
به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، آقای دکتر جلال دهقانیفیروزآبادی، استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی با حضور در استودیو گفتگوی ویژه خبری «گفتگوهای ایران و آمریکا در عمان» را تشریح و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: چه شد که آمریکا بعد از مباحث و موضوعات قلدرمعابانهای که پیش گرفته بود، پای مذاکره با جمهوری اسلامی نشست؟
دهقانی فیروزآبادی: دیدگاههای مختلفی وجود دارد در مورد علل و عواملی اینکه چرا امریکا بعد از چند ماهی پس از جنگ ۱۲ روزه از دیپلماسی امتناع میورزید، گرچه در بیانات شان جسته و گریخته بود. یک بحث بخاطر اینکه امریکا به اهدافی که در مورد هستهای ایران در نظر داشت دست پیدا نکرد. اوایل تجاوز به ایران ترامپ اعلام کرد که کل توان هستهای ایران از بین رفته است. ولی اخیراً خودش هم اعتراف کرد که توانایی هستهای ایران کاملاً از بین نرفته است. گرچه پیش از آن خیلی از صاحبنظران حتی در امریکا اعتقاد داشتند که علی رغم ادعای امریکا توان هستهای ایران از بین نرفته است. شاید تأسیسات هستهای را بتوانید از کار بیندازید، ولی توان هستهای فراتر از تأسیسات هستهای است. مهمترین بخش توانمندی هستهای دانش هستهای است، دانش و توان نرم افزاری که وجود دارد که با حمله نظامی از بین نمیرود. خاطرم است در زمان بوش پسر بحث حمله به ایران وجود داشت، خیلی هم جدی بود، برای مقابله با توان و برنامه هستهای ایران، آن زمان هم در امریکا بحث جدی وجود داشت مبنی بر اینکه اگر هدف حمله به نظامی به ایران از بین بردن توان هستهای ایران است، با حمله نظامی از بین نمیرود، واقعیت هم همین است؛ لذا وقتی اوباما به ریاست جمهوری امریکا رسید، بنابراین گزینه سومی را انتخاب کرد، آن زمان میگفتند امریکا سه گزینه دارد، تحریم ها، حمله نظامی، مذاکره که در انتها به این جمع بندی رسیدند که شاید بهترین و عاقلانهترین و کم هزینهترین راه مذاکره است. پس این یک بحث است، بحث دیگر برخی اعتقاد دارند هدف ترامپ جنگ است منتها در چارچوب یک دیپلماسی مسلح، یعنی استفاده از جنگ بعنوان یک ابزار چانه زنی. در واقع جنگ هم در فرآیند دیپلماسی و چانه زنی یک بخشی از فرآیند دیپلماسی است. در مورد اهداف لشگرکشی امریکا به منطقه یک فرضیه این بوده و هست که ترامپ پیش از اینکه بخواهد به ایران حمله کند بیشتر میخواهد به تهدیدهایی که علیه ایران دارد اعتبار عینی بدهد. در اصطلاح ادبیاتروابط بین الملل بیشتر این را دیپلماسی قهرآمیز یا دیپلماسی اجبار میگویند. ولی شاید الان بتوانیم از دیپلماسی مسلح هم استفاده کنیم. پس این یک بخشیاز فرآیند دیپلماسی است که امریکاییها تعریف کردهاند و یک بخشی هم استفاده از ابزار جنگ و تهدید جنگ است.
