اسماعیل مجللی با اشاره به جایگاه هنر تعزیه در فرهنگ و تاریخ ایران اظهار کرد: تعزیه در حافظه تاریخی ایرانیان همواره به عنوان آیینی کهن و ریشهدار معرفی شده است، اما هنگامی که این موضوع را بر مبنای اسناد تاریخی و منابع مکتوب بررسی میکنیم، با واقعیتی متفاوت مواجه میشویم.
به گزارش ایسنا، بسیاری از روایتهایی که درباره پیشینه چندصد ساله یا حتی چندهزار ساله تعزیه مطرح شدهاند، بیشتر بر پایه نقلهای شفاهی و برداشتهای شخصی استوار هستند و پشتوانه مستند و علمی محکمی ندارند.
وی خاطرنشان کرد: اگر تعزیه را به عنوان یک هنر مستقل در نظر بگیریم، باید مشخص شود در کدام بخش از تاریخ هنر و ادبیات ایران قرار میگیرد. تعزیه ترکیبی از سه هنر ادبیات، موسیقی و نمایش است که در بستر معماری تکیهها به یک هنر مستقل تبدیل شده است. اگر هر یک از این عناصر حذف شوند، دیگر با پدیدهای به نام تعزیه روبهرو نخواهیم بود. بنابراین برای شناخت ریشههای این هنر باید تاریخ این سه حوزه را به صورت دقیق بررسی کرد.
این پژوهشگر حوزه تعزیه درباره دیدگاههای مختلف پیرامون زمان شکلگیری تعزیه گفت: برخی پژوهشگران تاریخ پیدایش تعزیه را نامعلوم دانستهاند، عدهای آن را به اسطورههایی همچون سیاوش نسبت دادهاند و برخی نیز آغاز آن را به دوران معصومان(ع) یا عصر صفویه مرتبط میدانند. البته آیینهای سوگواری و عزاداری برای امام حسین(ع) سابقهای طولانی دارند، اما نباید این آیینها را با تعزیه به معنای امروزی آن یکسان دانست. تعزیه با ساختار نمایشی، موسیقایی و ادبی مشخص خود، پدیدهای متفاوت است.
مجللی با بیان اینکه دوره قاجار را باید زمان شکلگیری واقعی تعزیه دانست، تصریح کرد: بسیاری معتقدند عصر قاجار دوران شکوفایی تعزیه بوده است، اما به باور من این دوره علاوه بر عصر شکوفایی، زمان تولد و شکلگیری این هنر نیز محسوب میشود. در واقع تعزیه از ابتدا تا انتها در همین دوره شکل گرفت، رشد کرد و به اوج رسید. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ادامه و بازتولید همان الگوی قاجاری است.
وی در تشریح دلایل این دیدگاه گفت: جامعه ایران در قرن نوزدهم با مشکلات فراوانی همچون فقر، بیسوادی گسترده، خرافهگرایی و ساختار ارباب و رعیتی مواجه بود. در چنین شرایطی، شکلگیری متون منظوم، موسیقایی و نمایشی توسط عموم مردم چندان قابل تصور نیست. از سوی دیگر، با آغاز جنبشهای فکری و فرهنگی در عصر قاجار و تلاش برای خروج از فضای سنتی، زمینه برای ظهور هنرهایی مانند تعزیه فراهم شد.
این نویسنده و پژوهشگر افزود: نگاهی به تاریخ ادبیات ایران نشان میدهد که از دوره صفویه تا آغاز حکومت فتحعلیشاه، ادبیات فارسی دوران رکود خود را سپری میکرد، اما با شکلگیری نهضت بازگشت ادبی در دوره قاجار، شاعران گرد هم آمدند و جریان تازهای در شعر فارسی شکل گرفت. بسیاری از متون و اشعار تعزیه نیز محصول همین فضای ادبی هستند و از نظر سبک و ساختار، شباهت فراوانی با ادبیات آن دوره دارند.
