به گزارش ایسنا، فرشاد مؤمنی طی سخنانی در مراسم «پهلوانان ملی ایران پایمردان حق و عدل» که در بزرگداشت شهید آیتالله بهشتی برگزار شد، اظهار کرد: راه نجات این نیست که صرفاً اظهار تأسف یا خود را سرزنش کنیم. متفکران بزرگ توسعه تأکید میکنند کشوری که خواهان نجات و اعتلاست، باید خود را به دو گروه از دانایی مجهز کند؛ نخست، شناخت بنیانهای اندیشهای شکلدهنده وضع موجود و دوم، شناخت بنیانهای اندیشهای شکلدهنده وضع مطلوب.
وی یادآور شد: شواهد تاریخی فراوان نشان میدهد ما در شناخت بنیانهای اندیشهای وضع مطلوب بسیار ضعیف هستیم. پرسش اساسی این است ملتی که ۴۰۰ سال تجربههای مختلف در زمینه سیاسی را پشت سر گذاشته، چه زمانی میخواهد به این آگاهی برسد که باید بنیانهای اندیشهای وضع موجود و وضع مطلوب خود را بشناسد؟ اگر خواهان وضعیت بهتر هستیم، باید خود را در هر دو زمینه مجهز کنیم. این کار، آسان نیست، مسئلهای ساختاری است که راهحل آن نیز ساختاری است و باید آن را فهمید، بهرسمیت شناخت و در عرصه نظر و عمل به لوازمش پایبند بود.
رئیس مؤسسه دین و اقتصاد افزود: مسئله بسیار حیاتی دیگر، جستوجو برای یافتن بنیانهای اندیشهای وضع مطلوب است. اگر بخواهیم درکی روشمند از وضعیت مطلوب داشته باشیم، باید تکلیف خود را با موضوع عدالت و توسعه عادلانه روشن کنیم. هر بنیان اندیشهای میتواند زمینهساز برداشتها، تلقیها و استنباطهای متفاوتی باشد و اگر بخواهیم بر پایه اسلام به دنبال ساختن وضع مطلوب باشیم، ابتدا باید مشخص کنیم این جستوجو را بر اساس کدام قرائت از اسلام دنبال میکنیم. در اندیشه توسعه، تقریباً همه متفکران بزرگ هنگام بررسی نسبت میان دین و توسعه تأکید میکنند که نمیتوان صرفاً با عنوان کلی «دین» به این مسئله پرداخت، بلکه ابتدا باید مشخص شود کدام قرائت از دین مدنظر است.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: اولویت دادن به قرائت شهید آیتالله بهشتی از چند جهت قابل دفاع و از مهمترین دلایل این است که ایشان، دستکم در میان اسلامشناسان برجسته قرن بیستم، پیش از آنکه اسلامشناس باشد، فیلسوف علم بود و از همین رو، مواجهه با مسائل را بر پایه روش علمی دنبال میکرد. در میان اسلامشناسان بزرگ قرن بیستم کمتر کسی را میتوان یافت که پرسش اصلی او این نباشد «من درباره اسلام چگونه میاندیشم»، بلکه این باشد «فهم مورد رضایت خداوند از قرآن چه ویژگیها و چه اسلوب روششناختی دارد». این رویکرد در اندیشه شهید بهشتی کمنظیر و حتی بینظیر است. وقتی مسیر فکری شهید بهشتی را در این زمینه دنبال میکنیم، با گامهایی روبهرو میشویم که تقریباً بیسابقه است.
مؤمنی ادامه داد: از نگاه شهید بهشتی، اسلام از وحی آغاز نمیشود، بلکه از پیامبر درونی، یعنی عقل، آغاز میشود. بنابراین اگر کسانی به نام اسلام بکوشند عقل را کنار بگذارند تا اطاعت کورکورانه و بیچونوچرا را جایگزین آن کنند، شهید بهشتی بدون برچسبزنی، تصریح میکند چنین برداشتی، فهم مورد رضایت خداوند نیست؛ زیرا در فهم مرضی خداوند، عقل جایگاهی استثنایی دارد. در موضوع شکلدهی به وضع مطلوب نیز شهید بهشتی بارها در آثار خود تأکید میکند قرآن از مسلمانان میخواهد درباره چگونگی تحقق آرمانهای دینی و برپایی یک نظم اجتماعی مبتنی بر اسلام، تأملات عمیق نظری و عملی داشته باشند.
