رسانهها پر شده از تقابل لیونل اسکالونی با لوئیس دلافوئنته که در کلاس مربیگری اسپانیا، استاد سرمربی آرژانتین بوده و رابطه خوب آنها از همان زمان شکل گرفته و تا امروز ادامه دارد. از سوی دیگر همین رسانهها تصاویر لحظه به ثمر رسیدن گل دوم آرژانتین را بولد کردهاند که در آن اسکالونی، کوچکترین واکنشی نشان نمیدهد. اگر ایران بود، میگفتند او از درخشش مسی خوشحال نشده در حالی که آن تصویر گویای این حقیقت بود که این مرد چقدر به تیمش باور داشت.
از همین جا میتوان به مقایسه اسکالونی با دشان رسید. سرمربی پرافتخار فرانسه که به عنوان بازیکن و مربی، قهرمان جام جهانی شده و بیش از یک دهه کشورش را در میان مدعیان بزرگ فوتبال نگه داشت، بعد از شکست در بازی اول نیمه نهایی مقابل اسپانیا گفت تا لحظههای آخر به تیمش خوشبین، و امیدوار بوده ستارهها ورق را برگردانند. دشان درست به دلیل همین خوشبینی دست به تغییر تاکتیک و تعویض نزد و زمانی این کار را کرد و دست به کار شد که دیگر دیر شده بود.
در بازی اول نیمه نهایی، فرانسه گلی زود هنگام از اسپانیا دریافت کرد و با وجود داشتن لشکری از ستارههای آماده، به دلیل تعلل سرمربی نتوانست به بازی برگردد تا در نهایت بعد از دو فینال متوالی جام جهانی، این بار به بازی ردهبندی برود. جالب اینکه این اتفاق در بازی دوم نیمه نهایی عیناً تکرار شد، با این فرق که انگلیس در دقایق اولیه نیمه دوم به گل برتری رسید اما نگاه کنید به کاری که سرمربی آلبی سلسته کرد.
کم نیستند کسانی که در کشور ما فکر میکنند -البته با توجه به فرهنگ حاکم بر فوتبال ما که ستاره سالاری است- همه چیز آرژانتین به مسی برمیگردد و او حرف اول و آخر را در اردوی آلبی سلسته میزند. اینکه آنها فرهنگ ما را ندارند به کنار، چیزی که خود اسکالونی و مسی بارها تایید کردهاند این است که خود را از مشورت یکدیگر محروم نمیکنند. کدام مربی میتواند دست کمک و حمایت ستاره تاثیرگذاری مثل مسی را پس بزند؟
اما همه اینها به معنی سلب اختیار و مسئولیت از سرمربی نیست. در این جام آرژانتین اولین بار با دو گل برابر مصر عقب افتاد. آنجا اسکالونی در دقایق حساس، تصمیم درست را گرفت و با تعویضهای تهاجمی، ضمن افزایش فشار و آوردن بازیکن تازه نفس و با انگیزه، تغییر تاکتیک هم داد و مسی به کنارهها رفت تا فضای عمل بیشتری داشته باشد. دیدیم که این تصمیم نتیجه داد و آرژانتین کامبک زد.
اتفاقی که عیناً در بازی برابر انگلیس افتاد. فوتبال دوستان از تاثیر مسی و دو پاس گل او حرف می زنند اما آنها که فوتبال را کارشناسی تر دنبال میکنند، نقش اسکالونی در این موفقیت را دیدند. او مثل دشان بی تفاوت ننشست، حاضر نشد هیچ کاری نکند و تنها به امید ستارههایش بنشیند. از ابزار تعویض خود استفاده کرد و نتیجهاش را هم دید.
درس بزرگ فوتبال و زندگی که باید شانس خود را بسازید و آنقدر تلاش کنید تا موفقیت خودش پا پیش بگذارد.
بیشتر بخوانید: داستان خواندنی دلافوئنته و اسکالونی؛ از استاد و شاگردی در کلاس درس مربیگری تا فینال جام جهانی ۲۰۲۶