سؤال: شاید آمریکا در مورد برخی از کشورها پیاده کرد و به نتیجه رسید و آن را حالا میخواهد در مورد جمهوری اسلامی ایران مباحثی را مطرح و پیاده سازی کند. اما چقدر در اجرای این سناریوی همیشگی میتواند موفق باشد، ما به غیر از موضوع و مبحث دیپلماسی و بحث گفتوگوهایی که تیم مذاکره کننده و هیئت مذاکره کننده امروز در مسقط انجام داد، ما بحث توان و پیشرفتهای عرصه نظامی و دفاعی کشور را داریم که مقامات نیروهی مسلح جمهوری اسلامی ایرانی اشاره میکنند که دست به ماشه هستند؟
دهقانی فیروزآبادی: این ۵۰ درصد است، شما پرسیدید که چرا امریکا برای مذاکره آمد، این یعنی اگر اراده کردند محقق میشود، طبیعتاً نمیشود. جمهوری اسلامی ایران یک بازیگر دست و پا بسته یا در تراز قدرتی مثل ونزوئلا که نیست، اصلا قیاس مع الفارق است، جمهوری اسلامی ایران یک قدرت منطقهای توانمند است که در میدان جنگ هم امتحان پس داده است. اینطور هم نیست که ما در مانور پیروز شده باشیم، در جنگ توانستیم از خودمان و امنیت ملی ایران و منافع ملی ایران دفاع کنیم و این برای هم راهبردپردازان سیاسی و هم استراتژیستهای نظامی قابل درک است. اینطور نیست که بگوییم یک ایران یک بلوفی میزند و نمیتواند از خودش دفاع کند. ۵۰ درصد هم توانمندیهای ما است، چرا ما پذیرفتیم، ما به ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه، راهبرد ما راهبرد بازدارندگی فعال همه جانبه در چارچوب دیپلماسی مسلح است. در ادبیات داخلی ما میگوییم میدان و دیپلماسی، میدان و دیپلماسی دو روی یک سکه هستند. بارها گفتهام به نظر من دیپلماسی هنر و فن استفاده بهینه از قدرت در روابط بین الملل به صورت مسالمت آمیز یا استفاده مسالمت آمیز از قدرت در روابط بین الملل. پس یک جایی قدرت تولید میکند که نیروی نظامی است و هر دو هم مهمترین ابزارهای سیاست خارجی هستند. مشهور است که سیاست خارجی جعبه ابزاری است که ابزارهای مختلفی در آن جعبه ابزار است. اینکه به تناسب به اقتضای شرایط تصمیم گیرنده کشور سیاست خارجی را از کدامیک استفاده میکند آن محاسبات عقلانی است که یا از دیپلماسی استفاده میکند، یا از میدان استفاده میکند، یا از همه ابزارها استفاده میکند، طبیعتاً در سیاست خارجی همزمان با همه ابزارهای متناسب با اهداف مان از آن استفاده میکنیم؛ بنابراین نیروی نظامی قدرت تولید میکند، چه کسی آن را نقد میکند، دیپلماسی آن را نقد میکند. دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت مانند تیر مشقی است، مانند سلاح بدون خشاب است، دیپلماسی باید مستظهر به قدرت باشد.
بنابراین ما قبل از این هم قدرتمند بودهایم، الان هم به لحاظ نظامی و هم دفاعی ایران قدرتمند است. اخیراً رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به صورت رسمی اعلام کردهاند که دکترین دفاعی و نظامی ما هم از دفاعی صرف به فاز آفندی ارتقاء پیدا کرده است، مبتنی بر عملیات برق آسا و پر دامنه. بنابر این ایران هم متناسب با اهداف و راهبرد امریکا دارد از مجموعه داشته هایش که هم دیپلماسی و هم قدرت نظامی است استفاده میکند. نکته دیگر اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرده است، چون میز مذاکره و دیپلماسی به معنای معنادار آن، چون اینها اصطلاحاتی است که در ادبیات روزمره هم معنی آنها فرق میکند، میگویید مذاکره، میگویید تسلیم، میگویید توافق، اینها با هم فرق میکند. آن صحبتی که ما داریم، مذاکره است براساس آن تعریفی است که در ادبیات روابط بین الملل است. یعنی براساس جایگاه برابر، احترام متقابل، منافع متقابل، درک متقابل و به رسمیت شناختن متقابل مینشینیم و با علم به اینکه اختلاف وجود دارد هر کسی دنبال یک اهدافی است، مذاکره میکنیم برای رسیدن به یک منطقه توافق، یعنی حداکثری که شما میخواهید با حداقلی که دیگر حاضر است بدهد تلاقی پیدا کند، روند آن هم مذاکره است و یک بخشی هم چانه زنی است.
