به گزارش ایسنا، محمود (عبدالله) نوریانندر چهارم اسفند ۶۴ سردار شهید عبدالله نوریان، در ۲۴ سالگی در عملیات «والفجر ۸» در حالی که مسئولیت مهندسی و تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) را بر عهده داشت، در حین هدایت بلدوزرها به منظور ایجاد خاکریز بر اثر اصابت خمپاره در منطقه فاو به شهادت رسید. پیکر این سردار شهید در امامزاده علیاکبر(ع) چیذر آرام گرفت.
معصومه جولایی همسر شهید محمود (عبدالله) نوریان در خاطراتی از زندگی مشترکش با این فرمانده شهید روایت میکند: «خیال ازدواج در سر نداشتم اما با خصوصیاتی که از او دیدم تصمیم گرفتم زندگی مشترکم را همراهش شروع کنم. چشم پاک بود و نماز شبش ترک نمی شد.
ازدواج ما سال ۶۱ صورت گرفت. در مدت سه سال زندگی که با او داشتم هیچگاه سخن بیهوده و حرف نسنجیدهای از او نشنیدم.
از لحظه ازدواج تا هنگامی که بخواهد برای آخرین بار از در خانه بیرون برود مدام از شهادت حرف میزد و میگفت: «آخر یا ایستاده باز خواهم گشت یا خوابیده.» من هم میگفتم این همه رزمنده در صف شهادت ایستادهاند، حالا کو تا نوبت تو بشود!
هر بار با خنده و شادی بدرقهاش می کردم، اما بار آخر اشکهایم بند نمیآمد. گفتم: «لااقل بخاطر بچههایمان نرو.» جواب داد:«خدا خودش حافظ آنهاست. بندهی خدا چه کاره است؟» خبر دادند مجروح شده. ترکش به پشت سرش اصابت کرده بود. پزشکان جراحیاش کردند اما گفتند:«امید نداشته باشید. او دیگر نمیتواند مانند یک جوان برومند زندگی کند.» سه روز بعد، پر کشید و رفت.
جسمش دیگر پیش ما نبود اما لحظه به لحظه حضورش را کنارمان حس میکردم. هیچ وقت تنهایمان نگذاشت. برای مثال هنگام تولد بچه، مادرم خوابش را دیده بود که میگفت: «نگران هیچ چیز نباشید.» به خوبی حس میکردم او در این لحظات سخت مراقب و کمک حال من است.»
انتهای پیام