اختلاف ترامپ و کنگره بر سر حمله به ایران؛ واقعیت قانونی یا بازی سیاسی؟
این روزها و با بالاگرفتن تنشها میان ایران و آمریکا، برخی مدعی شدهاند که ترامپ برای آغاز جنگی جدید نیاز به مجوز کنگره دارد. در اینباره «امیرعلی ابوالفتح» کارشناس مسائل آمریکا، در گفتوگو با خبرگزاری آنا، درباره اختلاف میان رئیسجمهور آمریکا و کنگره بر سر مجوز حمله احتمالی به ایران گفت: «کنگره از لحاظ قانونی تنها نهادی است که حق اعلان جنگ دارد، اما در عمل رئیسجمهور اختیار اقدام نظامی فوری دارد و تلاش برخی نمایندگان برای محدود کردن او بیشتر جنبه سیاسی و نمایشی دارد و کمتر میتواند مانع عملی اقدامات رئیسجمهور شود».
وی با اشاره به سازوکار قانونی ایالات متحده در زمینه جنگ و اقدام نظامی ادامه داد: «بر اساس قانون اساسی آمریکا، تنها کنگره حق اعلام جنگ دارد و این اختیار در اصل بر عهده سنا است. با این حال، تاریخ نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا در بسیاری از موارد بدون مجوز رسمی کنگره اقدام نظامی انجام داده است».
کارشناس مسائل آمریکا یادآور شد: «در طول تاریخ، از میان ۲۶۷۰ جنگ و عملیات نظامی که آمریکا در آن دخیل بوده است، تنها پنج مورد با اعلام رسمی جنگ توسط کنگره همراه بوده است. در بقیه موارد، دولت و رئیسجمهور به طور مستقل اقدام کردهاند و کنگره مانع عملیات نشده است. این نشان میدهد که قانون اساسی به صورت رسمی حق کنگره را برای اعلام جنگ مشخص کرده، اما در عمل اختیار گستردهای برای رئیسجمهور آمریکا در شرایط فوری وجود دارد».
ابوالفتح ادامه داد: «در دهه ۱۹۷۰، کنگره تحت عنوان «قطعنامه اختیارات جنگ» قانونی تصویب کرد تا مشخص شود رئیسجمهور در چه شرایطی میتواند بدون مجوز کنگره عملیات نظامی انجام دهد. طبق این قانون، رئیسجمهور باید ظرف دو تا سه روز پیش از آغاز عملیات، کنگره را در جریان قرار دهد و اقدامات نظامی بیش از ۶۰ روز بدون اجازه کنگره نمیتواند ادامه یابد. این قانون همچنین تعیین میکند که رئیسجمهور باید دلایل اقدام نظامی را به کنگره ارائه دهد و در صورت نیاز، کنگره میتواند مداخله کند».
وی افزود: «با این حال، هیچگاه در تاریخ آمریکا، کنگره نتوانسته است در صورت تهدید فوری، رئیسجمهور را از اقدام نظامی منع کند؛ حتی تلاشهای کنگره برای محدود کردن اقدامات رئیسجمهور در عمل نتیجهای نداشته است و بیشتر جنبه نمادین و سیاسی دارد».
******
صالحی:باید تکلیف روابط بین الملل خود را معلوم کنیم
علی اکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی و یکی از معماران برجام، گفت و گویی را با ویژهنامه نوروزی روزنامه اطلاعات انجام داده که او طی این مصاحبه، اظهاراتی را درباره ریشههای بحرانهای سیاسی در کشور، جنگ ۱۲ روزه انجام داده و دیگر مسائل انجام داده. نکته قابلتوجه این مصاحبه، جایی است که صالحی همچون حسن روحانی مدعی میشود پس از عملیشدن برجام، شعارهایی که روی موشکها نوشته شده بود تحریکآمیز تلقی میشد و بحرانهایی را ایجاد کرد! این در حالی است که منطق حاکم بر روابط بینالملل و معاهدات بینالملل فارغ از این تصورات سطحی است و اینگونه اظهارات شاید بیشتر برای پوشاندن ضعفهای فاحش برجام باشد که آمریکا را به سمت خروج بیهزینه از آن و بازگرداندن تحریمها هدایت کرد. بخشهایی از اظهارات علیاکبر صالحی به شرح زیر است:
* واقعیت این است که مسائل داخلی ما متأثر از مسائل خارجی ماست و بالعکس؛ یعنی مسائل داخلی و خارجی تأثیر متقابل روی هم دارند. ما اگر میخواهیم مشکلاتمان حل شود باید از مسائل خارجیمان شروع کنیم؛ یعنی باید تکلیف مسائل بینالمللی خودمان را روشن کنیم. این تعامل متقابلی که الان با دنیا داریم به این شکل قابل ادامه نیست، چون ما را روز به روز ضعیفتر و تنهاتر میکند، لذا برای اینکه از این بنبست بیرون بیاییم، باید بنشینیم و تکلیف روابط بینالمللی خودمان را روشن کنیم.
