احمد قیومی طی تحلیلی به بررسی سن وزرای آموزش و پرورش در ایران و سه کشور دارای نظام آموزشی موفق پرداخته است. این تحلیل بر آن است تا با مطالعه وضعیت ایران و مقایسه آن با سه کشور مدنظر، راهکاری برای بهرهمندی از هر دو عنصر جوان بودن و دارای تجربه بودن برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش ارائه دهد.
مقدمه
اگرچه بررسی رابطه سن و عملکرد مدیران، از دیرباز مطرح بوده و از جمله مسائل دههی آخر قرن نوزدهم به شمار میآید، اما چندی است این مسئله به صورت جدی دغدغهی تصمیمگیرندگان نظام آموزش و پرورش کشور شده که آیا کرسی وزارت را میتوان به نسل جوان سپرد یا خیر؟ طبق بررسی مبانی تجربی موجود در کتب رفتار سازمانی، حداقل دو دلیل وجود دارد که نشان میدهد رابطه میان سن و عملکرد شغلی از اهمیت دو چندانی برخوردار دارای اهمیت است؛ اول اینکه تصور عمومی بر این است که عملکرد شغلی با افزایش سن کاهش یافته مییابد؛ دوم آنکه نیروی متعهد شناخته شده فعلی، به طور کلی طبیعی در حال سالخورده شدن است. طبق یافتههای تجربی، افراد مسنتر با خود خصوصیات مثبتی چون تجربه، قضاوت، اخلاقیات قوی و تعهد به کیفیت را به محیط کار میآورند و در مقابل در دورانی که انطباقپذیری با محیط و پذیرش تغییر در سازمان از مفروضات اساسی رقابت به حساب میآید، این گروه انعطافپذیری کمتری داشته و در برابر پارادایمها و تکنولوژیهای فناوریهای جدید از خود مقاومت نشان میدهند. حال آیا با افزایش سن و تغییر در خصوصیات فردی، عملکرد شغلی تغییر مییابد؟
مطالعات علمی در رشتهی رفتارسازمانی، گویای این موضوع است که در صورت عدم کنترل شرایط محیطی و تنوع شغلی، عملکرد سازمانی افراد هیچ گونه ارتباط معنایداری با عملکرد حرفهای ایشان ندارد. اما آیا کنترل شرایط محیطی، یا فرض تشابه برای سازمانها، مفروضهی صحیحی است؟ آنچه مسلم است پاسخ این سوال کاملا مشهود، «خیر» است. گزارهی صحت پاسخ منفی به سوال مطرح شده را میتوان در مبانی نظری مدیریت تطبیقی یافت. لذا در ادامه سعی خواهد شد تا با فرض اصول روششناسی تطبیقی، به بررسی رابطه سن و عملکرد وزرای آموزش و پرورش پرداخته شود.