موسویان: توافق تک‌موضوعی پایدار نیست/ سفر ویتکاف و کوشنر به تهران به آنان اجازه می‌دهد نه‌فقط با عراقچی، بلکه با دیگر تصمیم‌گیران کلیدی گفتگو کنند

خبرآنلاین جمعه 17 بهمن 1404 - 10:45
عضو اسبق شورای عالی امنیت ملی با تاکید مجدد بر اینکه سفر ویتکاف و کوشنر به تهران به آنان اجازه می‌دهد نه‌فقط با وزیر امور خارجه، بلکه با دیگر تصمیم‌گیران کلیدی از جمله دبیر شورای عالی امنیت ملی، نمایندگان مجلس و نهادهای ذی‌ربط گفت‌وگو کنند—تعاملاتی که برای دستیابی به هر توافق پایدار ضروری است. عراقچی نیز در واشنگتن باید نه‌تنها با مذاکره‌کنندگان آمریکایی، بلکه با رئیس‌جمهور ترامپ، مقامات پنتاگون و اعضای کنگره آمریکا گفت‌وگو کند تا درک روشن‌تری از فضای سیاسی کنونی واشنگتن به دست آورد گفت: سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا به‌طور جدایی‌ناپذیر با آینده عدم اشاعه در منطقه و جهان پیوند خورده است. تصمیم‌هایی که امروز گرفته می‌شود، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را برای دهه‌ها شکل خواهد داد.

به گزارش خبرآنلاین، سیدحسین موسویان، دیپلمات و مذاکره کننده اسبق هسته ای کشورمان و عضو اسبق شورای عالی امنیت ملی و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون آمریکا،  در وب سایت مقاله بولتن دانشمندان هسته‌ای آمریکا، در یادداشتی با عنوان «نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا» نوشت: 


بحران هسته‌ای ایران به نقطه‌ای رسیده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اختلاف فنی یا حقوقی در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای تلقی کرد. این بحران به چالشی عمیقاً امنیت‌محور، ژئوپلیتیکی و ساختاری تبدیل شده است که سرنوشت آن به‌طور مستقیم با آینده نظم عدم اشاعه در خاورمیانه و فراتر از آن گره خورده است. اگر مذاکراتی که قرار است روز جمعه میان ایران و ایالات متحده برگزار شود بخواهد مؤثر و پایدار باشد، باید از رویکردهای تک‌موضوعی عبور کرده و به سمت گفت‌وگویی جامع، مستقیم و مرحله‌بندی‌شده حرکت کند.


قالب و محل مذاکرات ایران–آمریکا

نخستین دور گفت‌وگوها میان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و استیو ویتکاف، نماینده آمریکا، در ۱۲ آوریل ۲۰۲۵ در مسقط عمان برگزار شد. به اصرار ایران، این مذاکرات «غیرمستقیم» تعریف شد. من در ۸ آوریل ۲۰۲۵ در توییتی تأکید کردم که مذاکرات مستقیم—به‌ویژه در تهران—می‌تواند شانس دستیابی به توافقی آبرومندانه، واقع‌بینانه و به‌موقع را به‌طور چشمگیری افزایش دهد. تأکید کردم که «اتلاف وقت به نفع هیچ‌یک از دو کشور نیست». با وجود این هشدارها، نزدیک به ۱۰ ماه از دست رفت؛ دوره‌ای که طی آن منطقه متحمل خسارات سنگین و تأسف‌باری شد.
اکنون به نظر می‌رسد تهران با گفت‌وگوهای مستقیم میان ویتکاف، داماد و مشاور کلیدی رئیس‌جمهور ترامپ، جرد کوشنر، و عراقچی—بار دیگر در عمان—موافقت کرده است. با این حال، مؤثرترین قالب در ادامه مسیر، برگزاری گفت‌وگوهای مستقیم ابتدا در تهران و سپس در واشنگتن خواهد بود. این فرمول نه‌تنها تابوهای سیاسی دیرینه را می‌شکند، بلکه امکان درک متقابل عمیق‌تری را نیز فراهم می‌کند. سفر ویتکاف و کوشنر به تهران به آنان اجازه می‌دهد نه‌فقط با وزیر امور خارجه، بلکه با دیگر تصمیم‌گیران کلیدی از جمله دبیر شورای عالی امنیت ملی، نمایندگان مجلس و نهادهای ذی‌ربط گفت‌وگو کنند—تعاملاتی که برای دستیابی به هر توافق پایدار ضروری است. عراقچی نیز در واشنگتن باید نه‌تنها با مذاکره‌کنندگان آمریکایی، بلکه با رئیس‌جمهور ترامپ، مقامات پنتاگون و اعضای کنگره آمریکا گفت‌وگو کند تا درک روشن‌تری از فضای سیاسی کنونی واشنگتن به دست آورد.

