غزال زیاری- سالها و قرنهاست که بحثهای متعددی درباره وجود موجودات فرازمینی و مشاهده اشیای پرنده ناشناخته مطرح میشود و تا به امروز این موضوع به طور قطع تائید یا رد نشده است. در سالهای اخیر، این موضوع با عنوان «پدیدههای ناهنجار ناشناخته» (UAP) شناخته میشود و تدریجاً از یک موضوع حاشیهای و مرتبط با تخیلات علمی، به یک پرونده جدی امنیت ملی و تحقیقات علمی تبدیل شده است.
اوباما و تابوشکنی از پروندههای فرازمینی
یکی از سرشناسترین افرادی که اخیراً درباره اشیای پرنده ناشناخته صحبت کرده، باراک اوباما، چهل و چهارمین رئیسجمهور آمریکا بود که در این رابطه به این نکته اشاره کرده که موجودات فرازمینی وجود دارند ولی شخصاً آنها را ندیده است.
او در چند گفتگوی رسانهای، از جمله برنامه پربیننده «جیمز کوردن»، با لحن جدی و محتاطانهای تأیید کرد که ویدئوها و سوابقی از اشیا در آسمان وجود دارد که ماهیت دقیق آنها برای دولت و ارتش مشخص نیست.
نکته کلیدی در صحبتهای اوباما، تفکیک بین «مشاهده اشیای ناشناخته» و «اثبات وجود موجودات فضایی» است. او با شوخطبعی به این نکته اشاره کرد که هنگام ورود به کاخ سفید، اولین سوالی که از مقامات اطلاعاتی پرسید، این بوده که آیا آزمایشگاه مخفی یا مکانی برای نگهداری بقایای موجودات فضایی یا سفینههای آنها وجود دارد یا خیر. پاسخ رسمی که او دریافت کرد «نه» بود.
با این وجود، اوباما تأکید کرد که پدیدههایی که الگوهای حرکتی و مسیرهای پروازی آنها با هیچیک از فناوریهای شناختهشده بشری قابل توضیح نیست، واقعیت دارند. این اشیا بدون داشتن پیشرانه مرئی، با سرعتهای مافوق صوت حرکت کرده و مانورهایی انجام میدهند که هر خلبان یا پرتابه انسانی را متلاشی میکند. طبق گفته او، اگر ثابت شود که این اشیا، متعلق به تمدنهای فرازمینی هستند، این کشف منجر به اتحاد بشریت خواهد شد. چرا که تفاوتهای سیاسی و زمینی ما در مقایسه با عظمت کیهان، واقعاً کوچک و ناچیز است.
اوباما درعین حال یادآوری کرد که سیاستهایش همیشه بر این پایه بوده که ما موجودات کوچکی روی یک غبار شناور در فضا هستیم و باید با هم بهتر رفتار کنیم. این نگاه، موضوع فرازمینیها را از یک مسئله امنیتی صرف به یک چالش فلسفی و اجتماعی برای آینده تمدن بشری تبدیل میکند.
منطقه ۵۱ و رمزگشایی از توهم توطئه
برای دههها منطقه ۵۱ در ایالت نوادای آمریکا، قلب تپنده تئوریهای توطئه بوده است. خیلیها بر این باور بودند که دولت آمریکا در این پایگاه مخفی، در حال مهندسی معکوس سفینههای فضایی سقوط کرده است. اما اسناد خارج شده از سازمان CIA در سال ۲۰۱۳، تصویری کاملاً متفاوت و زمینیتر از این مکان ارائه داد که نشان میدهد منطقه ۵۱ در واقع یک سایت آزمایشی برای پیشرفتهترین هواپیماهای جاسوسی و شناسایی آمریکا در دوران جنگ سرد بوده است.
پروژه آکواتون که منجر به ساخت هواپیمای U-2 شد، اولین دلیل گزارشهای مشاهده یوفو در اطراف این منطقه بود.
در آن زمان هواپیماهای تجاری در ارتفاع ۲۰ هزار پایی پرواز میکردند ولی U-2 میتوانست به ارتفاع بیش از ۷۰ هزار پا برسد. بازتاب نور خورشید برروی بدنه نقرهای این هواپیما، برای ناظران روی زمین، مثل یک شی درخشان و غیرزمینی به نظر میرسید. در آن زمان ارتش آمریکا آگاهانه اجازه داد تا شایعات مربوط به بشقابپرندهها گسترش یابد؛ چرا که این پوشش بهتری برای مخفی ماندن هواپیماهای جاسوسی فوقسری آنها در برابر رادارهای شوروی بود.
توسعه هواپیمای A-12 OXCART، در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی هم در منطقه ۵۱ انجام شد. این هواپیما با بدنه تیتانیومی با سرعتی بیش از ۳ ماخ پرواز میکرد و سرعت و ارتفاع پروازیاش به قدری زیاد بود که خیلی از گزارشهای مردمی مبنی بر مشاهده اشیای پرنده سریع، دقیقاً با زمانبندی تستهای پروازی این پروژه مطابقت داشت.