. اختلافنظر ما با کشورها نباید ما را از آنها دور کند چون ما اشتراکات قابل توجهی نیز با هم داریم و میتوانیم روی این اشتراکات سرمایهگذاری کنیم.
توصیه بنده این است همانطور که طرف های مقابل ما شعارها و شوخی های سیاسی ما را جدی می گیرند و روی آن مانور می دهند، ما نیز توجه داشته باشیم که تهدیدها و حرف های جدی آنها را شوخی یا بلوف تلقی نکنیم.
* متاسفانه برجام مورد بی مهری عده ای در داخل کشور قرار گرفت. برجام یک بخش سیاسی و حقوقی داشت که برعهده دکتر ظریف بود و یک بخش فنی داشت که بر عهده بنده بود ولی متاسفانه هر آنچه دلشان خواست در داخل علیه برجام گفتند.
* درست بعد از عملیاتی شدن برجام، شعارهایی حساب نشده روی موشکهایمان نوشتیم که از منظر افکار عمومی بین المللی، تحریک آمیز تلقی می شد. فراموش نکنیم که آنها شعارهای ما را جدی میگیرند. بعد از آن نیز در داخل، برخی از مشاورانی که در مذاکرات برجام صادقانه شرکت داشتند و بسیار هم سلیمالنفس بودند، به خیانت متهم شدند.
* مجموعه سیاستهای ما از ابتدای انقلاب، ما را به اینجا رساند و جنگ ۱۲ روزه را سبب شد. اما جنگ ۱۲ روزه یک حقیقت را ثابت کرد که ما همه قائم به ایران هستیم. اگر این عمود خیمه و یا این ظرفی که به نام ایران است بشکند، همه زیان خواهیم دید. من حتی این پیام را به هموطنان ایرانی مقیم خارج نیز میدهم که نگذارید این ظرف بشکند یا حتی ترک بردارد چون در آن صورت ما دیگر هویتی نخواهیم داشت.
* وظیفه همه ایرانیان این است که این ظرف را حفظ کنیم چون ما مظروف آنیم. این را هم اشاره کنم که اگر ما در داخل اجازه میدادیم گروههای معارض سیاسی براساس قانون اساسی شکل بگیرند به شرطی که سلاح در دست نگیرند، نه در داخل مشکلی پیش میآمد و نه ایرانیان خارج از کشور با خلاء مواجه میشدند. حتی اگر صداوسیمای ما نیز اجازه میداد اینگونه گروهها حرفشان را بزنند، افکار عمومی صیانت پیدا میکرد.
******
اکسیر پیشدستانه
روزنامه وطنامروز نوشت:
تاکید ایران بر اقدام پیشدستانه نظامی، طبق دکترین جدید دفاعی کشور است. نیروهای مسلح ایران اکنون در آمادهباش کامل به سر میبرند. همه چیز برای یک واکنش فوری همهجانبه و فراگیر به هر نوع تهاجمی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی آماده است. شورای دفاع، طرحها و سناریوهای مختلفی متناسب با هر نوع حمله احتمالی به ایران طراحی کرده است. دستورات لازم به همه سطوح فرماندهی در نیروهای مسلح داده شده تا در صورت لزوم، سناریوهای مختلف اجرا شود. بانک اهداف ایران تکمیل است و تاکتیکهای مختلف برای حمله به این اهداف نیز طراحی شده است. به عبارتی، اکنون دست ایران روی ماشه است و چکاندن ماشه، بستگی به رفتار طرف مقابل دارد.
