به گزارش مشرق، حمله به مساجد، اماکن مذهبی و قرآنسوزی یکی از اقدامات هدفمند تروریستهای برانداز در وقایع اخیر دیماه بود که حقیقت تفکرات ویرانگر و خطرناک این جریان را برای جامعه ایران اسلامی آشکار ساخت. با این وجود مزدوران رسانهای حامی این جریان با توجه به اینکه نیاز به جذب مخاطب و حامیان بیشتری برای تحقق اهداف صهیونیستی خود داشتند در طول چهل روز گذشته تلاش کردند از اینگونه اقدامات در ظاهر اعلام برائت کرده و حتی آن را به نیروهای امنیتی و حامیان جمهوری اسلامی نسبت دهند.
طبیعتا جسارت عوامل نزدیک به نظام از جمله نیروهای امنیتی، نظامی، انتظامی و بسیج به مقدسات در متن جامعه باورپذیر نبود، با این وجود در سناریوی اینترنشنال تلاش شد اینگونه روایت شود که نظام برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و پراکنده کردن معترضان از اطراف براندازان خود نسبت به آتش زدن مساجد و اماکن مذهبی یا حتی قرآن و کتب مقدس اقدام کرده تا جامعه مذهبیون معترض را به صف حامیانش ملحق کند!
این توجیه مضحک و پوشالی البته آنقدر سست و دور از واقعیت بود که برای تکذیب و انکار آن نیازی به استدلال و مباحثه منطقی نبوده و نیست، اما معالاسف باید پذیرفت که افراد معدودی ممکن است تحت تاثیر چنین دروغهای بین و آشکاری با تلقین رسانههای صهیونیستی قرار گیرند.
انقلابی برای دفاع از اسلام
سوال اول این است که مگر ریشه اصلی وقوع انقلاب اسلامی، باورهای دینی و اعتقادی جامعه ایران و مخالفت قشر مذهبی با رویکرد و اقدامات سکولار و دینستیزی خاندان پهلوی نبود؟ عیاشی و بیبند و باری محمدرضا و خانوادهاش، وضعیت شرمآور خیابانها، شهرها و حتی سواحل شمال و جنوب ایران، کابارهها و مراکز فساد و شرب خمر و تلاش در مسیر ایجاد تقابل بین تاریخ و فرهنگ ایرانی در مقابل ارزشها و آموزههای اسلامی از جمله آشکارترین اقدامات این خاندان در مسیر مقابله و جنگ با اسلام بود، همانطور که رضا قلدر با ممنوعیت حجاب و برگزاری مراسم عزاداری و حتی حمله مزدورانش به بانوان محجبه و عزاداران، علنا علیه اسلام و تشیع اعلام جنگ کرد؟
حالا بازماندگان و حامیان همین خاندان و تفکر، اهانت به مساجد، تکایا و حسینیهها و بیحرمتی به قرآن را انکار میکنند و به نظام اسلامی حاکم در ایران نسبت میدهند؟
قرآن سوزان از غزه تا ایران
سوال دوم به تحلیل معادلات، وضعیت موجود و خاستگاه و منبع قدرت بازگرداندن پهلوی به صحنه سیاسی ایران بازمیگردد. فرزند شاه مخلوعی که در همه این سالها نانخور آمریکا و اسرائیل اسلامستیز بوده، همزمان با قتلعام کودکان مسلمان غزه به دستبوسی نتانیاهوی جنایتکار در سرزمینهای اشغالی میرود، در برابر دیوار ندبه مناسک آیین یهود را اجرا میکند و حتی برخلاف پدرش حاضر به حفظ ظواهر اسلامی هم نیست، چگونه میتواند به جلب حمایت جامعه مذهبی ایران امیدوار باشد و خودش و حامیانش را از اتهام دینستیزی و توهین به مقدسات تبرئه کند؟
کسانی مسئولیت حمله به مساجد، اماکن مذهبی و قرآنسوزی را به گردن نمیگیرند و آن را به حامیان جمهوری اسلامی نسبت میدهند که در طول دو سال گذشته جدیترین حامیان رژیم جنایتکار اسرائیل بودند و از قتلعام مسلمانان، ویرانی مساجد و سوختن قرآنها در غزه اظهار شادمانی میکردند و مدعی بودند کودکان فلسطینی به جرم مسلمان و عرب بودن سزاوار دلسوزی و ترحم نیستند.
مظلومیت ماندگار مدافعان حرم
سوال سوم این است که در تاریخ ۴۷ ساله نظام جمهوری اسلامی ترویج و تبلیغ مناسک و مراسم و توسعه اماکن مذهبی با کدام مقطع از تاریخ ایران قابل قیاس بوده که بتوان این نظام را به چنین تهمت بزرگی متهم کرد؟ غیر از این است که بزرگترین و باشکوهترین مراسم تاریخ اربعین حسینی، گستردهترین مراسم عزاداری ماههای محرم و صفر، تکریم و تعظیم زیارتگاههای مقدس اهل بیت (ع) در ایران و حتی در خاک عراق، ساخت، ترمیم و تعمیر مساجد، تکایا و حسینیهها در طول همین ۴۷ سال گذشته بیش از هر زمان دیگری در ایران رقم خورده و حاکمیت، حامی کنشهای مذهبی جامعه در مناسک و مراسم مذهبی و آیینی بوده است؟
سوال چهارم به عوامل و عناصر اجرای این توطئه شوم بازمیگردد که اینترنشنال وانمود میسازد نیروهای امنیتی، بسیج و حامیان انقلاب اسلامی دست به چنین اقدامی زدهاند، درحالیکه طی نیم قرن گذشته خون مطهر و پاک حامیان همین انقلاب اسلامی در ایران، لبنان، عراق، سوریه، یمن، افغانستان و پاکستان در دفاع از حریم قرآن و اهل بیت (ع) ریخته شد.
