به گزارش "تابناک" ؛ وقتی از مهمات سرگردان صحبت میشود، در واقع از یک فلسفه کاملاً متفاوت در طراحی سلاح حرف میزنیم؛ فلسفهای که مبتنی بر «صبر عملیاتی» است، نه صرفاً سرعت آتش. این سامانهها برخلاف موشکهای بالستیک یا کروز که پس از شلیک مسیر مشخصی را طی میکنند، میتوانند ساعتها در آسمان منطقه مأموریت پرسه بزنند، داده جمعآوری کنند، هدف را شناسایی کنند و در دقیقترین لحظه، ضربه نهایی را وارد کنند. همین ویژگی بهتنهایی کافی است تا ساختار سنتی دفاع هوایی، استقرار یگانهای زرهی و حتی فرماندهی میدانی دستخوش بازنگری شود.

از منظر فنی، مهمات سرگردان در هسته خود یک پلتفرم پرنده سبک با سامانه هدایت ترکیبی است که معمولاً از ناوبری ماهوارهای (GNSS)، سامانههای اینرسی (INS)، لینک داده امن و سنسورهای الکترواپتیکی یا مادون قرمز بهره میبرد. این ترکیب به آن اجازه میدهد که نهتنها مختصات از پیش تعیینشده را هدف قرار دهد، بلکه بهصورت زنده نیز اهداف متحرک، سامانههای راداری فعال، خودروهای زرهی در حال جابهجایی و حتی نقاط فرماندهی را رصد و انتخاب کند. در اینجا تفاوت کلیدی با پهپادهای شناسایی مشخص میشود؛ مهمات سرگردان، صرفاً ناظر نیست، بلکه خودش ابزار انهدام است.
در جنگهای اخیر، از قفقاز تا خاورمیانه، نقش این تسلیحات در شکار سامانههای پدافندی بیش از هر چیز برجسته شد. سامانه پدافندی کلاسیک بر اساس کشف، قفل و درگیری طراحی شده، اما وقتی هدفی کوچک، کمارتفاع، با سطح مقطع راداری بسیار پایین و رفتار پروازی نامنظم وارد صحنه میشود، معادله پیچیده میشود. یک رادار که برای کشف جنگنده یا موشک طراحی شده، در برابر هدفی که سرعت کم، امضای حرارتی محدود و مقطع راداری ناچیز دارد، با چالش جدی مواجه میشود. این همان نقطهای است که مهمات سرگردان تبدیل به «شکارچی پدافند» میشود.

از نظر آیرودینامیکی، بیشتر این سامانهها با طراحی بال ثابت و موتور پیستونی یا الکتریکی ساخته میشوند تا مصرف سوخت پایین و مداومت پروازی بالا داشته باشند. برخی مدلها تا چندین ساعت توان پرسهزنی دارند که این ویژگی برای مأموریتهای ضد رادار یا شکار اهداف فرصتمحور حیاتی است. زمانی که یک سامانه راداری برای لحظهای روشن میشود، یک مهمات سرگردان مجهز به گیرندههای پسیو میتواند منبع انتشار را شناسایی کرده و بهصورت خودکار روی آن قفل کند؛ دقیقاً همان منطق موشکهای ضد رادار، اما با انعطاف عملیاتی بسیار بیشتر.
از منظر تاکتیکی، مهمات سرگردان یک ابزار ایدهآل برای جنگ نامتقارن محسوب میشود. دلیل روشن است؛ هزینه تولید و بهکارگیری آن نسبت به بسیاری از سامانههای سنگین بسیار پایینتر است، اما اثر عملیاتی آن میتواند بهمراتب بزرگتر باشد. یک سامانه زرهی یا یک واحد فرماندهی که میلیونها دلار ارزش دارد، میتواند با یک مهمات سرگردان نسبتاً ارزان از کار بیفتد. این نسبت هزینه به اثر (Cost-Effectiveness Ratio) دقیقاً همان عاملی است که ارتشهای جهان را به سمت سرمایهگذاری گسترده روی این حوزه سوق داده است.

