به گزارش تابناک به نقل از خبرآنلاین؛ او احساس میکرد که ماندن در همان مکان به معنای غرق شدن در سکوت ابدی است، در حالی که رفتن به او - هرچند موقت - حس کنترل تازهای بر زندگیاش میداد.
داستان او که توسط نیویورک تایمز روایت شده، مسیری را نشان میدهد که برخی از مردان پس از فقدان در پیش میگیرند: این جستجوی افقی نو است، دور از خاطرات روزانهی فقدان.
این فقدان، رویدادی سرنوشتساز در زندگی آن مرد بود
فقدان فقط به معنای مرگ نیست؛ در واقع، از دست دادن شریک زندگی، دوست صمیمی، شغل یا حتی عدم توانایی داشتن یک زندگی عادی با سلامتی میتواند تأثیر عمیقی معادل یک جدایی ابدی داشته باشد.
روانشناسان معتقدند که این وقایع نشاندهنده بحرانهای وجودی هستند که هویت یک مرد را از نو تعریف میکند و او را مجبور میکنند تا روابط و معنای زندگی خود را دوباره ارزیابی کند، به خصوص زمانی که دچار فروپاشی ثبات عاطفی و اجتماعی میشود.
نتایج مطالعه دانشگاه هاروارد درباره تکامل انسان، پس از بیش از ۸۰ سال تحقیق، نشان میدهد روابط قوی مهمترین عامل تعیینکننده سلامت روان و جسم است و از دست دادن این پیوندها میتواند مردان را به دلیل ضعف شبکههای حمایت اجتماعی در مقایسه با زنان، در معرض اختلالات روانی شدید قرار دهد.
تفاوتهای بیولوژیکی و روانشناختی در سوگ
تفاوت میان مردان و زنان در مقابله با سوگ فقط تنها به فرهنگ مربوط نمیشود، بلکه به تفاوتهای بیولوژیکی و عصبی نیز گسترش مییابد:
*هورمونها: تحقیقات نشان میدهد که تستوسترون بالا در مردان، تمایل به سرکوب احساسات و برخورد عملی با آنها را به جای گشودگی عاطفی افزایش میدهد، در حالی که سطح استروژن در زنان به افزایش توانایی در ابراز احساسات و جستجوی حمایت کمک میکند.
*مغز: تکنیکهایامآرآی نشان دادهاند که وقتی مردان با غم و اندوه مواجه میشوند، نواحی لوب پیشانی که با راهحلهای عملی مرتبط هستند فعال میشوند، در حالی که در زنان نواحی لوب لیمبیک که مسئول پردازش عاطفی هستند فعال میشوند.
استراتژیهای مردان برای مقابله با فقدان
طبق تحقیقات مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی و گزارشهای انجمن روانشناسی آمریکا، الگوهای مقابلهای مردان با فقدان در سه دسته اصلی قرار میگیرند. این مطالعات نشان میدهد که بسیاری از مردان مکانیسمهای مقابلهای عملی، مانند تلاش برای حل مشکل یا مشارکت در فعالیتهای فعال، را به گشودگی عاطفی یا جستجوی حمایت روانی ترجیح میدهند. این رفتار با برداشتهای اجتماعی - سنتی از مردانگی و عوامل بیولوژیکی مؤثر بر پردازش عاطفی مرتبط است که عبارتست از:
*کار زیاد: این مردان تمایل دارند خود را در وظایف و مسئولیتهای بیپایان غرق کنند تا راهی برای فرار از مواجهه با غم و اندوهشان پیدا کنند. تحقیقات در مجله روانشناسی سلامت شغلی نشان میدهد که این الگو یک مکانیسم رایج برای اجتناب از فکر کردن به فقدان است.
*فعالیت بدنی و ماجراجویی: برخی از مردان حرکت و چالش را برای بازیابی حس کنترل بر زندگی خود انتخاب میکنند. برای مثال، تام لاکی، اهل بریتانیا، همسرش را بر اثر سکته قلبی از دست داد. او در دهه نود زندگیاش شروع به بالا رفتن از آسمانخراشها و راه رفتن روی بال هواپیمای در حال پرواز کرد و دریافت که ریسک کردن به او انرژی ادامه دادن میدهد.
جان شیلدز نیز پس از فقدان همسرش، از طریق سفر و گردش مداوم، نوعی ماجراجویی و تغییر محیط، با غم و اندوه خود کنار آمد. اما برای دیگران، فعالیت بدنی اشکال ساختاریافتهتری به خود میگیرد و هدف درمانی دارد. تام اسمیت، بازیکن سابق کریکت، همسرش را به دلیل سرطان از دست داد. او به ورزش منظم و حمایت روانی از مؤسسات تخصصی روی آورد و تأکید کرد که حمایت حرفهای و ابراز احساسات به او کمک کرده است تا استقامت کند و تعادلش را بازیابد.