در چنین شرایطی که نیروهای مسلح ایران در آمادهباش صد درصدی قرار دارند، همه چیز برای انجام اقدام پیشدستانه کاملا فراهم است. با توجه به احاطه و رصد لحظهای آرایش طرف مقابل، ایران این قابلیت را دارد که برآورد دقیقی از اقدامات احتمالی داشته باشد. به همین خاطر در صورتی که جمعبندی نیروهای مسلح ایران این باشد که طرف مقابل در آستانه انجام حمله است، همه چیز برای اجرای سناریوی اقدام پیشدستانه فراهم است. آنچه از شواهد و قرائن پیداست، اقدام پیشدستانه نه یک تهدید، بلکه یک راهبرد مهم و موثر در دکترین دفاعی ایران است. به عبارتی، ایران اقدام پیشدستانه را نه اقدامی برای مقابله با تهدید، بلکه به مثابه فرصتی برای تغییر معادله جنگ میپندارد.
به همین خاطر طی هفتههای اخیر، هر بار که ایران موضوع اقدام پیشدستانه را مطرح کرده، طرف مقابل متوجه شده این تهدید کاملا معتبر است و ایران آمادگی اجرای اقدام پیشدستانه را دارد. رئیسجمهور آمریکا شامگاه پنجشنبه گذشته به وقت تهران، در اظهار نظری تهدیدآمیز از یک بازه زمانی ۱۵ روزه برای حصول توافق در مذاکرات با ایران خبر داد. در واقع دونالد ترامپ با این اظهارنظر، یک بازه زمانی مشخص برای حمله احتمالی به ایران مطرح کرد. این اظهارنظر ترامپ که در راستای تشدید فشار بر ایران و تحمیل خواستههای آمریکا به طرف ایرانی مطرح شد، یک اشتباه بزرگ محاسباتی از سوی رئیسجمهور آمریکا بود، چرا که زمینه و بستر لازم را برای اجرای اقدام پیشدستانه ایران فراهم آورد.
قطعا پنتاگون با توجه به آرایش دفاعی و تحرکات مستمر نیروهای مسلح ایران، به آمادگی ۱۰۰ درصد ایران برای هر گونه اقدام تهاجمی یا دفاعی پی برده است. به همین خاطر، طرح موضوع اقدام پیشدستانه از سوی ایران، یک تهدید کاملا جدی و معتبر است. کما اینکه پیش از این نیز طرح موضوع اقدام پیشدستانه از سوی ایران، باعث عقبنشینی آمریکا از تهدیدات نظامی علیه ایران شد. نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای دفاع ایران، شامگاه جمعه با انتشار مطلبی، با استناد به زمانبندی ۱۰ تا ۱۵ روزه ترامپ برای حصول توافق، از احتمال اقدام پیشدستانه ایران خبر داد. در واقع ایران بازه زمانی اعلامی ترامپ را به عنوان سندی درباره زمان حمله احتمالی آمریکا محاسبه کرده و حق خود میداند در برابر این تهدید علنی، اقدام پیشدستانه انجام دهد.
******
سبد معیشت را مبنای دستمزد کارگر کنید
روزنامه جوان نوشت:
نگاهی به رقم سبد معیشت خانوار نشان میدهد از فروردین ماه تاکنون بارها رقم این سبد تغییر کرده، در حالی که مزد کارگران در این مدت ثابت مانده است. به عنوان مثال این سبد برای یک خانواده سهنفره، تیر ماه امسال از ۱۱میلیونتومان عبور کرده و در دی ماه به بیش از ۱۴میلیونتومان رسیده است و پیشبینی میشود بعد از اصلاح اقتصادی دولت اکنون این رقم به دو برابر افزایش یافته است. به گفته صاحبنظران حوزه کار، در سالهای اخیر اگرچه تورم در محاسبه مزد لحاظ شده، اما بند دوم قانون یعنی لحاظ هزینه واقعی زندگی اغلب به شکل ناقص اجرا شده است. این موضوع باعث شده است حقوق و مزایای دریافتی کارگران با هزینههای واقعی زندگی فاصله قابل توجهی پیدا کند.
اگر تعیین دستمزد سالانه کارگران مطابق بند دوم ماده۴۱ قانون کار انجام شود و هزینههای واقعی سبد معیشت خانوار مبنای آن قرار گیرد، بخشی از فشارهای اقتصادی از دوش کارگران برداشته میشود؛ موضوعی که سالهاست دولت و کارفرمایان از انجام آن شانه خالی میکنند. در این خصوص، جمعی از کارگران و بازنشستگان مشمول قانون کار با راهاندازی یک کارزار، خواستار اجرای بیقید و شرط ماده۴۱ قانون کار و تعیین حداقل دستمزد بر مبنای سبد معیشت شدند؛ مطالبهای که به گفته امضاکنندگان، بیتوجهی به آن شکاف عمیق میان مزد و هزینههای زندگی را تشدید کرده است.
