داستان طلبکاری بازیکنان تیم ملی از مردم، و منت گذاشتن آنها برای حضور در جام جهانی سر حدود ۹۰ میلیون نفر که نان شب ندارند، داستانی نیست که کهنه یا تمام شود. در روزهایی که صحبت از پاداشهای چند ۱۰ میلیاردی برای ملی پوشان، به خاطر حضور در جام جهانی است، قیمتها مدام بالا رفته و در اوج گرمای تابستان، قطعی آب و برق مردم را آزار میدهد. کشوری درگیر حمله دشمن و مردمی بدون شغل، مسکن، غذا، پس انداز یا امید به آینده که این وسط، با لوس بازیهای عدهای مثلاً فوتبالیست روبرو هستند که به آمریکا رفته و بعد از کلی گردش و تفریح و زمینه سازی برای آینده خود و خانواده هایشان، با کلی پول و سوغاتی برگشتند!
حضور در جام جهانی مثل مرغ تخم طلاست که تا پایان عمر هر بازیکن و مربی و اطرافیان و چسبیده هایشان، هر روز برایشان درآمد دارد! حقیقت تلختر اینکه فقط بازیکنان نیستند که از این سفره رنگارنگ و این خان پر نعمت بهره میبرند، اطرافیان آنها و چسبیدههای به فوتبال نیز بابت حضور در جام جهانی کلی منافع مالی دارند که این پاداش چند ده میلیاردی حضور در جام جهانی، کوچکترین رقم آن درآمدهاست!
بابت چه؟! فوتبالیست کدام سختی را تحمل کرده؟ از اردوی خارجی -زمانی که کشور زیر حمله دشمن بود- و سفر فرست کلاس تا بهترین هتل ها و چمن ها و پاداش دلاری و ریالی، بدون هیچ پیامد! تدارکات و امکانات که گردن مدیران است و خوب یا بد، فدراسیون باید پاسخ بدهد. نتیجه هم که به پای به سرمربی نوشته میشود، انتقادی هم اگر باشد به سمت قلعه نویی است.
پس سهم بازیکن چیست؟ فقط دلارهای درشت بابت پاداش؟ واریز میلیاردی ریال به حساب داخلی؟ ویزای آمریکا و زمینه زندگی آینده؟ حضور در جام جهانی و تضمین قراردادهای توپ بعدی تا ۵ سال و شهرت و محبوبیت تا آخر عمر که نانش را بخورند؟! آن هم بازیکنانی که در هر شرایط، حتی با عصای زیربغل و بدون باشگاه! فقط با رعایت پروتکل های کادرفنی و فدراسیون عازم سفر می شوند و کسی به استحقاق یا آمادگی حال حاضرشان هم کاری نداشت! سختی از این بیشتر هم مگر هست؟
اما اگر فکر کنیم تمام عشق و حال حضور در جام جهانی فقط برای فوتبالیست جماعت است، اشتباه کردهایم! در همین لیگ برتر خودمان بازیکنی بوده که با قرارداد ۷ میلیاردی برای یک تیم توافق کرده، شبانه نام او وارد فهرست تیم ملی شده و سه روز بعد نیز بدون حتی یک جلسه تمرین! از لیست خط خورده است، اما به لطف بند افزایش ۳۵ درصدی رقم قراردادش به شرط حضور در تیم ملی، دستمزد او در همان تیم -که هنوز سر تمرینش نرفته بود- به ۱۰ میلیارد رسید!
ساده هستید اگر فکر کنید کل پول این افزایش قرارداد، گیر بازیکن میآید! از مدیرعامل باشگاهی که چنین قراردادی با بازیکن میبندد، تا دلال و واسطههای تیم و بازیکن که باید با هم تبانی کنند -میدانیم که در فوتبال امروز دیگر فقط مربی و بازیکن ایجنت ندارند، هر تیم در هر جغرافیای کشور، یک سردلال بزرگ دارد که همه خریدها باید از کانال و تایید ایشان بگذرد! - و البته سرمربی که تایید میکند این بازیکن را میخواهد و به برنامههایش میخورد، همه سهم دارند!
دیدیم در همین فصل قبل، به عنوان مثال مدیرعامل استقلال از این کار ساپینتو انتقاد و گفت برای جلوگیری از تکرارش، دیگر فقط خواسته سرمربی را ملاک خرید بازیکن نمیگذارند. چون مربی پرتغالی بازیکنانی را به باشگاه آورد که اصلاً از آنها استفاده نکرد و به درد مربیان بعدی هم نخوردند! این یعنی چه؟ وقتی خواسته سرمربی در جذب بازیکن مشکوک است و او را بازی نمی دهد، جز این است که باید فکر کنیم این انتخاب، حتماً فواید مالی برای او در پی دارد؟!
تازه فقط مربی، بازیکن، مدیر و دلال نیستند. بخشی از مسئولان ساختاری فدراسیون و سازمان لیگ نیز در این جابجاییها نفع میبرند. آنها که باید بعضی اوقات روی خود را از قانون برگردانده یا در زمانهای طلایی، مثل قبل از بسته شدن پنجره، به عنوان مثال برای بازیکن کارت بازی صادر و قراردادش را ثبت کنند یا اگر رقبا اعتراضی زدند، تاریخها را دستکاری کنند، برای رضای خدا چنین نمی کنند! الحمدلله کم هم نمونه نداشتیم و نداریم از مسئولانی که از فدراسیون و سازمان لیگ، پس از برخورد قضایی طرد شده اند.
پس میبینید که سفره فوتبال بسیار گسترده و حضور در تیم ملی و بالاترین سطح فوتبال یعنی جام جهانی، یا حتی صرفاً بودن در لیست یک تیم، چه خوان عریض و طویل و پررنگ و لعابی برای یک جماعت، پهن میکند. حالا سوال اینجاست که وقتی همه اینها صرفاً به بازیکن برمیگردد و او نقش اصلی تمام این بخور بخورهاست، چطور چنین کسانی خجالت نکشیده و رویشان میشود در دوربین نگاه و سر مردم بابت حضور در جام منت بگذارند؟! انصافا صفت مفت بر شایسته کیست؟!












