به گزارش خبرآنلاین، شبکه المسیره یمن در یادداشتی به قلم زین العابدین عثمان، پژوهشگر مسائل نظامی خود نوشت: بررسی نظامی دقیق و واقعبینانه روند تحول قدرت جمهوری اسلامی ایران، بهدور از روایتهای تبلیغاتی غرب و تلاشهای نظام مند برای کوچکنمایی توان تهران، بهروشنی نشان میدهد که ایران دیگر در چارچوب بازدارندگی دفاعی سنتی حرکت نمیکند. جمهوری اسلامی، کارکرد «قدرت» را بازتعریف کرده و وارد مرحلهای شده است که در آن، توان آتش فراگیر نه صرفاً برای جلوگیری از ابتکار دشمن، بلکه برای تحمیل نتایج راهبردی طراحی شده است.
به گزارش ایرنا، تحولات پس از جنگ دوازدهروزه را نمیتوان صرفاً در حد اقدامات جبرانی یا بازآرایی میدانی خلاصه کرد. این جنگ، در محاسبات نظامی ایران بهمثابه یک نقطه آزمون حداکثری تلقی شد؛ آزمونی که در آن میزان تابآوری سامانههای فرماندهی و کنترل، تداوم آتش و سطح هماهنگی میان ابزارهای دفاعی و تهاجمی مورد سنجش قرار گرفت. خروجی این مرحله، اصلاحات جزئی نبود، بلکه ضرورت یک دگرگونی ساختاری در فلسفه مدیریت و بهکارگیری قدرت، در چارچوب یک نبرد وجودی را به همراه داشت.
در ادامه این یادداشت آمده است: این تحول، ایران را از منطق پاسخهای مقطعی و محدود به سقفهای دفاعی، به سمت یک دکترین تهاجمی باز سوق میدهد؛ دکترینی که بر تمرکز قدرت در واحد زمان و هدفگیری مراکز ثقل دشمن از نخستین لحظات درگیری استوار است. در این چارچوب، هدف دیگر «تحمل ضربه و سپس پاسخ» نیست، بلکه «مواجهه شوک با شوک» و سلب ابتکار عمل از دشمن از همان آغاز جنگ است.
بر این اساس، راهبرد جدید ایران بر خلع ابتکار دشمن آمریکایی و صهیونیستی در لحظه اول و نه در مراحل بعدی، متمرکز خواهد بود. این رویکرد با گسترش میدان نبرد و فروپاشی برتری هوایی و فناورانه دشمن همراه است؛ بهگونهای که هر منطقهای که دشمن آن را امن میپندارد، به یک میدان شعلهور عملیاتی بدل شود؛ میدانی که توان تداوم جنگ را از دشمن سلب کند.
در این چارچوب، موشکها دیگر صرفاً بهعنوان یک ذخیره تسلیحاتی مطرح نیستند، بلکه بهمثابه یک «سامانه آتش یکپارچه» تعریف میشوند؛ سامانهای مبتنی بر انباشت شتابان و توان اجرای حملات موشکی با سقف راهبردی که چندین برابر عملیات «وعده صادق ۳» ارزیابی میشود.
نویسنده معتقد است: معنای این تغییر آن است که دشمن آمریکایی و رژیم صهیونیستی در صورت درگیری، با یک ضربه یا موج محدود مواجه نخواهند شد، بلکه در محیطی اشباع شده از آتش قرار میگیرند؛ جایی که هزاران موشک بهجای صدها فروند بهکار گرفته میشود و تمرکز اصلی بر نابودی زیرساختهای حیاتی دشمن بهشکلی بیسابقه خواهد بود.
پیامدهای هر رویارویی احتمالی آینده
در ادامه این یادداشت تاکید شده است که در صورت آغاز هرگونه تقابل جدید علیه ایران، رژیم اشغالگر صهیونیستی در قلب جنگ قرار خواهد گرفت. عمق جغرافیایی محدود و زیرساختهای حساس این رژیم، آن را به یک میدان عملیات باز تبدیل خواهد کرد. اهداف، اینبار صرفاً به پایگاهها و مراکز نظامی در مناطق اشغالی مانند یافا و حیفا محدود نخواهد بود، بلکه مراکز انرژی، فرودگاهها، بنادر، شبکههای ارتباطی، شریانهای اقتصادی و تمامی ارکان قدرت را دربر خواهد گرفت.
طبق این گزارش، اگر رژیم صهیونیستی در جنگ دوازدهروزه تحت فشار حدود ۴۰۰ موشک و هزار پهپاد ایرانی دچار فروپاشی و فرار شد، در دور بعدی با سیلی از هزاران موشک و پهپاد مواجه خواهد شد که طی روزها و شاید هفتهها ادامه مییابد.
در این میان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز مصون نخواهد بود. پایگاههای نظامی در خلیج فارس و غرب آسیا، ناوگانهای دریایی و مراکز فرماندهی، همگی در فهرست اهداف دقیق و بهروزشده قرار دارند. اگر در گذشته مداخله آمریکا کمهزینه بود، امروز هرگونه اقدام تجاوزکارانه علیه ایران به معنای ورود به یک جنگ فراگیر است که منافع و نیروهای آمریکایی را مستقیماً در معرض آتش قرار میدهد. از این رو، واشنگتن بهخوبی آگاه است که جنگ با ایران نه سریع خواهد بود و نه تاکتیکی؛ بلکه یک جنگ فرسایشی سنگین خواهد بود که در آن توان آمریکا تحلیل میرود، خسارات چند برابر میشود و منافع حیاتی با ضربات قاطع مواجه میگردد، بیآنکه امکان مهار واقعی وجود داشته باشد.
نویسنده همچنین تاکید میکند: در پایان، باید تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران با سطح آمادگی و توان کنونی خود، در پی جنگ نیست، اما برای آن تا آخرین حد آماده است. هر طرفی که در ارزیابی این واقعیت دچار خطا شود یا بر واکنشهای محدود حساب باز کند، دیر یا زود درخواهد یافت که در برآورد حجم آمادگی، ماهیت دکترین جدید ایران و پیامدهای راهبردی آن، دچار خطای محاسباتی جدی شده است.
۳۱۰۳۱۰