فعالان این حوزه میگویند اجرای عادلانه بند دوم ماده۴۱ قانون کار (تعیین مزد بر مبنای نرخ تورم و هزینه سبد معیشت) میتواند نخستین گام مؤثر در راستای کاهش نابرابری و بهبود وضعیت معیشتی کارگران باشد. در سالهای اخیر، فاصله میان حداقل دستمزد مصوب و هزینههای واقعی زندگی به یکی از اصلیترین دغدغههای کارگران و بازنشستگان مشمول قانون کار تبدیل شده است. افزایش مستمر قیمت کالاهای اساسی، مسکن و خدمات عمومی در حالی ادامه دارد که معیارهای قانونی پیشبینیشده برای تعیین مزد، بهویژه توجه به «سبد معیشت»، عملاً در تصمیمگیریها نادیده گرفته میشود. امسال بعد از هفتهها برگزاری جلسه در شورای عالی کار، هنوز سبد هزینه میانگین خانوار کارگری تعیین نشده است.
******
آقای پزشکیان! با رسانه ها گفتگو کنید
قرار است که به زودی مشروح گفتوگوی صریح مسعود پزشکیان با ماشاالله شمسالواعظین، بیژن عبدالکریمی، و محمدرضا جلاییپور - که عمده آنها حامیان دولت هستند - منتشر شود. دفتر رئیسجمهور پیش از این هم گفتوگویی را با حضور محمدعلی ابطحی، علیرضا معزی، و عبدالله گنجی ترتیب داده که دو نفر آنها نیز از حامیان دولت بودند. در پی انتشار خبر گفتوگوی اخیر، سایت فرارو از سایتهای حامی دولت در مطلبی با عنوان «شوخی میکنید آقای پزشکیان؟!» نوشت:
«سؤال اصلی درباره این گفتوگو و خروجی آن، میتواند این باشد که دقیقاً قرار است کدام بخش از مسائل جامعه را با کدام زاویه نگاه حل کند؟ ابتدا به پرسشگران بپردازیم؛ شمسالواعظین اگرچه به خاطر سوابقش مورد احترام بخش قابل توجهی از جامعه مطبوعاتی است، اما در حال حاضر در شورای اطلاعرسانی دولت عضویت دارد. مواضع بیژن عبدالکریمی هم که مشخص است و جلاییپور هم از بهمن ۱۴۰۳ تا مهر ۱۴۰۴، قائممقام معاونت راهبردی (با حکم ظریف) بود و در تیم پزشکیان تعریف میشود. این سه نفر با این مشخصات، مقابل پزشکیان نشستند و او را به چالش کشیدند یا به تعریف و تمجید از سیاستهایش- همانطور که دیگر اعضای تیم رئیسجمهور در فضای مجازی و رسانه به ان اشتغال دارند- پرداختند؟ یا تلاش کردند ژست حامی منتقد را بگیرند؟
سؤال دوم این است که این مدل گفتوگوها، قرار است جای روبهرو شدن پزشکیان با رسانهها را بگیرد؟ زمان زیادی باقی نمانده تا دولت چهاردهم وارد سومین سال عمر خود شود. اما از آغاز کار تا امروز، آقای رئیسجمهور صرفاً ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ یک نشست خبری با رسانهها داشت و دیگر هیچ. چند ماه قبل قرار بود دومین نشست هم برگزار شود که تا امروز خبری نیست.
آیا در دوران دولت چهاردهم تا امروز، اتفاقات کمی رخ داده که نیازی به روبهرو شدن پزشکیان با رسانهها نیست؟ جنگ را پشت سر نگذاشتیم؟ بار دیگر ذیل تحریمهای شورای امنیت نرفتیم؟ اعتراضاتی رخ نداد که با چند هزار کشته، مجروح و بازداشتی همراه باشد؟ دو بار پای میز مذاکره با آمریکای ترامپ نرفتیم؟ بحران اقتصادی تشدید نشد؟ در تمام این بزنگاهها، آقای پزشکیان یا به سخنرانی و پرسش و پاسخ در مراسمهای مختلف پرداخت، یا در نشستهای دستچین شده حاضر شد، یا پاسخهایی کپسولی در حاشیه حیاط دولت به خبرنگاران داد، یا یکطرفه از طریق صداوسیما با مردم حرف زد.