اما یک زمانی یک لیستی میدهند و میگویند پای این را امضاء کنید و هرچه ما میگوییم قبول کنید، ما به این مذاکره نمیگوییم. در شرایط فعلی ایران راهبردش بازدارندگی همه جانبه فعال است، از همه ابزارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی است، ما در ادبیات سیاست خارجی میگوییم بازدارند امروزه فقط بازدارندگی سخت نیست، بازدارندگی نرم است، بازدارندگی سیاسی و دیپلماتیک است که ابزار آن میشود مذاکره و دیپلماسی معنادار که همیشه سیاست رسمی ما اینگونه بوده است. گاهی خود پاسخ مثبت دادن به درخواست دیپلماسی یا پیشنهاد دیپلماسی خودش فی النفسه موضوعیت دارد، چون امریکا و قدرتهایی که دنبال استفاده از زور هستند ولی در چارچوب دیپلماسی بخواهند اعمال کنند، اول به طرف مقابل پیشنهاد دیپلماسی میدهند و او رد کند و بگویند ما میخواستیم مسالمت آمیز مسئله را حل کنیم طرف مقابل نپذیرفت. اصطلاحاً این را بازی مقصرسازی و متهم کردن دیگری و گناه را به گردن دیگری انداختن میگویند. حتی علی رغم همه انتقادهایی که به مذاکرات مسقط یک هم وارد است، من اعتقاد دارم که حداقل آن مذاکرات اعتبار و وجهه بین المللی و حقانیت ایران را اثبات کرد و بازی مقصرسازی که امریکا میخواست علیه ما راه بیندازد که نهایتاً تصمیم گرفته بودند حمله شود بنابراین میگفتند ما به ایران پیشنهاد دادیم و ایران پای میز مذاکره نیامده است؛ بنابراین اینها هم از فنون دیپلماسی و سیاست خارجی است که باید توجه داشته باشیم.
سؤال: ما داریم دور جدید گفتوگوهای ایران و امریکا را انجام میدهیم، وزارت خزانه داری امریکا دور جدید تحریمها علیه ایران را اعمال میکند، من برمی گردم به نکتهای که اشاره کردید یعنی دور پیشین مذاکرات. ۵ دوره مذاکرات برگزار کردیم و در آستانه دور ششم دیدیم که میز مذاکره توسط رژیم صهیونیستی بمباران میشود با چراغ سبز مستقیم امریکایی ها. به سابقه برگردیم، نتیجه مذاکرات و آنچه که امروز در میز مذاکره دیدیم و بدعهدیهایی که ما همیشه و همواره در کارنامه ایالت متحده شاهد بودیم؟
دهقانی فیروزآبادی: در روابط بین الملل اصل را میگوییم بی اعتمادی است. اگر خیلی بدبینانه باشیم برخی میگویند که به دوستان هم نمیشود اعتماد کرد؛ بنابراین طبیعی است که دو کشوری که روابط شان اگر نگوییم تخاصمی که هست، حداقل به صورت این است که دوستانه نیست، در مذاکرات باید اصل بر این باشد که نمیشود به طرف مقابل اعتماد کرد. در روابط بین الملل هیچ تضمین علمی صد درصد وجود ندارد، حتی اگر بهترین توافق را امضاء کنید ضمانت اجرایی بخصوص در رابطه با دولتهای بزرگ وجود ندارد مگر به پشتوانه قدرت، یعنی شما هم بتوانید از آن صیانت کنید و باید به این توجه داشته باشیم. امریکا یک سابقه بدعهدی و مضاف بر آن هم دارد، یعنی مثل این است که شما با کسی معامله کردهاید یک کالایی خریدهاید، جنس را تحویل دادهاید و او چک اش را پاس نکرده است، میگوید دو تا دیگر هم به من بفروشید، اینجا شما احتیاط بیشتری انجام میدهید.
سؤال: آیا با مرور مذاکرات امروز ما وارد یک مسیر جدید از دیپلماسی بین ایران و امریکا شدهایم یا ادامه مسیر قبلی است؟
دهقانی فیروزآبادی: نامگذاری که من کردهام اینگونه است، مسقط یک و مسقط دو، یعنی این ادامه آن است. چون در اخبار هم دیدم که تردید از من است که وزیر امور خارجه فرمودند ما مذاکرات را از جایی که قطع شده است ادامه میدهیم. این این صحبت هم نشود طبیعتاً آن اصول کلی که الان وجود دارد، ادامه مذاکراتی است که قبلاً داشتهایم. البته الان شرایط متفاوت شده است، به لحاظ محتوایی تفاوتی وجود ندارد، چون از آن زمان که یکی دو بار قطع و وصل شد، بر سر این بود که دامنه مذاکرات و گستره آن چه باشد. ما از اول گفتهایم و الان هم بر همان اساس مذاکره میکنیم، مذاکره محدود درخصوص هستهای در مورد دامنه هستهای هم اختلاف نظر وجود دارد. به فرض اینکه هستهای باشد، چه امتیازهایی او میخواهد و چه امتیازهایی برای ما قائل است؛ بنابراین آن زمان هم بود که آیا هستهای است، منطقهای است و موشکی هم است. الان هم ترجیح امریکا به ویژه اسرائیل به قول خودشان مذاکرات جامع است یعنی مذاکراتی که بعنوان یک بسته درخصوص همه اینها مذاکره میشود. حتی بعضیها معتقد هستند که الان بیشتر تأکید روی توان موشکی ما است، من در اخبار دیدم از قول ترامپ اینکه ترجیح امریکاییها هنوز هم هستهای است، اما اولویت اسرائیل موشکی است بنابراین او هم روی امریکا فشار میآورد که یا همه موضوعات و یا هیچکدام.
