دل تهران برای جنوب می‌تپد

ایرنا جمعه 26 تیر 1405 - 09:43
تهران- ایرنا- صدای انفجارها شاید از جنوب کشور برخاست، اما اندوه آن تا قلب پایتخت رسید؛ از مادرانی که با شنیدن خبر تخلیه کودکان بیمارستان بقایی اهواز داغدار شدند تا پدرانی که نگران خانواده‌ها و مدافعان وطن در جنوب کشورند، این روزها یک حس مشترک در تهران جاری است: همدردی با هم‌وطنانی که روزهای سخت جنگ را پشت سر می‌گذارند و چشم‌انتظار بازگشت آرامش‌اند.

به گزارش خبرنگار ایرنا؛ انتشار اخبار حمله به مناطق جنوبی کشور از جمله تخلیه بیمارستان شهید بقایی اهواز و آسیب به برخی مناطق در جنوب و جنوب شرق کشور، موجی از همدردی را در میان شهروندان تهرانی برانگیخته است. بسیاری از پایتخت‌نشینان می‌گویند رنج کودکان، بیماران و خانواده‌هایی که روزهای سخت جنگ را تجربه می‌کنند، اندوه مشترک همه ایرانیان است.

 دل تهران برای جنوب می تپد

گاهی برای همدردی، لازم نیست صدای انفجار را از نزدیک شنیده باشی؛ کافی است تصویر کودکی را ببینی که تخت بیمارستانش را با عجله ترک کرده، مادری را تصور کنی که میان اضطراب و امید دست فرزندش را محکم‌تر گرفته یا سربازی که زیر آفتاب سوزان جنوب، در گرمای نفس‌گیر و روزهای پرالتهاب، همچنان بر سر عهد خود ایستاده است. این روزها فاصله تهران تا اهواز، قشم، میناب، جاسک، بندرعباس، بمپور و ایرانشهر دیگر چندصد کیلومتر نیست؛ این فاصله‌ با اندوه، همدلی و دعا از میان برداشته شده و دل‌های مردم را به هم نزدیک‌تر از همیشه کرده است.

جنگ، اگرچه در جنوب شعله کشید، اما غمش تا قلب تهران رسید. هر خبر از کودکی که از بیمارستانی منتقل شد، هر روایت از خانواده‌ای که خانه و آرامشش را از دست داد، تکه‌ای از دل مردم پایتخت را با خود برد. این روزها تهران بیش از همیشه به جنوب می‌اندیشد؛ به مردمی که رنجشان، رنج همه ایران است.

 دل تهران برای جنوب می تپد

مردم جنوب، سال‌هاست طعم تلخ جنگ را می‌شناسند. روزگاری پدران و پدربزرگ‌هایشان در سال‌های دفاع مقدس، زیر آتش صدام از این سرزمین پاسداری کردند و امروز، نسل دیگری از همان خانواده‌ها بار دیگر روزهای پرالتهاب تجاوز ترامپ را تجربه می‌کنند. گویی تاریخ برای این دیار، با همه تلخی‌هایش، دوباره ورق خورده است اما آنچه تغییر نکرده، صبوری و ایستادگی مردمانی است که همواره در خط مقدم ایستادگی بوده‌اند و امروز نیز فرزندانشان، چه در لباس نظامی و چه در قامت شهروندان عادی، دچار سختی‌های روزگارند.

این روزها برای شنیدن حرف مردم، لازم نیست قرار گفت‌وگو بگذاری یا میکروفن به دست بگیری؛ کافی است در خیابان‌های تهران قدم بزنی. در ایستگاه‌ مترو، صف نانوایی، اتوبوس، پارک‌ و حتی میان گفت‌وگوهای کوتاه رهگذران، نام جنوب بارها شنیده می‌شود. زمزمه‌ها از کودکان، خانواده‌ها و سربازانی است که روزهای سختی را می‌گذرانند. جنوب، این روزها تنها یک جغرافیا نیست؛ دغدغه مشترک مردمی است که با هر خبر، دلشان راهی همان سرزمین می‌شود و در سکوت، برای آرامش هم‌وطنانشان دعا می‌کنند.

پایتخت نشینان؛ همان مادران، پدران، خواهران و برادرانی که شاید کیلومترها از مناطق درگیر فاصله دارند، می‌گویند رنج هم‌وطنانشان را از خود جدا نمی‌دانند. هر کدام با روایتی از نگرانی، همدردی و دعا، از کودکان، خانواده‌ها و مدافعان وطنی می گویند که این روزها، شرایط دشواری را پشت سر می‌گذارند.

 دل تهران برای جنوب می تپد

هیچ کودکی نباید قربانی جنگ شود

خانم جوانی که همراه دو فرزندش در یکی از پارک‌های تهران مشغول دیدن بازی کودکانش است، گفت و گو در مورد جنگ در جنوب کشور را باز می کند و به یاد کودکان مظلوم جنوب می گوید: چند روز اخیر خیلی دلم گرفته و ناراحتم. ناراحت کودکان و جوانان، زنان و مردان و همه هموطنان جنوب. یاد روزهایی می افتم که تهران زیر جنگنده ها دوام آورد. وقتی خبر انتقال کودکان بیمارستان بقایی اهواز را شنیدم، تمام روز ذهنم درگیر بود. هیچ کودکی نباید قربانی جنگ شود. مادران جنوب، خواهران ما هستند و غمشان غم همه ماست.

