سنتهایی رمضانی که حال پایتختنشینان را خوبتر از گذشته و روح معنوی شهر را پربارتر میکرد. در ماه مهمانی خدا مردم دلهایشان به هم نزدیکتر میشد و بیشتر هوای هم را داشتند. اگر مادری برای افطار بساط آش راه میانداخت، آن را پیاله پیاله میکرد و قبل از اذان پیالهها روی دستهای بچههای خانه در دریای خروشان کوچههای باریک روانه میشد و بهدست در و همسایه میرسید. استدلال هم ساده بود؛ بویش شاید به مشام بچههای مشهدیعباس و کبریخانم رسیده است و «الجار ثمالدار»؛ اول همسایه بعد خانه.
بیش تر بخوانید:
سیمای رمضانی پایتخت
خلاصه اینکه چهره تهران در ماه مهمانی خدا تغییر میکرد و کاسبها مهربانتر میشدند و مردم نورانیتر. در اینجا به برخی تغییرات رمضانی در پایتخت قجری تهران نگاهی میاندازیم.
- رونق حمامیها در ماه رمضان
بسیاری از مغازهها بهخصوص چلوییها و دیزیسراها در روزهای ماه مبارک تعطیل یا کمرونق بودند اما برخلاف بسیاری مشاغل، حمامیها در این ماه کاسبیشان سکه بود و حتی کسانی که سالی یکبار هم حمام نمیرفتند در شبهای ماه رمضان برای غسل و نظافت سری به حمامهای عمومی میزدند.

- شهری پر از زولبیا و بامیه
یکی از شیرینیهای مخصوص ماه رمضان، زولبیا و بامیه بود که در تهران عهد قاجار تنها در این ماه پیدا میشد. نشان به آن نشان که نقل است مظفرالدینشاه در ماههایی غیر از رمضان میگفت کی رمضان میآید تا زولبیا و بامیه بخوریم، حتی برخی مغازهها در این ماه بهجای فروش اقلام معمول خود زولبیا و بامیه میفروختند.

- زنگ سحر و افطار
در تهران قدیم اعلام زمان سحر و افطار با شلیک گلوله توپ همراه بود، چنانکه در هر گوشهای از شهر ۲توپ جنگی کار گذاشته میشد و اوقات شرعی را به این ترتیب به مردم اعلام میکردند. برخی هم بهخصوص سحرها در کوچهها راه میافتادند و با زدن چوب به شیشه و در، همسایهها را برای سحری بیدار میکردند.

- نذر شستن ظروف روزهداران
نذری دادن در ماه رمضان یکی از سنتهای رایج میان تهرانیها بود و مردم برای باقیاتالصالحات و اهل قبورشان، دیگهای آش و حلوا بار میگذاشتند و قبل از افطار آنها را میان در و همسایه پخش میکردند. مستمندان هم در حد خودشان چیزی نذر میکردند. مثلا یکی از نذرها شستن ظروف روزهداران در مراسم افطاری یا سحری بود.

- مساجدی که جای سوزن انداختن نداشت
مساجد در روزها و شبهای ماه رمضان پر رونق بود و مردم برای خواندن نماز، بیشتر به مساجد میرفتند. معمولا پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، نمازگزاران روزههایشان را با یک خرما باز میکردند و برای صرف افطار به خانه میرفتند و دوباره بعد از چند ساعت برای شنیدن وعظ و خواندن قرآن به مسجد باز میگشتند.

- گلریزان رمضانی در زورخانه
حتی پهلوانها هم در روزهای ماه رمضان حال ورزش کردن نداشتند به همین دلیل زورخانهها از افطار تا سحر پذیرای ورزشکاران بود اما زورخانهها علاوه بر ورزش جایی برای دستگیری محرومان هم بود. در واقع مردم در شبهای ماه رمضان در زورخانهها جمع میشدند تا علاوه بر ورزش در مراسم گلریزان و کمک به محرومان هم شرکت کنند.

- سنگ قلابی ممنوع!
در تهران قدیم در ماه رمضان بازارها معمولا کساد میشد اما بازاریهایی که مایحتاج مردم را میفروختند کارشان پررونق بود و بهترین خواربار را با نازلترین قیمت میآوردند، حتی کاسبهای کمفروش به حرمت ماه رمضان سنگ قلابی خود را به انبار میبردند تا از سنگ وزنههای دقیق برای معامله و کشیدن کالاها استفاده کنند.














