به گزارش تابناک به نقل از ایسنا، نشست خبری فیلم «قمارباز» در دومین روز جشنواره فیلم فجر (۱۲ بهمن ماه) در پردیس ملت (سینمای رسانه) با حضور برخی عوامل فیلم برگزار شد و اعلام شد کوروش تهامی بازیگر با وجود علاقهای که برای حضور در نشست داشته است، به دلیل سرماخوردگی نتوانسته در این برنامه شرکت کند.
این فیلم اولی، یک فیلم معمایی است که ماجرای هک یک بانک را در ایام جنگ ۱۲ روزه (اسرائیل علیه ایران) و شناسایی افراد جاسوس را روایت میکند.
در ابتدای این نشست محسن بهاری -کارگردان فیلم سینمایی «قمارباز»- درباره موضوع، ریشههای داستانی و نگاه مفهومی اثرش توضیحاتی ارائه داد و به پرسشهای خبرنگاران پاسخ گفت.
بهاری در پاسخ به پرسشی درباره ارتباط فیلم با فضای جنگ و اشاره به هک شدن یک بانک خاص گفت: جنگ فقط با تانک و تفنگ نیست. جنگ امروز با پسورد شروع میشود. ما در فیلم بیشتر از هر چیز به نوعی جنگ سایبری پرداختیم؛ جنگی که آدمها آن را نه فقط با چشم و گوش، بلکه با تمام سلولهای بدنشان حس میکنند.
او تأکید کرد که فضای فیلم میتوانست در بستری غیر از جنگ کلاسیک نیز روایت شود و افزود: تنها ارتباط مستقیم فیلم با جنگ، موضوع هک بانک است. ما به جنگی اشاره کردیم که نامرئی است، اما تأثیرش عمیق و گسترده است.
داستان واقعی یا الهامگرفته از واقعیت؟
در ادامه، بهاری در پاسخ به سوالی درباره واقعی بودن داستان فیلم و امکان افشای شخصیتهای حقیقی گفت: من به عنوان یک مخاطب هم مطمئن بودم این سوال مطرح میشود. فیلم براساس ترکیبی از شنیدهها و الهام از چند پرونده محدود شکل گرفته، نه بازسازی دقیق یک پرونده امنیتی مشخص. کسانی که باید بدانند، میدانند و باقی مخاطبان ضرورتی ندارد وارد جزئیات واقعی شوند.
او درباره میزان دسترسی به پروندههای واقعی برای ساخت فیلم توضیح داد: آنچه من از یک پرونده میدانستم، در حد این بود که شبی مأموران متوجه نبوغ یک فرد متخصص شدند و تا صبح تلاش کردند او را از ادامه مسیرش منصرف کنند. درباره پرونده هک بانک هم اطلاعاتم بیشتر شنیدهها و روایتهای غیرمستقیم بود و نه دسترسی رسمی به اسناد.
جنگ سایبری، انتخابی آگاهانه در روایت
کارگردان «قمارباز» با اشاره به فضای بصری و صوتی فیلم گفت: اصرار داشتم برخی لحظات فقط با صدا یا تصویر حداقلی روایت شود. این همخوان با ماهیت جنگ سایبری است؛ جنگی پنهان، بیصدا و فرساینده.
در بخش دیگری از نشست، بهاری درباره استفاده از اشیایی مانند پیانو و خرگوش در طراحی صحنه توضیح داد: این اشیا برای نشان دادن درونیات شخصیت فرید (نقش اصلی فیلم) استفاده شدند. پیانویی که در خانه است اما نواخته نمیشود، یا اشیایی که بیشتر جنبه دکوری دارند، نشانههایی از خلأ درونی و شخصیت توخالی او هستند.
بهاری درباره انتخاب بازیگر نقش «باران» گفت: دنبال بازیگری بودیم که هم معصومیت داشته باشد و هم کمی شیطنت. خانم قربانی یکی از اولین گزینههای ما بودند و خوشبختانه انتخاب بسیار درستی از آب درآمد.
او در پاسخ به پرسشی درباره نمایش استعمال دخانیات در فیلم، تأکید کرد که این رفتار به شخصیتهای منفی تعلق دارد و هدف، تطهیر یا ترویج آن نبوده است.
بهاری در پایان با تشکر از عوامل فیلم و اصحاب رسانه گفت: ترجیح میدهم بهعنوان یک کارگردان فیلماولی، خود فیلم بیشتر از من حرف بزند تا خودم.

در ادامه نشست خبری سجاد نصراللهینسب -تهیهکننده فیلم «قمارباز»- با اشاره به نسبت سینما و واقعیت گفت: ما در سینما الزاماً با بازنمایی رئالِ صرف مواجه نیستیم. ممکن است یک سوژه ریشه در واقعیت داشته باشد، اما بخش عمده مسیر، قصهگویی و داستانسرایی فیلمنامهنویس و کارگردان است تا در نهایت یک اثر جذاب و مخاطبپسند شکل بگیرد.
او ادامه داد: در قبال یک داستان خوب، میتوان فیلم قصهگو ساخت؛ فیلمی که هم از سوژههای رئال بهره میبرد و هم میتواند حامل نکات اخلاقی، اجتماعی و حتی سیاسی باشد. اما پردازش داستان و شیوه روایت، از اصول بنیادین کار سینمایی است.
در بخش دیگری از نشست، نصراللهی در مورد طراح پوستر فیلم گفت: تقریباً در پنج کار اخیرم که در جشنواره حضور داشتهاند، طراحی لوگو و پوستر توسط آقای روحالامین انجام شده است. جدا از تعهد حرفهای، ایشان از مرحله فیلمنامه، بازنویسی و پیشتولید در جریان کامل اثر قرار میگیرند.