*سکوت عاطفی: این به معنای خودداری از به اشتراک گذاشتن احساسات یا جستجوی حمایت روانی برای جلوگیری از انگ ضعف است. تحقیقات تخصصی این موضوع را تأیید میکنند و یکی از پیامدهای بزرگ شدن با مفاهیم کلیشهای از مردانگی محسوب میشود.
با این حال، برخی از مردان این الگو را از طریق حمایت اجتماعی، به ویژه از سوی خانواده، میشکنند. اندرو، پدر دو فرزند و اهل بریتانیا است که همسرش را ناگهانی از دست داد. او تصمیم گرفت یاد همسرش را از طریق رویدادهای خانوادگی و فعالیتهای مشترک با فرزندانش گرامی بدارد. این پایبندی به پیوندهای خانوادگی، زیرشاخهای از چارچوب گستردهتر شکستن سکوت عاطفی به شمار میآید.
تأثیر فقدان بر سلامت جسمی و روانی مردان
تحقیقات پزشکی منتشر شده نشان میدهد که اندوه شدید، به ویژه پس از از دست دادن شریک زندگی، میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود که مهمترین آنها عبارتند از:
*سندرم قلب شکسته: این سندوم ضعف موقت عضله قلب است که شبیه علائم حمله قلبی است و اغلب ناشی از موج ناگهانی غم و اندوه یا شوک عاطفی است.
انجمن قلب آمریکا توضیح میدهد این وضعیت حتی در افرادی که سابقه بیماری قلبی ندارند نیز میتواند رخ دهد و با افزایش شدید هورمونهای استرس مرتبط است.
*افزایش هورمونهای استرس: طبق اعلام مایو کلینیک، استرس شدید ناشی از فقدان، ترشح کورتیزول و آدرنالین را افزایش میدهد که این امر خطر فشار خون بالا، ضربان قلب نامنظم و تصلب شرایین را افزایش میدهد.
*افزایش میزان مرگ و میر پس از فقدان: مطالعهای که توسط مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی منتشر شده، نشان میدهد که از دست دادن شریک زندگی در مقایسه با افرادی که این فقدان را تجربه نکردهاند، با ۲۳ درصد افزایش خطر مرگ زودرس مرتبط است. پدیدهای که از نظر علمی به عنوان "اثر از دست دادن همسر" شناخته میشود.
*اثرات ایمنی: تحقیقات بررسی شده در روانشناسی زیستی نشان میدهد سوگ مزمن میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و حساسیت به عفونتها و بیماریهای مزمن را افزایش دهد.
حمایت اجتماعی و نقش روابط در بهبودی
یک مطالعه در دانشگاه هاروارد تأیید میکند که وجود یک شبکه حمایتی قوی از دوستان و خانواده، اولین خط دفاعی در برابر فروپاشی روانی و جسمی پس از یک فقدان است. محققان دریافتند مردانی که ارتباطات اجتماعی مثبت دارند، در مقایسه با مردانی که از انزوای اجتماعی رنج میبرند، عمر طولانیتری دارند و از سلامت جسمی و روانی بهتری برخوردارند.
همچنین گزارش بنیاد سلامت روان بریتانیا نشان میدهد که صحبت کردن در مورد احساسات با یک فرد مورد اعتماد - چه یک دوست، عضو خانواده یا متخصص سلامت روان - میتواند روند بهبودی را تسریع کند، اثرات طولانی مدت غم و اندوه را کاهش دهد، از سیستم ایمنی بدن حمایت کند و خطر ابتلا به بیماریهای قلبی مرتبط با استرس را کاهش دهد.
علیرغم مزایای آشکار، تحقیقات انجمن روانشناسی آمریکا نشان میدهد بسیاری از مردان به دلیل هنجارهای اجتماعی و فشارهای فرهنگی که سکوت را با استقامت برابر میدانند، ابراز درد یا درخواست حمایت را دشوار میدانند که میتواند خطرات سلامتی و روانی را تشدید کند.
در نهایت، چه این حمایت از طرف خانواده، دوستان، فعالیتها یا پشتیبانی حرفهای باشد، مسیر بهبودی با اذعان به درد و جستجوی حمایت آغاز میشود، نه با انکار یا دفن کردن آن در سکوت طولانی. غم اندوه پنهان میتواند به یک تهدید فیزیکی مستقیم تبدیل شود که بر قلب، دستگاه عصبی و سیستم ایمنی بدن تأثیر میگذارد و احتمال مرگ زودرس را افزایش میدهد.