وی افزود: از نگاه شهید بهشتی، خواست خداوند از مسلمانان این است که درباره چگونگی برپا کردن یک نظم اجتماعی اسلامی بیندیشند و بر همین اساس، ایشان تأکید میکند بهترین تبلیغ برای دین خدا، ساختن یک جامعه نمونه، هرچند کوچک، بر پایه این آرمانهاست، نه صرفاً شعار دادن یا هیجانآفرینی. شهید بهشتی معتقد بود اگر جامعهای در حد توان خود بتواند نمونهای از تحقق این آرمانها را به نمایش بگذارد، این بهترین شیوه معرفی اسلام خواهد بود. در مقابل، دیدگاههایی نیز وجود دارند که انسان را به بیراهه میکشانند و نابرابریهای ناموجه و ویرانگر را خواست و اراده الهی معرفی میکنند و مردم را به پذیرش آن فرامیخوانند، در حالی که این نگاه با اندیشه شهید بهشتی سازگار نیست.
رئیس مؤسسه دین و اقتصاد یادآور شد: اگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از امور به شهید بهشتی ارجاع داده میشد، به این دلیل بود که تنها اسلامشناسی بود که درباره چگونگی عینیتبخشیدن به آرمانهای اسلامی مطالعه و کار کرده بود. از مهمترین وجوه عظمت قانون اساسی جمهوری اسلامی این است که بر پایه دیدگاههای معماران اصلی آن، سازوکارهای عینی و عملیاتی برای تحقق آرمانهایی مانند نفی استثمار طراحی شده است.
مومنی با اشاره به سخنان امام راحل پس از شهادت آیتالله بهشتی، افزود: امام راحل تأکید کردند کسانی که خود روحیه انحصارطلبی داشتند، این شخصیت مظلوم را به انحصارطلبی متهم میکردند. من به دلیل همکاری با شهید بهشتی در حزب جمهوری اسلامی، شاهد بودم که ایشان حتی اجازه غیبت و تخریب افراد را در جلسات نمیداد و تأکید میکرد هر نقدی باید در حضور خود فرد مطرح شود. به یاد دارم در جلسهای که برای رسیدگی به شکایتها از شهید حسن اجارهدار، برگزار شده بود، شهید بهشتی پس از پایان جلسه برای نخستین و آخرین بار با ما درد دل کرد و گفت احساس میکند حسن اجارهدار در حزب همان رنجهایی را تحمل میکند که خود او در جامعه متحمل میشود.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: شهید بهشتی میگفت در شورای انقلاب، روحانیت تهران و دیگر مجموعهها، هرگاه کاری مطرح میشد، تقریباً همه معتقد بودند تنها او قادر به انجام آن است و هرچه اصرار میکرد که توانایی یک انسان محدود است و شبانهروز تنها ۲۴ ساعت دارد، پذیرفته نمیشد. اما همان افرادی که او را به پذیرش مسئولیتها وادار میکردند، بعدها او را به انحصارطلبی متهم میساختند.
وی ادامه داد: شهید بهشتی تأکید میکند اگر اولویت را مبارزه با کفر قرار دهیم، جامعه اسلامی خود را درگیر نزاع دائمی با همه جهان خواهد کرد و دیگر فرصتی برای ساختن حتی یک جامعه نمونه اسلامی باقی نخواهد ماند، اما اگر اولویت با عدالت و مبارزه با ظلم باشد، انسان صرفنظر از دین و مذهب، دارای حق شناخته میشود. از این منظر، تقسیم انسانها به خودی و غیرخودی و تضییع حقوق آنان، با مبانی اسلام سازگار نیست. شهید بهشتی معتقد بود همه انسانها صاحبحق هستند و حقوق آنان باید به رسمیت شناخته شود. بر پایه این نگاه، هنگامی که عدالت و مبارزه با ظلم در اولویت قرار گیرد، اصل بر همکاری، اعتماد متقابل و ارتقای انسانها خواهد بود، نه ستیز، حذف، تحقیر و توهین.
