گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: هوش مصنوعی به سرعت در حال تغییر شیوه سرمایهگذاری در سراسر جهان است و ابزارهای مبتنی بر این فناوری به یکی از منابع اصلیدریافت اطلاعات مالی برای سرمایهگذاران خرد تبدیل شدهاند.
امروزه بسیاری از افراد از چتباتها برای دریافت پیشنهاد درباره خرید و فروش سهام، مدیریت بدهی یا برنامهریزی مالی استفاده میکنند. اینتحول، فرصتهای تازهای برای دسترسی آسانتر به اطلاعات مالی ایجادکرده، اما همزمان پرسشهای مهمی را درباره نحوه نظارت بر این ابزارها پیش روی قانونگذاران قرار داده است.
براساس سرمقاله فایننشالتایمز، استقبال از هوش مصنوعی در حوزه خدمات مالی با سرعت زیادی در حال افزایش است. نتایج یک پژوهش در بریتانیا نشان میدهد حدود یکپنجم بزرگسالان این کشور آمادگیدارند بخشی از تصمیمهای مالی خود را با کمک مدلهای هوش مصنوعیاتخاذ کنند. همین روند باعث شده نهادهای ناظر بازارهای مالی توجه بیشتری به پیامدهای استفاده از این فناوری و خطرات احتمالی آن نشان دهند.
در مقابل، چالش اصلی این است که تنظیمگری چگونه باید انجام شود. اگر قوانین بیش از حد سختگیرانه باشند، ممکن است توسعه فناوری و دسترسی مردم به خدمات نوین مالی محدود شود. در مقابل، نبود چارچوبهای نظارتی نیز میتواند ریسک تصمیمهای نادرست و زیانسرمایهگذاران را افزایش دهد. به همین دلیل، یافتن تعادل میانحمایت از مصرفکنندگان و حفظ فضای نوآوری به یکی از مهمتریندغدغههای سیاستگذاران تبدیل شده است.
یکی از مهمترین مزیتهای هوش مصنوعی، گسترش دسترسی مردم به آموزش و اطلاعات مالی است. در گذشته بسیاری از افراد براییادگیری اصول سرمایهگذاری به کتابها، وبسایتها یا مشاوران مالی مراجعه میکردند، اما اکنون مدلهای زبانی میتوانند در مدت کوتاهیبه پرسشهای کاربران پاسخ دهند، اطلاعات را متناسب با نیاز هر فرد تنظیم کنند و منابع تکمیلی را معرفی کنند. این قابلیت میتواند آگاهیمالی را در میان گروههای بیشتری از جامعه افزایش دهد و سرمایهگذاری را برای افراد بیشتری در دسترس قرار دهد.
با این حال، ورود هوش مصنوعی به بازار خدمات مالی ابهامهای حقوقیتازهای نیز ایجاد کرده است. در بسیاری از کشورها، ارائه مشاوره سرمایهگذاری نیازمند دریافت مجوز و پذیرش مسئولیتهای قانونیاست، اما ابزارهای هوش مصنوعی معمولا اطلاعات را پردازش و خلاصه میکنند و از نظر حقوقی در جایگاه یک مشاور رسمی قرار ندارند. همینموضوع باعث شده مرز میان «راهنمایی عمومی» و «مشاوره اختصاصی»بیش از گذشته کمرنگ شود.
مسئله مهم دیگر، مسئولیت در قبال توصیههای نادرست است. اگر یکمشاور مالی دارای مجوز پیشنهاد اشتباهی ارائه دهد، مشتری امکان پیگیری قانونی دارد، اما درباره ابزارهای عمومی هوش مصنوعی چنینسازوکاری وجود ندارد. با این حال، بررسیها نشان میدهد بسیاری از کاربران هنوز از این تفاوت آگاه نیستند و پاسخهای هوش مصنوعی را همسطح توصیههای یک مشاور حرفهای تلقی میکنند.
در چنین شرایطی، استفاده از هشدارهای شفاف هنگام ارائه پیشنهادهای مالی و تفکیک روشن محتوای تبلیغاتی از پاسخهایهوش مصنوعی میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد. در کنار آن، افزایش سواد مالی شهروندان اهمیت بیشتری پیدا میکند. آموزش اصول سرمایهگذاری و آشنایی با تواناییها و محدودیتهای هوش مصنوعی میتواند به افراد کمک کند از این فناوری بهعنوان ابزاری برایتصمیمگیری آگاهانه استفاده کنند، نه جایگزینی برای قضاوت و تحلیل شخصی.