خبرگزاری فارس-همدان، علی پنبهای: خورجینش بوی کتاب میدهد، بوی کاغذ که معطر به کلمه است و اندیشه. از همان سالهای دور، یعنی درست سال ۱۳۶۸ که از تربیت معلم و از رشته علوم تربیتی فارغالتحصیل میشود، راه تربیت را مییابد و کتاب را همراه میکند تا راه انبیاء یعنی معلمی را به خوبی بپیماید؛ آری او هم شغل انبیاء را برگزیده و هم به کتاب که معجزه خاتم انبیاست، اعتقاد راسخ و کامل دارد و به مدد این دو به دنبال بهتر شدن جامعهای است که در آن رشد و نمو پیدا کرده است. زندگیاش را نیز بر اساس همین دو رکن به پیش میبرد و «پیک کتاب» میشود، هر روز خورجین موتورش را پر از کتاب میکند و روستا به روستا، مدرسه به مدرسه راههای خاکی و آسفالته را میپیماید تا یار مهربان را به دست دانشآموزان و معلمان برساند، گاهی سفارش کتاب خاصی دارد و گاهی هم خودش به فراخور حال معلم و یا دانش آموز کتابی را معرفی میکند.
این قصه از ۳۰ سال و اندی پیش آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد تا انسانها بتوانند نخستین گام موفقیت یعنی خودشناسی را آسودهتر بپیمایند. «بهرام قربانیان» معلم اهل روستای گاوسوار از توابع بخش سردرود شهرستان رزن است، او ۱۶ سال از خدمت ۳۱ سالهاش در آموزش و پرورش را به «راهبری» گذارنده است، یعنی یک به یک روستاها را میرفته تا ببینید که مدارس و کلاسها پابرجاست یا خیر؟ او درباره این روزها حرف برای گفتن زیاد دارد، خاطراتی که با محور دوست بزرگ انسان، آن یار با سود و بیزیان عجین است و بزرگ و کوچک را مخاطبش میکند. او که امین همه مردم منطقه است، به برکت همین کتاب و به گفته خودش با محوریت جهانبینی اسلامی؛ در عزا و شادی همه مردم شریک است و مراسمی نیست که بدون حضور او برگزار شود. آقای معلم کتابرسان اکنون سه فرزند دارد که به گفته خودش اهل کتاب و مطالعه هستند و در ادامه راه پدر حتی از او نیز پیشی میگیرند چراکه به گفته پدر آنها باهوشترند.
واسطهای بین کتاب و مردم
قربانیان با مرور این خاطرات به روزهای آغازین خدمتش در آموزش و پرورش بازمیگردد و یکی از دلایل این اقدام خود را شاد کردن مردم عنوان میکند و میگوید: «کتابها را از کتابخانهها به امانت میگرفتم و در اختیار معلمان و دانشآموزان و حتی اهالی روستاها قرار میدادم و این واسطهگری من بین مردم و کتاب آغاز شد و تا امروز هم ادامه یافته، حتی قبل از کرونا ماشین را جایگزین موتورسیکلت کرده بودم و کتابها را در منطقه خودمان به افراد مختلف میرساندم و البته از هر کس کتاب میگرفتم، میخواستم خلاصهای از آن را با من در میان بگذارد و تجربیات آنها را یادداشت و به دیگران منتقل میکردم حتی خارج از استان هم برای بازدید میرفتم تا بر تجربیاتم بیفزایم و آنها را گسترش دهم»
او فلسفه اصلی این اقدام را مربوط به دین اسلام و معجزهاش یعنی کتاب قرآن میداند و به گفته خودش اعتقاد راسخ دارد که باید کتاب در اختیار همگان قرار گیرد بنابراین بیان میکند: «حدود ۳۰ سال و اندی است کتاب را به دست مردم میرسانم و به این واسطه دوستان بسیاری یافتم که با آنها در ارتباط هستم.»
مطالعه ۲ کتاب در هر ماه/ انس با قرآن آغاز فصل کتابخوانی
اما بهرام قربانیان که سالهاست کتاب به دست مردم میرساند، چقدر اهل مطالعه است و چگونه کتاب خواندن را آغاز کرده است؟ او در پاسخ به این سوال میگوید: «انس و الفت من با کتاب پیش از ۶ سالگی و با خواندن قرآن آغاز شد؛ این معجزه الهی من را شیفته خود کرد، پس از آن به خواندن گلستان سعدی در مکتبخانه آن زمان روی آوردم و سپس در مدرسه که همیشه از شاگردان ممتاز بودم با کتاب خو گرفتم تا امروز. در حال حاضر هم سعی میکنم هر ماه دو جلد کتاب را بخوانم و البته همانطور که گفتم خلاصه کتابها را نیز از افراد طلب میکردم.»
