گروه سیاست نامهنیوز: جلسه دوم مذاکرات ایران و آمریکا روز سهشنبه در ژنو برگزار میشود. این در حالی است که رویکردهای مقامات آمریکایی نسبت به روزهای گذشته تندتر شده و شخص دونالد ترامپ مسائلی را مطرح میکند که شاید به ظاهر در تضاد با هدف اصلی مذاکرات باشد؛ حالا پرسش آن است که دلیل چیست؟
فواد ایزدی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به «نامهنیوز» گفت: «سیاست ایالات متحده آمریکا طی ۴۷ سال گذشته بر این مبنا بوده است که هدف نهاییاش سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران است. با این حال، چون تحقق این هدف بهسادگی ممکن نیست، تلاش میکند از مسیر مذاکره، مؤلفهها و ابزارهای قدرت ایران را تضعیف یا سلب کند و سپس در گام بعدی بهسمت سرنگونی حرکت کند. در شرایط کنونی نیز بهدنبال آن هستند که بررسی کنند آیا میتوان توان موشکی ایران را محدود یا حذف کرد و برنامه هستهای کشور را تحت کنترل و مدیریت موردنظر خود درآورد».
او ادامه داد: «آمریکاییها همانگونه که در ۴۷ سال گذشته در رسیدن به این هدف ناکام ماندهاند، اینبار نیز با شکست مواجه خواهند شد. معیار تصمیمگیری برای حمله نظامی، موضوع مذاکره نیست و این دو الزاما به یکدیگر مرتبط نیستند. شاخص اصلی در تصمیم به اقدام نظامی، میزان کشتهشدن نیروهای نظامی آمریکاست. اگر برآورد کنند که حمله به ایران به جنگی منطقهای و پرهزینه منجر میشود و تلفات قابلتوجهی برای آنان در پی خواهد داشت، بهسمت اقدام نظامی نخواهند رفت. بنابراین، اصلِ وقوع یا عدم وقوع مذاکره، تعیینکننده حمله نظامی نیست».
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «من پیش از وقوع جنگ ۱۲ روزه هم میگفتم که حتی در میانه مذاکرات هم امکان حمله وجود دارد. زمانی که به این جمعبندی رسیدند که هزینه انسانی و نظامی سنگینی متوجه آنان نخواهد بود، دست به حمله زدند. در حمله پیشین، تعدادی از نیروهای عالیرتبه نظامی ما، چندین دانشمند هستهای و شماری زیادی از شهروندان جان خود را از دست دادند، در حالی که آمریکا حتی تلفات هم نداشت و اگر حالا نیز تصور کنند نیروهایشان کشته نمیشوند حمله خواهند کرد. ملاک اصلی برای حمله، برآورد هزینه انسانی و میزان تلفات احتمالی است. اگر در محاسبات امنیتی و نظامی خود به این نتیجه برسند که حمله گسترده با تلفات بالا برای آنها همراه خواهد بود، از چنین اقدامی صرفنظر میکنند. این موضوع در چارچوب محاسبات امنیتی و نظامی آنان ارزیابی میشود».
ایزدی در پایان گفت: «اگر ایران با محدودسازی توان موشکی خود موافقت کند، وضعیت کشور به شرایطی مشابه غزه تبدیل خواهد شد. به بیان دیگر، اگر مردم غزه نیز از توان موشکی برخوردار بودند، شرایط به شکل کنونی رقم نمیخورد و رژیم صهیونیستی بعد از ۱۲ روز جنگ را پایان میداد. از این رو، کسانی که پیشنهاد واگذاری یا حذف توان موشکی را مطرح میکنند، باید به پیامدهای امنیتی چنین تصمیمی توجه داشته باشند. درباره انجام یا عدم انجام مذاکره نیز باید توجه داشت که این تصمیم در اختیار یک فرد یا جریان خاص نیست، بلکه در چارچوب سازوکارهای رسمی کشور و در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ میشود که اکثریت اعضای آن شورا نیز متصل به دولتاند. با این حال، تکرار مداوم این گزاره که ایران خواهان جنگ نیست ممکن است این پیام را منتقل کند که ایران در موضع ضعف قرار دارد. به نظر من، این ذهنیت باید اصلاح شود؛ چراکه ایران در موضع ضعف قرار نگرفته است و به طور کلی زیاد صحبت کردن مقامات ایران از ضرورت مذاکره برای طرف مقابل این وهم را ایجاد میکند که ایران خواهان جنگ و حتی قادر به دفاع از خود نیست که چنین نیست و این نوع رویکردها باید اصلاح شود».