به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما به نقل از شبکه تلویزیونی المیادین، کارشناس سیاسی المیادین تاکید کرد: با توجه به اینکه ایران در زمینههای تاریخی، فرهنگی، امنیت ملی، امکانات، موقعیت جغرافیایی، تاثیرگذاری و نفوذ در منطقه و جهان، به کشور بسیار مهم و قدرتمندی تبدیل شده است، آمریکا نمیتواند تحمل کند و ایجاد اغتشاشات اخیر نیز نتیجه توطئه آمریکا بوده است که البته ایران از آن نیز عبور کرد.
حسام مطر کارشناس مسائل بین الملل و مهمان ویژه شبکه المیادین در پاسخ به این سئوال مجری که پرسید: «ایران میگوید توطئهای را که علیه این کشور در اغتشاشات اخیر چیده شده بود پشت سر گذاشته و از آن عبور کرده است؛ آیا ایران تنها یک مرحله را پشت سر گذاشته یا کل توطئه چیده شده را خنثی کرده است؟» گفت: همه امپراطوریهای بزرگ از جمله آمریکا به نفاق و انکار نیازمند هستند، زیرا میخواهند سرپوشی بر کارها و جنایتهای غیر اخلاقی که مرتکب میشوند بگذارند، از اینرو تلاش میکنند ادعاهای رفتارهای اخلاقی را مطرح کنند تا در داخل اوضاع را آرام کنند. امپراطوریهایی همچون آمریکا جنایتهای زیادی را مرتکب میشوند بنابراین همواره نیازمند ادعاهای رفتارهای اخلاق مدارانه هستند که این ادعاها را بدون نفاق و انکار نمیتوانند به کار ببرند و این چیزی است که آمریکا به طور آشکار و شفاف از آن رنج میبرد.
اما امروز به دلیل گسترش رسانهها دیگر دروغین بودن ادعاهای آمریکا به ویژه در میان ملتهای کشورهایی که در آنها جنایتها را مرتکب میشود مشخص شده و آمریکا رسوا شده است. در مورد ایران نیز باید بگویم آمریکا در راستای راهبرد بزرگ خود در مهار چین فعالیتهایی را در منطقه انجام میدهد، زیرا آمریکا در خاورمیانه میخواهد سه کشور را مهار کند که یکی از آنها عربستان سعودی است که اتفاقا دوست و هم پیمان با واشنگتن است، زیرا روندی را که ریاض در پیش گرفته است کاخ سفید نمیپسندد. از این رو آمریکا در نهایت، محمد بن سلمان ولیعهد سعودی را با ابزارهایی مهار خواهد کرد.
دیگر کشوری که آمریکا میخواهد مهار کند کشور ترکیه است که به کشور خاکستری مشهور است. احتمالا ترکیه را با انتخابات ریاست جمهوری که در سال ۲۰۲۳ و ظرف چند ماه دیگر برگزار میشود مهار خواهد کرد اگر آمریکاییها و غربیها مخالفان دولت کنونی ترکیه را حمایت کنند که در نهایت رئیس جمهور جدیدی روی کار بیاید یا اینکه رجب طیب اردوغان یا حزب عدالت و توسعه را تحت فشار قرار دهند و با نتایج ضعیف انتخاباتی دوباره به قدرت برسند با این روشها ترکیه را مهار خواهند کرد. کشور سومی که آمریکا میخواهد مهار کند ایران است که البته با آمریکا دشمن است؛ بنابراین نزدیک شدن ایران به سمت چین برای آمریکا بسیار مهم است و اتفاقاتی که در ایران افتاد در چارچوب همین اقدامات خصمانه آمریکا ضد ایران است.
در ایران هم اکنون موجی از این اعتراضات و اغتشاشات به پایان رسیده است، اما موجهای داخلی دیگری در ایران میتواند اتفاق بیفتد؛ حتی اگر توافقنامه هستهای ایران نیز احیا شود باز هم گزینه راهبردی آمریکا این است که توطئه هایش ضد ایران را ادامه دهد؛ زیرا ایران با توجه به قدرت و سابقه تاریخی، فرهنگی و امنیت ملی و امکانات و موقعیت جغرافیایی و تاثیرات و نفوذ آن کشور بسیار مهمی در منطقه است و آمریکا نمیتواند با توجه به مرحله رویارویی شدید موجود بین کشورهای قدرتمند تحمل کند که ایران چنین قدرتی داشته باشد. از این رو گزینه راهبردی آمریکا گزینه نظامی نخواهد بود و تلاش خواهد کرد از همه گزینههای غیرنظامی خود ضد ایران استفاده کند. البته چالشهایی را برای ایران ایجاد خواهد کرد، اما ایران این چالشها و تهدیدها را به فرصت تبدیل خواهد کرد و قدرت خود را افزایش خواهد داد و در همه زمینههای داخلی و خارجی توسعه خواهد بخشید.
