وقتی هیجان مسابقه فروکش کرده و تب و تاب اتفاقات و تعصبهای هواداری میخوابد، نوبت کار کارشناسی و بررسی علمی یک مسابقه است تا مشخص شود نتیجه، چرا این گونه رقم خورد؟ قاعدهای که شامل حال بازی بزرگ اسپانیا و فرانسه هم شده و حالا با گذشت ۲۴ ساعت، بهتر میتوان دلایل این نتیجه را درک کرد.
در اینکه اسپانیا تیمی بسیار کامل و بزرگ است، تردیدی وجود ندارد. پس قدرت حریف و ستارههای درخشان و اثرگذارش را کنار بگذارید که جای خود، نیمه نهایی جام جهانی جایی نیست که تیمی ضعیف با اتفاق و خوش شانسی به آنجا برسد! آن هم اسپانیا که پیش از این، همین فرانسه پرستاره را دو بار شکست داده بود.
اما توقع از فرانسه با آن همه ستاره تاثیرگذار و با استفاده از تجربه دو ناکامی قبلی مقابل لاروخا، به مراتب بیشتر از نمایشی بود که در زمین دیدیم. فرانسه در کل مسابقه تسلیم محض بود و هرگز نشانی از آن فینالیست دو دوره قبلی جام جهانی نداشت. امباپه -صدرنشین گلزنان- و سایر ستارههای درخشان خروسها بیشتر گروهی سردرگم و دست و پا بسته بودند و درست به همین دلیل است که هر تیم فوتبال یک سرمربی میخواهد!
نتیجه را در فوتبال به حساب سرمربی مینویسند، چرا که او کنار زمین با قدرت بازی خوانی و دانش خود و با ابزاری به نام تعویض، امکان اثرگذاری در نتیجه را دارد. او تنها کسی است که می ت اند قبل از اینکه دیر شود، کاری کند. او که قبل بازی روی تاکتیکهای شرایط مختلف تمرین کرده و اساساً بازیکنانی را با خود به جام برده که در شرایط بحرانی، مثل این بازی، به کارش بیایند. اما دیدیم که دشان بعد از مسابقه گفت که تا آخر بازی امیدوار بوده ورق بازی برگشته و تیمش به شرایط خوب برگردد!
مسلماً همه هواداران فرانسه چنین امیدی داشتند، پس فرق سرمربی این تیم با میلیونها طرفدارش چیست؟ دیدیم که فرانسه بعد از غافلگیری در گل اول، دیگر هرگز به بازی برنگشت. تیمی بزرگ باید آمادگی شوک را داشته باشد اما این وظیفه دشان بود که لااقل بین دو نیمه، با تعویضهایش بازیکنان را به شرایط سوت آغاز بازی برگرداند.
اولین و نزدیکترین گزینه تعویض مدافع چپ فرانسه با شماره ۳ بود که ۷۲ دقیقه در زمین ماند! بازیکنی که حضورش در ترکیب اصلی عجیب بود و آشکارا فاصله عمیق با سایر مهرههای فرانسه داشت. در این سطح -یعنی نیمه نهایی جام جهانی- برای تیمی که سابقه قهرمانی جهان دارد، بازیکنی که آنقدر آگاهی محیطی ندارد که سر به هوا، متوجه نزدیک شدن حریف نشود، آن هم یامال که همه دنیا ثانیه به ثانیه مراقبش هستند، در همان لحظه باید از زمین بیرون بیاید!

فرض را بر این میگذاریم که دیگینیه بازیکنی خوب است اما هر بازیکن خوب، ممکن است یک روز از شرایط آرمانی دور باشد. حتی اگر تا قبل از بازی شرایطش خوب بوده، بعد از آن اشتباه -آن هم مقابل یامال- آشکارا او دیگر امکان بازگشت به روحیه اولیه را نداشت و باید تعویض میشد.
مهار ستارهای مثل یامال، وظیفه دفاع چپ تمام تیمهایی است که مقابل اسپانیا قرار میگیرند و میدانیم که در فوتبال و دوئلهای رودررو، مدافع یا مهاجم وقتی دو دوئل را ببرند، دیگر تا پایان بازی از نظر روحی نسبت به حریف برتری دارند. در این شرایط مربی همان لحظه بازیکن معلوب را بیرون می کشد تا بیش از این به خودش و تیمش آسیب نزند.
حتی اگر فرانسه تئو هرناندز را روی نیمکت نداشت، حتی اگر لازم بود یک مهاجم را به زمین بیاورد و در دفاع چپ بگذارد، تعویض دیگنیه لازم بود. دیدیم که از بعد آن صحنه دفاع چپ فرانسه تبدیل به اتوبان اسپانیاییها شد! او که بعد از دادن پنالتی، بیشتر از نیمی از پاسهایش اشتباه و به حریف میرسید. آشکارا در کار تیمی شرکت نداشت و مقابل یامال، به پایینترین سطح روحی رسیده بود.
هر ثانیه که از بازی میگذشت، این سوال پررنگتر میشد که چرا دشان کاری نمیکند؟ چرا تیمش را با آن حفره بزرگ در سمت چپ، تا دقیقه ۷۲ فلج نگه داشت؟ اسپانیا به قول فوتبالیهای ما، سوراخ دعا را پیدا کرده بود! گل دوم را دوباره از همین سمت چپ فرانسه زد که این بار اویارزابال پاس داد. خود یامال از همین منطقه به گل رسید که با خوش شانسی آفساید اعلام شد. دو بار دیگر باز از همین سمت چپ با دروازهبان تک به تک شد که باز از بخت خوش فرانسه، کمک داور پرچم زد.
سوال اینجاست که یامال و سایر اسپانیاییها از سمت چپ دیگر چه کار باید میکردند که نکردند؟ این سوال مسلماً در ذهن ۱۰ بازیکن دیگر فرانسه در زمین هم بود و هرچه از بازی میگذشت و به سوت پایان نزدیکتر میشدند، بیشتر اعتماد خود را به سرمربی و تغییر نتیجه از دست داده و طبعاً شانس تغییر در مسابقه را نداشتند.
و به این ترتیب تا دقیقه ۷۲ دشان نقطه ضعف تیمش را ترمیم نکرد و به قول خودش، امیدوار نشسته بود تا شاید در جریان بازی ورق برگردد!
بیشتر بخوانید: بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای شکیرا و مدونا/ استراحت ۱۵ دقیقه یا ۲۰ دقیقه یا حتی بیشتر؟ هنوز شفاف نیست!