پروژه ساخت و توسعه هواپیمای SR-71 Blackbird هم دقیقاً داستان مشابهی داشت. چرا که طراحی سیاه این هواپیما، به هیچ هواپیمای شناخته شدهای شبیه نبود.
درنتیجه بخش بزرگی از شواهد وجود فرازمینیها در این منطقه و در آن زمان، شاهکارهای مهندسی هوانوردی انسان برای مقاصد جاسوسی بود.
از شهادتهای تکاندهنده تا مومیاییهای بحثبرانگیز
در سال ۲۰۲۳، موضوع فرازمینیها به جلسات رسمی پارلمانهای ملی راه یافت. در آمریکا، شهادت دیوید گراش، افسر سابق اطلاعاتی نیروی هوایی، زلزله بزرگی در افکار عمومی ایجاد کرد. او با سوگند خوردن اعلام کرد که دولت آمریکا برنامهای چند دههای برای بازیابی و مهندسی معکوس اشیای پرنده سقوط کرده با منشأ غیرانسانی دارد و مدعی شد که نه تنها سفینههای سالم و آسیبدیده، بلکه بقایای اجساد خلبانان این سفینهها هم در اختیار دولت آمریکاست.
بعد از این ادعاها، خلبانهای سرشناسی مثل رایان گریوز و دیوید فِروِر هم شهادت دادند که با اشیائی موسوم به «تیکتاک» مواجهه نزدیک داشتهاند؛ اشیایی که پیشرانه یا بالی نداشتند ولی با سرعتی باورنکردنی در برابر پیشرفتهترین جنگندههای اف-۱۸ مانور میدادند. گرچه پنتاگون وجود چنین برنامههای مخفیانهای را تکذیب کرد، اما فشار کنگره برای شفافسازی و دسترسی به اطلاعات طبقهبندی شده به بالاترین سطح خود رسید.
همزمان در مکزیک، جیمی موسان، روزنامهنگار و یوفولوژیست، دو موجود مومیایی کوچک را در مقابل نمایندگان پارلمان به نمایش گذاشت و مدعی شد که اینها موجودات فرازمینی ۱۰۰۰ سالهای هستند. او با استناد به آزمایشهای DNA و کربن-۱۴ مدعی شد که این موجودات متعلق به تکامل زمینی ما نیستند؛ نمایش این مومیاییها با سرهای بزرگ و سه انگشت در هر دست، بازتاب جهانی وسیعی داشت؛ هرچند جامعه علمی با دیده تردید به آن مینگریست.

دیدگاه چهرههای سرشناس و دانشمندان
در بین شخصیتهای سرشناس، بیل نلسون، مدیر ناسا، یکی از مهمترین افرادی است که به این موضوع پرداخته. او بارها اعلام کرد که شخصاً معتقد است که با توجه به عظمت کیهان و وجود میلیاردها کهکشان، بعید است که ما تنها موجودات هوشمند کیهان باشیم. او در زمان مدیریتش در ناسا، تیمی تخصصی برای بررسی علمی گزارشهای یوفو تشکیل داد تا این موضوع را از حوزه تخیل خارج کرده و به حوزه دادههای سخت علمی وارد کند.
دکتر میچیو کاکو، فیزیکدان نظری مشهور هم که اخیراً درباره شیء بینستارهای جدیدی به نام 3I/ATLAS صحبت کرده، معتقد است که رفتار این شیء در هنگام عبور از نزدیکی خورشید، ممکن است یک کارت ویزیت کیهانی باشد و استدلال میکند که اگر این شیء انرژی بیشتری نسبت به قوانین شناختهشده فیزیک به دست بیاورد، نشاندهنده هدایت هوشمندانه آن است.
آوی لوب، استاد دانشگاه هاروارد هم با پروژه «گالیله» در حال جستجو برای یافتن تجهیزات تکنولوژیک فرازمینی در منظومه شمسی ماست و اعتقاد دارد ا که نباید احتمال فرازمینی بودن اشیایی مثل اوموآموا را به دلیل تابوهای فرهنگی نادیده گرفت.
همه این دانشمندان بر این باورند که ما باید با ابزارهای علمی مدرنی مثل تلسکوپهای پیشرفته و هوش مصنوعی، به دنبال پاسخ باشیم. آنها میگویند که نبود شواهد قطعی تا به امروز، به معنای نبودِ خودِ واقعیت نیست، بلکه شاید به این دلیل است که ما هنوز با ابزار درست یا در جای درست به دنبال آن نگشتهایم.

مخالفان و منتقدان: علم در برابر جنجالهای رسانهای
در جبهه مقابل، برخی شکاکان و دانشمندان تحلیلگر معتقدند که اکثر مشاهدات یوفو، توضیحات کاملاً زمینی و سادهای دارند. یکی از سرشناسترین این منتقدان، میک وست، ویدئوهای مشهور نیروی دریایی آمریکا را به دقت کالبدشکافی کرده و معتقد است ویدئوی «گیمبال» که به نظر میرسد که در آن یک بشقابپرنده در حال چرخش است، در واقع اثر حرارتی موتور یک جت دوردست است که به دلیل چرخش دوربین روی محور خود، به نظر میرسد که یکشی در حال چرخش است.