مؤمنی یادآور شد: از نگاه شهید بهشتی، اندیشه عدالت به انسان میآموزد انتظار پاداش بدون عمل، با فهم مورد رضایت خداوند سازگار نیست. ایشان همواره تأکید میکرد انسان بدون تلاش و عمل، نباید انتظار گشایش و موفقیت داشته باشد. شهید بهشتی معتقد بود امر به معروف و نهی از منکر، بیش از آنکه به مسائل ظاهری افراد مربوط باشد، ناظر بر مهار ساختار قدرت، جلوگیری از زیادهرویها و افراط و تفریطهاست. از این منظر، افق تازهای برای فهم آموزههای دینی گشوده میشود. شهید بهشتی توضیح میدهد اگر امر به معروف و نهی از منکر به درستی فهم شود، روشن خواهد شد از دیدگاه خداوند، مناسباتی که بر پایه سیاستهای مولد نابرابریهای ناموجه اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته باشند، هیچ نسبتی با وضعیت مطلوب الهی ندارند.
رئیس مؤسسه دین و اقتصاد ادامه داد: تعابیر ایشان در این زمینه بسیار تکاندهنده است. شهید بهشتی میگوید اگر چنین مناسباتی را حتی با ظواهر و نمادهای دینی بیارایند، ماهیت آن تغییری نمیکند و همچنان با معیارهای اسلام فاصله دارد. از همین منظر است که جایگاه عدالت در اندیشه ایشان آشکار میشود. شهید بهشتی تأکید میکند عدالت باید معیار سنجش ادعای اسلامی بودن باشد. اگر این معیار را با معیارهایی که امروز رایج شده مقایسه کنیم، درمییابیم که اصل ماجرا تا چه اندازه به حاشیه رفته است.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: شهید بهشتی با استناد به قرآن، چهار مانع اصلی تحقق عدالت اجتماعی را فساد، حامیپروری، رباگستری و رانتگستری معرفی میکند و ذیل هر یک از این محورها، مباحث گستردهای را مطرح میسازد. شهید بهشتی معتقد بود بزرگترین ظلم به انسانها آن است که فقر آنان با رویکردهای اعانهای، صدقهای و تحقیرکننده درمان شود. از نگاه ایشان، مبارزه با فقر باید بر پایه اشتغال مولد، مشارکت عزتمندانه و نقشآفرینی مؤثر خود مردم استوار باشد و اگر زمینه مشارکت شرافتمندانه مردم از میان برود و تنها سیاستهای اعانهای جایگزین آن شود، چنین رویکردی هیچ نسبتی با فهم مورد رضایت خداوند ندارد. پس از تبیین موانع تحقق عدالت، شهید بهشتی ابزارهای غلبه بر این موانع را نیز از منظر قرآن بیان میکند که مهمترین آنها حاکمیت قانون به جای اراده اشخاص است.
مومنی افزود: امروز برخی میگویند قیمتها را خدا تعیین میکند، اما شهید بهشتی این سخن را فریبی برای توجیه ظلم و بیعدالتی صاحبان قدرت و ثروت میدانست و معتقد بود تفاوت حکومت عادل و غیرعادل، در میزان اهتمام آن به برقراری قیمتگذاری عادلانه است. اگر امروز که جهش نرخ ارز رخ میدهد و آثار آن در واردات و قیمت کالاها ماهها بعد ظاهر میشود، همه این تحولات به اراده الهی نسبت داده شود، راه برای سوءاستفاده شبکههای رانتی و مافیایی و تحمیل فشار بر مردم باز خواهد شد.
انتهای پیام