******
رقاصی در قبرستان و چاقوکشی در دانشگاه!
محسن مهدیان در روزنامه همشهری نوشت:
فیلمهای رقص بالای سر قبر جانباختگان را که دیدم، بیش از هر چیز دلنگران خود عزاداری شدم و از آن هم بیشتر دلنگران متوفی. هرقدر میخواهید برقصید، اما متوفی ـ هر که باشد ـ حرمت دارد. حرمت او امروز دعاست، قرآن است، صلوات است. نیازش خیرات است؛ وگرنه هرقدر خواستید برقصید. فیلمهای فحاشی و چاقوکشی در دانشگاه را هم دیدم و همان حس به من دست داد. اینجا مگر دانشگاه نیست؟ مکان علم حریم ندارد؟ دانشگاه اگر حرمت نداشته باشد، چه چیزی در این سرزمین حرمت خواهد داشت؟ واقعیت این است که دشمن نخستین چیزی را که میگیرد، «هویت» است؛ هویت خودمان، خاکمان، دینمان و ریشهمان. بیهویتی است که به توهین به پرچم و قرآن و دعا و مسجد میانجامد. انسان وقتی از هویت تهی شد، مرزها فرو میریزد؛ تا آنجا که دیگر نه حرمتی میماند و نه خط قرمزی.
جریان ضدوطنی خارجنشین را ببینید. اگر دست به هر کاری میزند ـ از دعوت به تحریم اقتصادی گرفته تا استقبال از فشار نظامی علیه کشور خودش ـ ریشه در نداشتن هویت دارد. تعلقی به این خاک و این مردم ندارد و طبیعی است که لبالب از شیادی شود. و یا به اربابان همین انسانهای حقیر نگاه کنید. یک سو کودککشی در غزه را رقم میزنند و سوی دیگر تعرض به کودک در جزیره اپستین. فاصله خونریزی در غزه تا خونخواری در جزیره اپستین را «بیهویتی» پر میکند. بیهویت شدی، هویتت شیطان میشود. اصلا سبک اهریمن این است که تو را تهی از خود کند تا خودش را پر کند. چنین جریانی همان گسست را اینجا هم تبلیغ و ترویج میکند. خاطرتان هست نخستین صحنههای آغاز آن اغتشاشات چه نمادی داشت؟ همان عکس معروف در کف بازار؛ تصویری که با سرعت قهرمانسازی شد و بهعنوان «پسر شجاع ایران» دستبهدست شد. بعدها مشخص شد که پشت پرده ماجرا و فرد قهرمان، یک شیطانپرست تمامعیار است.
جمع بیهویت خاصیت مسخکنندگی دارد؛ بهویژه وقتی هدایتش در دست جریانهای مزدور و نفوذی باشد. اما دقت کردهاید هرکس را از آن جمع بیرون بیاورند، اغلب میگوید: «نفهمیدم چه شد.» به هویتش که برمیگردد، تازه خودش را میبیند. اینجا همانجاست که رهبر انقلاب میگویند فرزند ماست؛ چون هویت دارد. وارد پروسه بیهویتیاش میکنند که سنگ بزند و فحش دهد. در برخی صحنههای آشوب دیدیم که عدهای مسکرات و مواد مصرف میکنند. چرا؟ برای اینکه بیخود شوند، بیهویت شوند و از «خود» فاصله بگیرند. اما حقیقت این است که این بیخودی فقط با ماده آغاز نمیشود؛ از ذهن شروع میشود؛ از رسانههای اجتماعی.
پس راه چیست؟ راه، فریادزدن هویت است. یادآوری مرزهاست. حفظ حرمتهاست. بازگرداندن انسان به «خود» اصیلش؛ به خاک، به عقل، به ایمان، به حرمت. اگر هویت بماند، حرمت هم میماند و جامعهای که حرمت دارد، سقوط نمیکند. اینجاست که «چه باید کرد» در فریادزدن هویت در شبکه اجتماعی است. اینکه نظام حکمرانی چه نقصهایی دارد به کنار، اما نقش من و ما در کمککردن به فرزندان این خاک، فریاد هویت است.
