دستور شاه است!/روحانی‌نمایی که با ساواک همکاری داشت

تابناک یکشنبه 19 بهمن 1404 - 00:06
محمدرضا پهلوی به ساواک دستور داده بود انقلابی‌هایی را که علیه رژیم فعالیت می‌کنند شکنجه دهند تا اعتراف کنند. کمالی در دادگاهش گفت این‌دستور به‌طور سرّی ابلاغ شده بود. به همین‌دلیل هرکس را دستگیر می‌کردند، بازجویی‌اش بدون شکنجه نبود و پرویز ثابتی به‌طور علنی در کمیسیون‌ها می‌گفت «دستور شاه است. باید بزنید و اعتراف بگیرید و ریشه این‌خرابکاری را پیدا کنید.»

دستور شاه است!/روحانی‌نمایی که با ساواک همکاری داشت

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۴۲ آمریکا به وسیله ۱۰ نفر از مستشاران خود به سرپرستی سرهنگ یاتسویچ رئیس شعبه سیای سفارت آمریکا در ایران، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) را بنیان گذاشت. تاسیس این‌سازمان طبق قانون سال ۱۳۳۵ بدون هیچ‌مخالفت جدی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. ارتشبد حسین فردوست گفته وظیفه این‌سازمان تلفیقی از وظایف FBI و CIA بود؛ به این‌ترتیب که ادارات کل سوم و هشتم وظایف FBI و ادارات کل دوم و هفتم وظایف CIA را انجام می‌دادند. به‌طور کلی دو اداره دوم و هفتم را سازمان اطلاعات خارجی و ادارات سوم، چهارم و هشتم را سازمان ضد اطلاعات می‌نامیدند. پنج اداره کل دیگر (یکم، پنجم، ششم، نهم و دهم) هم نقش تدارکاتی و پشتیبانی این‌سازمان را به عهده داشتند.

ساواک سال ۱۳۳۶ با یک‌صفحه قانون و یک‌دنیا اختیارات با ریاست تیمور بختیار پا به عرصه وجود داشت و با شروع کارش، در تمام وزارتخانه‌های آن‌زمان، حداقل یک افسر ساواک به‌عنوان منشی مستقر بود. ساواک تحت پوشش برنامه‌های به‌اصطلاح اجتماعی از قبیل سپاه دانش، سپاه بهداشت، سپاه عمران و خانه‌های اصناف، در جریان ریزترین اطلاعات قرار می‌گرفت و دفاتر ویژه و قدرتمندی هم در اروپا و غرب داشت.

در سال‌های ۱۳۵۴، ۵۵ و اوایل ۵۶ کمتر هفته‌ای بود که طی آن چندنفر از مبارزان انقلابی (به طور تصادفی و در گشت‌ها) کشته یا دستگیر نشوند. بازجویان ساواک نیز به روایت راویان حاضر، به‌خاطر فشار عصبی و عذاب وجدان ناشی از شکنجه و کشتار، به‌وفور از مشروبات الکلی و انواع نوشیدنی‌های مست‌کننده استفاده می‌کردند.

ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دهه فجر و پیروزی بر فتنه اخیر رژیم صهیونیستی برای اغتشاش در ایران (دی ماه ۱۴۰۴) بهانه خوبی است تا یک‌منبع مستند و مکتوب را درباره شکنجه‌‌های وحشیانه دستگاه اطلاعاتی ایران در عصر پهلوی مرور کنیم که همان‌طور که اشاره شد، توسط آمریکا و یهود بین‌الملل پایه‌گذاری شد. منبع مورد اشاره، کتاب «شکنجه‌گران می‌گویند» نوشته قاسم حسن‌پور است که توسط موزه عبرت ایران چاپ شده است.

قسمت‌های اول و دوم این‌پرونده در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:

* «وقتی مردم خانه وحشت را کشف کردند/گریه نماینده صلیب سرخ بر زندانی سیاسی ایرانی!»

