خبرگزاری مهر، گروه استانها- آذربایجان شرقی؛ صبح پانزدهم بهمن، تبریز حال و هوایی متفاوت دارد. در آستانهی میلاد حضرت ولیعصر(عج)، بازار تاریخی شهر چنان جان گرفته که تپش ایمان در هر راسته و دالانش شنیده میشود. ساعت ده صبح است، و مقابل مسجد آیتالله خسروشاهی، جمعیت آرامآرام فشردهتر میشود؛ از پیر و جوان تا زن و مرد، از کاسب تا رهگذر، آمدهاند برای جشن انتظار. شهر چراغانی است، اما روشنایی دلها، پرنورتر از هر ریسهای چشم را خیره میکند.
در میان ازدحام، صدای مولودیخوانی حلقههای کوچک مردمی را به هم نزدیکتر کرده است. گلهای رز و نرگس میان جمعیت ردوبدل میشود؛ نماد پاکی و ظهور. هیئات و دستهجات مذهبی شهر، با هماهنگی خاص، در صفهای منظم ایستادهاند. امروز خبری از دستههای چوبی نیست؛ شاخههای گل، جایگزین شدهاند چراکه روز جشن است، صدای کف زدنها، صلواتها و تبسمها، در هم میآمیزند و فضایی روحانی و صمیمی پدید آوردهاند.
حرکت آیین از مقابل مسجد آغاز میشود. دستهجات با نظم خاصی وارد راسته اصلی بازار میشوند. سقف بلند آجری و دیوارهای کهن بازار، بازتاب صدای شادی و سرود است. هر قدم، همراه با شعرهایی در ستایش عدالت و ظهور، و هر پیچ بازار، تصویری از عشق و ایمان مردم. مغازهدارها کنار مسیر ایستادهاند و با لبخند، شیرینی و شکلات نذر مردم میدهند؛ جوانان همراه مولودیخوانها شدهاند، و کودکان با شاخههای گل، بین جمعیت میچرخند.

حرکت دستهها از حجرههای مسگران تا پارچهفروشها و فرشفروشان ادامه دارد. مغازهداران با آغوش باز پذیرایی میکنند؛ یکی جعبهی نقل در دست دارد، دیگری کاسهی شکلات را بین رهگذران میگرداند. بازار تبریز امروز دیگر صرفاً محل خرید و فروش نیست؛ بدل به صحنهای زنده از مشارکت و همدلی مردمانش شده است. صدای صلوات و مولودی، زیر سقف چوبی تیمچهها، درهم آمیخته و حس جمعی از ایمان را بازتاب میدهد.
در میان این همه شور، نظم خاصی بر مراسم حاکم است. مسئولانِ دستهها با بلندگوها هماهنگی ایجاد میکنند تا مسیرها بدون توقف طی شود. صدای شعرها، از راستههای مختلف عبور میکند و در پیچهای بازار، به صدای واحدی بدل میشود. عبارت «اللهم عجل لولیک الفرج» بارها از دهان مردم شنیده میشود و بازار کهن، گویی با این زمزمهی امید، تازهتر نفس میکشد.
در بخشهای میانی بازار، مردم در دو سوی گذرها ایستادهاند. صحنههایی دیدنی شکل گرفته است: پیرزنی که شکلات نذر میدهد، جوانی که شاخههای گل را در دستان کودکان میگذارد، و مردانی که زیر لب مولودی را همراه میخوانند. این همدلی بیواسطه، نقطهی عطف مراسم است؛ آیینی که نه به دستور، بلکه از دل مردم برآمده و از ایمان تغذیه میشود.
با نزدیک شدن به ظهر، مسیر دستهها به سمت بازار کاغذچی میرسد. ازدحام بر شدت میافزاید، صدای شعر و سرود از گوشههای مختلف شنیده میشود. نمایندگان دستهجات بزرگ شهر در بخش پایانی بازار گرد میآیند. آخرین اشعار در وصف میلاد منجی عالم بشریت خوانده میشود، و بوی اسپند در هوای مسقف بازار میپیچد. مردم با صلوات و کف زدن، مراسم را به لحظهی اوج خود میبرند.
دقایقی مانده به اذان ظهر، مؤذن یکی از مساجد نزدیک، شروع به خواندن اذان میکند و مولودیخوانیها با احترام فروکش میکند. دستهها در جای خود میایستند، صلواتی دستهجمعی سر میدهند و مراسم رسمی به پایان میرسد. بازار آرام آرام خلوت میشود، اما عطر گل و شیرینی در فضا میماند؛ گویی دیوارهای بازار نیز این شور معنوی را در حافظهی سنگی خود ثبت کردهاند. تبریز، در این روز، نه شهری معمول، بلکه آیینهای از ایمان زنده مردمش بود.
بازار، جایی که ایمان مردم در آن نفس میکشد
حاج صمد، از پیشکسوتان بازار تبریز، کنار حجرهی خود ایستاده و مراسم را تماشا میکند. او به خبرنگار مهر میگوید: در این بازار، بیش از یک قرن است که چنین آیینی برپا میشود. سالهای گذشته، چراغانیها سادهتر بود، اما شوق مردم هیچوقت فروکش نکرده است. این بازار فقط محل کار نیست؛ جایی است که ایمان مردم در آن نفس میکشد.
او ادامه میدهد: من همیشه میگویم بازار تبریز زنده است. هر سال در این روز، حس تازهای دارد. وقتی میبینم این جمعیت با نظم، با احترام، و با دل خوش آمدهاند، مطمئن میشوم انتظار در این شهر معنا دارد.