مجری شبکه تلویزیونی المیادین در ادامه سئوال کرد: «آیا میتوان از نظرسنجیهای موجود در آمریکا این نتیجه را گرفت که اختلافات و مشکلات داخلی آمریکا به حدی برسد که جنگی داخلی در آن کشور اتفاق بیفتد یا اینکه باید در آمریکا با واقعیتهای دیگری مواجه شد؟ برخی کشورهای ضد آمریکا از جمله روسیه، چین و کشورهای محور مقاومت بر ضعف آمریکا بسیار تاکید میکنند نظر شما چیست؟»
حسام مطر کارشناس مسائل بین الملل در پاسخ به این سئوال مجری نیز تاکید کرد: شما وقتی به دشمن مینگرید به طور اساسی به عوامل ضعف و قوت داخلی آن نیز مینگرید. برای هر سیاستمدار عامل داخلی در کشور مقابل یک عامل اصلی برای محاسبات به شمار میرود؛ بنابراین اختلافات داخلی در تصمیم گیریها نیز موثر است؛ سیاستمداران زمانی که سیاستهایی برای طرف مقابل اتخاذ میکنند چندین مورد را مد نظر قرار میدهند از جمله این عوامل ضعف داخلی است تا بتوانند تا حد ممکن از آن استفاده کنند.
بحران کنونی آمریکا در سیاست خارجی ناشی از بحران داخلی است، زیرا بیماری آمریکا یک بیماری داخلی است. واشنگتن با حالتی از انفعال ناشی از این بیماری، سیاستهای خارجی خود را میسازد. آشکار شدن ضعف در این سیاستهای خارجی با بی اعتمادی جهان نسبت به آمریکا، به خوبی نمایان شده است. این مسئله را ما در این منطقه خاورمیانه به خوبی مشاهده میکنیم. هم پیمانان آمریکا به طور مثال عربستان سعودی یا ترکیه در حال حاضر سیاستهای خود را به گونهای اتخاذ میکنند که میدانند اوضاع آمریکا بی ثبات است.
ما نمیدانیم در دوره ریاست جمهوری آینده آمریکا چه اتفاقاتی خواهد افتاد و اینکه آیا رئیس جمهور دموکرات یا جمهوری خواه به قدرت میرسد یا خیر هنوز نمیدانیم؛ زیرا اختلافات بسیار شدید داخلی در این کشور در جریان است. در بین سیاستمداران جهان درباره اختلافات داخلی موجود در آمریکا اتفاق نظر وجود دارد. بله شاید اختلاف نظر در میان کشورهای جهان درباره میزان شدت این اختلافات داخلی آمریکا باشد. زیرا هم اکنون شکاف و دو دستگی بی سابقهای در آمریکا رخ داده است.
این تنشها و اختلافات شامل مسائلی درباره دموکراسی، منطقه ای، نسلی، قومی، فرهنگی، سیاسی، دینی و ... است؛ بنابراین وقتی جوبایدن رئیس جمهور آمریکا میگوید میخواهم از نو سیاست خارجی برای طبقه متوسط آمریکا ایجاد کنم چرا چنین چیزی را مطرح میکند؟ زیرا سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا بسیار به هم تنیده شده است. راهبردی هم اکگنون مطرح میشود که امنیت اقتصادی همان امنیت ملی است. آمریکا هم اکنون احساس ضعف میکند. آمریکاییها در دلیلی که برای رویارویی با چین مطرح میکنند سه مورد مهم را مطرح میکنند که یکی از آن بازسازی قدرت مادی، سیاسی و موسسات آمریکا از داخل است.
اگر از حجم بحرانهای کنونی در داخل، احساس خطر نمیکردند هیچگاه در سیاستهای راهبردی خود به آن اشاره نمیکردند؛ بنابراین ضعف آمریکا و اختلافات داخلی حقیقتی است که دشمنان آمریکا به خوبی از آن آگاهند و محاسبات خود را بر این اساس انجام میدهند. همانطور که آمریکا خود، عوامل ایجاد ضعف در کشورهای متخاصم را ایجاد میکند و میخواهد کشورهای متخاصم را ضعیف کند، زیرا ضعف داخلی را در بسیاری از چالشها و رویاروییها میتوان استفاده کرد و ایران یک نمونه است از این رو میخواهند ایران را از داخل تضعیف کنند.