نسیم توکل، عضو اتاق بازرگانی تهران : در واقع، بسیاری از سفارتخانههای خارجی در ایران هم، خانه و پایگاه بازرگانان، فعالان اقتصادی و کسانی که در توسعه بازار و برند ملی کشور خود تاثیرگذارند، محسوب میشود. تا آنجا که حرکت اقتصادی آنها گاهی اوقات در نهادهای امنیتی کشور هم زیر سوال میرود. بسیاری از بازرگانان و فعالان اقتصادی ایرانی در اتاقهای مشترک هراس دارند که برای توسعه اقتصادی و گسترش فعالیت در بازار هدف سراغ سفارت آن کشور بروند. به این دلیل که دید امنیتی توسط مسئولان به این دست فعالیتهای اقتصادی وجود دارد و نگرانیها مانعی برای فعالیت آنهاست.
این در حالی است که بیشتر اوقات سفارتخانههای خارجی در ایران در توسعه مناسبات اقتصادی، یافتن بازارهای هدف، تحقیق بازار و توسعه تجارت اثر گذار هستند و میتوانند دسترسی به بانک جامع اطلاعاتی، قوانین و تجارت کشور خود را برای دیگران فراهم کنند.
نکته مهم این است که سفارتخانههای ایران به جز تعدادی محدود (که بهتر از بقیه فعال هستند نه در حد استاندارد) فعالیت اقتصادی چشمگیری ندارند و توجه به این امر را به طور کلی از دایره امور خود خارج کردهاند. نباید از نظر دور داشت که با توجه به نقش جغرافیایی و جایگاه ایران و با استفاده از اصطلاحاً دیپلماسی اقتصادی مناسب میتوان از ظرفیت اقتصادی به خصوص کشورهای همسایه برای تقویت چرخه اقتصادی و درآمدزایی در کشور استفاده کرد و این امر با برنامه ریزی و هدف گذاری اقتصادی و تجاری برای سفارتخانهها میسر خواهد بود.
با این حال، ما با بسیاری از دفاتر نمایندگی ایران در دیگر کشورها از مسیر تشکلها و انجمنهای اقتصادی ارتباط میگیریم تا فعالان اقتصادی بتوانند از این راه با تشکلهای هم عرض خود ارتباط برقرار کنند، همافزایی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی انجام دهند یا برنامههای مشترک، نمایشگاهها و مذاکرات تجاری را ترتیب دهند. این در حالی است که دفاتر جمهوری اسلامی ایران هیچ نقشی در این راه ایفا نمیکنند.
همچنین سفارتخانه ها در برگزاری نمایشگاههای موضوعی شرکتهای ایرانی و تور دسته جمعی فعالان اقتصادی برای یافتن بازار هدف با بیتفاوتی از کنار تلاشهای ایرانیان برای افزایش ارتباطات تجاری و مناسبات فرهنگی عبور میکنند. هنگامی هم که از آنها میخواهیم که در این زمینه مسئولیتی بر عهده گیرند با تعجب رفتار کرده و این خواسته را خارج از مأموریت خود عنوان میکنند. البته به ندرت اتفاق میافتد که نمایندهای از سفارت یا بعضاً سفیر بازدیدی به عمل آورند.
جواد ظریف وزیر اورخارجه نیز در این زمینه نکتهای عنوان کردهاند مبنی بر اینکه معاونت اقتصادی واقعی در وزارت امور خارجه وجود ندارد و سفرای ایران در خارج از کشور بیشتر نقش امنیتی ایفا میکنند تا اعزام شدگان وزارت امور خارجه با هدف بهبود و توسعه ارتباطات بینالمللی. در این حالت ابهام و پرسشی که ایجاد میشود این است که حتی اگر مأموریت سفرا امنیتی و سیاسی است، چرا نباید معاونان اقتصادی و رایزنهای فرهنگی متخصص در امور بینالملل، فرهنگ شناس، جامعه شناس، ارتباطات، روانشناس اجتماعی، اقتصاد دان و کسانی که قوانین تجارت بینالمللی را میشناسند و به اصول مختلف مدیریت استراتژیک، بازاریابی و... مسلط هستند، جایی در سفارتخانههای ایران داشته باشند؟ چرا پست و مسئولیت در اختیار این افراد قرار نمیگیرد و گردونه ارتباطات بینالمللی از وجود این افراد خالی است؟
وزارت خارجه در دوره جدید باید سیستم آموزشی را اصلاح کند و به همان میزان که برای مسائل سیاسی در ارتباط با دنیا اهمیت قائل می شود، برای مسائل اقتصادی اهمیت قائل شود. قطعاً آموزش نیروها، فقط نباید به مسائل سیاسی محدود شود و باید آموزش های اقتصادی در سرلوحه قرار بگیرد و نیرویی را تربیت کند که موثر باشد.
حضور این افراد بدون شک، پس از مدتی سبب خواهد شد که با برقراری ارتباط با اتاقهای بازرگانی مشترک نقش موثری در جذب سرمایهگذار خارجی، فروش و بازاریابی محصولات ایرانی، واردات مواد اولیه به کشور، حل مشکلات بازرگانان، رفع موانع بانکی و بیمهای و تسهیل امور کلی اقتصاد ایفا کنند.