سرویس جهان مشرق - فتنه اخیر دیماه ۱۴۰۴ که منجر به شهادت و جانباختن جمع بسیاری از هموطنانمان در کشور شد قابی فراموشنشدنی از حوادث این ایام را در کتاب تاریخ ایران، به یادگار گذاشت. فارغ از ابعاد و خسارتها و کاستیها، باید گفت که این فتنه فقط یک لیدر داشت و آن هم شخص رئیس جمهور آمریکا بود. گروهکهایی نظیر کومله، پهلوی و منافقین در این جریانات صرفا به عنوان مجری و عروسک خمیه شب بازی نقشآفرینی کردند.
اما رئیس جمهور آمریکا در رفتارهایی بیسابقه، هم نقش لیدر و هدایتگر گروهکها را برعهده داشت و هم در اتاق فکر مشترک با صهیونیستها این عملیات تروریستی را طراحی و پیاده کرد.
فتنه اقتصادی پیش از جنگ فعال شده بود
دی ۱۴۰۳ / ژانویه ۲۰۲۵: ترامپ پس از بازگشت به قدرت، کمپین فشار حداکثری را احیا کرد و خواستار مذاکره با ایران شد. ترامپ پیشنهاد توافقی جدید و متفاوت با برجام را مطرح کرد که شامل محدودیتهای دائمی بر غنیسازی اورانیوم، برنامه موشکی و حمایت از گروههای مقاومت در منطقه بود.
همزمان تحریمهای نفتی را تشدید کرد و صادرات نفت ایران به چین را هدف قرار داد تا درآمدهای ارزی ایران را کاهش دهد. از همان ابتدا ارزش ریال شروع به نوسان کرد و از حدود ۷۰۰,۰۰۰ ریال به دلار به ۸۰۰,۰۰۰ رسید. این فشارها تورم را افزایش داد و نارضایتیها در فضای مجازی شکل گرفت.
فروردین ۱۴۰۳ / مارس ۲۰۲۵: ترامپ تهدید کرد اگر ایران توافق نکند، بمباران خواهد شد و تعرفههای ثانویه یعنی تحریم کشورهایی که با ایران تجارت میکنند را اعمال خواهد کرد. این اظهارات منجر به افزایش قیمت طلا به بالای ۳,۰۰۰ دلار در هر اونس شد، زیرا سرمایهگذاران طلا را به عنوان پناهگاه امن میدیدند. اقتصاد ایران تحت فشار قرار گرفت و واردات کالاهای اساسی گرانتر شد که نارضایتی را در میان طبقه متوسط افزایش داد.

اردیبهشت ۱۴۰۴/ می ۲۰۲۵: مذاکرات هستهای متوقف شد. ترامپ تحریمهای جدید بر سازمان انرژی اتمی ایران و مقامات ارشد اعمال کرد. ارزش ریال کاهش بیشتری را شاهد شد و نوسانات ارزی منجر به افزایش قیمت کالاهای وارداتی شد.
اوایل خرداد ۱۴۰۴ / ژوئن ۲۰۲۵: ترامپ ضربالاجل ۶۰ روزه برای توافق داد و هشدار داد فرصت جنگ گسترده وجود دارد. این اظهارات بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داد و قیمت نفت افزایش یافت، که به طور غیرمستقیم اقتصاد ایران را تحت فشار گذاشت. طلا به ۳,۳۰۰ دلار رسید و ریال در کانال ۸۲ هزار تومان در نوسان درگیر شد.
دوره جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ / ژوئن ۲۰۲۵
روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، رژیم صهیونیستی حمله تروریستی به ایران را آغاز کرد و با بمباران گسترده خاک کشورمان، یک هزار تن از هموطنان و دانشمندان هستهای و فرماندهان نظامی را به شهادت رسانید. ترامپ بلافاصله حمایت کرد و ایران را باعث و بانی این اقدام تروریستی اسرائیل خواند. رئیس جمهور آمریکا در میانه جنگ خواستار تسلیم بیقیدوشرط ایران شد و تهدید کرد آمریکا وارد جنگ خواهد شد.