این جشن فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ اجتماعی است
خانم مرادی، از اهالی محله ششگلان نیز با لبخند به گزارش مهر میگوید: از کودکی با مادرم در این مراسم شرکت می کردم. آن زمانها همه چیز سادهتر بود، ولی روح این روز همیشه گرم و زنده است. زنان بازار هم مثل مردان در این جشن نقش دارند؛ هرکس به اندازه وسعش، یکی شیرینی میدهد، یکی گل پخش میکند، دیگری شعر میخواند.
او میافزاید: این جشن فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ اجتماعی است. زن و مرد کنار هم، بدون تفاوت، در فضایی از احترام و همدلی گرد میآیند. این وحدت، شاید همان مفهومی باشد که در انتظار ظهور باید زنده نگه داریم.
انتظار در تبریز زندهتر از همیشه است
علیرضا، دانشجوی دانشگاه تبریز و عضو یکی از دستههای مولودیخوانی، در پایان مراسم در بازار کاغذچی میگوید:
ما هر سال با دوستانم بخشی از مسیر جشن را هماهنگ میکنیم. از مسجد تا بازار کاغذچی، همه چیز با کمک مردم پیش میرود. هیچ چیز تحمیلی نیست؛ خودِ بازاریها، مغازهدارها، و مردم عادی مراسم را میچرخانند.
او با نگاهی جدی ادامه میدهد: برای ما، ظهور یک امید جمعی است، نه رؤیایی دور. امروز در این بازار کهن، صدای واحد مردم را شنیدیم. این فضا نشان داد که انتظار در تبریز، زندهتر از همیشه است.

قدمت مراسم نیمه شعبان بازار تبریز بیش از یک قرن است
سجاد بیانی، روابط عمومی مجمع سرپرستان دستهجات حسینی تبریز به خبرنگار مهر میگوید: هر ساله طبق سنوات گذشته در نیمه شعبان، مغازهدارهای بازار تبریز خودجوش بازار را تزیین میکنند، همه در مقابل مسجد آیت الله خسروشاهی جمع شده و شیرینی و گل پخش سرود و مولودی میخوانند و شیرینی و گل پخش میکنند.
او ادامه میدهد: کل راستهها را با شاخه گل میگردیم و شعر میخوانیم، از خیابان دارایی بیرون میآییم و در بازار کاغذچی هنگام اذان ظهر مراسم را به پایان میرسانیم.
او میافزاید: مراسم ساعت ۱۰ صبح از مقابل مسجد آیت الله خسروشاهی آغاز شده و نمایندگان دستهجات ۲۴ محله تبریز حضور دارند.
بیانی خاطرنشان میکند: در این مراسم به جای دسته چوبی، شاخه گل در دست دارند، مولودی خوانده شده و همه با ترتیب خاصی حرکت میکنند، بانوان نیز پشت سر دسته پیش میروند.
او تاکید میکند: قدمت این مراسم بیش از ۱۰۰ سال است، دسته جات حسینی تبریز قدمت بالایی دارند، بهعنوان مثال دسته نوبر بیش از ۱۳۰ سال قدمت دارد و از زمان رضاخان تشکیل شده است؛ چراکه بحث اعتقادی به دوران و حاکمیت بستگی ندارد، همه منتظر ظهور منجی عالم بشریت هستیم و همه کارها از دل مردم انجام میشود؛ دولت حمایت نمیکند و همه اقدامات مردمی است.
بیانی همچنین یادآور میشود: در حین مراسم نیز اگر کسی مشکل داشته باشد نیز اعلام میکند به مشکل او رسیدگی میشود و هرکاری از دست مردم بربیاید انجام میدهند.
مراسم میلاد امام زمان (عج) در بازار تاریخی تبریز، فراتر از یک جشن مذهبی، نمایشی زنده از همبستگی، ایمان و امید مردم این دیار بود. حضور پرشور و شعور مرد و زن، از پیر تا جوان، در فضایی آکنده از معنویت و احترام، ثابت کرد که انتظار ظهور، مفهومی پویا و مشترک است که ریشههای عمیقی در فرهنگ و باورهای مردم دارد. دستههای گل، نذرهای شادیآفرین، و همنوایی در خواندن اشعار انتظار، همگی دست به دست هم دادند تا بازار کهن تبریز، در این روز بهارانه، آیینهای تمامنما از قلبهای مشتاق و چشمهای منتظر مردمی باشد که تحقق عدالت موعود را از خداوند طلب میکنند. پایان یافتن این مراسم پرشکوه با اذان ظهر، همچون پیامی دلنشین، بر پیوند عمیق اعتقادات دینی با زندگی روزمره مردم تأکید داشت و خاطرهای ماندگار از همدلی و ایمان در دل تاریخ بازار تبریز به ثبت رساند.













