عصر ایران - "آبه شینزو" که در ایران به "شینزو آبه" هم شناخته می شود، نخست وزیر پیشین ژاپن بود. او 17 تیر 1401، هنگام یک سخنرانی خیابانی در میان جمعیتی محدود، هدف تیراندازی تروریستی قرار گرفت و کشته شد.
1 - فیلم های منتشره از آخرین سخنرانی "آبه شینزو" نشان می دهد که محافظان او، عمده توجه خود را متوجه جمعیت مقابل وی کرده بودند و از پشت سر وی غافل بودند. شاید علت این باشد که آنها به ماموریت در مراسم و سخنرانی های رسمی که عمدتاً در سالن های سرپوشیده برگزار می شود و پشت سخنران دیوار است، عادت و از پشت سر سخنران، تا حد زیادی غفلت کرده اند و تنها پس از تیرانداری به عقب بر می گردند.
حال آن که بادیگارد یا مجموعه بادیگاردها باید مراقبت 360 درجه داشته باشند و به ویژه در این مراسم خیابانی که تقریباً همه مردم در مقابل یا کنار "آبه شینزو" هستند، باید با دقت بیشتری به چرایی استقرار فرد یا افراد اندک شمار در جایی غیرمتعارف برای شنیدن سخنرانی می داشتند چرا که قاعدتاً وقتی در مقابل سخنران، جا برای ایستادن هستند، کسی پشت سر او برای گوش دادن نمی رود و باز قاعدتاً تیم محافظت باید حواس اش به جوانی می بود که برای شنیدن سخنرانی نخست وزیر پشت او ایستاده و کیفی با محتویات نامعلوم دارد.
پس اولین خطای تیم بادیگاردها، عدم مراقبت 360 درجه بوده است.
قاتل در تمام مدت، پشت سر آبه شینزو ایستاده بود، با کیفی که بعداً معلوم شد حاوی سلاح دست ساز است
2 - واکنش بادیگاردها بعد از شنیدن صدای تیر اول بسیار کُند است. در حوادث تروریستی، صدم و حتی هزار ثانیه ها مهم است، آنقدر مهم که بعضاً در منتها الیه پایین و جلوی کت ها، ورق نازک فلزی می گذارند تا کت با یک تکان کمر کنار برود و دست محافظت مستقیم به تفنگ برسد؛ یا بادیگارها، تمرینات متعددی می کنند تا دستی که با آن شلیک می کنند، موقع راه رفتن صاف، کنار تغنگ کمری و عمود بر زمین باشد و تکان نخورد تا هنگام نیاز به شلیک، کمترین فاصله بین دست و تفنگ باشد و به اندازه صدم یا حتی هزارم ثانیه هم که شده بر سرعت عمل شان افزوده شود.
قاعدتاً یک بادیگارد در اولین واکنش سریع و اورژانسی، باید مقام مورد محافظت را از خطر دور کند. در چنین مواردی، انتظار می رود دستکم یکی از بادیگاردها فوراً مسؤول در خطر را روی زمین بیندازد یا به سمتی دیگر هل دهد تا او را از شکل یک هدف ثابت خارج کند.
به فیلم نگاه کنید: بعد از شلیک تیر اول که به خطار می رود، حدود 2 و نیم ثانیه طول می کشد که تیر دوم شلیک شود. 2 و نیم ثانیه وقت زیادی برای یک بادیگارد آموزش دیده و ورزیده است. اما تا قبل از اصابت تیر به آبه شینزو، هیچ کدام از بادیگاردها حتی به وی نگاه هم نمی کنند و تازه بعد از این که تیر به هدف خورد و نخست وزیر سابق چند قدم به جلو رفت و بر زمین افتاد، دو محافظه به سمتش می دوند.
یک هل دادن ساده و سریع باعث می شد شینزو آبه جان سالم به در ببرد.
شینزو آبه بعد از تیر خوردن، چند قدیمی به جلو رفته و زمین افتاده است (کادر قرمز) و دو عضو تیم حفاظت نزدیک (کادر آبی)، هنوز او را ندیده اند!
3 - عدم استفاده به موقع و درست از ابزار محافظتی هم مزید بر علت بود تا تروریست ژاپنی به هدفش برسد. هم اکنون سال هاست که یک وسیله ساده و کارآمد در اختیار بادیگاردهاست: کیف بازشونده ضدگلوله.
این کیف در مواقع اضطراری، در ثانیه ای باز می شود و سدی بین مهاجم و هدف او ایجاد می کند.
در فیلم های منتشره، بادیگاردی که کیف را در دست داشت، به جای آن که کنار آبه شیزو باشد، با او فاصله دارد (اشتباه اول) و تازه بعد از شلیک اول، به سمت او می رود و تازه بعد از این که خود را به نزدیک وی می رساند هم در باز کردن کیف ناکام می ماند (اشتباه دوم). ای بسا اگر او در یک قدمی نخست وزیر سابق بود و با شنیدن صدای اولین تیر، کیف صد گلوله را باز می کرد، الان فقط کیف آسیب دیده بود.
4 - یکی از اصول محافظت، آموزش خودمحافظتی به مقام مسؤول است. مثلاً کمی از دفاع شخصی، تیراندازی، خنثی سازی عملیاتی تعقیب و مراقبت و ... را به فرد یاد می دهند.
از جمله مهم ترین چیزهایی که تیم حفاظت باید به شخص مورد حفاظت یاد بدهد، واکنش سریع هنگام شنیدن صدای شلیک و انفجار است. معلوم است که به شینزو آبه بی نوا هیچ یاد نداده بودند و همان طور که در فیلم ها مشاهده می شود، او بعد از شلیک اول، حتی سانتیمتری از جایش تکان نمی خورد تا تروریست بتواند با اصلاح زاویه شلیک، با تیر دوم او را از پای درآورد!
حال آن که اگر به او این نکته ساده را یاد داده بودند که در چنین مواقعی، تغییر موضع دهد و روی زمین بخوابد، هدف گیری مجددش به این سادگی ها نبود. ولی او مات و مبهوت ایستاد و سیبل شد و به قتل رسید.
صدا شلیک اول آمده و قاتل در حال تصحیح هدفگیری است ولی آبه شینزو، بی هیچ واکنش و حرکتی، در جای خود ثابت مانده است!
البته عدم واکنش سریع و رفتار بسیار آرام و خونسردانه در مواجهه با پدیده ها، در ذات اکثر ژاپنی هاست. در فیلم می بینید که بعد از شلیک دو گلوله به سمت نخست وزیر سابق، اکثر مردم واکنشی در حد مشاهده یک تصادف معمولی بین دو خودرو دارند، نه فرار می کنند و نه به سمت قربانی هجوم می برند، تقریباً همان جای خودشان ایستاده اند و گویا در حال محاسبه ذهنی آنچه رخ داده هستند؛ آبه بی نوا هم احتمالاً در آن لحظات همین گونه بود.