سؤال: نگرانیهای رژیم صهیونیستی نگرانیهای به حقی است، چون تخریبهای گسترده و توان موشکی ما را در جنگ ۱۲ روزه به خوبی دید؟
دهقانی فیروزآبادی: به لحاظ کارکردی هم توان موشکی به نظر من بازدارندگی اش حتی از هستهای هم بیشتر است. اصطلاحاً میگویند سلاح هستهای برای نجنگیدن و استفاده نکردن است. خیلی ساده، ما با دو قدرت هستهای جنگیدیم، به دو قدرت هستهای حمله کردیم، هم اسرائیل و هم امریکا، اگر قدرت هستهای بازدارنده بود ما نباید به این دو کشور حمله میکردیم؛ بنابراین امروز محور بازدارندگی ایران توان موشکی است، یعنی هم به لحاظ عرف روابط بین الملل و هم براساس دانش روابط بین الملل، توان دفاعی قابل مذاکره نیست. اولین چیزی که در ترم اول دانشگاه میگویند اینکه نظام بین الملل آنارشیت است، نظام بین الملل فاقد ناظم است، نظام بین الملل قاضی ندارد، نظام بین الملل براساس قدرت بنا شده است، نظام بین الملل خودیار است و هر کشوری باید بتواند از خودش دفاع کند. اینکه توان دفاعی را؟ بدهد ما باید در رشته روابط بین الملل دانشجو نگیریم، چون نمیتوانیم به دانشجو بگوییم نظام بین الملل مبتنی بر خودیاری است ولی شما حق ندارید عملاً قدرت داشته باشید، این امکان ندارد. گرچه متأسفانه این خشت کجی است که ترامپ میگذارد و بعدها متحدین امریکا و اروپاییها چوب آن را خواهند خورد، ترامپ پایان حقوق بین الملل را اعلام نکرده است، ترامپ پایان روابط بین الملل را اعلام کرده است، مهمترین اصول و مبانی روابط بین الملل الان نقض شده است. حاکمیت ملی اصلاً دولت بودگی و حاکمیت ملی اصل بنیادین روابط بین الملل است. وقتی روز روشن هر دو را نقض میکنید چه روابط بین المللی، رئیس جمهور یک کشوری را میربایید بعد میگویید ما تشخیص دادیم در قاچاق مواد مخدرست، لیست در کشورهای مواد مخدر را میدهند، ونزوئلا یا در آن نیست یا اواخر لیست است، خیلی جلوتر هستند، شما وقتی که عدم توسل به زور مبنای روابط بین الملل بوده، نقض میکنید، منشور ملل متحد را نقض میکنید، اصلا چیزی درست کرده است در مقابل سازمان ملل، تعدادش را من شک دارم، اخیرا یک عدد بیشتری گفت، ۶۶ تا سازمان بین المللی خارج شد، این فراتر از اعلان پایان نظم بین الملل لیبرال است، این پایان روابط بین الملل است، اگر این طور باشد شاهد یک نوع روابط بین الملل دیگری خواهیم بود.
سوال: با چنین شخصیتی و چنین دولتی در آمریکا ما وارد گفتوگو در موضوع هستهای میشویم، شما تاکید کردید که جمهوری اسلامی ایران و وزیر امور خارجه ما دائما تاکید میکند که جمهوری اسلامی ایران اهل گفتگوی سازنده، اهل تعامل و حل مشکلات از مسیر دیپلماسی است.
