عصر ایران؛ باران ستوده - یک دهه از درگذشت یکی از شاخصترین و در عینحال تاثیرگذارترین روزنامهنگاران خاورمیانه در قرن بیستم میگذرد.
او از جمله معدود خبرنگاران خارجی بهشمار میرود که هنوز در خاطره جمعی بسیاری از سیاسیون و دستاندرکاران نهضت ملیسازی نفت ایران و همچنین انقلاب 1357 حضور دارد.
نسلی که امروزه با عنوان پنجاهوهفتیها شناخته میشوند «محمد حسنین هیکل» را با تصاویر گفتوگو با آیتالله خمینی به یاد میآورند ، اما نسل قدیمیتر با سفر یک ماهه این روزنامهنگار مصری به ایران و حاضر شدن بربالین تیمسار حاجعلی رزمآرا پس از ترور و گپ و گفت با روحانیون در مسجد سپهسالار در سال 1951 .
هیکل آنقدر تحت تاثیر دکتر محمد مصدق قرار گرفت که چندین کتاب و مقالات خود را به تجربه این رهبر الهامبخش ایرانی ونهضت او اختصاص داد.
او پس از نگارش کتاب«ایران بر فراز آتشفشان»، در سطر سطر کتاب «بُریدن دُم شیر» که به روایت تجربه ملیسازی کانال سوئز اختصاص داشت، دکتر مصدق را الهامبخش این «حرکت بزرگ و تاریخی» توصیف کرد.
هیکل در مصر نیز چهرهای بسیار تأثیرگذار و مورد احترام بود، یاور و همراه جمال عبدالناصر، مرد شماره یک تاریخ معاصر سرزمین اهرام.
از این رو بسیاری او را همتراز«سیدحسین فاطمی» روزنامهنگار نزدیک به محمد مصدق ارزیابی میکنند.
این روزنامهنگار مصری قبل و بعد از انقلاب با آیتالله خمینی ملاقات و گفتوگو داشت. دیماه 1357(دسامبر 1978 در نوفل لوشاتو) و همچنین 28 آذر 1358 همزمان با اشغال سفارت ایالاتمتحده.
اما هیکل تنها در پی گفتوگو با رهبری نهضت نبود، به نظر میرسد او به صورت حرفهای تلاش داشت در دل توفان به تبیین و تفسیر حرکت انقلابی ایرانیان در سال 1357 بپردازد و به همین دلیل رودر رو با دانشجویانی که به قول وی به صفت «صادق و بیتجربه بودن» شهرت داشتند، به گفتوگو پرداخت.
همزمان با انقلاب ژوییه مصر-کودتای نظامی در سال 1952 که به سقوط ملک فاروق انجامید- هیکل به نزدیکترین مشاور ناصر تبدیل شد. او در حلقه اصلی تصمیمگیری وزیران قرار گرفت و این نزدیکی به مایه حسادت دیگران تبدیل شد، اما این قرابت باعث وداع او با شغل روزنامهنگاری نشد.
او همواره تلاش کرد تا یک روزنامهنگار باقی ماند و «سکان سردبیری روزنامه الاهرام» را دههها(1954-1977) حفظ کرد. او اگرچه از نزدیکان جمال عبدالناصر بود و روزنامهاش در طیف حامیان دولت قرار میگرفت، اما حمایت او در بسیاری از موارد ناقدانه بود، او حتی تلاش کرد تا مانع از تقدیس ناصر شود و در یکی از اقدامات خود با نگارش مقالهای جسورانه باعنوان«عبدالناصر یک افسانه نیست» در این مسیر گامی بلند برداشت.
رقابت روزنامههای جهانی بر سر قلم توانمند حسنین هیکل حاصل سالها تلاش و حضور بلاواسطه او در بطن ماجراهای خاورمیانه بود.
هیکل نه از پشت میز تحریریه بلکه ضمن حضور در «وجب به وجب» منطقه توانست دید شگرفی نسبت به حوادث پیدا کند به همین دلیل تحلیلهایش خواهان بسیاری داشت کما اینکه «مردم خاورمیانه» شواهد این سخن هیکل که سالها پیش گفته بود «امور خاورمیانه نهایتا طبق میل اسرائیل پیش خواهد رفت» را بارها به صورت عملی با تمام وجود حس کرده و تاوان آن را پرداخت کردند.
تجربه بیواسطه تحولات و حوادث از همان روز اول به انتخاب نخست «حسنین هیکل» تبدیل شد. این روزنامهنگار این اولویت را در جنگ جهانی دوم در روزنامه اجیپشن گازت (بزرگترین روزنامه خارجی زبان وقت مصر) به صورت عملی تجربه کرد.
