بحران آب در ایران یکی از جدیترین چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی کشور است. با وجود اینکه ایران کشوری نیمهخشک است، میزان بارندگی سالانه آن در سالهای اخیر نوسانات شدیدی داشته و میانگین آن حدود ۲۲۸ میلیمتر بوده است. این میزان در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۳۵ میلیمتر رسیده، اما در سالهای خشکی مانند ۲۰۲۱ به تنها ۱۲۸ میلیمتر کاهش یافته است. سوال کلیدی این است: آب باران کجا میرود؟ و چرا با وجود این بارشها، ایران با بیآبی مواجه است؟ این مقاله به بررسی فرایندهای طبیعی و انسانی سرنوشت آب باران، علل بحران آب در ایران، و راهکارهای جهانی و داخلی میپردازد. بحران آب نه تنها نتیجه تغییرات اقلیمی است، بلکه عمدتاً به دلیل مدیریت نامناسب منابع و مصرف بیرویه ایجاد شده.
سرنوشت آب باران پس از بارش به دو دسته فرایندهای طبیعی و عوامل انسانی تقسیم میشود. درک این فرایندها کمک میکند تا بفهمیم چرا بخش زیادی از آب باران در ایران هدر میرود.
هنگامی که باران میبارد، آب به سه مسیر اصلی میرود:
تبخیر: بخش قابل توجهی از آب باران، قبل یا بعد از رسیدن به زمین، به دلیل گرما و باد تبخیر میشود. در مناطق گرم مانند ایران، تا ۷۰ درصد بارش میتواند از طریق تبخیر و تعرق گیاهان به اتمسفر بازگردد.
نفوذ به خاک: آب به درون خاک نفوذ کرده و سفرههای آب زیرزمینی را تغذیه میکند. این فرایند در مناطق با پوشش گیاهی خوب و خاک نفوذپذیر بیشتر رخ میدهد، اما در ایران به دلیل فرسایش خاک، کمتر از حد انتظار است.
جریان سطحی: آب باقیمانده به صورت رودخانهها، جویبارها یا سیلاب به سمت دریاچهها، رودها یا دریاها جریان مییابد. در نهایت، این آب ممکن است به اقیانوسها برسد یا در مسیر تبخیر شود.
در یک چرخه طبیعی، آب باران بخشی از چرخه هیدرولوژیکی است که شامل بارش، آبروی، نفوذ و تبخیر میشود. اما در مناطق شهری یا کشاورزی، این فرایندها مختل میشوند.
در ایران، بخش زیادی از آب باران به دلیل نبود زیرساختها هدر میرود. عوامل اصلی عبارتند از:
فرسایش خاک: زمینهای بدون پوشش گیاهی آب را جذب نمیکنند و به سیلاب تبدیل میشوند. نمونه آن سیل ۱۳۹۸ شیراز است که به دلیل تخریب پوشش گیاهی رخ داد.
هدررفت در مسیر جریان: بدون کانالها و سدهای مناسب، آب به دریاها یا مناطق غیرقابل استفاده میرود. در ایران، بسیاری از رودخانهها بدون بهرهبرداری به خلیج فارس یا دریای عمان میریزند.
نبود سیستمهای جمعآوری: در شهرها، آب باران از خیابانها به فاضلاب میرود بدون اینکه ذخیره شود. این در حالی است که فناوریهای ساده مانند پمپهای لجنکش در کشور تولید میشود، اما استفاده نمیشود.
اگر این هدررفت مدیریت شود، میتوان از آب باران برای مصارف غیرآشامیدنی مانند شستشو و آبیاری استفاده کرد.
بیآبی در ایران نتیجه ترکیبی از عوامل طبیعی و انسانی است. کارشناسان تأکید میکنند که بحران عمدتاً انسانساز است و تغییرات اقلیمی تنها بخشی از مشکل را تشدید کرده.