روز بیست دوم ژوئن، آمریکا وارد جنگ شد و سه سایت هستهای فردو، نطنز، اصفهان را بمباران کرد. ترامپ در توئیتی مدعی شد برنامه هستهای ایران کاملاً نابود شده و هشدار داد حمله بعدی بدتر خواهد بود. بلافاصله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز در یک عملیات موشکی بیسابقه، به پایگاه العدید آمریکا در قطر حمله کرد و خسارات قابل توجهی به تجهیزات راداری آمریکاییها در منطقه وارد شد و منجر به درخواست آتشبس فوری از سوی رئیس جمهور آمریکا شد.

تصاویر لو رفته از انهدام رادار ارتش تروریستی آمریکا در قطر پس از عملیات موشکی بشارت فتح نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
پس از تجاوز نظامی آمریکا به خاک کشور، کریستالینا گئورگیوا، مدیر اجرایی IMF صندوق بینالمللی پول، در مصاحبه با بلومبرگ هشدار داد حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران میتواند باعث بیثباتی اقتصادی جهانی شود، بهخصوص از طریق افزایش قیمت نفت، ایجاد نوسانات در بازار انرژی و فشار بر رشد اقتصادی جهانی شد. [۱]

طراحی سناریوهای پسا جنگ در اتاق فکر مشترک با صهیونیستها
پس از اعلام آتشبس در سوم تیر ۱۴۰۴، دولت آمریکا به ریاست ترامپ بهسرعت وارد فاز جدیدی از تقابل با جمهوری اسلامی ایران شد؛ فازی که بیش از آن که ماهیت نظامی مستقیم داشته باشد، بر مدیریت تنش و انتقال میدان نبرد به حوزههای اقتصادی، روانی و اجتماعی متمرکز بود. از سوی دیگر دلار نیز خود را به کانال ۹۰ هزار تومان رسانده بود و در همین چارچوب، کاخ سفید با هماهنگی قبلی، دیداری پرهیاهو میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در واشینگتن برگزار کرد.
هرچند این دیدار در تبلیغات صهیونی و غربی با عنوان جشن پیروزی جنگ علیه ایران روایت شده بود، اما شواهد و تحرکات بعدی نشان داد که اهداف اولیه محور آمریکا - اسرائیل در جنگ محقق نشده و طرفین ناگزیر به طراحی راهبردهای پساجنگ و ابزارهای فشار جایگزین روی آوردهاند.
حاصل این جلسه طراحی یک عملیات بیثباتسازی چندلایه بود؛ عملیاتی که هدف آن ایجاد فشار اقتصادی حداکثری با امید به تسری آن به ناآرامی اجتماعی و در نهایت فرسایش امنیت داخلی ایران بود.
آن فشارها اندکی بعد با سرکردگی شخص رئیس جمهور آمریکا آغاز شد. لفاظیهای هدفمند علیه زیرساختهای هستهای ایران به یکی از محورهای ثابت جنگ روانی کاخ سفید بدل شد. ترامپ، بهصورت مستمر و در بازههای زمانی کوتاه، از طریق ابزارهای متنوع رسانهای، از پستهای شبکههای اجتماعی گرفته تا گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای اختصاصی، سخنرانیهای رسمی در کاخ سفید و دیدار با مقامات خارجی بر ادعای نابودی یا هدفگیری سایتهای هستهای ایران تأکید میکرد. این رویکرد، همزمان با بازتولید ادبیات تهدیدآمیز پیشین علیه فرماندهان مقاومت، بهویژه تکرار لفاظیهای گذشته درباره حاج قاسم سلیمانی تکرار شد. این تلاشی حسابشده برای بازسازی تصویر ترامپ بهعنوان یک منجی در نگاه جریانهای مخالف جمهوری اسلامی و تشدید فشار روانی بر افکار عمومی داخل ایران بود.
در گامهای بعدی، کاخ سفید با اعمال دور جدید تحریمها و تشدید لفاظیهای تحریکآمیز علیه ایران، فشار اقتصادی حداکثری را کلید زد. این اقدامات مستقیماً بر اقتصاد ایران اثر گذاشت: ارزش ریال در برابر دلار بهسرعت کاهش یافت، قیمت طلا و ارزهای خارجی جهش بیسابقهای یافت، تورم نگرانکننده شد و نشانههای اولیه ناآرامیهای اجتماعی در فضای مجازی شکل گرفت.
این بیثباتی عمداً از خارج از مرزها بهویژه از طریق شبکههای مالی و بنگاههای ثبتشده در امارات متحده عربی و دیگر مراکز تحت نفوذ اقتصادی آمریکا هدایت و تقویت میشد. هدف آشکار، تبدیل فشار اقتصادی به نارضایتی عمومی، سپس به اعتراضات گسترده و در نهایت فرسایش ثبات داخلی ایران بود.
مرداد تا شهریور ۱۴۰۴ / جولای ۲۰۲۵: ترامپ تحریمهای جدید بر صادرات نفت ایران به چین اعمال کرد و تعرفههای ثانویه را به عنوان تهدید اعلام کرد. قیمت نفت افزایش یافت و ریال به کانال ۱۰۰ هزار تومان رسید.
ظهور مترسک سرویسهای غربی
در همین ایام که بروز احتمال اعتراضات و نارضایتی شدید در ایران غیرقابل انکار شده بود، رضا پهلوی در نشستی در تورنتو کانادا اعلام کرد: «اکنون زمان تشکیل و گسترش گروههای کوچک مبارزه و آمادهشدن برای نبرد آخر است.» این اظهارات، که در مراسم به اصطلاح بزرگداشت کوروش کبیر مطرح شد، نشاندهنده ناامیدی اپوزیسیون سلطنتطلب از عدم همراهی مردمی در فتنههای قبلی و گرایش به فعالیتهای تروریستی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
بلافاصله پس از این اظهارات، اکانتهای وابسته به این جریان بهطور هماهنگ بر ضرورت تشکیل تیمهای شناسایی و ترور، هستههای مسلح، و ارائه آموزشهای مرتبط تأکید کردند؛ رویکردی که آشکارا برنامه پهلوی برای ورود به فاز مسلحانه و تروریستی را افشا کرده بود.
قرار بود این طراحی، با تمرکز بر تشکیل هستههای تروریستی و مسلح، بهمنظور موجسواری بر اعتراضات احتمالی اقتصادی ناشی از فشارهای خارجی طراحی شده تا بیثباتی داخلی را به درگیریهای مسلحانه تبدیل کند.


مکانیزم ماشه فعال شد
مکانیسم ماشه که بهعنوان یکی از سازوکارهای باقیمانده از برجام باقیمانده بود، توسط آمریکا و متحدانش یعنی سه کشور اروپایی آلمان فرانسه و انگلیس، فعال شد تا بدون نیاز به رأیگیری جدید در شورای امنیت، تحریمهای سازمان ملل بهصورت خودکار بازگردانده شود.
این روند با طرح ادعای نقض تعهدات هستهای ایران آغاز شد و پس از طینشدن مؤثر دوره حلوفصل اختلافات، به بازگشت کامل تحریمهای پیشابرجامی در حوزههای تسلیحاتی، مالی و نفتی انجامید. پیامد مستقیم این اقدام، کاهش شدید درآمدهای ارزی و صادرات نفت ایران، تشدید فشارهای اقتصادی، افزایش تورم و بیثباتی گسترده در بازار ارز و طلا بود و قیمت دلار به کانال ۱۱۸ تومان نزدیک شد که در نهایت فضای مجازی ایران را هم در راستای نگرانیهای اقتصادی ملتهب کرد. این نگرانی همچنین به کارشناسان رسانههای اینترنتی نیز تسری پیدا کرد و همزمان با چالشهای قطعی آب و برق، یک فضای بشدت نگرانکننده از آینده ایران در رسانهها ترسیم شد.
در سطح کلان، تحریمها و فشارهای همزمان اقتصادی و سیاسی موجب کاهش محسوس ارزش پول ملی، تورم بالای پنجاه درصد شد. بازوهای دیپلماتیک غربیها، استفاده همزمان از ابزارهای نظامی، اقتصادی و حقوقی با همراهی برخی بازیگران اروپایی را بکار گرفتند و تلاش کردند انزوای ایران در جهان بینالملل را به حداکثر خود برسانند.
پیشنهاد غیرممکن
ترامپ پس از فشارهای بینالمللی و مخالفت نخبگان آمریکا با این اقدامات علیه ایران، به عنوان یک آلترناتیو دلسوز پیشنهاد برداشتن تحریمها در ازای به رسمیت شناختن اسرائیل را مطرح کرد، پیشنهادی که خود و مشاورانش عملا یقین داشتند که امری غیرممکن خواهد بود. نوسانات طلا ادامه یافت با قیمت بیسابقه ۴,۰۰۰ دلار نیز پیشبینی میشد. ریال نیز بهشدت کاهش پیدا کرد و به کانل ۱۳۰ هزار تومان نزدیک شد. هستههای اولیه اعتراضات اقتصادی در فضای مجازی شکل گرفت و سپس به بازار رسید. پیامدهای مکانیزم ماشه نیز کم کم خود را نشان میداد و بانکهای جهانی معاملات با ایران را متوقف کرده بودند و همین موضوع باعث تورم شدید در ایران شد.
آذر ۱۴۰۴ / اکتبر ۲۰۲۵: در پی فشارهای فزاینده بینالمللی و مخالفتهای داخلی از سوی نخبگان آمریکایی با سیاستهای تهاجمی علیه ایران، ترامپ به عنوان یک گزینه ظاهراً دلسوزانه، پیشنهاد لغو تحریمها در ازای حرکت ایران در جهت پیمان صهیونیستی ابراهیم را مطرح کرد؛ پیشنهادی که خود او و مشاورانش بهخوبی آگاه بودند که عملاً غیرقابلپذیرش و ناممکن خواهد بود.
نوسانات بازار طلا همچنان ادامه یافت و پیشبینیها از رسیدن قیمت هر اونس به مرز بیسابقه ۴۰۰۰ دلار حکایت داشت. ارزش ریال نیز با شتابی چشمگیر کاهش پیدا کرد به کانال ۱۴۰ هزار تومان نزدیک شد و نخستین هستههای اعتراضات اقتصادی در بسترهای مجازی شکل گرفت که بهتدریج به بازار تسری یافت.
از سوی دیگر، افزایش قیمت سوخت در ایران اجتنابناپذیر بود و مقامات کشور با اتخاذ تدابیر، آن را به صورت فصلی و پلکانی اجرا کردند؛ اقدامی که نگرانیها پیرامون تشدید تورم در ماههای آتی را دوچندان ساخت.
دی ۱۴۰۴ / دسامبر ۲۰۲۵: فضای مجازی ملتهب از اخبار اقتصادی و بازارهای مبهوت از نوسانات غیرعادی و صعود بیوقفه نرخ ارز، اعتراضات کسبه و اصناف را شکل داد.

انتشار یک مستند تحریککننده
در حالی که نارضایتی عمومی در ایران به اوج رسیده بود و سکوهای ضدانقلاب در فضای مجازی، اعتراضات خیابانی را تنها راهحل برونرفت از این شرایط توصیف کرده بودند، اپوزیسیون همچنان فاقد ظرفیت لازم برای بسیج هستهها بود. سالها اختلافات داخلی، این جریان را در گرداب ناکارآمدی فرو برده و توان اجماع برای هرگونه اقدام براندازانه را از آن سلب کرده بود. با این حال، انتشار مستندی از شبکه بیبیسی فارسی، این فضا را تغییر داد. این شبکه تحت حمایت دولت انگلیس، از ترانه علیدوستی برای بازسازی چهره اپوزیسیون بهره برد. او با روایتی از بیماری پوستی خود و فشار و عذاب پس از فتنه ۱۴۰۱ مقابل دوربین این شبکه آمد و از انگیزه خود برای ادامه مبارزه گفت. قصد او، تزریق انگیزه و بسیج همکاران خود برای فتنه پیشرو بود. فتنهای که نه چهرههای شاخص اپوزیسیون که سلبریتیهای محبوب باید هدایت آن را برعهده میگرفتند.
برای آشنایی بیشتر با نقش سلبریتیها در فتنه ۱۴۰۴ بیشتر بخوانید:
پشت صحنه رونمایی از ترانه علیدوستی در بیبیسی فارسی/ تنفس مصنوعی شبکه مادر به اپوزیسیون
اقدام هماهنگ سلبریتیها علیه ایران با طراحی در آلبانی و اتریش+عکس
دیدار لیدرها در کاخ سفید - ۸ دی ۱۴۰۴
چند هفتهای از دیدارهای گذشته نتانیاهو و ترامپ در آمریکا و تلآویو نگذشته بود که همزمان با اوجگیری دوباره تحرکات رسانهای و اعتراضات پراکنده خیابانی، بنیامین نتانیاهو در تاریخ هشتم دی دوباره راهی واشینگتن شد تا با دونالد ترامپ دیدار کند. رسانههای ضدانقلاب، حتی پیش از انجام این سفر، از مردم خواستند با حضور در خیابانها، پیام حمایت خود را به رئیسجمهور آمریکا ارسال کنند. در همین فضا، رضا پهلوی نیز در هفته دوم دیماه فراخوان حضور گسترده در خیابان و پیادهروی در روزهای هجدهم و نوزدهم را منتشر کرد. همزمان، مقامات صهیونیستی با پیامهای مستقیم خطاب به مردم ایران، تلاش کردند انگیزه حضور خیابانی را تقویت کنند و ترامپ نیز شخصاً از روزهای غیرمنتظره در جهان پیشرو سخن گفت.

به محض رسیدن نخستوزیر رژیم اسرائیل به کاخ سفید، رسانههای صهیونی و آمریکایی به صورت گسترده اعلام کردند که این دیدار با محوریت ایران هماهنگ شده است. بلافاصله پس از دیدار نتانیاهو و ترامپ مقابل خبرنگاران، مجال به ورود به دفتر بیضی شکل را ندادند و همان ابتدا ترامپ نسبت به اعتراضات ایران موضعگیری کرد و گفت: «هر بار که اعتراضی رخ میدهد یا گروهی، کوچک یا بزرگ، شکل میگیرد، شروع به تیراندازی به مردم میکنند. من قرار نیست درباره سرنگونی یک حکومت صحبت کنم. آنها مشکلات زیادی دارند. تورم شدیدی دارند. اقتصادشان فروپاشیده است. اقتصاد وضعیت خوبی ندارد. میدانم مردم چندان راضی نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که اعتراضی رخ میدهد یا گروهی، کوچک یا بزرگ، شکل میگیرد، شروع به تیراندازی به مردم میکنند.»
ترامپ همچنان ادامه داد: «میدانید، مردم را میکشند. من سالهاست این را دیدهام. نارضایتی بسیار گسترده است. ۱۰۰ هزار نفر، ۲۰۰ هزار نفر جمع میشوند، اما ناگهان تیراندازی شروع میشود و آن گروه خیلی سریع متفرق میشود. من سالها این رفتار را زیر نظر داشتهام.
او در همان دیدار و در پاسخ به اینکه آیا به نتانیاهو اجازه خواهد داد دوباره به ایران حمله کند یا نه جواب داد: اگر در بحث، موشکهای بالستیک ادامه دهند، بله. برای هستهای، فورا.
حمایت ترامپ از معترضان
ترامپ روز دوازدهم دی و اندکی پیش از عملیات تروریستی شامگاه هجدهم، در صفحه شخصی خود در تورث سوشال هشداری تهدیدآمیز منتشر کرد و گفت: «اگر ایران به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را به طرز خشونتآمیزی بکشد، ایالات متحده آمریکا به نجات آنها خواهد آمد. ما آمادهایم و آمادهایم.»
روز پانزدهم دی ترامپ بار دیگر در مصاحبه با خبرنگار در هواپیما، تهدید به اقدام نظامی علیه ایران در صورت کشتهشدن معترضان کرد.

حمایت نتانیاهو از معترضان
در همان روز یعنی پانزدهم دی ۱۴۰۴، نخستوزیر اسرائیل، طی سخنرانی در پارلمان این رژیم گفت: «اسرائیل و آمریکا بر سر مسائل کلان با یکدیگر توافق دارند. محتمل است مردم ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار داشته باشند و سرنوشت خود را به دست بگیرند و اسرائیل همبستگی خود را با مبارزه مردم ایران و آرمان آنها برای آزادی و عدالت ابراز میکند.
او روز گذشته نیز در آغاز نشست دولت اسرائیل اعلام کرده بود: «بسیار محتمل است ما در لحظهای ایستاده باشیم که ملت ایران سرنوشت خود را به دست میگیرد.»
عصر روز پانزدهم و اوج فشار غربیها علیه ایران، لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، با انتشار تصویری از خود به همراه دونالد ترامپ در شبکه ایکس نوشت: «رییسجمهوری آمریکا این کشور را در داخل و خارج نیرومندتر از همیشه بازگردانده است. خداوند مردم شجاع ایران را که در برابر استبداد ایستادهاند، حفظ و حمایت کند.»
در تصویری که گراهام منتشر کرده بود، ترامپ کلاهی در دست دارد که روی آن نوشته شده «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم»

همزمان سرکردگان آشوب خیابانی در ایران نیز وارد عمل شده و در پیامهای خود مردم را دعوت به حضور نه، شورش در خیابان کردند. مریم رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین پس از شکلگیری هستههای اولیه اعتراض در پیامی خواستار گسترش آشوب از دل بازار به خیابان شد.
همچنین صفحه موساد به فارسی در پست توئیتری خود خطاب به مردم ایران اعلام کرد که برای رهایی و آزادی معترضان، به هشتصد هزار کشته در ایران نیاز داریم.

دعوت سرکرده منافقین از شورش در خیابانهای ایران

دعوت صفحه موساد به فارسی برای قتلعام ۸۰۰ هزار نفری در ایران!
در همان روز پانزدهم ایلان ماسک، مالک شرکت ایکس در ادامه عملیات رسانهای و روانی علیه مردم ایران در پاسخ به توئیت انگلیسی حساب کاربری دفتر رهبر انقلاب مبنی بر اینکه: "تسلیم دشمن نخواهیم شد" به فارسی پاسخ داد.

تهدید سوم
شامگاه هجدهم دیماه و همزمان با عملیات تروریستی بیسابقه عناصر مسلح در کشور، رئیس جمهور آمریکا در اظهارات جدیدی مدعی شد: «جمعیت معترضان در ایران بسیار گسترده است و اگر حکومت دست به کشتار مردم بزند ضربه سختی خواهد خورد.»
او تاکید کرد: «همانطور که میدانید شاید بهتر از هر کسی وضعیتشان بسیار بد است. و من به آنها اطلاع دادهام که اگر شروع به کشتن کنند، آنها اعتراضهای زیادی دارند اگر این کار را بکنند، ما بسیار سخت به آنها ضربه خواهیم زد.»
ترامپ با اتخاذ این مواضع تهاجمی، مستقیماً به گروهکهای تروریستی و عناصر مسلح، سیگنال حمایت و دخالت عملی برای حمله به ایران ارسال کرد. او از طریق این اظهارات هدفمند، تلاش داشت تا سطح خشونت در خیابانها را به اوج برساند و فضای ناآرامی را به سمت درگیریهای مسلحانه سوق دهد. همزمان، در حالی که دسترسی به اینترنت در سراسر کشور به شدت محدود شده بود، برخی عناصر حاضر در صحنه اعتراضات، پیامهایی حاوی درخواست کمک مستقیم از ترامپ منتشر کردند؛ پیامهایی که نه تنها هماهنگی خارجی را آشکار میساخت، بلکه حاکی از تجهیز این عوامل آموزشدیده به ابزارهای پیشرفته رادیویی و ماهوارهای بود تجهیزاتی که امکان برقراری ارتباط امن و مستقل از شبکههای داخلی را فراهم میکرد.
پیام یکی از آشوبگران به ترامپ برای درخواست حمله نظامی
حمایت از معترضان برای چهارمین بار
ساعاتی بعد لورا لومر، فعال راستگرای آمریکایی و از متحدان ترامپ در جنبش ماگا، در شبکه ایکس نوشت: "همزمان با گسترش اعتراضات ایرانیان، سهشنبه آتی رضا پهلوی به مارالاگو، مجموعهای که اقامتگاه ترامپ نیز در آن قرار دارد، خواهد رفت تا در مراسم صبحانه دعا برای اورشلیم شرکت کند. هنوز خبری نیست که آیا او با ترامپ دیدار خواهد کرد یا خیر. مارالاگو در پامبیچ فلوریدا قرار دارد. "
لومر ساعاتی پیش از این توئیت از ترامپ خواسته بود رضا پهلوی را برای دیدار به کاخ سفید دعوت کند، سپس ایلان ماسک را نیز به همان جلسه دعوت کرده و اعلام کند اینترنت استارلینک تا زمان سقوط حاکمیت بهصورت رایگان در اختیار مردم ایران قرار گیرد.
اما میزان خشونت در خیابان و جمعیت پراکنده آشوب ترامپ را راضی نکرده بود؛ او ساعاتی بعد در واکنش به اعتراضات مردم در ایران و درباره موضوع دیدار با رضا ربع پهلوی گفت: «او را دیدهام و به نظر میرسد آدم خوبی باشد، اما مطمئن نیستم که در این مقطع، انجام چنین کاری در مقام رئیسجمهور مناسب باشد. فکر میکنم باید بگذاریم همه به میدان بیایند و ببینیم چه کسی سر برمیآورد. لزوماً مطمئن نیستم که انجام چنین کاری مناسب باشد.» این دیدار هیچگاه برگزار نشد و حسرت آن را بر دل بازماندگان پهلوی و طرفداران سلطنتطلب گذاشت.
ادعای سقوط شهرها/ وعده کمک به معترضان
روز بعد ترامپ دوباره به لفاظیهای خود درباره ایران ادامه داد و گفت: «آنچه در ایران در حال رخ دادن است، شگفتانگیز است. مردم در حال به دست گرفتن کنترل برخی شهرها هستند، شهرهایی که تا همین چند هفته پیش هیچکس فکر نمیکرد چنین چیزی رخ دهد.»
ترامپ تاکید کرد شرایط ایران را با دقت بسیار زیر نظر دارد و گفت: «من به صراحت گفتم اگر مثل گذشته دوباره به کشتن مردم دست بزنند، ما وارد عمل خواهیم شد. ضربههای سختی در نقطهای که برایشان بسیار دردناک است وارد خواهیم کرد.»
ساعاتی بعد ترامپ در پست جدیدی در شبکه تروث سوشال خود، لفاظیهای خود علیه ایران را ادامه داد و برای چندمین بار تکرار کرد: «ایران آزادی را بیش از هر زمان دیگری، پیش روی خود میبیند. آمریکا آماده کمک است.» این پست ترامپ توسط پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا بازنشر شد.

بازنشر خبر حمله به سفارت ایران در لندن
روز ۲۱ دی زمانی که یکی از عناصر سلطنتطلب به سفارت ایران در لندن حمله کرد و پرچم جعلی شیروخورد را سردر سفارت آویزان کرد، رئیس جمهور آمریکا خبر مربوط به این حادثه را بازنشر کرد. در عنوان این خبر از فاکس نیوز آمده بود: «یک معترض از دیوار سفارت ایران در لندن بالا رفت، پرچم حکومت را پایین کشید و نماد پیش از انقلاب را برافراشت.»
پس از این حوادث و شرایط امنیتی در داخل کشور، اخبار رسانههای صهیونی و غربی پر از تهدیدات ترامپ برای حمله به ایران و اظهارنظر درباره معترضان داخل کشور شده بود.
از نیویورک تایمز تا آکسیوس مدعی بودند که گزینههای جنگ و نقاط اهداف به دست ترامپ رسیده و مقامات نظامی نیز با نخست وزیر رژیم صهیونی گفتگوی تلفنی داشتهاند.
تهدید دوباره ایران
ترامپ، بامداد دوشنبه ۲۲ دی به وقت ایران در گفتوگو با خبرنگاران، اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران عبور از خط قرمزی را که او تعیین کرده بود، شروع کرده و ارتش آمریکا در حال بررسی گزینههای برخورد با جمهوری اسلامی است. او دوباره ادعا کرد: «افرادی کشته شدهاند که نباید کشته میشدند. ما این موضوع را بسیار جدی بررسی میکنیم و گزینههای قدرتمندی پیش روی ماست.»
در پشتوانه این اظهارات، رسانههای صهیونی و غربی گفتههای ترامپ را به عنوان وعده حمله نظامی و کمک به معترضان تفسیر کردند.