هیکل در کتاب « درمیان مطبوعات و سیاست» به خوبی تلاش برای حضور در این عرصه را روایت کرده و در صفحه 18 مینویسد:« آن روز تاریخی هارولد ایرل (سر دبیر گازت و خبرنگار منچستر گاردین) ، من به همراه میخاییل فلتس، اکرام عبدالمجید و یوسف صباغ را فراخواند و زمانی که پیشنهاد خود مبنی بر گزارشگری جنگ جهانی دوم از نگاه یک مصری را مطرح کرد. من اعلام آمادگی کردم و در کسوت یک گزارشگر جنگ عازم میدان شدم. »
درخشش در «خبرنگاری جنگ» سیل پیشنهادها را به سمت او روانه کرد، از استاد محمد التابعی سردبیر«آخرساعه» تا علی امین سردبیر «اخبار الیوم». در نهایت با توصیه محمد التابعی، او به عرصه سیاست نزدیک شد. اما بعد از فروش امتیاز روزنامه«آخرساعه» به روزنامه اخبارالیوم باز گذرش به «مصطفی امین و علی امین» افتاد.
مدت زمان اندکی لازم بود تا هیکل متوجه شود که پرداختن سطحی به اخبار استعدادهای او را محصور کرده و باید سبک خود را تغییر دهد. به همین دلیل «رویکرد گزارشگری تحقیقی» را برگزید تا بیش از این خود را در فضای تحریریه حبس نکند.
گسترش بیماری «وبا» در مصر به یکی از مهمترین دغدغههای او در آن ایام بدل شد. همین امر هم سبب شد که هیکل کوله بارش را جمع کند و به عنوان خبرنگار اخبارالیوم عازم منطقه التور در «استان الشرقیه» شود. نتیجه کسب «جایزه فاروق» بود. افتخاری بزرگ برای روزنامهنگاران عرب زبان.
این نتیجه کافی بود که «هیکل» با «علی امین» مذاکره کند تا «رویکرد گزارش تحقیقی» را در خارج از مصر بیازماید و برخلاف پیشبینی بسیاری از همکارانش، سردبیر «اخبارالیوم» از این پیشنهاد استقبال کرد.
با این تحول، هیکل دیگر خبرنگاری نبود که تنها در مرزهای مصر محدود باشد. او به روزنامهنگاری بدل شده بود که میتوانست با حضور بیواسطه در بطن حوادث در مناطق مختلف دنیا با عهد به خط قرمزی به نام مخالفت با سانسور عینک یک روزنامهنگار مصری از به قدرت رسیدن مصدق تا کودتاهای بیپایان در منطقه و ترورهای سریالی را به تحلیل درآورد یا آنها را به سوژه گزارشهای تحقیقی خود تبدیل کند.
هیکل از همان ابتدا تلاش کرد تا رویکرد حرفهای را در انتشار اخبار در پیش بگیرد. به همین دلیل استراتژیهای متعددی را برای دفاع از هویت روزنامهنگاری خود انتخاب کرد:
1-ارائه تحلیل در ستون «بصراحه» در روزنامه الاهرام
2- تاکید برانتشار دقیق اخبار
3- نیازسنجی از مخاطبان و تأکید بر این نکته مخاطب تغییر کرده و نمیتوان همچون گذشته به رویدادها پرداخت.
4-پرداختن عمیق به رویدادها و اولویت قائل شدن برای گزارش تحقیقی
5-تعهد به خط قرمزی به نام مخالفت با سانسور
6- خودداری از نظارت بر «روزنامه الجمهوریه» بعد از انقلاب ژوییه مصر به دلیل پرهیز از ظاهر شدن در کسوت روزنامهنگار دولتی
7- اختلاف با جمال عبدالناصر در برابر دولتی کردن روزنامههای خصوصی، همچون «موسسۀ مطبوعاتی دارالهلال متعلق به آلزیدان » ،«موسسۀ مطبوعاتی الاهرام با مدیریت آل تقلا » ، «موسسۀ مطبوعاتی المقطم متعلق به آل نمر» (ص56)
8- ایستادگی در برابر جمال عبدالناصر به خاطر دخالت در امور داخلی روزنامۀ «اخبارالیوم»
9-اعطای پاداش به خبرنگاران از صندوق روزنامه و حتی حساب شخصی، برای تهیه گزارشهای تحقیقی قبل از ملی شدن روزنامهها در سال 1960
10- تشکیل مرکز مطالعات استراتژیک روزنامه سال 1968
11- تاکید بر این نکته که روزنامهنگار نباید تنها یک سیم رابط و یک بوق باشد.همچنین باید حد و مرز ارتباط خبرنگار با قدرت رعایت شود. (ص 193)
12- جذب کارآموزان جوان و آموزش آنان
13- تاکید بر ویراستاری دقیق و تلاش برای کاهش از غلطهای چاپی
14- پرداخت حقوق بالا به خبرنگاران
حسنین هیکل در هزاره جدید نیز هر چند پا به سن گذاشته بود، اما یادداشتها، تحلیلها و گفتوگوهایش هنوز برای بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیلگران خاورمیانه و جهانعرب جذاب و قابل تامل بود. او همچنین در دیپلماسی عمومی مصر نیز نقش پررنگی داشت.
در این زمینه میتوان به این نکته اشاره کرد که این روزنامهنگار باسابقه در سال 2007 یکی از میزبانان اصلی سیدمحمد خاتمی رییسجمهوری پیشین ایران در سفر به قاهره بود.
سرانجام این چهره رسانهای مصری در 17 فوریه 2016 چشم از جهان فروبست.