ایران در کمربند خشک جهان قرار دارد و تغییرات اقلیمی باعث کاهش ۴۵ درصدی بارندگی در سالهای اخیر شده است. بارشها اغلب شدید و کوتاهمدت هستند که به جای تغذیه منابع، به سیلاب تبدیل میشوند. همچنین، افزایش دما تبخیر را بیشتر کرده و منابع آب را کاهش میدهد. در تهران، بارندگی ۴۲ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است.
ریشه اصلی بحران، سیاستهای اشتباه است:
استخراج بیرویه از منابع زیرزمینی: بیش از ۶۰ درصد آب مصرفی از آبخوانها میآید که سالانه ۵ میلیارد مترمکعب کسری دارد. حفر چاههای عمیق بدون نظارت باعث فرونشست زمین در تهران و اصفهان شده.
پروژههای دامسازی نامناسب: ساخت هزاران سد بدون توجه به محیط زیست، سیستم سنتی قناتها را نابود کرده. این سدها اغلب توسط شرکتهای وابسته به سپاه ساخته شده و اولویت سودجویی داشتهاند.
شبکههای قدیمی: تا ۳۰ درصد آب در شبکههای شهری هدر میرود به دلیل نشتی و سرقت.
تحریمها و فساد نیز سرمایهگذاری در فناوریهای نوین را محدود کردهاند.
مصرف آب در ایران بیش از استاندارد جهانی است: کشاورزی ۹۰ درصد آب را مصرف میکند با روشهای ناکارآمد مانند غرقابی. در بخش خانگی، عدم آگاهی باعث هدررفت میشود. جمعیت تهران از ۴.۹ میلیون در ۱۹۷۹ به ۹.۷ میلیون رسیده و تقاضا را افزایش داده.
برای مقابله با بحران، نیاز به رویکردهای چندجانبه است. کشورهای دیگر تجربیات موفقی دارند که میتوان الگوبرداری کرد.
جمعآوری آب باران: سیستمهای ساده مانند ناودانها و مخازن میتواند آب را برای مصارف غیرآشامیدنی ذخیره کند. در برگن نروژ، این سیستم بخشی از فرهنگ است و از پمپهای لجنکش برای تصفیه اولیه استفاده میشود.
احیا قناتها: بازگشت به سیستم سنتی قنات که هزاران سال کارآمد بوده، میتواند کمک کند.
در استرالیا، پس از خشکسالی ۲۰۰۳-۲۰۱۲، دولت یارانههایی برای نصب سیستمهای جمعآوری داد که بیش از ۷ میلیون دلار صرفهجویی کرد. در هند، ایالت تامیل نادو جمعآوری آب باران را اجباری کرده و سطح آب زیرزمینی را افزایش داده.
تصفیه و شیرینسازی آب: کشورهای هستند که فناوریهایی دارند که میتواند به طور غیرمستقیم به ایران کمک کند، مانند شیرینسازی که ۸۰ درصد آب آن کشور را تأمین میکند.
کشاورزی کارآمد: استفاده از آبیاری قطرهای میتواند مصرف را ۵۰ درصد کاهش دهد.
بازسازی شبکهها: بهروزرسانی لولهها و استفاده از تجهیزات مدرن مانند پمپهای توانمند.
آموزش از مدارس و رسانهها برای صرفهجویی ضروری است. کمپینهای عمومی میتواند مصرف را کاهش دهد. همچنین، سیاستگذاری برای قیمتگذاری واقعی آب و تشویق سرمایهگذاری خصوصی.
۱. آب باران در ایران دقیقاً کجا میرود و چرا بخش زیادی از آن هدر میرود؟
آب باران پس از بارش به سه مسیر اصلی میرود: تبخیر (به دلیل گرما و باد)، نفوذ به خاک (تغذیه سفرههای زیرزمینی) و رواناب سطحی (جریان به سمت رودخانهها یا دریاها). در ایران به دلیل فرسایش خاک، نبود پوشش گیاهی مناسب، عدم وجود سیستمهای جمعآوری آب باران در شهرها و نبود کانالها و زیرساختهای کافی، بخش بزرگی از این آب به صورت سیلاب هدر میرود یا مستقیم به دریاها میریزد بدون اینکه ذخیره یا استفاده شود. این هدررفت انسانی یکی از دلایل اصلی تشدید بحران آب است.