* «شکنجه‌گر ساواک: بچه‌ام در خانه می‌گفت «خمینی ای امام»/اسرائیل که رفتیم در مسجدالاقصی نماز خواندیم»

در ادامه قسمت سوم و پایانی این‌مطلب را می‌خوانیم؛

* آن‌شکنجه‌گر بهایی و شکنجه زنان

یکی از شکنجه‌‌گران معروف ساواک که به اقدامات وحشیانه شهره است، فریدون توانگری معروف به آرش است که به‌طور متمرکز به ضرب و شتم شکنجه زنان مبارز می‌پرداخت. آرش متولد ۱۳۲۹ و یک‌بهایی بود. سال ۱۳۵۱ با مدرک دیپلم وارد ساواک و سال ۵۲ مسئول اقدام دایره عملیات شد. سپس کار شکنجه زنان و مردان مبارز را آغاز کرد. ۲۲ اردیبهشت ۵۴ که رسید، رهبر دایره عملیات شد که آن‌روزها در کمیته مشترک ضدخرابکاری به‌عنوان خشن‌ترین بازجو شناخته می‌شد.

* از اعمال بطری تا تمایل به فحاشی و ضرب‌وشتم دختران

ششمین و هفتمین‌جلسه دادرسی تهرانی و آرش روز ۲۹ خرداد ۱۳۵۸ برگزار شد که آرش در جایگاه متهم ردیف دوم قرار داشت. برخی از موارد اتهام او از این‌قرار بودند:

«اعتراف متهم مبنی بر شکنجه خانواده دکتر اعظمی در بروجرد با کابل و مشارکت در شکنجه به‌وسیله اعمال بطری با همکاری عضدی و هدایت.» و «ایشان فقط میل داشتند از دختران بازجویی نمایند و با اهانت و مشت و لگد به جان دختران بی‌گناه می‌افتادند.»

طاهره سجادی یکی از زنان مبارز مسلمانی است که در کمیته مشترک ضد خرابکاری توسط آرش شکنجه شدند. او در جلسات دادرسی حاضر شده و گفت: «قبل از مرداد سال ۱۳۵۴ اکثرا می‌بردند داخل اتاق حسینی ولی مرداد و شهریور و مهر ۵۴ به قدری جمعیت زیاد بود که به اتاق حسینی نمی‌رسید و همه بازجوها در اتاق‌هایشان تخت گذاشته بودند و می‌زدند.»

سجادی در بخشی از شهادت خود علیه شکنجه‌گران، درباره شهید مرتضی صمدیه لباف صحبت کرد و گفت: «او را به تخت بسته و از زیر تخت با چراغ پریموس می‌سوزاندند. اما هرچه شکنجه‌ها شدیدتر می‌شد، صدای صمدیه در نمی‌آمد و به‌اصطلاح آخ نمی‌گفت. در دادگاه صمدیه با ما بود و من خود با او صحبت کردم. صمدیه لباف دوبار دست به خودکشی زده بود. خودش برای من تعریف کرد که یک بار دستبند را باز کرده و به گلوی خودش بسته بود که دیده بودند و نگذاشته بودند و یک‌بار هم خودش را از لای نرده‌ها با مغز پرت کرده بود پایین که از دست این جلادها نجات پیدا کند، ولی لباسش گیر کرده بود به نرده، ولی سرش به زمین خورده بود.»

آرش در دفاعیات خود در دادگاه از روش جدیدی در شکنجه سخن گفت که منوچهر وظیفه‌خواه (منوچهری) ابداع کرده و از این قرار بود که «سوزن ته‌گرد را زیر ناخن می‌کرد و با کبریت می‌سوزاند داغ می‌شد و زجر می‌داد.»

او از برخی از مبارزین هم طلب حلالیت کرد و گفت: کسانی بین مبارزین بودند که برای چندماه هر روز شکنجه می‌شدند اما اطلاعات خود را ندادند؛ از جمله عزت شاهی که به‌مدت ۶ ماه شکنجه شد ولی هرگز لب به سخن نگشود و ماه‌ها در سلول انفرادی بود و من از ایشان تقاضای عفو دارم.