نکته مهم دیگر، نقش این تسلیحات در جنگ شبکهمحور است. مهمات سرگردان مدرن دیگر یک ابزار مستقل نیست؛ بخشی از یک اکوسیستم رزمی است که شامل پهپادهای شناسایی، سامانههای جنگ الکترونیک، شبکههای فرماندهی و کنترل و حتی هوش مصنوعی میشود. دادهای که توسط یک پهپاد شناسایی جمعآوری میشود، میتواند در لحظه به مهمات سرگردان منتقل شود و این سلاح بدون نیاز به مداخله مستقیم اپراتور، هدف را تعقیب و منهدم کند. این سطح از یکپارچگی عملیاتی، چرخه تصمیمگیری در میدان نبرد را بهشدت کوتاه میکند.
در حوزه مقابله با ریزپرندهها و پهپادهای دشمن نیز اهمیت مهمات سرگردان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. برخلاف سامانههای پدافندی سنگین که برای مقابله با اهداف بزرگ طراحی شدهاند، مهمات سرگردان سبک میتواند بهعنوان یک رهگیر انعطافپذیر عمل کند. یعنی بهجای شلیک موشکهای گرانقیمت به یک پهپاد کوچک، از یک سامانه سبک، دقیق و هدفگزین استفاده شود که بتواند با حداقل هزینه، تهدید را خنثی کند. این موضوع در محیطهای عملیاتی پرتراکم که تهدید پهپادی بهصورت دستهجمعی مطرح است، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
از منظر جنگ الکترونیک، مهمات سرگردان هم یک فرصت است و هم یک چالش. این سامانهها معمولاً به لینک داده و ناوبری وابستهاند، اما نسلهای جدید با استفاده از الگوریتمهای خودکار هدفیابی، قابلیت ادامه مأموریت حتی در شرایط اخلال الکترونیکی را نیز دارند. بهعبارت دیگر، حتی در صورت قطع ارتباط، میتوانند بر اساس دادههای از پیش بارگذاریشده و پردازش تصویر، مأموریت خود را ادامه دهند. این ویژگی باعث میشود که اخلال صرف در لینک ارتباطی، همیشه به معنای خنثیسازی تهدید نباشد.
در چارچوب عملیاتی نیروهای مسلح ایران، مهمات سرگردان یک ابزار کاملاً همراستا با دکترین دفاع لایهای و نبرد نامتقارن محسوب میشود. جغرافیای منطقهای، تراکم پایگاههای نظامی خارجی، و محیط عملیاتی پیچیده خلیج فارس و غرب آسیا، همگی فضایی ایجاد میکنند که در آن، سامانههای سبک، دقیق و پراکنده کارایی بالایی دارند. در چنین محیطی، یک سلاح که بتواند بدون نیاز به باند پروازی، از سکوی متحرک، ساحلی یا حتی پلتفرمهای کوچک پرتاب شود، مزیت عملیاتی قابل توجهی ایجاد میکند.

از منظر دفاعی، حضور مهمات سرگردان در اختیار نیروهای مسلح، یک لایه مکمل برای مقابله با تهدیدات کمارتفاع و ریزپرندهها نیز ایجاد میکند. پهپادهای کوچک شناسایی یا تهاجمی که با سطح مقطع راداری پایین وارد حریم عملیاتی میشوند، با سامانههای کلاسیک بهسختی رهگیری میشوند، اما یک مهمات سرگردان میتواند با جستجوی بصری و حرارتی، این اهداف را در فاصله نزدیک کشف و نابود کند. این یعنی تبدیل یک ابزار تهاجمی به یک سپر دفاعی هوشمند.
در سطح راهبردی، مهمات سرگردان نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی هوشمند ایفا میکند. برخلاف موشکهای سنگین که استفاده از آنها پیامدهای سیاسی و نظامی گسترده دارد، این سامانهها امکان پاسخ دقیق، محدود و کنترلشده را فراهم میکنند. یعنی میتوان اهداف مشخص و با ارزش را بدون ورود به فاز درگیری گسترده مورد هدف قرار داد. همین انعطاف عملیاتی، آنها را به یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت تنشهای منطقهای تبدیل کرده است.
از نظر مهندسی سامانه، بخش سرجنگی مهمات سرگردان نیز متنوع طراحی میشود؛ از سرجنگیهای ضدزره با نفوذ بالا تا سرجنگیهای ترکشزا برای اهداف نرم و نیمهسخت. این تنوع باعث میشود که یک پلتفرم واحد، مأموریتهای مختلفی از انهدام خودروهای زرهی تا نابودی رادارها و تجهیزات حساس را پوشش دهد. همچنین قابلیت حمله از بالا (Top-Attack) یکی از مزیتهای فنی مهم است، زیرا بخش فوقانی زره خودروهای نظامی معمولاً آسیبپذیرتر از بخشهای جانبی و جلویی است.

در میدان نبرد مدرن، مسئله بقا (Survivability) بیش از هر زمان دیگری به استتار، پراکندگی و تحرک وابسته شده است؛ و مهمات سرگردان دقیقاً برای هدف قرار دادن اهدافی طراحی شده که تصور میکنند از دید پنهان هستند. یک خودرو فرماندهی که در پشت خطوط مستقر شده، یک سامانه راداری که بهصورت دورهای فعال میشود، یا یک واحد زرهی در حال جابهجایی، همگی در برابر یک چشم پرسهزن در آسمان، به اهداف قابل دسترس تبدیل میشوند.
تحولات اخیر نشان میدهد که آینده نبردها نه صرفاً در آسمان با جنگندههای نسل پنجم، بلکه در لایه پایینتر، با سامانههای کوچک، هوشمند و دقیق رقم میخورد. مهمات سرگردان، تجسم همین تغییر پارادایم است؛ سلاحی که بیصدا وارد میدان میشود، صبورانه نظارت میکند و در لحظهای که بیشترین اثر را دارد، مأموریت خود را به پایان میرساند. در چنین شرایطی، هر نیروی نظامی که بتواند این ابزار را در قالب یک شبکه یکپارچه با سامانههای شناسایی، جنگ الکترونیک و فرماندهی ترکیب کند، برتری عملیاتی محسوسی در میدان نبرد آینده خواهد داشت