۲. چرا با وجود بارندگیهای گاهبهگاه، ایران همچنان با بیآبی شدید مواجه است؟
ایران در کمربند خشک جهان قرار دارد و میانگین بارش سالانه آن حدود ۲۲۰–۲۳۵ میلیمتر است که بسیار کمتر از میانگین جهانی است. علاوه بر این، تغییرات اقلیمی باعث کاهش و نامنظم شدن بارشها شده، اما عامل اصلی بحران، مدیریت ناکارآمد است: استخراج بیرویه از آبهای زیرزمینی، ساخت سدهای متعدد بدون توجه به اکوسیستم، کشاورزی ناکارآمد (مصرف حدود ۹۰ درصد آب) و شبکههای توزیع قدیمی که باعث هدررفت زیاد میشود. بنابراین بحران بیشتر انسانساز است تا صرفاً اقلیمی.
۳. رواناب سطحی چیست و چه نقشی در بحران آب ایران دارد؟
رواناب سطحی بخشی از آب باران است که به جای نفوذ به خاک، روی سطح زمین جریان پیدا میکند و به رودخانهها، دریاچهها یا دریاها میرسد. در ایران به دلیل فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی و نبود سیستمهای مهار و ذخیرهسازی مناسب، این رواناب اغلب به سیلاب تبدیل شده و بدون بهرهبرداری مفید هدر میرود یا باعث خسارت میشود (مانند سیلابهای ویرانگر در سالهای اخیر). اگر رواناب مدیریت شود، میتواند منابع آب را تقویت کند.
۴. آیا جمعآوری آب باران میتواند به حل بحران آب ایران کمک کند؟
بله، جمعآوری آب باران (مانند سیستمهای ناودان، مخازن خانگی و شهری) یکی از راهکارهای مؤثر و کمهزینه است. در کشورهای موفق مانند نروژ یا استرالیا، این روش برای مصارف غیرآشامیدنی (شستشو، آبیاری) بسیار رایج است و فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش میدهد. در ایران با وجود فناوریهای موجود (مانند پمپهای لجنکش)، این سیستمها به طور گسترده اجرا نشدهاند، در حالی که میتوانند حجم قابل توجهی از آب هدررفته را ذخیره کنند.
۵. مهمترین راهکارها برای خروج ایران از بحران بیآبی چیست؟
مهمترین راهکارها شامل: اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی (استفاده از آبیاری قطرهای و تغییر کشت)، بازسازی شبکههای توزیع آب شهری برای کاهش هدررفت، احیای سیستمهای سنتی مانند قنات، توسعه سیستمهای جمعآوری آب باران، کنترل برداشت از آبهای زیرزمینی، فرهنگسازی صرفهجویی و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند نمکزدایی (شیرینسازی) آب دریا است. این اقدامات نیاز به هماهنگی دولتی، مشارکت عمومی و اولویتبندی پایداری دارد تا بحران تشدید نشود.
آب باران در ایران اغلب هدر میرود به دلیل فرایندهای طبیعی مانند تبخیر و عوامل انسانی مانند مدیریت ضعیف. بحران بیآبی نتیجه تغییرات اقلیمی، استخراج بیرویه و مصرف بالا است، اما با الگوبرداری از تجربیات جهانی مانند نروژ، استرالیا و هند، میتوان آن را مدیریت کرد. اقدام فوری دولت، جامعه و فناوری لازم است تا ایران از "روز صفر" آب جلوگیری کند. آینده آب در ایران به تصمیمات امروز بستگی دارد.
گرد آوری:بخش علمی بیتوته