به گزارش همشهری آنلاین در ابتدای وبینار که روز چهارشنبه ۲۵ فروردین برگزار شد.دکتر علیرضا منجمی، دبیر علمی وبینار کشوری و دبیر حیطهٔ مطالعات میانرشتهای علوم انسانی و سلامت المپیاد، گفت: «هوش مصنوعی بهسرعت در حال گسترش در پزشکی و مراقبت سلامت است. تکنولوژیهای نوین مبتنی بر هوش مصنوعی در تشخیص، درمان و سایر حوزههای مراقبت این امکان را به وجود آوردهاند که مرزهای مرگ و زندگی، بهنجاری و نابهنجاری و سلامت و بیماری به چالش جدی کشیده شوند و پیامدهای خطیر فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، حقوقی در پی داشته باشند.»
او افزود: «از همین رو رصد، تأمل و نقد جدی و مستمر نقش و جایگاه و پیامدهای تکنولوژیهای هوش مصنوعی در حوزة سلامت بخشی کلیدی از مطالعات میانرشتهای علوم انسانی و سلامت است. باید توجه کرد هدف در اینجا ارزش داوری دربارة تکنولوژی نیست (داوری کنیم که تکنولوژی خوب است یا بد؟)، بلکه بررسی همهجانبهٔ این پدیده و پیامدها و اقتضائات وجودی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و... است. از همین رو کمیتهٔ علمی حیطهٔ مطالعات میانرشتهای علوم انسانی و سلامت بر آن شد تا تحلیل و ارزیابی انتقادی نقش و جایگاه و پیامدهای تکنولوژی هوش مصنوعی در حوزة سلامت از منظر علوم انسانی پزشکی را موردتوجه جدی قرار دهد و این وبینار به موضوع پرداخته است.»
سخنران اول این جلسه آقای دکتر سید احمد واعظ، مدیر گروه بیوانفورماتیک و رئیس دانشکده فناوریهای نوین دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود که با عنوان «گذری بر هوش مصنوعی در پزشکی» ارائه شد. وی در ابتدا با اشاره به پیچیدگی «سامانههای زیستی» (Biological systems) به توضیح این مطلب پرداخت که توصیف «خطی» و «فروکاستگرایانه» سامانههای زیستی به محدودیتهای خود رسیده است و لازم است با نگاه جامعتری به بررسی این سامانهها پرداخت، رویکردی که اکنون تحت عنوان «زیستپزشکی سامانهای» (Systems Biomedicine) شناخته میشود.
این عضو کمیتهٔ علمی حیطهٔ مطالعات میانرشتهای علوم انسانی و سلامت سپس به تعریف «هوش مصنوعی» پرداخت تا دیدگاه نسبتاً همگنی نسبت به آنچه توضیح داده میشود به دست آید. کاربردهای متنوع هوش مصنوعی در حوزههای گوناگون علوم پزشکی نیز اجمالاً معرفی و با بیان مثالهای ساده معرفی شدند. توضیح اجمالی راجع به لایههای متنوع دادههای «پربرونداد» (High-throughput) و نحوه اثر متقابل این لایهها باهم نیز ارائه شد تا نحوه استفاده هوش مصنوعی از این دادهها روشن شود. درنهایت توضیح داده شد که مجموع پیشرفتهای اشاره شده به گذار از پزشکی کنونی به «پزشکی پرتوان» (High-performance medicine) و «پزشکی شخص محور» (Personalized Medicine) منجر خواهد شد اما هوش مصنوعی هیچگاه به این نقطه نخواهد رسید که کاملاً جایگزین انسان (پزشک) شود، هرچند خواهد توانست کمک جدی به فرآیندهای تشخیصی و درمانی و کاهش خطاهای پزشکی ارائه دهد.
سخنران دوم دکتر غلامحسین مقدم حیدری مدیر گروه تاریخ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با عنوان تعابیر گوناگون تکنولوژی و بهکارگیری آنها در پزشکی بود. وی ابتدا به سه تعبیر از تکنولوژی پرداخت: تکنولوژی بهمثابه سختافزار، تکنولوژی بهمثابه قواعد و تکنولوژی بهمثابه سیستم. ابزارهایی همچون انبر و پنس و ماشینهایی مثل سیتیاسکن و امآرآی ازجمله تکنولوژیهای سخت میباشند. وی تکنیکهای گوناگون درمان را نمونههایی از تکنولوژی بهمثابه قواعد دانست.
به باور این عضو کمیتهٔ علمی حیطهٔ مطالعات میانرشتهای، جامعترین تعبیر، تکنولوژی بهمثابه سیستمهای اجتماعی-تکنیکی است یعنی سیستمهایی مرکب از سختافزار و انسان که برای انجام دادن وظایفی به کار گرفته میشوند که انسانها بدون کمک چنین سیستمهایی برای بسط و گسترش قابلیتهای بشری نمیتوانند انجام دهند. این سیستمها مشتملاند بر عناصر تکنیکی، انسانها، عناصر اجتماعی، عناصر علمی و منابع طبیعی. بیمارستان نمونهای از تکنولوژی بهمثابه سیستم اجتماعی-تکنیکی است. معماری بیمارستان و ابزارها و ماشینهای تشخیصی موجود در آن عناصر تکنیکی آن را تشکیل میدهند. بیمار، پزشک، پرستار، کادر درمان و کادر اداری بخشی از عناصر انسانی آن هستند. قوانین و مقررات بیمارستان عناصر اجتماعی آن را تشکیل میدهند. همایشهای علمی، دورههای بازآموزی، پروژههای تحقیقاتی، مجلات و خبرنامهها بخشی از عناصر علمی میباشند. تمام این عناصر بیمارستان را به ماشینی برای درمان تبدیل میکنند که درعینحال محلی برای مشاهده، تجربه، آموزش و درمان است و دانش پزشکی حاصل این فرایند است.