ما درمقابل چنین شخصیتی که رئیس یک دولتی در آمریکا هم است قرار گرفتیم که چقدر این جدی هستند در مذاکراتی که امروز در مسقط عمان آغاز شد و اشاره شد که ادامه آن در پایتختها تصمیم گیری خواهد شد.
دهقانی: راهبرد ترامپ بعضی هم معتقدند، میگویند راهبرد ترامپ راهبرد ابهام و فریب است و در هنر ما معامله و مذاکره هم و یا صراحتا یا به صورت غیر مستقیم این را میگوید، بنابراین گیج کردن طرف مقابل، این را توجه داشته باشیم و با علم به این مذاکره کنیم، دو این قابل اعتماد نیست، سه رهیافت مذاکراتی آمریکا مذاکره قدرت محور است، یعنی استفاده حداکثری از قدرت در مذاکره، آن میشود در چارچوب دیپلماسی مسلح، اصطلاحا در روابط بین الملل میگویند پادزهر قدرت، قدرت است، در چنین شرایطی ضمانت داشته باشید و حرف تان را بخوانند، باید قدرتمند باشید، البته همه عناصر قدرت بارها من تاکید کردم، قدرت نظامی بی تردید مهمترین عنصر قدرت ملی است، البته لازم است، کافی نیست، ما عناصر دیگری از قدرت ملی راهم باید به موازات آن تقویت کنیم، بعضی متاسفانه میگویند که، چون سایر عناصر قدرت ملی ما هم پایه قدرت نظامی نیست، آنها را تضعیف کنیم یا آن را بیاوریم هم پایه آن کنیم، در صورتی که اینها را باید بیاوریم با هم، بنابراین قدرت ملی، با چه آدمی مذاکره کنیم، دوم آیا انتظار نتیجه داریم، بله، اگر شما به همان میزانی که انتظار دارند یا این طوری بگوییم، به همان میزانی منافع و اهداف برای خودت تعریف کرده باشید، قدرت هم داشته باشید، البته قدرت به صورت نامتقارن است، اگر بگویید شما میگویید ایران و آمریکا به لحاظ قدرت هم پایه هستند، این دلیل نمیشود که طرف مقابل، چون قدرتش بیشترست و از جایگاه برتر بخواهد با شما مذاکره کند.
اساسا ما در روابط بین الملل اصطلاحی داریم، انگلیسی اش را نمیدانم، به نام مذاکرات نامتقارن، سالها پیش و ما میخواندیم و درس میدهیم که اگر دو تا قدرت، دو تا کشور که به لحاظ قدرت نامتوازن و نامتقارن بخواهند مذاکره کنند، از پیش آن کسی که قدرت بیشترست، برنده است، نه لزوما، چون شما درآن حوزه موضوعی که میخواهید مذاکره کنید، قدرت مهم است، ممکن است یک یکی خیلی قدرتمند باشد، ولی شما در آن حوزه موضوعی قدرتمندتر باشید و این آن ابزار کجا، کی استفاده کنید این هنر دیپلماسی است، قطعا به لحاظ علم روابط بین المللی و تجربه و به لحاظ عملی این گونه نیست، که او هرچه دلش میخواهد و هرچه حکم میکند، به آن برسد، ما به تجربه هم نشان دادیم که این گونه نیست، اول گفت توان هستهای ایران از بین رفته است، ولی الان نرفته است و ما نشان دادیم که علی رغم همه تزریقات و محدودیتهایی که برای ما درست کردند، ما در یک ترازی هستیم که از خودمان دفاع کنیم و بازدارندگی ما از دفاع صرف یک مرحله فعال من میخواهم بگویم، بازدارندگی فعال استفاده از همه ابزارهای قدرت است برای مذاکره، بعد از جنگ جهانی اول، در کنفرانس ورسای که مذاکره است، چند ماه هیئت ایران در پاریس سرگردان است، نهایتا اجازه ورود به کنفرانس بهش داده نمیشود، چرا، چون در روابط بین الملل شما براساس میزان توانمندی که دارید، نقش ایفا میکنید، پس برگردیم به بحث خودمان، این که بله ترامپ نیرو و تجهیزات آورده است ولی گفتند چند شرط قائل شده است برای عملیات، سریع، قاطع، فوری، کوتاه، کم هزینه، بدون آسیب به نیروی نظامی، من سوال میکنم، واقعا آمریکا میتواند این طور به ایران حمله کند.
