به گزارش خبرگزاری فارس از مازندران، شنیده بودیم که هر فردی میتواند در کارش بهترین باشد، نمونهاش آقای خضری دوستدار طبیعتی که کارش را ابتدا از حیاط منزلش شروع کرد و خیلی زود به محله و سپس روستاهای اطراف گسترش داد و اینک برای یک استان و حتی ایران درخت میکارد.
*این مرد به یاد مردم درخت میکارد
اینکه انسان بتواند به آرزوهای خود رنگ واقعیت ببخشد، شور و شوق وصفناپذیری دارد همانگونه که دوستدارِ دودانگهای طبیعت توانست؛ شاید قبلا کارهایش باعث تعجب میشد اما اکنون آقای خضری نهتنها برای مردم منطقه، بلکه برای مردم همهی شهرهای کشور شناختهشده است. مردی که به یاد انسانها درخت میکارد؛ به یاد پدران، مادران، همسران، فرزندان و حتی عشقی که تازه به شکوفایی رسیدهباشد! بهطوریکه اکنون از سراسر کشور در مناسبتهای گوناگون، با وی تماس میگیرند تا به یاد خود یا یکی از عزیزان زندگیشان درختی کاشتهشود. او این جوششِ احساسی پدرانه را به یک پویش فراگیر تبدیل کردهاست. حتی در این مسیر افراد دیگری را هم با خود همراه کرده؛ از مدارس و دانشگاهها گرفته تا جهاد کشاورزی و استانداری و ....
* باغ هیرکانی؛ رویایی که به حقیقت پیوست
آقای علی خضری دوستداری از منطقهی دودانگهی ساری، پای آرزوها و رویاهایش ایستاده و در کنار اینکه به فکر سرسبزی است اهداف بزرگتری نیز دارد؛ باغ یا مجموعهای باعنوان ذخیرهگاه جنگلهای هیرکانی که طی سالها تلاشِ بیوقفه، توانست به آن رنگ واقعیت ببخشد.
*جرقهی ورود به مسیر سبز چه بود؟
داستان زیبا و زمردینِ جنگلهای هیرکانی، با یک تراژدی در زندگی آقای علی خضری شروع شد! قصهی غمانگیز یک وداع که با سلامِ به طبیعت همراه شد! علی خضری، آغاز قدمگذاشتن در این مسیر را اینگونه تعریف میکند: من همیشه به کاشت گلوگیاه علاقه داشتم ولی از زمانیکه فرزندم را در سال ۹۴ از دست دادم خودم را وقف کاشت گلوگیاه کردم. هر روز به آرامگاه میرفتم و اطراف مزار جگرگوشهی خفته در خاکم را گل میکاشتم؛ حتی تا مدتی سنگقبر هم نگرفتم که همین کار جرقهای برای قدمگذاشتن در این مسیر سبز شد.
*تلاشهایی که به ثمر نشست
پسرم تازه میرفت که در بوستان زندگی به درختی تنومند تبدیل شود اما در ابتدای نوجوانی دقیقا زمانیکه یک نهالی بیش نبود خشکید؛ به همین علت تصمیم گرفتم با کاشت و تولد هر نهال یادش را زنده نگه دارم. از آنپس، بعد از کاشت درخت در آرامگاهها، این روند به بلوار فریم، اطراف جادهها و ورودی شهر فریم رسید. بعد از مدتی که جلوهی ظاهری و باطنی درختکاری و توسعهی فضای سبز را دیدم چنان آرامشی گرفتم که این حس را با هیچ چیز عوض نمیکردم.
وی میگوید: روزهای اول به یاد دوستان و آشنایان و مناسبتهای تاریخی درخت میکاشتم و تصاویرش را نیز در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاشتم. طولی نکشید که این کارم چنان مورد توجه قرار گرفت که تماسهای مختلفی با من گرفته میشد تا به یاد عزیزانشان نهالی بکارم. من نیز که عاشقانه دل در گرو نهال و درختان هیرکانی سپردهبودم، با جانودل این کار را انجام دادم و میدهم.
*زمینی که به باغ هیرکانی تبدیل شد
به گفتهی این دوستدار طبیعت، روزی در مسیر گذرش از کنار زمین هزار متری مدرسهای در دودانگه، به ذهنش رسید که اگر این حیاطِ خالی از درخت، تبدیل به باغ هیرکانی شود هم برای تحقیق و پژوهش دانشآموزان مناسب است و هم میتواند به ذخیرهگاهِ درختان هیرکانیِ در حال انقراض، تبدیل شود. به همین علت طی نشستهایی که با آموزشوپرورش انجام داد ایدهاش را عملی کرد. نکتهی طلایی این اقدام این است که از دیماه سال گذشته پیگیریهایش را شروع کرد و اکنون بعد از چند ماه باغ هیرکانی شامل گونههای درخطر انقراض آماده شدهاست.
خضری میگوید: باغ هیرکانی با توجه به مدل درخت، به سه قسمت پاییندست، میاندست و بالادست تقسیمبندی شده و هرگونهای که مربوط به اقلیم هر ناحیهای بود در همان منطقه کشت شد.
او افزود: هدفم از ایجاد باغ تحقیقاتی درختان هیرکانی این بود که گونههای در خطرِ انقراض حفظ شوند و دیگر اینکه وقتی این مجموعه دَمدست باشد درصد زیادی از گونههای جنگلی برای کار تحقیقاتی مورد استفاده قرار میگیرند.
*برای دلم و نفسهای هزاران فرزند نونهال میکارم
وی معتقد است چون برای دلش و به یاد فرزندش درخت میکارد، هزینه برایش مهم نیست. او حتی زندگی خود را مدیون همین نهالهایی میداند که به آنها زندگی بخشیده. چندی پیش تصادف بسیار سختی داشته اما جان سالم به در بردهاست. او تمامی این درختان را دعاگوی خود و نجاتبخش از مرگی قریبالوقوع میپندارد.
*شهر شکوفههای سفید؛ آرزوی بعدی دوستدار طبیعت
این دوستدار طبیعت به تکتک آرزوهای باطراوتش رنگ واقعیت بخشیده و آرزوی بعدیاش نیز فریم، شهر شکوفههای سفید است که از هماکنون برایش لحظهشماری میکند.
پایان پیام/۸۶۰۳۴/م