* خوش‌خدمتی‌های عضدی برای پرویز ثابتی

فرج‌الله سیفی کمانگر معروف به کمالی هم یکی از شکنجه‌گران معروف ساواک است که سال ۱۲۹۷ در سنندج متولد شد. او از اقلیت‌های مذهبی و از این‌منظر، سنی‌مذهب بود که پس از بازنشستگی از ارتش، اول شهریور ۱۳۵۰ در اراک وارد ساواک، سال ۵۲ به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل و با سمت بازجویی از گروه‌های مذهبی مشغول شد.

* مبارزی که با دستبند قپانی جان داد

کمالی در اعترافاتش در دادگاه انقلاب از شخصی به‌نام شادی نام برد که پیش‌تر عضو نیروهای گارد و چترباز بود و یک‌روز به یک‌مبارز دستبند قپانی زد. شادی فراموش کرده بود دستبند را باز کند و به منزل خود رفت. وقتی برگشت با جنازه آن‌مبارز روبرو شد که جان داده بود.

* پرویز ثابتی که آمد فحاشی کنید خوشش بیاید!

فرج‌الله کمانگر در جلسات محاکمه‌اش گفت اگر یک‌بازجو نسبت به متهمی محبت می‌کرد، عضدی (یکی از سربازجوها) به‌شدت تنبیهش می‌کرد. هروقت پرویز ثابتی به کمیته می‌آمد، عضدی داخل حیاط شده و با صدای بلند فریاد می‌کشید «مگر بازجوها مرده‌اند که صدایشان در نمی‌آید؟‌ داد بزنید! فحاشی کنید! آقا خوشش می‌آید.» عضدی بارها در جمع کارمندان کمیته مشترک اعلام کرده بود «هر وقت آقا (ثابتی) می‌آید، متهم را بیاورید داخل اتاق و بزنید و به او فحاشی کنید. این‌کار را با صدای بلند انجام دهید که آقا بشنود!»

* کارمندان دون‌پایه‌ای که رشد می‌کردند!

ناصر نوذری معروف به رسولی هم یکی دیگر از شکنجه‌گران ساواک است که در خاطرات انقلابی‌های شکنجه‌دیده، فردی بسیار موذی و مشروب‌خوار توصیف شده است. او پس از انقلاب به رژیم صهیونیستی و آمریکا فرار کرد. کمالی در اعترافاتش در دادگاه انقلاب درباره رسولی گفت او یک‌کارمند مقام دو بود اما در ادامه رئیس دایره شد.

نمونه مشابه دیگر رسولی، منوچهری است که سوابق بدی در ساواک رشت داشت و در اثر خوش‌خدمتی و آزار بیش از اندازه متهمین، با وجود مقام پایینش، به ریاست بخش رسید و به کارهای مجاهدین خلق رسیدگی می‌کرد.

* دستور شاه است!

محمدرضا پهلوی به ساواک دستور داده بود انقلابی‌هایی را که علیه رژیم فعالیت می‌کنند شکنجه دهند تا اعتراف کنند. کمالی در دادگاهش گفت این‌دستور به‌طور سرّی ابلاغ شده بود. به همین‌دلیل هرکس را دستگیر می‌کردند، بازجویی‌اش بدون شکنجه نبود و پرویز ثابتی به‌طور علنی در کمیسیون‌ها می‌گفت «دستور شاه است. باید بزنید و اعتراف بگیرید و ریشه این‌خرابکاری را پیدا کنید.» این‌دستور را ثابتی به عضدی ابلاغ کرده بود. در نتیجه هرکس را به کمیته مشترک ضد خرابکاری می‌آوردند، حتی اگر یک اعلامیه خوانده بود، شکنجه می‌شد. اما برخی از افراد باید شکنجه‌ها را تحمل می‌کردند تا پس از مدتی به‌زعم بازجویان و ساواک بی‌گناه تلقی شوند.

* شکنجه‌دادن ممنوع است!

پس از دستور جیمی کارتر درباره گسترش آزادی‌های اجتماعی در ایران و ورود نیروهای صلیب سرخ به کشور، محمدرضا پهلوی و به تعبیر کمالی، «شاه خائن» دستور داد کسی حق ندارد فردی را شکنجه کند و شکنجه‌کردن در ایران ممنوع است.