در میان دوستان قربانیان که مخرج مشترکشان کتاب است از همه قشری میتوان مخاطب یافت، یکی معلم و دانشآموز است و دیگری دامدار. هر کدام بنا بر نیازشان از آقای راهبر کتاب میگرفتند و یا به او سفارش میدادند و این عشق واقعی به کتاب و ترویج آن است که بهرام را به این سو و آن سو میکشاند تا کتاب مورد نظر را بیابد و در قبال آن نیز با خدا معامله کند و به دنبال کسب رضای خالقش باشد.
انس با نماز به برکت کتاب
قربانیان از ارتباط مداوم با کتابخانههای شهرستان رزن سخن به میان میآورد و ادامه میدهد: «حتی در سفرهای خود به استانهای دیگر نیز به کتابخانهها مراجعه میکردم و با آنها در ارتباط بودم و در واقع کتاب را از کتابخانه به دست افراد میرساندم و سپس آنها را به کتابخانه بازگشت میدادم، این کار به قدری انجام شده که برخی از افراد به من کتاب هدیه میدهند تا آنها را به دست دوستدارانش برسانم.»
او همچنان با برخی از افراد که در روزهای اولیه خدمتش کتاب به دست آنها رسانده ارتباط دارد و ماجراهای بسیاری از «یار مهربان» و انسان در سینهاش نهفته است و به همین دلیل برای نمونه میگوید: «به یک دانشآموز کتابی درباره نماز خواندن دادم و وقتی پس از سالها با او برخورد کردم، دلیل نماز خواندن بدون وقفه را همان کتاب عنوان کرد که این برای من ارزش بسیاری دارد، یا دامداری از من بابت کتابهایی که در اختیارش گذاشتم و باعث موفقیت او در حرفهاش شد، قدردانی کرد، حتی نتایج این کار را در فرزندان و یا اقوام خودم میبینم. به طور کلی همه اتفاقات و رویدادهایی که در این سالها برایم رخ داده است، زیباست. همین چندی پیش کتابی به نام «از چیزی نمیترسیدم» مشتمل بر خاطرات دوران نوجوانی شهیدسلیمانی را مطالعه کردم و در اختیار افراد بسیاری گذاشتم، یکی از نکات جالب کتاب برای من این است که جایی سردار میگوید: «پدرم زمانی مرا سوار گاو کرد و ۱۵ کیلومتر راه رفتم تا به روستای مجاور رسیدم» این مسأله برای من که اهل روستای گاوسوار هستم، جالب آمد؛ آدمها در کتابها میتوانند خود را پیدا کنند و این مهمترین مزیت کتاب برای انسان است، من خودم را در کتابها به ویژه در قرآن پیدا کردم. البته اجازه بدهید قبل از سوال بعدیتان این کتاب را به همه مردم توصیه کنم که دست نوشتههای سردار از دوران نوجوانیاش است و دختر ایشان جمعآوری کرده است.»
کتابرسانی با محوریت قرآن و عترت
به اعتقاد قربانیان دو مسأله انسان را میسازد و باعث پیشرفت یا پسرفت و بدبختی انسان میشود، به همین دلیل کتابهایی که انسان میخواند باید مناسب باشد وگرنه هر کتابی را نمیتوان به دست گرفت و مطالعه کرد، بنابراین اگر کتاب خوب بخوانیم، خوب خواهیم شد، لذا برخی از کتابها هستند که نباید آنها را خواند. او که با معلمی خو گرفته و این شاخصه بارز را حفظ کرده، ادامه میدهد: «دومین مسأله این است که انسان باید با افراد صالح معاشرت کند تا نتیجه مطلوب بگیرد، بنابراین محور فعالیتهای من در کتابرسانی و ترویج فرهنگ مطالعه قرآن و عترت است و در محور جهانبینی اسلامی فعالیت خود را پیش میبرم بنابراین این کار مملو از زیباییهای ویژه است. بنابراین هر کتابی که میخوانیم در ما اثر میگذارد.»