او افزود: به نظر من بخشی از موفقیت و اقبال این آثار به درک درست و برداشت دقیق ایشان از داستان و جهان فیلم برمیگردد؛ چیزی که بهوضوح در طراحیهایشان دیده میشود. حتی در مواردی، نظرات ایشان بهلحاظ مفهومی برای خود من هم بسیار کمککننده بوده است.
نصراللهینسب در ادامه و در واکنش به پرسشی درباره انتخاب بازیگران گفت: انتخاب برخی بازیگران، از جمله انتخاب خانم شبنم قربانی برای نقش منفی، خلاف رویه مرسوم بسیاری از کارگردانهاست، اما این انتخابها آگاهانه و در راستای شکستن کلیشهها و تقویت شخصیتپردازی انجام شده است.
او تأکید کرد که این تصمیمها بخشی از نگاه خلاقانه تیم سازنده به روایت و کاراکترها بوده و هدف، ایجاد تجربهای متفاوت برای مخاطب است.
محمد روحالامین با توضیح روند ورودش به پروژه «قمارباز» افزود: مثل بسیاری از کارهایی که بهویژه در ایام جشنواره انجام میدهم، ابتدا با نسخههای اولیه و حتی ناقص فیلمنامه مواجه شدم؛ نسخههایی که هنوز بازنویسی کامل نشده بودند و بیشتر خط داستانی را منتقل میکردند.
او با تأکید بر تعهد حرفهای خود گفت: با وجود اینکه در مواجهه اول، فیلمنامه آن چیزی نبود که امروز روی پرده میبینیم، اما تلاش کردم صرفاً از منظر تعهد حرفهای، خودم را به اصل قصه و جهان فیلم نزدیک کنم و در طراحی پوستر، به هویت فیلم وفادار بمانم.
طراح پوستر «قمارباز» درباره انتخاب نام فیلم توضیح داد: در سینما، گاهی اسم فیلم حتی از خود فیلم پرانرژیتر یا تعیینکنندهتر است؛ بهویژه در فضای تبلیغاتی جشنواره و اکران. نام «قمارباز» ظرفیت شنیدهشدن، ماندگاری و کار تبلیغاتی دارد و از نظر نوشتاری هم امکان افزودن لایههای مفهومی به اثر را فراهم میکند.
روحالامین با اشاره به مشاهده نسخههای مختلف فیلم گفت: من دو نسخه از فیلم را دیدم؛ یک نسخه بدون صدا و نسخه نهایی. هر بار که فیلم را دیدم، احساس کردم به آن چیزی که امروز تولید شده، نزدیکتر شدهام. این اتفاق امتیاز بزرگی برای گروه سازنده است؛ چون از مرحله نگارش فیلمنامه تا نمایش نهایی، انسجام حفظ شده بود.
او ادامه داد: خیلی وقتها فیلمنامههایی میخوانیم که در ذهن ما فیلمی جذاب میسازند، اما در تولید نهایی به آن نمیرسند. اما درباره «قمارباز» خوشبختانه این فاصله وجود نداشت. فیلم را دوست داشتم؛ فیلم ادعای اغراقشده ندارد، اما به اندازه خودش ارزش افزوده ایجاد کرده است.
روحالامین در پاسخ به پرسشی درباره رویکرد شخصیاش در طراحی گفت: من آدمی بینرشتهای هستم؛ ریشهام در هنرهای تجسمی است اما سینما را دوست دارم، هیچ نسبت فامیلی با هیچ سینماگری ندارم و اگر در این رشته پرکار هستم خواست خدا و تعهدم به کار است.
در پایان نشست خبری فیلم «قمارباز»،سراج صدابردار فیلم، درباره چالشهای طراحی و ضبط صدا در این اثر توضیح داد: فضای فیلمنامه در زمانی روایت میشود که شهر عملاً خالی است، اما ما فیلم را در شرایطی ساختیم که چنین وضعیتی در واقعیت وجود نداشت. همین موضوع، اولین و اصلیترین چالش من در مقام صدابردار بود.
او افزود: با وجود اینکه میگوییم در یک واحد تولیدی کار میکنیم، اما یکی از اولویتهای اصلی ما با گروه کارگردانی و تولید، انتخاب لوکیشنهایی بود که هم به فضای داستان نزدیک باشند و هم از نظر جغرافیایی در محیطی قرار نگیرند که آمبیانسها و صداهای مزاحم، با حالوهوای فیلمنامه تضاد داشته باشند.
سراج با اشاره به ساختار فیلمنامه گفت: در نگاه اول ممکن است تصور شود فیلمی با دو یا سه کاراکتر، کار سادهای از نظر صدا دارد، اما وقتی جلوتر میروید، متوجه میشوید فیلمنامه کاملاً دیالوگمحور است. دیالوگها صرفاً گفتوگو نیستند، بلکه اطلاعات مهمی به مخاطب منتقل میکنند.
او ادامه داد: برای اینکه ریتم حفظ شود و مخاطب خسته نشود، تفاوت اندازه نماها و میزانسنها اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، اولین وظیفه صدابردار حفظ کارکرد درست صداست؛ اینکه صدا در خدمت روایت باقی بماند.
صدابردار «قمارباز» تأکید کرد: یکی از چالشهای جدی من، کنترل آمبیانس محیطی بود. خوشبختانه با همراهی و همکاری بسیار خوب گروه کارگردانی و گروه تولید، توانستیم این مسئله را تا حد زیادی مدیریت کنیم و به نتیجه مطلوب برسیم.
سراج در پایان با تشکر از گروه سازنده گفت: این همراهی باعث شد کار در مسیر درست خودش پیش برود و تجربه بسیار خوبی برای من رقم بخورد.