سوال: این در حالی است که ما اعلام کردیم از سوی مقامات کشورمان اگر جمهوری اسلامی درگیر جنگی شود، این بار جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود؟
دهقانی: اگر ما نگوییم، همین طور هم است، ایران ونزوئلا نیست، اینها خودشان تحلیل میکنند.
سوال: برای این است در کشورهای منطقه رفت و آمدهای دیپلماتیک است و مدیریت تنش بکنند؟
دهقانی: این دفعه ما، چون گاهی هم بعضی میگویند که شما رسما همسایگان را تهدید میکنید، وقتی میگویید اگر جنگ شود، جنگ منطقهای خواهد بود، معنی این نیست، معنی اش هشدار است یعنی شما به دوستان تان هشدار میدهید، به دشمن که آدم هشدار نمیدهد، زنهار میدهید، که اگر این جنگ با آن طراحی که آمریکا و ترامپ کردند، اتفاق بیافتد، به صورت طبیعی منطقهای خواهد بود به صورت طبیعی منطقهای خواهد بود، به خاطرچی، به خاطر این که در منطقه خلیج فارس، فاصله ما با بعضی از کشورها نود کیلومتر است بعضیهای شان هم کمتر، شما اصلا همه جا ایران و آمریکا بخواهند موشک رد وبدل کنند، به لحاظ احتمالات ممکن است چندتای شان این طرف و آن طرف بخورد، بهترین تجهیزات آنها تجهیزات بندری است و قالب شان شهرهای شان بندری است، این میرساند که در منطقه خلیج فارس امنیت بهم پیوسته است، ناامنی هم بهم پیوسته است، یک ابرقدرتی به یک کشوری با دو هزار کیلومتر ساحل در خلیج فارس حمله کند و جنوبش بدون آسیب بماند، این مثل این است که شما یک اتاق خانهای را آتش بزنید، طبیعی است که بغلش هم سرایت میکند. شما ببین باد و طوفان بیاید و اتاق بغلی هم بنزین در آن باشد، طبیعی است، بنابراین ما به دوستان مان در حوزه خلیج فارس دارد این هشدار میدهد، این را اذعان کنیم که شاید به نظر اگر بی سابقه نباشد، کم سابقه است، که همسایگان ما هم این را درک کردند، یعنی ما به یک درک متقابل رسیدیم مبنی بر این جنگ برای همه خسارت دارد، شما گفتید دیپلماسی، ما همه ابزارهایی که در اختیار داریم باید از جنگ جلوگیری کنیم، یکی از لوازم جلوگیری از جنگ، آماده بودن است، دشمن باید بداند که ما آماده جنگ هستیم، توان جنگ آوری هم داریم ولی نمیخواهیم بجنگیم، کشورهای همسایه ما باید برای اولین بار باشد و یا حداقل در عمل رفت و آمدهای مختلف بین کشورهای عربی و آمریکا بود، در بین خود منطقه بود، ما تماسهای متعددی داشتیم، نمیخواهم بگویم دیپلماسی رفت و برگشتی، ولی بود.
سوال: همچنان هم ادامه دارد؟
دهقانی: ادامه دارد و بسیار نقطه مثبتی است، بعضی معتقد هستند یکی از دلایل این که ترامپ که آماده بود به ایران حمله کند، که حمله نکرد، همین وساطت و میانجی گری کشورهای عربی بود، چون بنابر بعضی از اقوال تا قبل از امروز در هفتههای گذشته دو زمان در آستانه آغاز جنگ بودیم، یعنی ترامپ دو دفعه و دلایل مختلفی دارد، یکی این است، دلیل مهمترش این است که دچار شک و تردید شدند، در میزان خسارتهای تلافی جویانهای که ما به حق خواهیم داشت، یعنی برگردیم به نقطه روز دوازدهم جنگ ۱۲ روزه، چی باعث آتش بس شد، الان روز سیزدهمش است و خیلی قدرتمندتر.
سوال: آمادهتر، هماهنگی دیپلماسی به مراتب بیشتر؟
دهقانی: دارای ابهام استراتژیک برای این که ما تا حالا در دریا درگیر نشدیم در آمریکا و براساس اطلاعاتی که بخشی هم میداند و بخشی اش را نمیدانند، بسیار ابهام استراتژیک حاکم است در خلیج فارس که ایران چه اقدام و پاسخی خواهد داد، گوشههایی از آن را نیروی دریایی سپاه به نمایش گذاشت، یک اندکی.