شهدای مدافع حرم که برای حفاظت از امنیت بارگاه مطهر حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) در سوریه و در دفاع از عتبات مطهر عراق شربت شهادت نوشیدند، بزرگترین دلیل پیوند حامیان جمهوری اسلامی با قرآن و اهل بیت (ع) نبوده و نیستند؟ آیا امروز دوستان و برادران همان شهدا در سپاه، بسیج، ارتش و نیروهای امنیتی و انتظامی را میتوان به سوزاندن مسجد و قرآن متهم کرد؟
گذشته از اینکه تصاویر، فیلمها و مدارک مشخص و مستند اغتشاشات اخیر و اعترافات عاملان به خوبی نشان میدهد چه کسانی با چه تفکر و باوری قرآن میسوزانند، مسجد آتش میزنند، به ساحت مقدسات اسلام و تشیع بیاحترامی و هتک حرمت میکنند، در پیامهای متعدد و مکرر ویدئویی میگویند مشکل ما نه جمهوری اسلامی که خود قرآن و اسلام است و در این مسیر چندین مدافع حرم مساجد و تکایا از نیروهای بسیج و متدینین را به شهادت رسانده، جوانان مدافع مساجد را زنده زنده در آتش خشم و نفرت اسلامستیزان سوزاندند.
وقتی کریمی، عملیات اینترنشنال را خنثی کرد
اما پنجمین و اصلیترین سوال به فضاحت دوباره و کنشهای ابلهانه سلبریتی خودفروخته صهیونیست، علی کریمی بازمیگردد. محتوای شرمآور اخیر منتشر شده از جانب کریمی، یکی از اصلیترین حامیان و مبلغان رضا پهلوی که تهدید کرده در مقابل اعدام هر کدام از تروریستها، یک قرآن را به آتش میکشد، دیگر هیچ ابهام و سوال دیگری در این سناریو باقی نمیگذارد.
زمانی که علی کریمی که کنشهای سیاسی خودش را از ابتدا با توهین به عزاداران سیدالشهدا (ع) آغاز کرد، در ادامه به صف حامیان یزید پیوست و گفت یزید در جنایاتی که علیه خاندان اهل بیت (ع) انجام داده حق داشته و حالا علنا میگوید که قصد آتش زدن قرآن را دارد، چگونه میتوان اهانت به اماکن مذهبی و کتاب آسمانی مسلمانان را به دیگران نسبت داد؟
این چهره بدون روتوش حامیان پهلوی است که در طول یک قرن گذشته از زمان جد ملعون تا پدر مخلوعش اصلیترین دشمنان اسلام، اهل بیت (ع) و قرآن بودهاند. جهالت مزدوران نادانی مانند کریمی باعث شده که حتی ظاهرسازی و عملیات فریب اینترنشنال هم بیفایده باشد و هرچه اتاق فکر سلطنتطلب تلاش میکند در ظاهر به جامعه مذهبی ایران اعلان جنگ نکند و شعار جدایی دین از سیاست سر بدهد، امثال علی کریمی اینگونه اقدامات را خنثی کرده، فریاد دینستیزی میدهد، همانند همان حامی دیگر پهلوی که در سخنرانی خودش اعلام میکند همه روحانیون، مذهبیون و مسلمانان ایران را دار میزنیم، به آتش میکشیم، هیچ هیأتی در ایران برگزار نخواهد شد و اسلام را در این کشور ریشهکن خواهیم کرد!
توئیت اخیر علی کریمی، چهره حقیقی جریان اسلامستیز و صهیونیست پهلوی و سایر براندازان را بیش از هر زمان دیگری بدون روتوش نمایان کرد، اقدامی که بدون تردید موجب تجدیدنظر برخی از فریبخوردگان خواهد شد و این حقیقت غیرقابل انکار را آشکار میکند که حامیان پهلوی و مخالفان جمهوری اسلامی نهتنها به دنبال تغییر حکومت در ایران هستند که هدفی به جز نابودی ریشههای اسلام و قرآن در ایران اسلامی ندارند.
در بخش های مختلف جامعه نارضایتی و گلایههای متعدد اقتصادی و معیشتی وجود دارد که نحوه اداره کشور و عملکرد دستگاههای اجرایی را در شأن ایران اسلامی و شعار عدالتخواهی جمهوری اسلامی نمیدانند، بسیاری از آنها زمانی که رفتارهای تروریستی دشمن اسلام و قرآن را میبینند، با جان و دل و تمام وجود به میدان می آیند.













