نیز موظف به بازسازی ذخایر خود برای رسیدن به پوشش ۹۰ روز واردات شده بود. اما در حال حاضر این روند پرکردن توسط کشورها با اختلال روبرو شده است.
وی با اشاره به تاثیر نامتقارن این بحران بر اقتصادها ادامه داد: کشورهای مختلف به شکل نامتقارن تحت تاثیر این شرایط قرار گرفتهاند؛ به عنوان نمونه هند تا ۹۰ درصد از واردات گاز مایع (LPG) خود را از این مسیر تأمین میکند، در حالی که آمریکا به میزان بسیار کم وابسته به واردات از منطقه خلیج فارس است، اما اروپا به درجات بسیار بالایی تحت تاثیر این شرایط قرار دارد. با این حال، به دلیل نقش محوری آسیا در زنجیره تأمین جهانی، این بحران در صورت حل نشدن، به سرعت به یک رکود تورمی (stagflation) در اقتصاد جهانی منجر خواهد شد.
جنابی تاکید کرد: این بحران نشان داد که ذخایر استراتژیک گرچه برای مقابله با شوکهای کوتاهمدت مفید هستند، اما در برابر بحرانهای طولانیمدت همچون تبعات بسته بودن تنگه هرمز ناکارآمد بوده و پر کردن مجدد آنها پس از برداشت مقادیر بالا، خود به یک چالش بزرگ و عامل تعیینکننده در بازار نفت تبدیل شده است که میتواند موجب تقویت تقاضا و به تبع تقویت قیمت در بازار شود.