******
هر جنگی آغاز تغییر موازنه جهانی خواهد بود
شبکه المیادین به نقل از «یک منبع نزدیک به مراکز تصمیمگیری در ایران» نوشت: «هرگونه جنگ علیه ایران، آغازگر مسیری حتمی برای فروپاشی نظم جهانی خواهد بود».
این منبع ایرانی به خبرنگار المیادین در تهران گفت: «هرگونه جنگ، راه را برای دیگر قدرتها باز خواهد کرد تا از این تحول برای اجرای برنامههای ژئوپلیتیکی خود بهرهبرداری کنند».
به گفته این منبع ایرانی،«وقوع چنین جنگی باعث ایجاد تحولات بنیادین در محاسبات هر دو کشور چین و روسیه خواهد شد و ممکن است مسکو و پکن را به سمتی سوق دهد که برای تحمیل واقعیتهای جغرافیایی جدیدی که در خدمت منافع آنهاست، اقدام کنند.
این منبع ایرانی تأکید کرد: «هرگونه رویارویی نظامی علیه ایران در مرزهای آن محدود نخواهد ماند، بلکه موازنه کل صحنه بینالمللی را دگرگون خواهد کرد».
او همچنین خاطرنشان کرد که فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا، استیو ویتکاف، «طرف روسی را در وضعیت انتظار نگه داشته، بیآنکه تضمینهای عملی و اطمینانبخشی درباره پرونده اوکراین ارائه کند».
المیادین همچنین در خبر خود نوشت که پیشتر نیز ایران در نامهای به سازمان ملل متحد و شورای امنیت اعلام کرده بود که در صورت قرار گرفتن در معرض حمله نظامی، «تمامی پایگاههای طرف متخاصم در منطقه اهدافی مشروع تلقی خواهند شد».
******
جبلی :اعتراف گیری کار رسانه نیست
پیمان جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما معتقد است که در رسانه ملی جایی برای اعترافگیری وجود ندارد و آنچه که گاهی اوقات تحتعنوان اظهارات برخی متهمین امنیتی پخش میشود، محتوایی است که دستگاههای قضایی و امنیتی در اختیار همه رسانهها میگذارند. او همچنین درباره پخش برنامه گفت و گو با برخی معترضین و اغتشاشگران بازداشتی وقایع اخیر صحبت کرده است. بخشهایی از اظهارات وی در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا به شرح زیر است:
* ما در صداوسیما اعتراف نمیگیریم، در واقع ما آنچه را که دستگاه قضایی و امنیتی در اختیار همه رسانهها میگذارند، پخش میکنیم. ما شواهدی مثل تصاویری که منتشر میشود و دیگر محتواها را منتشر میکنیم ولی اصلاً در آن محل بازداشت حضور نداریم که بخواهیم اعتراف بگیریم. اعتراف گرفتن کار رسانه نیست.
* قرار است در صدا و سیما برنامه گفت و گو با معترضین حوادث اخیر پخش شود که البته این گفت و گو مربوط به معترضین بازداشتی است. عمده این بازداشتیها هم سنین پایین هستند که با آنها گفتوگو شده است. جدای از فضایی که معمولاً کسانی که بازداشت هستند در قالب اعتراف صحبت میکنند، این برنامه در قالب یک گفتوگوی صمیمی است که ضبط هم شده و انشاءالله بهزودی پخش خواهد شد.
* موضوع سواد رسانهای در مدارس باید جدی گرفته شود. باید بهصورت واقعی به آسیبهای کمسوادی رسانهای با توجه به گسترش شبکههای اجتماعی، گسترش اخبار جعلی و گسترش تصاویر تحریفشدهای که در شبکههای اجتماعی و در فضای مجازی منتشر میشود و مختص ایران هم نیست و در همه دنیا به دغدغه تبدیل شده است، پرداخته شود.
* همزمان باید سواد رسانهای نسل جدید ما که بیشترین مصرفکننده فضای مجازی هستند، افزایش پیدا کند. حتماً در سیستم آموزشی و در نهادهایی آموزشی مثل آموزش و پرورش و حتی دانشگاهها باید به موضوع تقویت سواد رسانهای نسل جدید بیشتر پرداخته شود.
