بسیاری از مردم تصور میکنند ثروتمندان به اطلاعات محرمانهای دسترسی دارند که از بقیه پنهان مانده است. گویی آنها رمزهای مخفی سهام را پیش از انفجار قیمت میدانند یا با حلقههای قدرت در ارتباط هستند که فرد عادی هرگز به آنها راه ندارد. اما حقیقت بسیار سادهتر و در عین حال عمیقتر است.
ثروتمندان واقعی نه با اطلاعات مخفی، بلکه با یک «سیستمعامل ذهنی» متفاوت عمل میکنند. آنها بهجای نمایش ثروت در شبکههای اجتماعی با شرطبندیهای پرریسک روی ارز دیجیتال، دارایی خود را در سکوت، با آرامش و به شکلی کاملاً آگاهانه میسازند. اگر میخواهید در مسیر مالی خود تغییر ایجاد کنید، باید پنج تغییر اساسی در نحوه نگاه خود به پول ایجاد کنید.
در این یادداشت بر اساس مقالهای در وبسایت مدیوم (Medium)، بررسی میکنیم که این ۵ استراتژی چیست و چگونه از آن استفاده کنیم.
سختترین جهش فکری این است که درک کنید فیش حقوقی پایان مسیر نیست. بیشتر افراد آموزش دیدهاند که حقوق خود را به عنوان پاداشی برای سختکوشی ببینند؛ یعنی کار کن، پول بگیر و سپس با آن خرید کن. اما برای ثروتمندان، پول صرفاً مواد اولیه یا نوعی موجودی انبار است.
زمانی که فردی با ذهنیت ثروتمند پولی به دست میآورد، به دنبال ارتقای سبک زندگی نیست. او به دنبال جایی برای مستقر کردن آن پول میگردد تا بتواند پولهای بیشتری را استخدام کند. هدف اصلی آنها تبدیل وجه نقد به دارایی (Asset) است. این دارایی میتواند حقوق صاحبان سهام در یک کسبوکار، املاک و مستغلات یا حتی یک محصول دیجیتال باشد. بهجای اینکه بپرسید با این پول چه چیزی میتوانم بخرم، بپرسید این پول چه درآمدی میتواند برای من ایجاد کند.
تکیه بر زمان برای کسب درآمد، یک سقف ریاضی غیرقابل عبور ایجاد میکند. شبانهروز فقط ۲۴ ساعت است و حتی اگر ساعتی هزار دلار هم دستمزد بگیرید، باز هم با محدودیت مواجه هستید، چون در نهایت باید بخوابید. ثروتمندان روی «مالکیت» تمرکز میکنند زیرا مالکیت سقف درآمد را برمیدارد.
آنها بهجای کار کردن در سیستمها، بر مالکیت سیستمها تمرکز دارند. خواه این سیستم مالکیت معنوی باشد، خواه پرتفوی اجارهای یا سهام یک شرکت؛ مالکیت اجازه میدهد حتی زمانی که در خواب هستید یا با فرزندانتان بازی میکنید، ارزش خلق شود. تکیه صرف بر تلاش فیزیکی یک تله است؛ هدف باید ساختن چیزهایی باشد که برای شما کار میکنند تا شما مجبور به کار کردن نباشید.
بدهی برای اکثر مردم کلمهای ترسناک است و باید هم باشد. بدهی مصرفی آتشی است که آینده مالی شما را میسوزاند. قرض گرفتن برای خرید لباس، ماشین یا گجتهایی که ارزششان را از دست میدهند، سریعترین راه برای رسیدن به فقر است. اما ثروتمندان از بدهی به عنوان اهرم استفاده میکنند.
آنها بدهی احساسی را از بدهی استراتژیک جدا میکنند. اگر بتوانید با نرخ ۵ درصد وام بگیرید تا دارایی بخرید که ۱۰ درصد بازدهی دارد، آن بدهی دیگر یک بدهی سنگین نیست، بلکه ابزاری برای شتابدهی است. در این حالت، دارایی اقساط بدهی را پرداخت میکند و مالک، تفاوت سود و مالکیت دارایی را برای خود نگه میدارد. درس مهم این است: برای راحتی قرض نگیرید، برای کنترل و رشد قرض بگیرید.
داشتن تنها یک فیش حقوقی تا زمانی امن به نظر میرسد که آن جریان قطع نشود. تکیه بر یک منبع درآمد، بزرگترین نقطه ضعف در ساختار مالی است. اگر تنها یک منبع دارید، وضعیت شما شکننده است.
افراد با ارزش خالص دارایی بالا در سکوت جریانهای درآمدی خود را روی هم انباشته میکنند. آنها این کار را یکباره انجام نمیدهند؛ ابتدا یک جریان را میسازند، آن را تثبیت میکنند و سپس سراغ بعدی میروند. این درآمد میتواند سود سهام، حق امتیاز، حق مشاوره یا اجارهبها باشد. هدف از این کار فقط کسب پول بیشتر نیست، بلکه ایجاد تابآوری است. وقتی یک چشمه خشک شود، جریان بقیه چشمهها رودخانه مالی شما را زنده نگه میدارد.
این بخش شاید خستهکننده به نظر برسد، اما در واقع سودآورترین بخش است. قوانین مالیاتی در حقیقت دفترچه راهنمای مشوقهای دولتی هستند. دولتها میخواهند مردم کسبوکارهایی راهاندازی کنند، مسکن فراهم کنند و شغل ایجاد کنند. برای تشویق این موارد، مزایای مالیاتی به کسانی که این کارها را انجام میدهند تعلق میگیرد.
دستمزدها به شدت مشمول مالیات میشوند، اما سود کسبوکار و عایدی سرمایه رفتار متفاوتی دارند. درک نحوه ساختاردهی قانونی به امور مالی، تقلب نیست بلکه سواد مالی است. با درک این قوانین، سهم بیشتری از درآمدتان را حفظ میکنید که منجر به سرمایهگذاری مجدد و بهرهمندی از اثر مرکب میشود. نادانی در این حوزه بسیار گران تمام خواهد شد.
هیچکدام از مواردی که گفته شد هیجانانگیز نیستند. در این استراتژیها خبری از بلیت بختآزمایی، ثروتمند شدن یکشبه یا ترفندهای جادویی نیست. ثروت واقعی از طریق اقدامات تکراری، خستهکننده و آگاهانه در طول زمان ساخته میشود؛ درست در پسزمینه زندگی، زمانی که بقیه مردم سرگرم سر و صداهای زودگذر بازار هستند.
همین امروز سبد دارایی خود را بازنگری کنید؛ آیا پولی که به دست میآورید صرف خرید بدهیهای جدید میشود یا در حال استخدام سربازهای جدیدی برای ارتش مالی خود هستید؟ از همین حالا ساختن در سکوت را آغاز کنید.