منطق بی‌رحم استثمار پشت چهره سرگرم‌کننده فرهنگ عامه | چرا «گناهکاران» به نظر ژیژک فیلم مهمی است؟

همشهری آنلاین سه شنبه 05 اسفند 1404 - 17:30
امسال یکی از فیلم‌هایی که در فصل جوایز مورد توجه قرار گرفت، فیلم ترسناک «گناهکاران» بود که با ۱۶ نامزدی در اسکار تاریخ‌سازی کرد. فیلسوف، نظریه‌پرداز، جامعه‌شناس، منتقد برجسته اسلوونیایی، اسلاوی ژیژک، به تازگی مقاله مهمی درباره این فیلم نوشته که رئوس آن را در ادامه می‌خوانید.

همشهری آنلاین: مقاله «گناهکاران: مبارزه طبقاتی، بلوز و خون‌آشام‌ها» نوشته ژیژک تلاشی است برای خوانش یک اثر هنری معاصر از دریچهٔ نظریهٔ انتقادی، با تمرکز بر سه محور به‌ظاهر نامرتبط اما درهم‌تنیده: مبارزهٔ طبقاتی، موسیقی بلوز و استعارهٔ خون‌آشام. ژیژک در این متن نشان می‌دهد که چگونه فرهنگ عامه—حتی ژانرهایی مانند وحشت یا روایت‌های خون‌آشامی—می‌تواند صحنه‌ای برای بازنمایی تضادهای عمیق سرمایه‌داری متأخر باشد.

نقطهٔ عزیمت او، مفهوم «گناهکار» است. از نظر ژیژک، در نظم ایدئولوژیک امروز، گناه دیگر صرفاً مقوله‌ای اخلاقی یا دینی نیست، بلکه سازوکاری سیاسی برای فردی‌سازی بحران‌های ساختاری است. در جامعه‌ای که نابرابری اقتصادی، استثمار و حذف سیستماتیک گروه‌های حاشیه‌ای ساختاری‌اند، سوژه‌ها تشویق می‌شوند مشکلات را به «خطای شخصی» یا «انحراف اخلاقی» فروبکاهند. بدین‌ترتیب، «گناهکار» کسی است که بار شکست‌های نظام را بر دوش می‌کشد و از تبدیل نارضایتی اجتماعی به مطالبهٔ سیاسی جلوگیری می‌کند.

ژیژک سپس به موسیقی بلوز می‌پردازد؛ ژانری که ریشه در تجربهٔ تاریخی رنج، بردگی و تبعیض دارد. به باور او، بلوز تنها بیان سوگواری یا اندوه نیست، بلکه شکلی از مقاومت نمادین است: تبدیل درد به فرم هنری، و در نتیجه ایجاد فاصله‌ای انتقادی با واقعیت. با این حال، سرمایه‌داری فرهنگی توانسته همین صدای مقاومت را نیز جذب و کالایی کند. آنچه زمانی فریاد اعتراض بود، اکنون می‌تواند به پس‌زمینهٔ مصرفی بدل شود. این جذب‌شدنِ اعتراض در مدار بازار، به‌زعم ژیژک، یکی از پیچیده‌ترین سازوکارهای ایدئولوژی معاصر است.

اما چرا خون‌آشام؟ ژیژک از استعارهٔ کلاسیک خون‌آشام—موجودی که از خون دیگری تغذیه می‌کند—برای توصیف منطق سرمایه استفاده می‌کند. سرمایه همچون خون‌آشام، نیروی حیات (کار، خلاقیت، زمان) را از سوژه‌ها می‌مکد و در عین حال خود را به‌مثابه امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهد. در این چارچوب، وحشت نه در هیولای بیرونی، بلکه در سازوکار روزمرهٔ اقتصادی نهفته است. فیلم یا روایت «Sinners» بهانه‌ای می‌شود برای نشان دادن اینکه چگونه هیولاهای فرهنگی بازتابی از روابط واقعی قدرت‌اند.

یکی از نکات محوری مقاله، پیوند میان لذت و سلطه است. ژیژک یادآور می‌شود که ایدئولوژی امروز دیگر صرفاً از ما اطاعت نمی‌خواهد، بلکه ما را به «لذت بردن» فرامی‌خواند: لذت مصرف، لذت هویت فردی، لذت انتخاب. اما همین فرمان به لذت، به شکلی وارونه، ما را در چرخه‌ای از اضطراب و احساس کمبود گرفتار می‌کند. در چنین شرایطی، سوژه هم‌زمان قربانی و همدست نظام است—هم خون‌داده و هم شیفتهٔ خون‌آشام.

مبارزهٔ طبقاتی در این متن نه به معنای تقابل سادهٔ دو گروه اجتماعی، بلکه به‌عنوان شکاف بنیادینی مطرح می‌شود که در دل تجربهٔ فرهنگی نیز حضور دارد. حتی روایت‌های ژانری، موسیقی مردمی یا اسطوره‌های عامه می‌توانند صحنهٔ این شکاف باشند. ژیژک استدلال می‌کند که بازخوانی رادیکال این آثار می‌تواند لایه‌های پنهان تضاد را آشکار کند و امکان تخیل سیاسی تازه‌ای را بگشاید.

در نهایت، مقاله بیش از آنکه تفسیری صرف از یک اثر خاص باشد، دعوتی است به دیدن امر سیاسی در دل فرهنگ روزمره. «گناهکاران»، «بلوز» و «خون‌آشام‌ها» سه نام برای یک مسئله‌اند: چگونه نظامی که بر نابرابری استوار است، همزمان رنج را تولید، آن را زیباسازی، و سپس بی‌خطر می‌کند. ژیژک با سبک جدلی و طنزآمیز همیشگی‌اش، خواننده را وادار می‌کند تا پشت چهرهٔ سرگرم‌کنندهٔ فرهنگ عامه، منطق بی‌رحم استثمار را بازشناسد—و بپرسد که آیا هنوز می‌توان راهی برای گسستن این چرخه تصور کرد یا نه.

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.