درعین حال کالبدشکافی علمی مومیاییهای مکزیک توسط باستانشناسان قانونی در پرو در ژانویه ۲۰۲۴، ضربه سختی به ادعاهای موجود بود. آزمایشها نشان داد که این موجودات نه فرازمینی هستند و نه حتی موجودات بیولوژیک واقعی؛ بلکه عروسکهایی ساخته شده از ترکیب استخوانهای حیوانات و استخوانهای انسانهای باستانی هستند که با چسبهای صنعتی مدرن به هم چسبانده شدهاند. این یافتهها نشان داد که آنچه به عنوان شواهد غیرقابل انکار ارائه شده بود، در واقع یک جعل هنری با استفاده از بقایای باستانی بوده است.
گزارش نهایی دفتر AARO پنتاگون در مارس ۲۰۲۴ هم تیر خلاصی بر اکثر این ادعاها بود. این گزارش با بررسی تمام اسناد دولتی از سال ۱۹۴۵ تاکنون، اعلام کرد که هیچ مدرک تجربی مبنی بر بازدید بیگانگان از زمین یا وجود تکنولوژیهای خارج از قوانین فیزیک یافت نشده است. این نهاد تأکید کرد که اکثر مشاهدات، ناشی از ناآگاهی از قلمرو است؛ یعنی افراد، به دلیل عدم شناخت دقیق، پدیدههای معمولی مثل بالنهای هواشناسی یا ماهوارههای استارلینک را به موجودات فضایی نسبت میدهند.

این روزها بحث موجودات فرازمینی در نقطه حساسی قرار دارد. از یک سو، مقامات عالیرتبهای مثل اوباما از وجود اشیای غیرقابل توضیح صحبت میکنند و خلبانهای نظامی از مواجهات روزانه خبر میدهند؛ از سوی دیگر، تحقیقات علمی دقیق و گزارشهای رسمی سازمانهای اطلاعاتی، اکثر این موارد را به خطاهای انسانی، پدیدههای جوی یا تکنولوژیهای نظامی محرمانه نسبت میدهند. دراین میان، آن چیزی که مسلم است، اشتیاق بشر برای یافتن پاسخی به این سؤال است که آیا ما تنها هستیم؟
حتی اگر مومیاییهای مکزیک جعلی باشند یا منطقه ۵۱ فقط یک مرکز تست هواپیما باشد، حقیقت پنهان در اعماق فضا همچنان به عنوان یکی از بزرگترین چالشهای علمی باقی مانده. تلاشهای ناسا برای علمیسازی این موضوع و پروژههایی مثل گالیله، نشاندهنده این است که ما در حال عبور از عصر تئوریهای توطئه به عصر دادهمحوری هستیم. آینده ممکن است نه در بشقابپرندههایی که در نوادا پنهان شدهاند، بلکه در سیگنالهای دریافتی از سیارههای دوردست یا تحلیل دقیق اشیای بینستارهای نهفته باشد.
بشر حالا بیش از هر زمان دیگری به ابزارهایی مجهز است که میتواند مرز بین واقعیت بیولوژیک و توهمات ساخته دست بشر را از هم تفکیک کند.
تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد و با پرتاب تلسکوپهای نسل جدید و افزایش شفافیتهای دولتی، احتمالاً در دهههای آینده به پاسخ قطعی دست خواهیم یافت. تا آن زمان، حفظ تعادل بین ذهن باز برای پذیرش احتمالات و نگاه شکاکانه علمی برای رد موارد جعلی، تنها راه منطقی برای حرکت در این مسیر پرپیچ و خم است. تلاقی سیاست، علم و امنیت ملی در موضوع یوفوها، نشاندهنده بلوغ تمدن ما در مواجهه با ناشناختههای کیهان است.
این گزارش براساس آخرین مستندات موجود تا به امروز تنظیم شده و نشان میدهد که هرچند هنوز دست دادن با یک موجود فضایی اتفاق نیفتاده، اما صحبتها در این باره، به شکل بازگشتناپذیری تغییر کرده است.
ما از انکار مطلق به مرحله «بررسی سیستماتیک» رسیدهایم و این گام بزرگی برای دانش بشری به شمار میآید. در این میان، حرفهای اوباما و تحلیل افرادی مثل میک وست، برای رسیدن به حقیقت ضروری هستند. شاید واقعیت عجیبتر از آن چیزی باشد که ما حتی در تخیلاتمان به عنوان موجودات فضایی تصور میکنیم. تمدنهای پیشرفته ممکن است نه در فضا، بلکه در ابعادی موازی یا از طریق فناوریهایی که هنوز برای ما جادو به نظر میرسند، در حال نظاره ما باشند و وظیفه ما به عنوان روزنامهنگاران و دانشمندان، جستجوی مداوم برای یافتن نوری در این تاریکی وسیع است.
منابع: nsarchive2، space، congress، mexiconewsdaily، theguardian و independent
۲۲۷۲۲۷