سوال: چه پاسخی و به چه شکلی؟
دهقانی: نمیدانند به هر حال آمریکاییها اگر میتوانستند میجنگند و حمله میکردند، دچار شک و تردید هستند، هیچ کس از جنگ استقبال نمیکند، ما دنبال جنگ نیستیم، اعراب هم نیستند، این مهم است، در یک برنامهای من گفتم که پس از اقداماتی که اسرائیل کرد، حمله به ایران، تجاوز به دوحه، در جهان عرب به خصوص در حوزه جنوب خلیج فارس، این سوال استراتژیک به وجود آمده است که جمهوری اسلامی ایران اگر نباشد، رسما ما باید منطقه اسرائیل را بپذیریم و رسما باید هژمونی اسرائیل را بپذیریم، الان یک فرضیهها که واقع بینانه است، که اعراب چرا میانجی گری میکنند.
سوال: برای این که گزینه بعدی آنها نباشند؟
دهقانی: که عملا سپر بلای اسرائیل میشوند، برای این که اسرائیل تضمین امنیتی داشته باشد، باید آمریکا به ایران حمله کند و در تلافی آنها آسیب ببینند، این خودآگاهی راهبردی در جهان عرب است و زمینهای است برای این که ارزش و منزلت استراتژیک ایران درک شود و این زمینهای است برای همکاری، درک متقابل بیشتر بین دو سوی خلیج فارس که امیدواریم هم این شرایط به نفع ما خاتمه پیدا کند و بعد از این بحران ما شاهد یک خاورمیانه جدیدی خواهیم بود.
سوال: تغییر موازنه قدرت؟
دهقانی: افزایش ارزش استراتژیک ایران و درک همکاری متقابل در دو سوی خلیج فارس که مهم است.
سوال: الان بحث را بردید به این چند نکته اساسی و مهم بپردازیم که گفتوگوهای امروز مسقط با نگاه واقع بینانه، چه فرصت و چه خطراتی برای جمهوری اسلامی داشته باشد؟
دهقانی: اولین چالشها این است که ما باید دیپلماسی که پیش میبریم از میدان غافل نشویم، مذاکره مسلط، دیپلماسی مسلط، دست روی ماشه مذاکره میکنیم، پس دیپلماسی و قدرت نظامی مثل دو تا قطار میمانند که روی ریل موازی حرکت میکنند، قرارست در ایستگاه منافع ملی بهم برسند و تقسیم کار شده است، ما هر دو میرویم هر کس که زودتر رسید، چه بهتر، هیچ کدام نباید معطل دیگری شویم، مذاکرات مسقط به جای خودش لازم است و با قدرت ادامه میدهیم ولی این دلیل نمیشود که ما به لحاظ نظامی و دفاعی و بازدارندگی خودمان را آماده نگه نداریم.
سوال: تجربهای که ما در جنگ ۱۲ روزه به دست آوردیم؟
دهقانی: اگر هم نبود ما باید این را میدانستیم، تجربه هم این را به ما نشان داده و به قول اصطلاح روزمره آدم مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد یا باید بترسد، امام علی (ع) میفرماید مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود، فرصت این که ما نشان دهیم که از ترس جنگ ما منافع ملی و حاکمیت ملی مان را و توان دفاعی مان را معامله نمیکنیم، توان قدرت و دفاعی کشور قابل معامله نیست، ترجیح ما صلح و پیشگیری از جنگ است ولی اگر لازم باشد از خودمان دفاع میکنیم و دفاع فعال خواهیم کرد.
سوال: خط پیش رو برای مذاکرات با توجه به این که در پایتختها تصمیم گیری شود چه خواهد بود؟
دهقانی: واقع بینانه نگاه کنیم خیلی چالش برانگیزست، طرفین مواضع شان تبیین کردند، مطالبات شان را بیان کردند، دیدگاههای شان را بیان کردند، یک خطوط قرمزی را ترسیم کردند که قرارست در پایتختها براساس این چارچوب و موضوعاتی که وجود دارد میشود ادامه داد، نباید خیلی خوشبین و خیلی بدبین نباشیم، کار راحتی نخواهد بود به خصوص عامل رژیم اسرائیل را اضافه کنیم که قطعا موافق دیپلماسی نیست و به دنبال جنگ است.