فرارو- تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ علیه زیرساختهای ایران، همزمان با تشدید تنشها در تنگه هرمز، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا تهران و واشنگتن همچنان شانسی برای بازگشت به مسیر دیپلماسی دارند یا منطقه به سمت رویارویی گستردهتر حرکت میکند.
غلامرضا کریمی، استاد روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، در گفتوگو با فرارو معتقد است تفاهم اسلامآباد عملاً کارکرد خود را از دست داده است. او میگوید اگرچه ایران و آمریکا فعلاً از ورود به جنگ تمامعیار پرهیز میکنند، اما هر اشتباه محاسباتی میتواند به بحرانی بزرگتر و حتی ورود بازیگران جدید به جنگ منجر شود.
اختلاف بر سر تفسیر بند پنجم تفاهم اسلامآباد و نحوه مدیریت تردد دریایی در تنگه هرمز، پیشتر نیز بهعنوان یکی از محورهای تنش میان تهران و واشنگتن مطرح شده بود.
کریمی درباره تهدیدهای ترامپ برای هدف قرار دادن زیرساختهای ایران گفت: «بعد از تفاهمنامه اسلامآباد، امیدها و انتظارها برای گفتوگو بین ایران و آمریکا بسیار افزایش یافت. اما واقعیت ژئوپلیتیک منطقه نشان میداد که هنوز وضعیت منطقه به پختگی لازم نرسیده که زمینه برای انعقاد یک تفاهم جدی آماده شود.»
او ادامه داد: «آمریکاییها، با وجود امضای متن تفاهمنامه ۱۴ مادهای، یکی از مواد آن را نادیده گرفتند و کریدور جدیدی از سمت عمان در تنگه هرمز ایجاد کردند. در واقع، در یک روز، اگر ۳۶ کشتی از کریدور جنوبی عبور میکرد، از سمت ایران فقط پنج کشتی تردد داشتند.»
این استاد روابط بینالملل افزود: «اگر ایران واکنش نشان نمیداد، عملاً اهرم ژئوپلیتیکی را که در جنگ ۴۰ روزه و در قالب کنترل تنگه هرمز به دست آورده بود، از دست میداد. بنابراین، واکنشی تند نشان داد و چندین کشتی را مورد حمله قرار داد.»
کریمی گفت: «آنچه در شرایط فعلی ایجاد نگرانی میکند، این است که نه ایران حاضر است از انتظارهای خود کوتاه بیاید و نه آمریکا حاضر است اجازه دهد ایران کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد.»
او افزود: «در منطق بینالملل، انتظار میرود در شرایط موجود جنگ گستردهای میان ایران و آمریکا شکل بگیرد؛ جنگی که احتمال دارد بسیار گسترده و تمامعیار شود.»
کریمی اظهار کرد: «ایران با توانمندیهای گسترده موشکی و پهپادی، قایقهای تندرو و استفاده از شهپادها در خلیج فارس، معتقد است آمریکا باید از مواضع خود کوتاه بیاید. در مقابل، آمریکاییها با اعزام ناوگروههای تازه و تقویت سامانههای پدافندی، در حال به رخ کشیدن تجهیزات خود در منطقه هستند.»
او تأکید کرد: «این وضعیت بسیار خطرناک است و بعید میدانم از دست میانجیها نیز کاری بربیاید. درون ایران و آمریکا هم دیدگاههایی وجود دارد که معتقدند باید تنش را افزایش داد.»
این استاد روابط بینالملل در توصیف سناریوی محتمل پیشرو گفت: «فعلاً جنگ در محدوده تنگه هرمز ادامه خواهد داشت. آمریکا فعلاً به زیرساختها به شکل گسترده حمله نمیکند و ایران نیز به ناوهای آمریکا حمله نمیکند.»
او افزود: «ایران به پایگاهها و مراکز نظامی حمله میکند و آمریکا نیز نوار ساحلی کشور را هدف قرار میدهد. آمریکاییها از نظر لجستیکی با مشکلات اساسی روبهرو هستند و برخی تجهیزات مورد نیازشان عملاً تأمین نشده است.»
کریمی ادامه داد: «ایران نیز محدودیتهای خاص خود را دارد و با توجه به مشکلات اقتصادی و داخلی، ترجیح میدهد وارد جنگ بزرگ نشود؛ هرچند برخی جریانهای سیاسی داخلی به افزایش تنشها و در نتیجه افزایش فشار بر اقتصاد جهانی اعتقاد دارند.»
او گفت: «در کوتاهمدت، سناریوی فعلی ادامه خواهد داشت؛ اما هر لحظه این احتمال وجود دارد که با یک حرکت تند، مانند حمله به یک ناوگروه آمریکایی، حمله به یک زیرساخت در ایران، تشدید حملات در لبنان یا تحول در یمن، این سناریو به ورود اسرائیل به جنگ منجر شود.»
کریمی افزود: «در این شرایط، بار دیگر باید شاهد وقوع جنگ تمامعیار باشیم. شاید پس از آن، توافقی بلندمدتتر و پس از یک جنگ بزرگ شکل بگیرد. در حال حاضر فقط پوستهای از تفاهم اسلامآباد باقی مانده است.»
کریمی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان شرایط موجود را تغییر داد، گفت: «معمولاً تمام تلاش هژمون جهانی، یعنی آمریکا، این است که یک بازیگر منطقهای به وضعیت بازیگر هژمون در منطقه تبدیل نشود.»
او افزود: «واقعیت این است که در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، با وجود همه لطمههایی که به ایران وارد شد، وزن راهبردی ایران در خاورمیانه افزایش پیدا کرد. تقریباً مشخص شده که هر نوع نظم در منطقه بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «آمریکاییها پس از تفاهم اسلامآباد اینگونه برداشت کردند که ایران میخواهد همه اهداف منطقهای خود را عملیاتی کند، بدون آنکه آمریکا به دستاوردی برسد. این موضوع برای واشنگتن بسیار سخت به نظر رسید و واکنشهای فعلی تا حد زیادی ناشی از همین برداشت است.»
این کارشناس سیاست خارجی در تبیین شرایط فعلی گفت: «کشورهای عرب منطقه نیز به این جمعبندی رسیدهاند که آمریکا نهتنها امنیت آنها را تأمین نمیکند، بلکه باعث شده خود آنها نیز در معرض حمله قرار بگیرند.»
او افزود: «آمریکاییها نمیخواهند واقعیتهای ژئوپلیتیک جدید منطقه را بپذیرند. در عالم سیاست، وقتی وضعیتی خلاف وضع موجود شکل میگیرد، جنگ گریزناپذیر میشود. طرفین میخواهند تا حدی به جنگ ادامه دهند که تابآوری طرف مقابل مختل و طرف مقابل ناچار به عقبنشینی شود.»
کریمی گفت: «در ایران، جریانی که روند مذاکرات را پیگیری و تفاهمنامه را امضا کرده بود، به لحاظ افکار عمومی اعلامی کشور در موضع اقلیت و ضعف قرار گرفت. همین موضوع به تشدید تنشها انجامید.»
او تأکید کرد: «در کوتاهمدت نیز به نظر نمیرسد تحول خاصی برای مدیریت بحران رخ دهد؛ مگر اینکه کشورهای برجسته عربی یا دیگر میانجیها وارد عمل شوند و تفاهم تازهای شکل دهند.»
کریمی در پایان گفت: «در صورت تداوم شرایط موجود، احتمال ورود اسرائیل به جنگ نیز وجود دارد و ممکن است جنگی تمامعیار، زیرساختی و خسارتبار شکل بگیرد.»