 دل تهران برای جنوب می تپد

ایستادگی، میراث پدران

محمد پدر جوان دو کودک خردسال، می‌گوید: فرقی نمی‌کند کودکی در تهران باشد یا اهواز، قشم، میناب، جاسک یا بندرعباس؛ امنیت و آرامش حق همه کودکان ایران است. امروز دل همه ما کنار خانواده‌هایی است که این روزها سختی می‌کشند. کاش می شد این جنگ تمام شود. هموطنانم در جنوب کشور چه گناهی کرده اند که در یک دوره پدران و پدربزرگ هایشان جنگ را دیدند و حالا فزندانشان؟! گویا آنها ایستادگی در برابر جنگ را از پدران خود به ارث برده اند. امیدوارم هرچه زودتر آرامش به کشور بازگردد.

سربازان وطنم، برادرانم هستند

مریم متصدی یکی از کتابخانه های جنوب شهر تهران است، می گوید: دیدن تصاویر بمباران بسیار تلخ است. امیدوارم هرچه زودتر آرامش به زندگی مردم بازگردد. وقتی خبر حمله به آسایشگاه و بخش‌هایی از پادگان‌ نیروی زمینی ارتش در بمپور را شنیدیم، همه خانواده غمگین شدیم خودم یک برادر جوان دارم که به تازگی سربازی اش تمام شده، یاد سربازان جوان پادگان ایرانشهر که می افتم، قلبم درد می گیرد؛ آنها مثل برادر خودم هستند و خواهرانه برای همه آنها دعا می کنم که در پناه خدا باشند.

زهرا مادر کودکی است که از یک بیماری رنج می برد با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: هیچ مادری تحمل دیدن رنج کودکان را ندارد. آرزو می‌کنم کودکان و همه بچه‌های جنوب هرچه زودتر روزهای آرام‌تری را تجربه کنند.

«دلم برای مادران جنوب کشورم می سوزد؛ چه آن که سرباز دارد چه آن که کودک مدرسه ای و غیر مدرسه ای دارد. شاید در قلب پایتخت نشسته ایم، اما بی تفاوت نیستیم. دوست دارم هر کاری از دستم برمی آید برای هموطنانم انجام دهم. خیلی ها موافق جنگ نیستند، اما در میان جنگ گیر افتاده اند و روز و شب را با استرس و نگرانی سپری می کنند. همه نگران عزیزان خود هستند همان طور که در طول جنگ در تهران چنین شرایط مشابهی را تجربه کردیم.»

سربازی در تهران کجا و مناطق جنوبی کجا؟

علی، سرباز وظیفه ای که اکنون دوران خدمت خود را در تهران می‌گذراند، با اشاره به شرایط خدمت همرزمانش در جنوب کشور می‌گوید: وقتی دمای هوا به حدود ۵۵ درجه می‌رسد و رطوبت گاهی از ۸۰ درصد هم عبور می‌کند حتی ایستادن زیر آفتاب سخت است، چه رسد به اینکه در شرایط آماده‌باش و تهدیدهای جنگی، شب و روز از امنیت کشور محافظت کنی. ما که امروز در تهران خدمت می‌کنیم، خوب می‌دانیم همرزمانمان در جنوب چه روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارند و برای سلامتی و استقامتشان دعا می‌کنیم.

او کمی مکث کرده و می گوید: البته شاید ما هم لباس سربازی بر تن داشته باشیم اما شرایط خدمتمان با بچه‌هایی که در جنوب، زیر گرمای سوزان، رطوبت سنگین و در وضعیت آماده‌باش و تهدیدهای جنگی خدمت می‌کنند، قابل مقایسه نیست. آنها شبانه‌روز با سختی‌های بیشتری روبه‌رو هستند. سربازی در تهران کجا و مناطق جنوب کشور کجا.

آنچه این روزها در میان شهروندان تهرانی بیش از هر چیز شنیده می‌شود نه فقط نگرانی از اخبار روزهای سخت جنوب، بلکه تصویری از پیوندی است که سال‌هاست میان مردم این سرزمین شکل گرفته است؛ پیوندی که در روزهای دشوار خود را بیشتر نشان می‌دهد. مردمی که امروز برای آرامش کودکان، خانواده‌ها و سربازان جنوب دعا می‌کنند، خوب می‌دانند که روایت این روزها تنها روایت یک منطقه نیست؛ بخشی از حافظه مشترک ملتی است که فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ روایت همدلی از زبان مادران، پدران، خواهران و برادران تهرانی است که در یک جمله خلاصه می‌شود: اینکه ایران یک خانواده است و رنج هر شهر، رنج همه ماست.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.