بخش سوم بحث در پنل در قالب گفتگوی آقای دکتر نمازی رئیس موزهٔ ملی تاریخ علوم پزشکی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر علیرضا منجمی رئیس پژوهشکدهٔ مطالعات فلسفی و تاریخی علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود. این دو محور گفتگویشان مرور محورهای اصلی مقالهٔ مشترکشان با عنوان «علوم انسانی پزشکی/ سلامت: تحلیل انتقادی مبانی نظری و عملی پزشکی» که در مجلهٔ فلسفهٔ علم منتشر شده بود:
«علوم انسانی پزشکی» در وهلهٔ اول عبارتی تناقضآمیز (پارادوکسیکال) به نظر میرسد. اینکه چگونه دو حوزهٔ مجزا و متمایز معرفتی همنشین شدهاند، به وضعیت پروبلماتیک پزشکی اشاره دارد. در این مقاله به تحلیل علوم انسانی پزشکی بر اساس مناقشههای این حوزه پرداخته شده است و در بخش دوم حوزهٔ انتقادی مطالعات فراپزشکی بهعنوان بدیل علوم انسانی پزشکی پیشنهاد خواهد شد.
برای پاسخ دادن به پرسش بخش اول از روش مدلسازی یا مطالعات مناقشهها بهره گرفتهایم. در این روش بهجای تمرکز بر آموزهها و دستاوردهای یک حوزهٔ پژوهشی، بر مناقشههای آن حوزه متمرکز میشوند تا از رهگذر آن فرآیند شکلگیری و تولید دانش در آن حوزه را مطالعه کنند. جریان معاصر علوم انسانی پزشکی با نقد پزشکی مدرن از اواخر دههٔ شصت و اوایل دههٔ هفتاد میلادی آغاز شد که دغدغهٔ گسترش روزافزون علوم زیستپزشکی و انسانزدایی پزشکی را داشت. پیشگامان این حوزه راهحل را در این یافتند که پیوند علوم انسانی به حوزهٔ پزشکی میتواند گرهگشایی کند. علوم انسانی پزشکی، با بازنگری در برنامههای آموزشی بسیاری از دانشکدههای پزشـکی آمریکای شمالی و اروپا پا گرفت و بهتدریج به پژوهشهای بالینی و طبابت نیز تسری یافت. با مرور و تحلیل دقیق پژوهشها و ادبیات علوم انسانی پزشکی پنج مناقشه اصلی شناسایی شدند: تعابیر و تعاریف گسترده و مختلف، رشته – حوزه، چندرشتگی - میانرشتگی، علوم انسانی پزشکی - علوم انسانی سلامت، علوم انسانی کلاسیک - علوم انسانی انتقادی و علوم انسانی پزشکی - فلسفه پزشکی.
در جریان این مباحثه نمازی و منجمی به توضیح و تشریح هر یک از این مناقشهها پرداختند. در تحلیل نهایی در لایه زیربنا دو عنصر را میتوان از هم بازشناخت: یکی دوگانههایی و دیگری رانهها یا فرآیندها. دوگانهها را میتوان ذیل چند گروه کلیتر دستهبندی کرد: روششناختی (ابزاری-انتقادی و انضمامی-ادغامی)، علمشناختی (علومطبیعی-علوم انسانی، متخصص-عوام)، هستیشناختی (وجوهانسانی-علوم انسانی، هنر-علم) و پراکسیولوژیک (امر بهداشتی-امر بالینی، مراقبت-معالجه). سپس آنها به رانهها یا فرآیندهای زیربنایی همچون طبیسازی، بوروکراتیزاسیون، تکنیکیسازی، اخلاقیسازی، علمیسازی تخصصیسازی، فردیسازی اشاره کردند.
پس از این دو سخنران بخش پایانی وبینار به دو پرسش رویکرد انتقادی قابل دفاع در علوم انسانی پزشکی/سلامت چه مقوماتی دارد و مطالعات فراپزشکی به عنوان بدیلی برای علوم انسانی پزشکی/سلامت پیشنهاد میشود چیست، پرداختند.
پزشکی و علوم انسانی- اجتماعی مدرن از یک سنخ هستند و ازاینروست جامعهشناسی، روانشناسی و.. به مثابه علوم انسانی پزشکی نمیتوانند چنانکه علوم انسانی پزشکی در پی آن هستند پزشکی را انسانی کنند. ازاینرو نظریهٔ انتقادیای باید مورد توجه قرار بگیرد که همزمان علوم اجتماعی و پزشکی را نقد کند؛ مانند فوکو، گادامر و هابرماس.
درنهایت نمازی و منجمی به نکتهٔ مهم پرداختند که مطالعات انتقادی فراپزشکی باید همچون چتری فرارشتهای، متکفل توجه به پرسشهای بنیادین پزشکی شود و البته رشتههای را به سمت و سویی انتقادی چه میان خود و چه معطوف به هدف طبابت و پزشکی هدایت کند. مرکب از سخت افزار و انسان است که مطالعات انتقادی فراپزشکی باید همچون چتری فرارشتهای، متکفل توجه به پرسشهای بنیادین پزشکی شود و البته رشتههای را به سمت و سویی انتقادی چه میان خود و چه معطوف به هدف طبابت و پزشکی هدایت کند.
بیشتر بخوانید: