به گزارش همشهری آنلاین، محسن ردادی، جامعهشناسی سیاسی و عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه:
1-فحاشی و بددهنی طرفداران سلطنتپهلوی موضوعی است که تازگی ندارد و همواره از لحاظ فرهنگی و رفتاری، طرفداران این جریان به رویکرد رادیکال و خشن کلامی و رفتاری مشهور بودند. اما در این مورد یک تحلیل مهم را باید در نظر داشت. اساسا این افراد از پارادایم فعالیت سیاسی خارج شدند و بروز این فحاشیها و بددهنیها منشأ روانشناختی دارد. سلطنتطلبان ناکامیهای شخصی خود را به پای این و آن میگذراند و در پی انتقام گرفتن از زمین و زمانند. از این رو، به جای آنکه دست به کارهای تشکیلاتی سیاسی بزنند و اقدامات جدی را در دستور کار خود بگنجانند، فحاشیهای رکیک را جایگزین کردند.
2-این فحاشیها به خوبی بیانگر آن است که ما با یک جریان بیریشه و تهی از اندیشه و تعالیم معرفتی روبهرو هستیم که هرگونه صدای مخالفی را با فحش، تهدید و ارعاب میخواهد سرکوب کند. نیروهای پهلویدوست با این قبیل اقدامات شبیه نژادپرستان هستند، آنان نیز در این حد با خشونت کلامی در پی انتقام، سرکوب و تهدید دیگرانند و خود را قربانی ظلم میپندارند. اگر به واقع، سلطنتطلبی از نیروهای نخبه و باسوادی برخوردار بود، باید جلوی این بساط فحاشی گرفته میشد. تا کنون هیچ نظامی در هیچجای جهان با فحاشی و الفاظ رکیک به دیگران سقوط نکرده است. اتفاقا این رویکرد پهلویها موجب میشود تا دیگران به کنهِ خشن و پوشش آنان پی ببرند و از این جریان فاصله بگیرند.
3-نکته مهم دیگر این است که جریانات مخالف صرفا سلطنتطلبان نیستند، بلکه گروههای دیگری نظیر چپها و آنارشیستها هم مخالف جمهوری اسلامی هستند، اما سعی دارند مبتنی بر ذخایر جامعهشناختی و تاریخی وارد گفتوگو شوند و از فحاشی و به کار بردن الفاظ رکیک استفاده میکنند. لااقل در بین گروههای دیگر استدلال و گفتوگو را شاهدیم؛ اما در میان سطلنتطلبان به این شکل نیست. آنان فقدان استدلال و مبانی نظری خود را قصد دارند با فحاشی به این و آن جبران کنند؛ برای همین هم اصلا امکان گفتوگو با آنان وجود ندارد. سلطنت اساسا موضوعی غیر استدلالی است و طرفداران آن هم بنا به آنچیزی که در طول این سالها دیده شده است، افرادی هستند که از حداقل اندیشه و تفکر هم برخوردار نیستند.