چرا توافق تک‌موضوعی پایدار نیست

در صدها مقاله و مصاحبه از سال ۲۰۱۳ تاکنون، استدلال کرده‌ام که یک توافق تک‌موضوعی—حتی اگر در پرونده هسته‌ای موفق باشد—ذاتاً بی‌ثبات خواهد بود. در شرایط کنونی، سه مسئله محوری نیازمند راه‌حل‌هایی معقول، آبرومندانه و پایدار هستند.
مطالبه آمریکا برای غنی‌سازی صفر.
پیش از مذاکرات، ایالات متحده خواستار توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران و واگذاری ذخایر حدود ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالا شده است؛ اقداماتی که از احتمال انحراف تهران به‌سوی تسلیحاتی شدن جلوگیری می‌کند. از سال ۲۰۱۳، گروهی از دانشمندان برجسته هسته‌ای دانشگاه پرینستون و من، پیشنهاد «کنسرسیوم مشترک هسته‌ای و غنی‌سازی» برای خلیج فارس و خاورمیانه بزرگ‌تر را مطرح کرده‌ایم تا ایران بتواند برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود را ادامه دهد و در عین حال، آمریکا و کشورهای منطقه اطمینان یابند که این برنامه پوششی برای تولید سلاح هسته‌ای نخواهد بود. این پیشنهاد بارها—حتی تا ۱۰ روز پیش از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در سال ۲۰۲۵—مطرح شد، اما متأسفانه مورد توجه جدی قرار نگرفت. 
امروز، تنها راه‌حل واقع‌بینانه برای مسئله غنی‌سازی اورانیوم، ایجاد یک کنسرسیوم مشترک هسته‌ای و غنی‌سازی با مشارکت ایران، ترکیه، مصر، عربستان سعودی، کشورهای عربی خلیج فارس و قدرت‌های بزرگ جهانی است. این الگو همزمان نگرانی‌های مربوط به اشاعه هسته‌ای را برطرف می‌کند و دسترسی برابر به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای را تضمین می‌سازد.

توان موشکی و دفاعی ایران

توان دفاعی، تضمین نهایی تمامیت ارضی، حاکمیت و امنیت ملی است. از سال ۲۰۱۳، بارها دو توافق منطقه‌ای را توصیه کرده‌ام: یک "معاهده تسلیحات متعارف" و "یک پیمان عدم تجاوز" میان کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه. معاهده تسلیحات متعارف منطقه‌ای، توازن قدرت دفاعی را تضمین می‌کند و پیمان عدم تجاوز، بنیان امنیت جمعی را می‌گذارد. بدون این چارچوب‌ها، انتظار محدودیت‌های یک‌جانبه بر توان دفاعی ایران نه واقع‌بینانه است و نه پایدار. 