 * اسرائیلی‌ها در مخابرات ساواک کار می‌کردند

از ابتدای تشکیل ساواک تا اواخر کار حکومت پهلوی، افرادی از آمریکا و اسرائیل برای بازدید به ساواک می‌آمدند و مشغله‌های بالایی داشتند؛ طوری‌که حتی برخی از اسرائیل‌ها در اداره پنجم شاغل بودند و قسمت مخابرات را اداره می‌کردند.

 * فلسطین شکنجه‌گر ساواک را محکوم به اعدام کرد

کمالی در جلسه محاکمه‌اش، درباره یکی دیگر از شکنجه‌گران به‌اسم سعدی جلیل اصفهانی (دکتر بابک) گفت: «خودش می‌گفت از طرف دادگاه فلسطین محکوم به اعدام شده است. قبلا سروان ارتش بود و در اردن و لبنان محافظ وابسته نظامی ایران در این‌کشورها بود و علیه فلسطین جنگ کرده بود. پس از مراجعت به ایران مدتی در ضداطلاعات ارتش خدمت می‌کرد و بعد به ساواک مامور شد.»

* خودمان در حسینیه ارشاد اوراق کمونیستی پخش کردیم

در کنار شکنجه‌گران ساواک، سپهبد جعفرقلی صدری رئیس شهربانی کل کشور هم از متهمان دادگاه انقلاب اسلامی بود که محاکمه و اعدام شد. او درباره علت بسته‌شدن حسینیه ارشاد در زمان ریاستش بر شهربانی گفت: «ساواک شبی در حسینیه ارشاد اوراق کمونیستی پخش کرد و به همین جهت دستور داده شد که حسینیه ارشاد را تعطیل کنند زیرا زیر پوشش اسلام فعالیت کمونیستی می‌کند.»

* ژیان‌پناه دستور داد به ما تجاوز کنند!

سروان قاسم ژیان‌پناه معروف به قاسم سیاه هم افسر زندان سیاسی قصر که یکی از شهود دادگاه انقلاب در جلسه محاکمه‌ او گفت: «متهم (ژیان‌پناه) دستور داد شش‌بار پاسبانان مرا لخت کنند و به ما تجاوز کنند اما پاسبانان این‌کار را نکردند و آقای ژیان‌پناه دستور داد یک پاسبان مجرد بیاورند، یک‌نفر به نام پاسبان نظری که یک‌پاسبان پر رو و وقیح است، آمد.»

در ادامه گزارش این‌جلسه دادگاه آمده است: «در این‌هنگام شاهد با ناراحتی و شرمساری گفت دیگر نمی‌توانم چیزی بیان کنم.»

ژیان‌پناه به‌گفته زندانیان سیاسی عصر پهلوی، مبارزان مسلمان و غیرمسلمان را مجبور می‌کرد ادار خود را بخورند. او در جلسه محاکمه‌اش گفت: «من از زندان عادی به زندان سیاسی منتقل شدم. چهارسال خدمت من در زندان عادی باعث شده بود که روحیه من به کلی عوض شود و به یک آدم وحشی مبدل شوم.»

* روحانی‌نمایی که با ساواک همکاری داشت

این‌افسر اعدامی در بخشی از اعترافاتش، نکته جالبی درباره یک‌فرد معمم دارد که با ساواک همکاری می‌کرده است. او می‌گوید: «وقتی که یک واعظ بلندپایه در زندان بود، یک خانم با آرایش کامل و چادر توری که دامن بالای زانو پوشیده بود همراه با یک دختر بی‌حجاب برای ملاقات با وی به زندان آمد و رییس زندان مرا ناظر گفتگوی آن‌ها کردند. هنگامی که این‌روحانی با آن دو خانم روبرو شد، فهمیدم که خانم همسر وی است و راجع به زمین و املاک صحبت کردند و این واعظ شخصی جز عبدالرضا حجازی نیست. به پرونده‌اش مراجعه کردم و متوجه شدم با ساواک همکاری می‌کرده است.»

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.