طبق برخی نقل های تاریخی و دینی، پس از ازدواج یوسف پیامبر با زلیخا، این موضوع برای آسنات، همسر اول یوسف، به سختی قابل پذیرش بود. یوسف که در دوران کودکی در قصر پوتیفار با زلیخا زندگی کرده بود، علاقه عمیقی به او داشت، در حالی که رابطه اش با آسنات بیشتر جنبه تحمیلی داشت و فاقد آن شور و احساس شدید میان او و زلیخا بود.
با گذشت زمان، آسنات در مواجهه با این ازدواج دچار مشکلات روحی شد، اما تمامی ناراحتی های خود را پنهان می کرد. تا اینکه خبر مرگ زلیخا به عنوان حادثه ای تلخ در میان مردم مصر منتشر شد. شواهد برخی روایت ها نشان می دهند که مرگ زلیخا ممکن است به دلیل دخالت آسنات رخ داده باشد. گفته شده که آسنات با سمی که مخفیانه به زلیخا داده بود، او را به قتل رسانده است. پس از آن، وقتی شک و تردیدها به سمت آسنات سوق می یابد، آخناتون از او می خواهد تا حقیقت را آشکار کند. آسنات در حضور بزرگان مصر به این قتل اعتراف می کند. نتیجه این اعتراف به زندانی شدن آسنات ختم شد و او در اواخر عمر خود زندگی را در زندان سپری کرد.
با این حال، پژوهشگران و مورخان هیچ سند قطعی و معتبری برای این ادعا که زلیخا به دست آسنات کشته شده است، پیدا نکرده اند. این روایات بیشتر جنبه افسانه ای داشته و مستندات تاریخی برای تأیید آنها وجود ندارد.
بر اساس برخی منابع تاریخی، زلیخا پس از مرگ یوسف پیامبر، دچار اندوه شدیدی شد و سه روز تمام به حالتی بی هوش فرو رفت. پس از به هوش آمدن، از اطرافیان ماجرای دقیق سخنان یوسف در لحظه های پایانی زندگی اش را جویا شد. وقتی مطلع شد که یوسف پیامبر دعا کرده است تا در بهشت در کنار صالحان باشد، زلیخا نیز همان دعا را با خلوص نیت آرزو کرد. روایت ها می گویند که این دعا مستجاب شد و چند روز بعد، زلیخا نیز از دنیا رفت.
![]()