وعده اینترنت رایگان برای معترضان ایران
اما قطعی اینترنت در ایران مانع رسیدن این پیامها به کف خیابان شده بود و از طرفی راه ارتباطی لیدرهای آشوب برای هماهنگی و شبکهسازی در خیابان نیز مسدود شده بود. از طرفی خروش ملت ایران در راهپیمایی بیست و دوم دی نیز کار فتنه را تمام کرده بود اما ترامپ همچنان به احیای آن امید داشت و حاضر به از دست دادن فرصت خود نبود.
او در گفتگو با خبرنگاران در همان جایگاه همیشگی هواپیما، تاکید کرد که برای دسترسی به اینترنت آزاد و ماهواره استارلینک در ایران، با ایلان ماسک گفتگو خواهد کرد.
بازگشت به فشار حداکثری اقتصادی
شبکههای صهیونیست، اعم از فارسیزبان، عبری، عربی و انگلیسیزبان، هرچه در توان داشتند برای رضایت ترامپ جهت حمله به ایران بهدست گرفتند. شبکه اینترنشنال در همان ایام ابتدایی مدعی شد در دو روز هجدهم و نوزدهم دی، بیش از ۱۲ هزار معترض در ایران کشته شده است. برخی رسانههای دیگر در اروپا نیز آمار را تا ۳۰ هزار و ۶۰ هزار و ۱۰۰ هزار کشته نیز تکثیر کردند. اما نهایتا همه این تلاشهای برای مهندسی روایت و تحریک ترامپ برای حمله به ایران ناموفق بود.

نهایتا روز بیست و سوم دی، رئیس جمهور آمریکا به همان حربه قدیمی خود بازگشت و در شبکه تروث سوشال نوشت: «از این لحظه، هر کشوری که با جمهوری اسلامی تجارت کند، بابت هرگونه معامله و فعالیت تجاری با آمریکا مشمول تعرفه ۲۵ درصدی خواهد شد. این دستور نهایی و لازمالاجرا است.»
اعتراف بیسابقه
روز یکم بهمن 1404، در حاشیه نشست داووس، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در مصاحبه با فاکس نیوز اعتراف کرد که تحریمهای حداکثری ترامپ باعث سقوط ارزش ریال، ورشکستگی بانکها، کمبود دلار، ناتوانی در واردات، و اعتراضات مردمی در ایران شده است. او این را "فشار اقتصادی بدون شلیک گلوله" توصیف کرد که مؤثر بوده است.
هرچند این تصمیمات و اقدامات بعدی او نیز نوسانات ارز و طلا در ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد و فضا هچنان بر این پاشنه میچرخد؛ اما مجموع شواهد سیاسی، اقتصادی، رسانهای و میدانی نشان میدهد که دونالد ترامپ نهتنها حامی بیرونی فتنه اخیر ایران، بلکه لیدر مستقیم، فعال و شخصی این پروژه بیثباتسازی بوده است.
نقش او فراتر از حمایت لفظی یا همسویی سیاسی با اپوزیسیون ایفا شد و به سطح هدایت عملیاتی ارتقا یافت؛ از طراحی فشار اقتصادی هدفمند و احیای سیاست فشار حداکثری، تا مدیریت جنگ روانی، تحریک شبکههای رسانهای، ارسال سیگنالهای امنیتی به گروهکهای معاند و حتی تهدید مکرر به مداخله نظامی همزمان با اوجگیری ناآرامیها.
همپوشانی دقیق زمانی میان لفاظیهای ترامپ، تحرکات رسانههای غربی، فراخوانهای اپوزیسیون، اقدامات تروریستی میدانی و تشدید تحریمها، نشاندهنده وجود یک اتاق فرمان واحد است که شخص رئیسجمهور آمریکا در رأس آن قرار داشت. ترامپ با استفاده همزمان از ابزار اقتصاد، رسانه، تهدید نظامی و شبکهسازی اپوزیسیون، تلاش کرد فشار خارجی را به نارضایتی داخلی و سپس به آشوب سازمانیافته تبدیل کند.
پروژهای که اگرچه با هوشیاری جامعه و انسجام ملی ناکام ماند، اما بهروشنی نشان داد که تحولات اخیر بخشی از عملیات ترکیبی طراحیشده و هدایتشده از سوی کاخ سفید با محوریت شخص دونالد ترامپ بوده است.