******
ساختارشکنی کف دانشگاه در سایه غفلت و تسامح غیرمدبرانه
خبرگزاری مهر نوشت:
با حضوری شدن دانشگاهها، جمعی از دانشجویان دانشگاه ها تصمیم گرفتند با برگزاری تجمعاتی هم یاد شهدای حوادث دیماه را گرامی بدارند و هم نسبت به فتنه آمریکایی - صهیونیستی ۱۸ و ۱۹ دی اعلام موضع کنند. البته چنین تجمع هایی با ماهیت دانشگاه که نباید نسبت به وقایع جاری کشور بی تفاوت باشد سازگار است . اولین تجمع روز شنبه اتفاق افتاد و طی آن در دانشگاه شریف و تهران دانشجویان با در دست داشتن تصاویر شهدا و پرچم جمهوری اسلامی ایران به راهپیمایی در سطح دانشگاه پرداختند. اما ماجرا از آنجا به حاشیه کشیده شد که جمعی با شعارهای انحرافی و خارج از ساختار به تجمع دانشجویان حمله کردند.
مسئول سیاسی بسیج دانشگاه شریف ماجرا را اینگونه شرح میدهد: «صبح شنبه عدهای از دانشجویان عزادارنما با عنوان عزاداری مقابل سلف دانشگاه تجمع کردند اما عزاداری نکردند و با سر دادن شعارهایی علیه ایران و دست و هلهله، فضای دانشگاه را ملتهب کردند. در جریان این تنشها، تعدادی از دانشجویان پای کار انقلاب با سنگ مورد حمله قرار گرفتند و حتی دو نفر از انان در بیمارستان بستری شد. در این اتفاق شاهد «پرتاب چاقو» و هتاکی و فحاشی بودیم ولی دانشجویان انقلابی پای کار ایران ماندند و پرچم ایران را محکم دستشان گرفتند».
انتقادها اما به سمت رویکردهای مدیریتی وزارت علوم روان است؛ از تسامح با برخورد دانشجوهای مسئله دار تا حراست صحیح از فضای دانشگاهها. بخشی از این انتقادات در صحبتهای مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران نمود دارد. او میگوید: «دانشجو یا دانشجونما دقیقاً چه اقدام دیگری باید انجام دهد تا با او برخورد شود؟ آیا باید چاقو بکشد، بطری و سنگ پرتاب کند، تهدید کند، گروههای سازمانیافته تشکیل دهد، فضای مجازی را مسموم کند یا دست به تحریم بزند؟ از سه سال پیش تاکنون، اگر دانشجویی کوچکترین تخلفی انجام میداد، بلافاصله کمیته انضباطی تشکیل میشد، اما اکنون حتی یک جلسه کمیته انضباطی در دانشگاهها برگزار نشده و وزیر علوم به این موضوع افتخار میکند».
نتیجه چنین ضعف هایی است که می بینیم در حالی که چندین هفته از فتنه خونین ۱۸ و ۱۹ دی گذشته، عده ای درصدد این هستند که اتش ان فتنه را در کف دانشگاههای کشور دوباره شعله ور کنند و با سردادن شعارهای هنجارشکن، در دست گرفتن پرچم منحوس پهلوی و پرتاب سنگ و چاقو به سمت سایر دانشجویان و تخریب اماکن دانشگاه آتش فتنه ای جدید را برافروزند. طبق بررسی ها تعدادی از لیدرهای ساختارشکنی های اخیر در دانشگاههای علومپزشکی، دارای تابعیت مضاعف آمریکا، بلژیک و اسپانیا بوده و با وعده ارائه کمک هزینههای تحصیلی و خرید خودرو و ماشین به دانشجویان، آنها را برای حضور در تجمعات همراه کردهاند.این در حالیست که در اغتشاشات ضدحجاب سال ۱۴۰۱ نیز این افراد نقشی محوری داشتهاند.
دهم دیماه بود که خبر تغییر مدیران حراست برخی دانشگاهها که مهم ترین آن دانشگاه شریف است توسط وزارت علوم اعلام شد و امروز می بینیم که از کف همین دانشگاه بدترین اتفاقات ساختارشکنانه شروع می شود و نه تنها در دوم دیماه بلکه در روز بعد یعنی یکشنبه سوم دیماه هم ادامه می یابد. امروز سوم دیماه نیز در دانشگاههای تهران، شریف و چند دانشگاه دیگر شاهد ناآرامی هایی بودیم و سوال این است که در فضای محدود و محصور دانشگاه چرا باید یک ناآرامی دو روز ادامه یابد؟