عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - دقیقه ۹۴، کرنر به سود استقلال اعلام شد. یاسر آسانی توپ را ارسال کرد و دروازهبان تیم قدرتمند اردنی، با اقتدار توپ را جمع کرد. حبیب فرعباسی، دروازهبان استقلال که جلو آمده بود، میتوانست در همان صحنه درس «خروج درست» را از گلر حریف یاد بگیرد. چند دقیقه قبلتر، در حالی که استقلال از حریف پیش بود، اشتباه او باعث شد بازی به تساوی کشیده شود و در نهایت، با توجه به پیروزی الحسین در دیدار رفت، استقلال در مجموع از حریف عقب بیفتد و حذف شود.
اگر دو بازیکن خارجی یعنی یاسر آسانی و آشورماتف را فاکتور بگیریم، تقریباً هیچکدام از بازیکنان استقلال با انگیزه پیروزی وارد زمین نشده بودند. نه اشتیاقی دیده میشد و نه کیفیتی در حد نام استقلال. نمایش آنها بیشتر شبیه انجام یک وظیفه اجباری بود تا جنگیدن برای صعود. این در حالی است که کافی است عملکردشان با بازیکنان تراکتور مقایسه شود؛ تیمی که بدون سرمربی، با انواع حاشیهها و مشکلات مدیریتی، توانست در سطحی بالاتر ظاهر شود و در لیگ نخبگان آسیا الغرافه را شکست دهد.
برخی بازیکنان باتجربه، از جمله روزبه چشمی، باید با احترام از استقلال جدا شوند. سن بالا رفته و کیفیت افت کرده است. استقلال جای آزمون و خطا یا میدان دادن احساسی به بازیکنانی که دیگر توان فنی لازم را ندارند نیست.
از سوی دیگر، درباره ساپینتو هم تردید جدی وجود دارد. او بهوضوح ثبات فکری ندارد. استقلال در زمین برنامه مشخصی نداشت و بیشتر شبیه یک تیم معمولی بود؛ تیمی که یکبار از روی نقطه پنالتی به گل رسید و بار دیگر با نبوغ فردی آسانی. این سؤال جدی مطرح است: مدیرانی که یکبار دیده بودند ساپینتو در حد و اندازه نام استقلال نیست، چرا دوباره به او فرصت دادند؟
استقلال امروز، بیش از هر چیز، قربانی تصمیمهای اشتباه مدیریتی و فقدان انگیزه و کیفیت در زمین است؛ مشکلی که اگر حل نشود، آیندهای هم برای این تیم متصور نخواهد بود.
هرچند حال که این یادداشت را می نویسم امیدی به اصلاح روند استقلال ندارم. استقلال بیش از یک باشگاه حرفهای تبدیل به تیمی شده که فقط پول بیشتری به نسبت زمان گذشته خرج می کند و اصلاح روندی رخ نداده که اگر داده بود، ساپینتو سرمربی این تیم نبود و امثال چشمی و فرعباسی در ترکیب اصلی آن نبودند.