وی ادامه داد: در حوزه نمایش و موسیقی نیز شواهد مشابهی وجود دارد. نخستین نمایشنامههای مدرن ایران در دوره قاجار نوشته شدند و موسیقی ایرانی نیز در همین دوران سامان یافت و تدوین شد. در حقیقت تعزیه بستری بود که موسیقی را از حاشیه به متن جامعه آورد و آن را در خدمت مفاهیم مذهبی قرار داد. به همین دلیل نقشهای مثبت در تعزیه با آواز و موسیقی اجرا میشوند، در حالی که نقشهای منفی بدون موسیقی و با شیوهای متفاوت سخن میگویند.
مجللی درباره اهداف شکلگیری تعزیه در عصر قاجار اظهار کرد: این هنر در ابتدا در دربار قاجار شکل گرفت و سپس به سایر نقاط کشور گسترش یافت. یکی از مهمترین اهداف آن، ترویج و تثبیت مذهب تشیع بود. در آن دوران، مذهب شیعه با چالشها و تهدیدهایی از جمله فعالیت فرقههای انحرافی و جریانهای مذهبی مخالف مواجه بود و تعزیه به عنوان ابزاری فرهنگی و هنری برای مقابله با این تهدیدها مورد استفاده قرار گرفت.
وی اضافه کرد: تعزیه نقش مهمی به عنوان یک رسانه عمومی ایفا میکرد. در دورهای که رسانههای جمعی به معنای امروزی وجود نداشتند و سطح سواد عمومی پایین بود، تعزیه بهترین ابزار برای انتقال پیامها، ارزشها، رویدادها و حتی نقدهای اجتماعی به شمار میرفت. بسیاری از مسائل و دغدغههای جامعه آن روزگار را میتوان در متن نسخههای تعزیه مشاهده کرد.
این مؤلف کتاب «شبیهنامه» با اشاره به افول تدریجی تعزیه پس از مشروطه گفت: همانگونه که شکلگیری و شکوفایی تعزیه در عصر قاجار رخ داد، افول آن نیز از همین دوره آغاز شد. پس از مرگ مظفرالدین شاه و همزمان با تحولات مشروطه، بسیاری از مجالس تعزیه تعطیل شدند و برخی تعزیهخوانان نیز تحت فشار قرار گرفتند. این روند تا دهههای بعد ادامه داشت.
وی ادامه داد: در این میان، روستاها و شهرهای کوچک به پناهگاه تعزیه تبدیل شدند. در مناطقی که دسترسی حکومت کمتر بود، این هنر توانست به حیات خود ادامه دهد. بسیاری از تکایا، ابزارها و نشانههای تعزیه که امروز در روستاها مشاهده میشود، یادگار همین دوران هستند. در واقع روستاها نقش مهمی در حفظ و انتقال این میراث فرهنگی ایفا کردند.
مجللی درباره تفاوت روایت خود با دیدگاههای رایج نیز گفت: بخش قابل توجهی از مطالبی که درباره پیشینه تعزیه مطرح میشود، مبتنی بر روایتهای شفاهی است، در حالی که پژوهش علمی نیازمند استناد به اسناد و مدارک تاریخی است. آیینهای عزاداری و سوگواری پیش از قاجار، اگرچه زمینهساز ظهور تعزیه بودهاند، اما نباید آنها را با تعزیه به معنای دقیق و امروزی آن یکی دانست.
وی با اشاره به پژوهش هفتساله خود در تدوین کتاب «شبیهنامه» اظهار کرد: این اثر در بیش از ۱۲۰۰ صفحه منتشر شده و حاصل سالها بررسی میدانی، مطالعه نسخههای تعزیه و پژوهش در استانهای مختلف کشور است. نتیجه این مطالعات نشان میدهد که تاکنون هیچ سند و مدرکی که وجود تعزیه به شکل کنونی را پیش از دوره قاجار اثبات کند، به دست نیامده است و تمام شواهد موجود، شکلگیری این هنر را به عصر قاجار نسبت میدهند.