حمایت ایران از «محور مقاومت» و نظم امنیتی منطقه‌ای

کتاب من با عنوان "ساختاری نو برای امنیت، صلح و همکاری در خلیج فارس" چارچوبی جامع برای همکاری منطقه‌ای و امنیت جمعی، از جمله منطقه عاری از سلاح هسته‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی، ارائه می‌دهد. این چارچوب امکان پیشرفت در چهار مسئله اصلی را فراهم می‌کند: الف) نقش بازیگران غیردولتی و شبه‌دولتی؛ ب) امنیت خلیج فارس و انرژی؛ ج) خصومت میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل؛ و د) خروج امن و منظم آمریکا از منطقه. 
اگر قرار است به توافقی پایدار دست یافت، ایران و اسرائیل باید به تهدیدهای متقابل موجودیتی، نظامی و امنیتی پایان دهند. من در سال ۲۰۲۳پیشنهاد کردم: «با وجود اختلافات جدی، ایالات متحده و چین هر دو نگران این منازعه هستند. چین روابط نزدیکی با ایران دارد و اسرائیل شریک راهبردی آمریکا است؛ این امر آن‌ها را به میانجی‌های واجد صلاحیت و کانال‌های ارتباطی مناسب تبدیل می‌کند».

هشداری به واشنگتن: پرونده هسته‌ای ایران و آینده عدم اشاعه

نظم جهانی عدم اشاعه در حال گذار بنیادین است. جهان از سیستمی که راهبرد هسته‌ای را بر پایه داشتن یا نداشتن سلاح هسته‌ای تعریف می‌کرد، به‌سوی سیستمی حرکت می‌کند که بر موقعیت‌یابی، بازگشت‌پذیری و اختیار راهبردی استوار است. 
کشورهای دارای سلاح هسته‌ای نه‌تنها در عمل به تعهدات معاهدهان.پی.تیبرای تلاش صادقانه در جهت خلع سلاح هسته‌ای ناکام مانده‌اند، بلکه به‌طور فعال در حال نوسازی و گسترش زرادخانه‌های خود هستند. هم‌زمان، برخی کشورهای غیرهسته‌ای که با تهدیدات امنیتی مواجه‌اند، به‌دنبال بازدارندگی بدون تسلیح رسمی و اهرم سیاسی بدون گسست حقوقی هستند.
پرونده ایران نشان داد که پایبندی کامل به برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ (برجام) و همکاری بی‌سابقه با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، امنیتی برای ایران به همراه نداشت. خروج آمریکا از توافق، اعمال تحریم‌های گسترده و سپس حملات نظامی، پیامی روشن به دولت ایران منتقل کرد: خویشتن‌داری حداکثری می‌تواند به آسیب‌پذیری منجر شود. در همین حال، اسرائیل—خارج از معاهده ان.پی.تی و برخوردار از حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا—تنها دارنده سلاح هسته‌ای در منطقه باقی مانده است.
برای نخستین بار در تاریخ عدم اشاعه هسته‌ای، تأسیسات هسته‌ایِ تحت پادمانِ یک کشور غیرهسته‌ای مورد حمله قرار گرفت، بی‌آنکه محکومیت معناداری از سوی آژانس یا شورای امنیت سازمان ملل صورت گیرد. این رخداد، معنای تعهدات عدم اشاعه را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

نتیجه‌گیری 

اگر بحران هسته‌ای ایران به‌عنوان مسئله‌ای محدود، خاصِ ایران و با تعریفی تنگ‌نظرانه برخورد شود، به توافقی پایدار منجر نخواهد شد. برعکس، این رویکرد گسترش «ابهام هسته‌ای» را در سراسر خاورمیانه تسریع خواهد کرد؛ به‌گونه‌ای که کشورهای متعددی به‌دنبال کسب توانمندی ساخت سلاح هسته‌ای خواهند رفت، حتی اگر فوراً اقدام به ساخت آن نکنند. بنابراین، هر توافق هسته‌ای جدید میان ایران و ایالات متحده باید به‌طور محکم بر اصول و تعهدات معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای معاهده ان.پی.تی استوار باشد و به‌شکلی متوازن، غیرتبعیض‌آمیز و معتبر اجرا شود. سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا به‌طور جدایی‌ناپذیر با آینده عدم اشاعه در منطقه و جهان پیوند خورده است. تصمیم‌هایی که امروز گرفته می‌شود، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را برای دهه‌ها شکل خواهد داد.

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.