نخستین سلاح ایران، کنترل بر تنگه هرمز است. این آبراه راهبردی محل عبور حدود ۲۰ درصد نفت و گاز مایع جهان است و ایران با توانایی ایجاد اختلال در آن، میتواند بازارهای انرژی را دچار شوک کند، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی را تحت فشار قرار دهد و قدرتهای بزرگی مانند آمریکا، چین، ژاپن و اتحادیه اروپا را وادار به واکنش کند.
سلاح دوم ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قلب اوراسیاست. ایران در نقطه اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و جنوب آسیا قرار گرفته و همین موقعیت جغرافیایی به آن اهمیت استراتژیک ویژهای میدهد.
به پروژههایی مانند «کریدور حملونقل شمال ـ جنوب» میان روسیه، ایران و هند و همچنین خطوط ریلی متصلکننده چین به ایران می توان اشاره کرده و گفت این مسیرها امکان دور زدن برتری دریایی آمریکا را فراهم کردهاند. از نگاه نویسنده، ایران به یکی از حلقههای اصلی اتصال چین، روسیه و سایر قدرتهای آسیایی تبدیل شده و همین موضوع چالشی جدی برای راهبرد جهانی آمریکا محسوب میشود.
اگر ایران از این معادلات حذف شود، چین بخشی از مزیت اقتصادی خود را از دست میدهد و پل زمینی میان روسیه و چین نیز تضعیف خواهد شد. به همین دلیل موقعیت جغرافیایی ایران خود به یک سلاح راهبردی تبدیل شده است؛ سلاحی که در حال تغییر توازن قدرت در اوراسیا است.