استقبال بینظیر کودکان و نوجوانان از کتاب
وقتی سخن از بچهها به میان میآورم تا جنس استقبال و چگونگی رفتار آنها را جویا شوم، آقامعلم کتابرسان یک بار دیگر به وجد میآید، شور و حالی که دانشآموزان به او منتقل کردند، همچنان در درونش چون شعلهای فروزان میدرخشد و بلادرنگ ادامه حرف مرا میگیرد و از تدبیری که برای آینده اندیشیده و به فکر افراد جایگزین خودش است میگوید و اضافه میکند: «وقتی کتاب را به بچهها میدهم با علاقه مطالعه و پیگیری میکنند، قطعاً اگر کتاب مناسب سن افراد داده شود، در درونشان رسوخ میکند و آنها دنبالکننده حرفهای کتاب میشوند. در حال حاضر هم حلقه صالحین داریم که کتاب را برای مطالعه بین بچهها میچرخانیم و هر فردی کتابی را که دوست دارد به دیگری میدهد، در اصل به فکر آینده هستم تا نیروهایی را تربیت کنم که کار کتابرسانی را ادامه دهند.»
پرسش و پاسخم که جلو میرود، ناخودآگاه به ذهنم خطور میکند که آقا معلم حتما تا کنون از جیبش هم برای کتابخوان کردن افراد و خریدن کتاب برای آنها خیلی هزینه کرده است، بنابراین این ذهنیت را با او در میان میگذارم و پاسخی شنیدم که شایسته یک معلم واقعی است:«دوست ندارم در این رابطه سخن بگویم چون این فعالیت معامله من با خداست و پروردگار را شاکرم که پولم را در این زمینه هزینه کردم.»
راه اندازی نهضت سوادآموزی در روستا
یکی از دستاوردهای آقای معلم کتابدار راهاندازی نهضت سوادآموزی در زادگاهش است که در این بار میگوید: «وقتی از تربیت معلم فارغالتحصیل شدم و به روستا آمدم نهضت سوادآموزی را راهاندازی کردم و از افراد ۱۵ تا ۶۰ ساله در آن شرکت کردند؛ برخی از افراد دورههای نخستین به رحمت خدا رفتهاند و امروز دعای خیر آنها پاداش من است، فردی بود که در سن پایین به خاطر برخورد نامناسب ترک تحصیل کرده بود اما دوباره به آغوش تعلیم و تربیت بازگشت و به گفته خودش زندگیاش نجات پیدا کرد. من بنا بر آیه صریح قرآن معتقدم با اجبار نمیشود افراد را وادار به کاری کرد بنابراین باید مردم را تشنه کرد تا خودشان به دنبال علم و دانش بروند.»
آقای قربانیان در درجه اول یک معلم است، این خصیصه در لحظه به لحظه گفتوگوی دو نفرهمان پررنگ میشود و همه را به شاکر بودن، صابر بودن و امیدوار بودن دعوت میکند و این را مثلث زندگی خود میداند و آن را به همه توصیه میکند. او از همه میخواهد حداقل ماهانه یک جلد کتاب در مورد زندگی و مسائل مربوط به خود مطالعه کنند. معلوم است دلش تاب نمیآورد درباره معلم حرفی نزند بنابراین میگوید: «معلم نور است و اگر نبود، جهان چیزی نبود جز تاریکی»
کتابخوانها از فضای مجازی بهینه استفاده میکنند
صحبت به فضای مجازی که میرسد، انتظار دارم آن را تقبیح کند و از معایبش بگوید اما درست برعکس معتقد است با کتاب دشمنی ندارد، میگوید: «فضای مجازی هم رویکردهای خوبی دارد و این به ما بستگی دارد درست گزینش کنیم آن هم با مطالعه کتاب خوب، نه تنها فضای مجازی برای فرد کتابخوان تهدید نیست بلکه به زندگی بهتر کمک میکند؛ به عنوان مثال ما هر روز در روستای خود قرآن را ختم میکنیم و این به لطف فضای مجازی رخ داده است»
در انتها حاج بهرام یک کتاب معرفی میکند و از ما و خوانندگان گزارش میخواهد که آن را مطالعه کنند. پس کتاب «رضایت از زندگی» به قلم «عباس پسندیده» از انتشارات « چاپ و نشر دارالحدیث» را به سفارش آقای معلم کتابدار حتما بخوانید.
محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز جمعه سوم تیرماه در سفر به شهرستانهای رزن و درگزین از این معلم پای کار تقدیر کرد و اقدامات او را ستود.
انتهای پیام/۸۹۰۴۰/م